قرارداد اصلی

قرارداد اصلی

قرارداد اصلی

ملاک و معیار در صحت و بطلان چنین معاملاتی از نظر فقه امامیه و شافعی وجود غرر و عدم آن می‏باشد.
3-3- غرر در شرط معامله
3-3-1-شرط ضمن عقد و شرایط صحت آن
نخست باید یادآور شد که گاهی در ضمن قرارداد (عقد بیع)، تعهد و قرارداد دیگری به وجود می‏آید که به آن «شرط ضمن عقد» هم می‏گویند، که موضوع آن تعهّد یا قرار داد می‏تواند به صورت مستقل از عقد بیع (قرارداد اصلی) معامله شود و یا بخشی از مورد معامله ی اصلی را تشکیل بدهد.
در این مورد باید گفت: با توجّه به این‏که شرط ضمن عقد به عنوان یک تعهد فرعی از قرارداد اصلی کسب اعتبار می‏کند، ابتدا به ذهن می‏رسد که وابستگی شرط مندرج در عقد سبب می‏شود که تعهد فرعی نیز همان شرایط اساسی صحت قرارداد اصلی (بیع) را داشته باشد، از جمله این‏که شرط ضمن عقد، مانند مورد معامله، باید مبهم نباشد. اما در پارهای اوقات چنین نیست آنگونه که شهید اول در خصوص شرط ضمن عقد چنین آورده که بعضی از شروط موجب ابطال معامله خواهد شد، مثلاً اگر در ضمن عقد شرط شود که ( خواه و ناخواه ) باید صلاحیت میوه بودن آشکار شود، بنا به فتوای تمام فقها چنین معاملهای غرری و باطل است، همچنانکه اگر شرط کنند که زراعت خوشهدار شود ( شهید اول، 1308، ص 372 ) همینطور فقهای شافعیه در این خصوص چنین نظری را ارایه کردهاند ( الشیرازی، 1379، ص 290 ).
3-3-2-معین و معلوم بودن مورد شرط
اگرچه معین بودن مورد معامله از شرایط اساسی صحت شروط است، اما معین بودن شرط از شرایط صحت آن نمی‏باشد؛در فقه نیز هیچ یک از فقها آنرا به عنوان شرط صحت شروط ضمن عقد به شمار نیاورده‏اند.
بنابراین؛ اگر ضمن عقد بیع، شرط شود که یکی از دو یا چند کالای معین را به فروشنده منتقل نماید، شرط صحیح است و در شرط و درنتیجه در معامله، غرری به وجود نخواهد آمد.
هرگاه در معاملات، به ویژه معاملات معاوضه‏ای، مانند بیع، مورد معامله مجهول باشد، و این مجهول بودن موجب خطر و غرر در معامله شود، بطلان و عدم اعتبار معامله را در برخواهد داشت، مگر در موارد خاصی که علم اجمالی به آن کافی باشد (شیخ انصاری، 1367، ص196).
امّا این که آیا به طور کلی مجهول بودن مورد شرط، موجب بطلان معامله می‏شود یا خیر، نیازمند توضیح و بررسی است.
«شرط» را می‏توان به اعتبار رابطه و تأثیری که با مشروط (مورد معامله) دارد، به دو نوع تقسیم کرد:
1 ـ شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین نمی‏شود.
2 ـ شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین می‏شود.
در مورد اول، دلیل عمده‏ای که جهل به مورد معامله (ثمن یا مثمن) را موجب بطلان معامله می‏داند، این است که معامله، غرری خواهد شد. اما بر اساس آرای بعضی از فقها که شرط را جزء عوضین نمی‏دانند (نائینی، 1290، ص121) و یا قایل‏اند هر شرط باطلی، عقدِ مشروط بدان شرط را باطل نخواهد کرد. هم‏چنین با این استدلال که اجماع اقامه شده بر بطلان معامله ی غرری شامل شرط نمی‏شود؛ زیرا قدر مسلم از آن، معامله‏ای است که مغابنه‏ای باشد، مانند اجاره، صلح در مقام بیع و مانند آن، و غرر و جهالت به اصل بیع سرایت نمی‏کند، تا ادله ی دال بر اعتبار معلومیت عوضین شامل آن گردد. دلیلی نیز بر اعتبار معلومیّت نفس شرط از آن جهت که شرط است، وجود ندارد(طباطبایی یزدی، 1378، ص108).
اگر ضمن عقد بیع، شرط مجهولی شود، نه تنها سبب بطلان معامله نیست، و خود نیز باطل نیست، بلکه از صحت و اعتبار لازم برخوردار است. پس، لزوم معلوم بودن مورد شرطی که جهل به آن موجب جهل به عوضین نشود، منتفی خواهد شد. از این روی، جهل به مورد شرط، موجب غرر در شرط و در نتیجه غرر در معامله نخواهد بود، و اگر ضمن عقد بیع، به نفع فروشنده شرط شود که هر مقدار پول نقدی که در کیف خریدار وجود دارد، به ملکیت فروشنده درآید، معامله (قرارداد اصلی) و شرط مندرج در آن (تعهد فرعی) صحیح خواهد بود و موضوع غرر در این‏جا منتفی است.
مورد دوم، شرط مجهولی است که جهل به آن موجب جهل به عوضین می‏شود. چنان‏که در مباحث گذشته روشن شد، یکی از شرایط اساسی صحت معامله، مبهم نبودن مورد معامله است بنابراین، هر گاه شرط مجهولی موجب مجهول شدن مورد معامله گردد، بطلان معامله (قرارداد اصلی) را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا گاهی شرط و عقد به گونه‏ای به هم وابسته و در یکدیگر مؤثرند که اگر چه شرط مندرج در عقد، یک تعهد فرعی و موجود تبعی برای معامله وقرارداد اصلی محسوب می‏شود، اما وضعیت شرط به نحوی است که به صحت و اعتبار قرارداد اصلی نیز خدشه وارد می‏کند؛ بدین گونه که در شرایط اساسی صحت معامله مؤثر می‏باشد و می‏تواند موجب اخلال در آن‏ها شود. از جمله ی این موارد، شرط مجهولی است که جهل در آن می‏تواند به هر یک از ثمن و مثمن سرایت نماید و دو طرف قرارداد را درباره ی ارزش و دیگر اوصاف اساسی و مهم (مانند کمیّت، کیفیت و …) به تردید و جهل کشانده، در نهایت مورد معامله را مجهول نماید. این گونه شرط‏ها عقد و قرارداد اصلی را نیز باطل می‏کند؛ برای مثال، شخصی ضمن فروش یک قطعه زمین با مساحت مشخص به نفع خود شرط نماید که یک قطعه کوچک در زمین مذکور را جهت ساختن خانه بردارد، اما مساحت، اندازه و ابعاد این قطعه کوچک را معلوم ننماید. در این صورت مورد معامله مجهول است؛ زیرا معلوم نیست چه مقداری از مبیع (زمین) به او اختصاص پیدا خواهد کرد، و در نتیجه، ارزش آن و دیگر اوصاف مهم آن، مانند کمیّت، مجهول خواهد بود(طباطبایی یزدی،1378، ص 110).
3-3-3-ضابطهی شرط ضمن عقد از نظر فقها
م
حقق حلّی در شرایع معتقد است که: «ضابطه در شرط مندرج در عقد بیع این است که شرط ضمن عقد منجر به جهل به مبیع یا ثمن نشود» (محقق حلّی، 1430، ص276) دانشمندان شافعی معتقدند: اگر به گونهای شرط شود که به واسطهی آن شرط هر کدام از عوضین دچار ابهام گردند عمل به آن شرط موجب میشود تا معامله، غرری و باطل گردد( ابو جیب، 1402، ص296).
از آن‏جا که برای هر شرطی، جزیی از ثمن در نظر گرفته می‏شود، بنابراین، اگر شرط باطل باشد، موجب جهالت در ثمن شده، عقد (قرارداد اصلی) را باطل می‏گرداند( شهید ثانی، 1403، ص505).
شیخ انصاری معتقد است که نباید شرط به گونه‏ای مجهول باشد که موجب غرر در بیع گردد؛ زیرا در حقیقت شرط مانند جزیی از ثمن و مثمن است، و از قول علامه در تذکره، نقل می‏کند که وی گفته است:
هم‏چنان که جهالت در عوضین مبطل عقد است، جهالت نسبت به صفات عوضین و لواحق مبیع ـ که شرط ضمن عقد را هم شامل می‏شود ـ موجب بطلان عقد بیع می‏گردد. پس اگر طرفین معامله شرط مجهولی را در ضمن عقد درج نمایند، عقد بیع ( قرارداد اصلی) هم باطل می‏شود(شیخ انصاری، 1367، ص282).
شیخ انصاری دایرهی استدلال را توسعه می‏دهد و قایل است که حتی اگر فرض کنیم در نتیجهی شرط مجهول، غرر به بیع سرایت نکند، باز می‏توانیم چنین استدلال نماییم که اساساً مطلق غرر حتی در غیر بیع مورد نهی قرار گرفته است ـ چنان که در ابواب معاملات حتی وکالت، برخی از علما به غرر استناد نموده‏اند ـ پس بطلان شرط مجهول به جهت ابطال و افساد اصل بیع (قرارداد اصلی) نیست، بلکه می‏توان گفت اگر شرط، غرری باشد، باطل خواهد بود. از همین روی، کسانی که به بطلان بیع اشکال و ایراد گرفته‏اند، به بطلان این شرط مجهول جازم شده‏اند؛ مثلاً علاّمه در تذکره در اشتراط عمل مجهول در ضمن عقد بیع، گفته‏است:

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~