قیمت محصولات کشاورزی

قیمت محصولات کشاورزی

قیمت محصولات کشاورزی

تاج الدین و غفاری ( 1384 ) پژوهشی در حوزه شناسایی مؤلفه های محرومیت اجتماعی انجام داده اند، در این پژوهش آمده است که محرومیت اجتماعی از مباحث مهم رفاه و سیاست اجتماعی است که در کنار موضوعاتی چون فقر، طرد و نابرابری اجتماعی قابل بررسی است. هر چند که به لحاظ مفهومی و تجربی این مفاهیم تفاوت هایی با یکدیگر دارند در این نوشتار تلاش شده است با طرح ابعاد مفهومی، نظری و تجربی محرومیت اجتماعی موضوع در حوزه مورد مطالعه مورد آزمون تجربی قرار گیرد. با شناسایی شاخص های محرومیت اجتماعی با استفاده از تکنیک تحلیل عامل از میان عوامل مطرح شده مؤلفه های شناسایی شده پس از نام گذاری عبارت اند از بیگانگی اجتماعی، احساس شهروندی، تعامل اجتماعی و رضایت از زندگی. این مؤلفه ها با یکدیگر دارای تجانس و سازگاری درونی بوده که در مجموع سازنده محرومیت اجتماعی هستند . بدین ترتیب گسترش محرومیت خود دارای نوعی طرد از جامعه می باشد و در چنین شرایطی رفاه اجتماعی در سطح حداقلی قرار دارد.
شریف زاده در قالب مدل داده – ستانده در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان ” ارزیابی آثار افزایش قیمت حامل های انرژی بر قیمت ها ( تحلیل داده – ستانده )” در سال 84 بیان می دارد در صورت افزایش 100 درصدی قیمت فرآورده های نفتی، گاز طبیعی و برق، کشور با تورمی 100 درصدی مواجه خواهد شد.
جهانگرد و همکاران (1385) در پژوهشی به بررسی آثار و تبعات هزینه ای تعدیل قیمت انرژی بر زیر بخش های حمل ونقل و همچنین، بررسی کشش های قیمتی انواع شبکه های حمل ونقل هوایی و جاده ای برای بررسی نحوه واکنش به تصحیح قیمت انرژی پرداخته اند. آن ها برای ارزیابی آثار و تبعات هزینه ای تعدیل قیمت انرژی بر برخی زیر بخش های حمل ونقل و همچنین آثار مصرفی آن به ترتیب از الگوی داده- ستانده و الگوهای اقتصادسنجی استفاده کرده اند. در این زمینه برای ارزیابی آثار و تبعات هزینه ها از جدول های داده- ستانده انرژی سال ۱۳۷۳ در قالب سنا ریوهای مختلف استفاده کرده و این نتیجه را به دست آورده اند که در صورت افزایش قیمت بنزین هزینه حمل ونقل بار بیشتر از حمل ونقل مسافر افزایش می یابد. برای ارزیابی آثار مصرفی از روش تصریح تابع تقاضای کلان با استفاده از روش الگوسازی فضای حالت در دهه های 50، 60 و 70 استفاده کرده اند. بر این اساس، با تفکیک زیر بخش حمل ونقل جاده ای به بار و مسافر، کشش قیمتی بنزین در حمل ونقل جاده ای بار برابر 0.27- و در حمل ونقل جاده ای مسافر برابر 0.15- برآورد شده و در بخش حمل ونقل هوایی کشش قیمتی سوخت جت نیز در بالاترین حد خود برابر 0.2- بوده است.
مریدی (1385) در قالب مدل داده – ستانده در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان ” حذف یارانه های انرژی و ارزیابی آثار توزیعی آن (تحلیل داده – ستانده )” که در سال 1385 انجام شده است نشان داده است که در اثر افزایش قیمت حامل های انرژی در سطح بازارهای بین المللی، بیش ترین تورم ایجادشده مربوط به هزینه ” میوه ها و سبزی های آماده ” در دهک دهم روستایی ( 700 درصد ) و کمترین تورم نیز در هزینه های ” بهداشت و درمان ” در دهک ششم شهری ( 360 درصد ) بوده است. همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد که آثار تورمی پدید آمده در میان گروه های مختلف هزینه ای، در مناطق روستایی از نوسان بالاتری برخوردار بوده است، به عبارت دیگر اختلاف بین کمترین و بیش ترین تورم در این مناطق در حدود 70 درصد بوده است این در حالی است که این میزان در مناطق شهری در حدود 53 درصد بوده است.
داوودی و سالم (1385) در پژوهشی تحت عنوان « اثرتغییرقیمت بنزین بر رفاه خانوارها دردهک های مختلف درآمدی» جهت بررسی آثار تغییر قیمت بنزین در اقتصاد، به محاسبه تغییر رفاه مصرف کنندگان دهک های مختلف درآمدی، ناشی از افزایش 30 درصدی قیمت بنزین با استفاده از دو معیار «تغییرمتعادل» و «تغییر جبرانی» طی دوره زمانی 82 – 75 پرداختند. مدل انتخابی در برآورد معادلات تقاضا، مدل تقاضای تقریباً ایده آل و داده های مورد استفاده در این مطالعه نیز داده های تلفیقی بوده است. جهت جامعیت مطالعه، در محاسبات مربوط به تغییر رفاه، علاوه بر اثر مستقیم تغییر قیمت بنزین، اثر غیرمستقیم آن؛ یعنی تورم ناشی از این تغییر نیز لحاظ شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که رفاه نسبی از دست رفته دهک های پایین درآمدی از دهک های بالای درآمدی بیشتر می باشد.
کهن سال و همکاران (1386) در مطالعه ای به بررسی افزایش قیمت گندم بر رفاه خانوارهای استان خراسان رضوی با استفاده از معیار نسبت منفعت خالص (NBR ) و برای برآورد تغییر در رفاه خانوارهای نمونه با روش تغییرات جبرانی می پردازند. بر اساس نتایج حاصل شده از این مطالعه 5/46 درصد از خانوارهای این استان خریدار خالص و 5/53 درصد فروشنده خالص گندم هستند. همچنین نتایج نشان داد 3 درصد از درآمد خانوارهای این استان از فروش گندم به دست می آید. این در حالی است که تنها 4/0 درصد از درآمد خانوارها در این استان برای خرید نان هزینه می شود. بر این اساس خانوارهای استان خراسان رضوی فروشنده خالص گندم بوده و در اثر افزایش قیمت گندم درآمد واقعی و رفاه خانوارهای این استان افزایش می یابد.
امامی میبدی و همکاران (1388) در مقاله ای تحت عنوان عوامل موثر بر قیمت گاز مصرفی در بخش خانگی کشور بیان می دارند قیمت گذاری مناسب و منطقی گاز در راستای حفظ و نگهداری و استفاده مناسب از منابع هیدروکربنی ضرورتی اجتناب ناپذیر است، اما این موضوع می بایست با توجه به گستردگی سر
زمین ایران و اختلافات جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و …. در مناطق و استان های مختلف کشور به صورتی انجام پذیرد تا مانع از کاهش رفاه کلی جامعه گردد. بنابراین، در این تحقیق ضمن شناسایی عوامل مؤثر بر تعیین قیمت گاز در بخش خانگی، این عوامل با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی اولویت بندی شده و سپس، به تعیین قیمت در استان های مختلف اقدام گردیده است. نتایج به دست آمده از تحقیق حاکی از این است که متغیر دما تأثیرگذارترین متغیر در تعیین قیمت گاز در بخش خانگی در ایران می باشد.
منظور و همکاران (1388) در مقاله ای با عنوان « مدل سازی تقاضای انرژی خانگی در ایران: رویکرد تابع تقاضای انعطاف پذیر تقریبا ایده آل» به مدل سازی تقاضای هر یک از حامل های انرژی به تفکیک برق، گاز طبیعی و سایر فرآورده ها (نفت سفید، نفت گاز و گاز مایع) در بخش خانگی ایران با استفاده از فرم تابعی انعطاف پذیر موضعی «سیستم تقاضای تقریبا ایده آل (AIDS) »، پرداختند. در این مطالعه آن ها برای تخمین این مدل از داده های سری زمانی سال های 1350-1384 استفاده و بر اساس آن انواع کشش های تقاضا شامل کشش های درآمدی، قیمتی، متقاطع، جانشینی آلن و جانشینی موریشیما به دست آورند. بر اساس نتایج این مطالعه، تمامی متغیرهای  سیستم تقاضای تقریباً ایده آل، معنی دار بوده و علامت آن ها به لحاظ نظری سازگار و قابل قبول است. کشش های درآمدی تقاضا همگی  مثبت اند. کشش های خود قیمتی منفی هستند، به طوری که برق و گاز طبیعی نسبت به قیمت، کشش پذیر و سایر فرآورده ها کم کشش اند. بر اساس نتایج برآورد کشش های جانشینی آلن و موریشیما، کلیه حامل های انرژی دو به دو جانشین موریشیمای یکدیگر هستند.
ترکمانی و دهقان پور (1388) در مقاله ای تحت عنوان بررسی رفتار مصرفی خانوار شهری و روستایی ایران با استفاده از داده های مخارج خانوار شهری و روستایی به بررسی تقاضای مصرفی خانوار شهری و روستایی کشور پرداختند. برای تخمین از روش DMI به جای روش های مرسوم مورد استفاده در تخمین تقریب خطی الگوی سیستم تقاضای تقریباً ایده آل استفاده شده است. داده های مورد بررسی مخارج ١٣۶٢ است. نتایج نشان می دهد، برای مناطق شهری گروه های مسکن، سوخت و روشنایی، کالاها – خانوار روستایی و شهری از سال ١٣٨٣و خدمات و اثاثیه مورد استفاده در خانه، تفریح، تحصیل و مطالعه و خوراکی ها و آشامیدنی ها و دخانیات کالاهای ضروری و پوشاک و کفش و بهداشت و درمان، حمل ونقل و ارتباطات و سایر کالاها و خدمات متفرقه کالاهای لوکس تشخیص داده شده است . هم چنین روابط مکملی و جانشینی بین گروه ها ضعیف است. برای مناطق روستایی گروه های پوشاک و کفش و خوراکی ها، آشامیدنی ها و دخانیات کالاهای ضروری و مسکن، سوخت و روشنایی، بهداشت و درمان و تفریح و تحصیل و مطالعه کالاهای لوکس تشخیص داده شده است . به جز گروه کالاها و خدمات مورد استفاده در منزل و هزینه اثاثیه خانه بقیه کالاها بی کشش بوده است. کشش های خود قیمتی جبران شده و جبران نشده نیز برای مناطق شهری و روستایی نتایج یکسانی را نشان می دهد.
شاه مرادی و همکاران (1389) در مطالعه ای تحت عنوان آزادسازی قیمت حامل های انرژی و آثار آن بر رفاه خانوار و بودجه دولت از روش داده- ستانده به بررسی آثار افزایش قیمت حامل های انرژی بر قیمت کالاها و خدمات، رفاه دهک های درآمدی خانوارها و بودجه دولت را با استفاده از تحلیل های داده- ستانده و جدول سال ۱۳۸۳ بانک مرکزی مورد بررسی قراردادند. یافته های این پژوهش نشان می دهد افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت تمامی حامل های انرژی باعث افزایش ۸ درصدی در شاخص بهای مصرف کنندگان شده و آزادسازی کامل قیمت حامل ها باعث افزایش ۱۰۸ درصدی در شاخص بهای مصرف کننده می شود. در شرایط افزایش قیمت ۱۰۰ درصدی حامل ها، بیش ترین افزایش قیمت ها مربوط به بخش حمل ونقل ( با ۱۷ درصد افزایش) خواهد بود. همچنین، سناریوی مطرح برای افزایش قیمت های حامل های انرژی نیز باعث افزایش سطح قیمت ها به میزان 55/29 درصد خواهد شد. افزون بر این، بر اساس نتایج به دست آمده، سیاست افزایش قیمت حامل های انرژی و کاهش یارانه پنهان پرداختی به این حامل ها (حتی با وجود جبران کاهش رفاه ناشی از این افزایش قیمت از سوی دولت برای جامعه) باعث کاهش کسری بودجه دولت می شود.
هادی زنوز و برمکی (1390) در مطالعه ای تحت عنوان ارزیابی تأثیر افزایش قیمت حامل های انرژی بر هزینه های بخش حمل ونقل و رفاه خانوارهای شهری در ایران در ابتدا با استفاده از دو مدل داده – ستانده (IO) و ماتریس حسابداری اجتماعی (SAM) به بررسی تأثیرات افزایش قیمت حامل های انرژی بر هزینه انواع خدمات حمل ونقل آبی، هوایی، جاده ای و راه آن پرداختند، سپس تأثیر افزایش قیمت حامل های انرژی بر هزینه های خدمات حمل ونقل درون شهری اندازه گیری، و اثرات رفاهی اجرای قانون هدفمندی سازی یارانه ها بر دهک های هزینه ای خانوارهای شهری مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل گویای این بوده است که اولاً میزان افزایش هزینه های خدمات حمل ونقل بسیار در خور توجه است. هزینه ی استفاده از خودرو شخصی 195 درصد و هزینه تولید خدمات حمل ونقل عمومی در شهرها 6/48 درصد افزایش خواهد یافت. از این رو خانوارها بیش از گذشته از وسایل نقلیه عمومی استفاده خواهند کرد و در درازمدت خودروهای کم مصرف جایگزین خودروهای پر مصرف خواهد شد؛ و ثانیاً جز در دو دهک اول بقیه دهک ها از اجرای طرح متضرر می شوند.
مهرآرا و احمدی (2011) به برآورد تقاضای سوخت خودرو در ایران پرداختند، د
ر این پژوهش آنان با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایده آل به برآورد کشش قیمتی و درآمدی برای تمام سوخت موجود در بخش خودرو: بنزین، نفت گاز خودرو و گاز مایع (LPG) پرداختند. نتایج تجربی حاصل از این پژوهش نشان می دهد تمامی کشش های خود قیمتی منفی و در سطح معنی داری 5٪ می باشد. کشش های خود قیمتی نفت گاز، بنزین و گاز مایع به ترتیب در حدود 0.22- و 1.01 – و 3.58 – برآورد شد. این یافته ها همچنین نشان می دهد که سوخت های بنزین و گاز جز کالاهای نرمال هستند ولی LPG یک کالاهای پست می باشد.
نعمت الهی و شاه نوشی فروشانی(1391) در مقاله ای تحت عنوان ارزیابی اثرات ناشی از هدفمندسازی یارانه حامل های انرژی بر قیمت محصولات کشاورزی، صنایع غذایی و رفاه خانوار با استفاده از جدول داده – ستانده سال 83 کشور بیان می دارند مشهودترین آثار افزایش سطح قیمت های حامل های انرژی در کشور را افزایش سطح قیمت ها و تغییر رفاه خانوارها می دانند در این راستا دو سناریو مطرح و آثار تغییر قیمت انرژی در هر یک از سناریوها مورد بررسی قرار می دهند. سناریو اول حذف یارانه حامل ها در شرایط انتقال متقارن قیمت ها و سناریو دوم شامل حذف یارانه حامل ها در شرایط انتقال نامتقارن قیمت ها (شرایط فعلی کشور). بر اساس نتایج به دست آمده در صورت اعمال قانون هدفمند سازی یارانه ها در بین محصولات کشاورزی، محصولات زراعی و باغی با 73/1 درصد افزایش بیش ترین تأثیر را بر افزایش شاخص قیمت مصرف کننده داشته است. همچنین رفاه جامعه در سناریو اول و دوم به ترتیب95/61 درصد و 24/59 درصد کاهش می یابد.
خلیلی عراقی و برخورداری(2012) در مقاله ای تحت عنوان ارزیابی تاثیرات رفاهی کاهش یارانه های انرژی در ایران با استفاده از معیار تغییرات جبرانی به بررسی اثرات رفاهی کاهش یارانه های انرژی در ایران پرداختند. آنها ابتدا با استفاده از آنالیز ارتباط بین مصرف انرژی و کالاهای انرژی و غیر انرژی بوسیله داده های هزینه بودجه خانوارها به این نتیجه دست یافتند که افزایش قیمت انرژی باعث کاهش مصرف انرژی در ایران می شود، همچنین با استفاده از معیار CV نشان دادند که رفاه خانوارهای ایرانی با افزایش 100 یا 200 درصدی در قیمت حاملهای انرژی در صورتی که دولت 20، 30 یا 50 درصد درامد 20 میلیاردی حاصل از حذف یارانه های انرژی را پرداخت نماید، افزایش خواهد یافت، در حالیکه اگر افزایش 400 و 500 درصدی اتفاق بیفتد با پرداخت 20 یا 30 درصدی از درآمد 20 میلیاردی، رفاه خانوارها کاهش خواهد یافت.
انصاری (1392) در مقاله ای تحت عنوان « برآورد کشش قیمتی تقاضای آموزش با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایده آل» و با استفاده از داده های بودجه خانوارهای شهری در طی سال های 1383 تا 1389 و سیستم تقاضای تقریباً ایده آل، کشش های قیمتی آموزش به تفکیک گروه های پنج گانه خانوارها محاسبه و معلوم شد که تقاضای خصوصی آموزش برای خانوارهای کم درآمد و متوسط نسبت به تغییر قیمت آموزش با کشش و حساس و برای طبقه با درآمد متوسط کمتر حساس و برای طبقات متوسط به بالا و بالا بی کشش است. از آنجا که آموزش برای خانوارهای متعلق به گروه های درآمدی متوسط پایین و کم درآمد (طبقات اول و دوم) لوکس است، بنابراین سیاست های معطوف به تعدیل قیمت آموزش باید به گونه ای تدوین و اجرا شوند که کاهش تقاضای آموزش از سوی گروه های مورد اشاره جبران شود و به تکوین سرمایه انسانی در نزد طبقات محروم آسیبی نرسد.
جدول2- 2: خلاصه مطالعه های انجام شده داخلی
نیلی
1375
رفاه
میزان تغییر در رفاه تولید کننده برنج مثبت ولی در مورد مصرف کننده منفی بوده است. بنابراین رفاه تولیدکننده افزایش و رفاه مصرف کننده کاهش یافته است.
با به کارگیری توابع عرضه و تقاضای گندم و برنج و با استفاده مازاد تولیدکننده و مازاد مصرف کننده به بررسی اثر تغییرات جهانی قیمت گندم و برنج بر رفاه در سال 1375 پرداخته است.
فتینی و بیکن
1999
قیمت عوامل تولید

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~