لایههای میدان زیستی

دانلود پایان نامه

جونز و کرافورد (2003) فواید بالینی بسیار معتبری را برای لمسدرمانی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که بیشترین موارد تأثیر لمسدرمانی به ترتیب در ایجاد پاسخ سریع آرامش (که به مدت 4-2 دقیقه پس از شروع لمسدرمانی ایجاد میشود) و بهبود و برطرف نمودن درد است. نیوشان (2003) نیز در یک پژوهش گسترده به بررسی کاربردها و فواید لمسدرمانی پرداخت. وی پس از جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدست آمده از تحقیقات متعددی که در زمینهی لمسدرمانی انجام شده بود، به این نتیجه رسید که لمسدرمانی وقتی در یک بافت درمانی به کار گرفته شود، موجب ارتقاء راحتی، آرامش و بهزیستی بیماران میشود.
لمسدرمانی در حوزههای گوناگون درمانی از قبیل؛ کاهش اضطراب، خستکی، آسم، بیخوابی، تسکین دردهای حاد و مزمن، ترمیم زخمها و عفونتها، دردهای عضلانی، شکمی، استخوانی، سردرد، کمردرد و دردهای ناشی از سوختگی به کار رفته است (جونز وکرافورد، 2003). همچنین بر اساس بسیاری از پژوهشها، تأثیر لمسدرمانی دربهبود درد بیماران مبتلا به استئوآرتریتزانو(گوردون و همکاران، 1998) ، درد بعد از عمل جراحی (مککورمک، 2009)، درد ناشی از بیماری فیبرومیالژیا، درد کولیکی شیرخواران و درد بعد از سزارین(عاقبتی و همکاران، 1386) مورد تأیید قرار گرفته است. علاوه بر موارد ذکر شده در بالا، لمسدرمانی باعث کاهش اضطراب، فشارروانی و بهبود بیشفعالی کودکان با آرتریت و فیبرومیالژیا نیز میشود (هانلی، 2008).
2-6-1 مبانی نظری لمس درمانی
یکی از اصول اساسی در حوزهی مبانی نظری لمس درمانی این است که همهی موجودات زنده میدانهایی از انرژی هستند که جزئی از یک میدان انرژی بزرگتر محسوب میشوند. این میدانهای انرژی در حال تعامل با یکدیگر هستند. هدف لمسدرمانگران استفاده از تعامل مستقیم جهت الگودهی یا تعادل مجدد انرژی در میدان انرژی فردی است که در حال درمان وی هستند (مازیلو و گرانوویس، 2011). در واقع میتوان گفت لمسدرمانی حاصل ترکیب فلسفهی شرق، علم انسانی وحدتنگر راجرز و مفاهیم کشف شده در حوزهی فیزیک کوانتوم است. همچنین بسیاری از درمانگران، پژوهشگران و طرفداران لمسدرمانی معتقدند، فیزیک نوین و علم انسانی وحدتنگر راجرز پایه و اساس نظری لمسدرمانی را تشکیل میدهد.
2-6-1-1 فیزیک نوین
طبق قانون انیشتین که انرژی برابر مجذور سرعت در جرم است، انرژی در همه جا و همه چیز وجود دارد. انرژی نه تنها فیزیکی نیست بلکه طیف وسیعی از عاطفه، احساس، تصور و شاید آرزو را شامل میشود. انرژی به اندازهای در همه جا وجود دارد که بشر نسبت به اشکال سحرآمیز آن که در یک چشم بر هم زدن میتواند به چیزهای دیگری تغییر و تحول یابد، بی تفاوت شده است (جوکار، 1388).
دانشمندان پس از شناخت میدان انرژی در پی اندازهگیری تغییرات ایجاد شده در این میدانها برآمدند. از این رو دستگاهی به نام SQUID اختراع کردند (شکل 2-2) که دارای یک ردیاب با حساسیت بسیار بالابوده و قادر است ضعیفترین میدانهای مغناطیسی انسان را که «میدان فراخوانده » نامیده میشوند، اندازهگیری کند. این میدانها به هنگام پاسخگویی به یک محرک بیرونی مانند صدا یا تصویر دیداری در فضای پیرامون تولید میشوند (آسکمن ، 2000).

مطلب مشابه :  طبقات اجتماعی

شکل 2-2 دستگاه SQUID
راویتز (1959) نشان داد که میدان انرژی انسان با وضعیت ذهنی و روانی او کم و زیاد میشود. وی پیشنهاد کرد که این میدان با فرایند تفکر همراه است و همچنین تنوع میدان تفکر موجب علایم روان- تنی میگردد. بیکر (1979) یک میدان انرژی پیچیده در انسان طرحریزی کرد که به شکل بدن و سیستم اعصاب مرکزی بود. وی دریافت که شکل و قدرت این میدان با تغییرات فیزیولوژیک و روانی تغییر میکند و همچنین ذراتی از میان این میدان میگذرد که هم اندازه الکترونها میباشند. اینوشین از سال 1950 تحقیقات وسیعی را در خصوص میدان انرژی انجام داد و با استفاده از نتایج این تحقیقات پیشنهاد کرد که یک میدان انرژی مرکب از یونها و الکترونهای آزاد به نام بیوپلاسمیک وجود دارد، از آنجا که این حالت از چهار وضعیت مواد جامد، مایع، گاز و پلاسما خارج میشود؛ پیشنهاد کرد که انرژی بیوپلاسمیک وضعیت پنجم مواد است. مشاهدات وی نشان داد که ذرات بیوپلاسمیک به صورت مداوم توسط فرایندهای شیمیایی در سلولها تغییر میکنند و دائماً در حال حرکت هستند. تعادل بین ذرات مثبت و منفی بیوپلاسما نسبتاً ثابت است و اگر جا به جایی شدیدی در این تعادل روی دهد، سلامت موجود زنده تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. وی دریافت که علیرغم ثبات طبیعی بیوپلاسما مقدار معینی از این انرژی به فضا ساطع میشود. ذرات بیوپلاسما که از موجود زنده به اطراف منتشر میشوند، قابل اندازهگیری هستند (برنان، 1998؛ به نقل از مستوفی، 1386).

شکل 2-3 امواج ثبت شده دست درمانگر قبل و در خلال لمسدرمانی (زیمرمن، 1990)
زیمرمن (1990) میدانهای مغناطیسی یک لمسدرمانگر و بیمار را با دستگاه SQUID مورد بررسی قرار داد. شکل2-3 امواج ثبت شده دست درمانگر را قبل و در خلال لمسدرمانی نشان میدهد. ابتدا درمانگر دستهای خود را نزدیک بدن بیمار قرار داد و خط پایه میدان مغناطیسی وی ثبت شد، سپس درمانگر در حالت تمرکز و درمان قرار گرفت و شروع به لمسدرمانی کرد. در این وضعیت SQUID به طور ناگهانی یک میدان مغناطیسی زیستی را که از دستهای درمانگر ساطع میشد، ثبت کرد. این میدان بسیار قویتر از درجهبندی دستگاه SQUID برای سنجش یک میدان مغناطیسی بود. زیمرمن گزارش کرده است که این میدان قویترین میدان مغناطیسی بوده که در طول سالهای مطالعه بر روی میدانهای مغناطیسی با SQUID ثبت کرده است. فراوانی نوسانها در لمسدرمانی متغیر است و دامنه 3/. تا 30 هرتز را شامل میشود. در حالی که بالاترین فعالیت ثبت شده در حالت طبیعی در دامنه 8-7 هرتز قرار دارد. در بررسی زیمرمن، فرد غیر درمانگر قادر به ایجاد نوسانات در میدان مغناطیسی نبود (آسکمن، 2000).
میدان انرژی انسانی، تظاهری از انرژی جهانی است که با زندگی انسان در ارتباط است. این میدان انرژی را میتوان به عنوان بدن درخشان شرح داد که جسم را احاطه نموده و در آن نفوذ کرده است. این حوزهی انرژی مشخصاً پرتوهایی از خود بیرون میدهد که معمولاً «اورا » نامیده میشود. اورای انسانی یا میدان انرژی انسان آن قسمت از میدان انرژی جهانی است که همراه با انسان است. محققین و درمانگران معتقدند که اورا دارای چندین لایه است که در هم نفوذ کرده و همدیگر را احاطه نمودهاند. نظامهای مختلف اورا را به لایههایی تقسیم کرده و آنها را بر اساس؛ محل، رنگ، شفافیت، شکل، تراکم و عملکردشان نشان میدهند(اوماسنا و همکاران، 2002). لایههای مختلف اورا با هم متفاوت بوده و هر کدام عملکرد خاصی دارند. هر یک از لایههای اورا با یک چاکرا مشترک است برای نمونه، اولین لایه با اولین چاکرا، دومین لایه با دومین چاکرا و … مشترک میباشد (میهن، 1998). در ادامهی این قسمت چاکراها و لایههای میدان زیستی یا لایههای مربوط به «اورا» را که از مفاهیم مهم و اساسی لمس درمانی است بیان میشوند.
2-6-1-2 چاکراها
ریشهی چاکراها به سنن شفا بخشی هزاران سال پیش بر میگردد. لغت چاکرا در زبان لاتین به معنی چرخش یا گرداب است و به هفت مرکز انرژی در خط میانی بدن از فرق سر تا دنبالچه اشاره دارد. شکل 2-4 جایگاه چاکراهای هفتگانه را بر روی بدن نشان میدهد. هر یک از چاکراها بسته به موقعیتشان دارای عملکرد مختص به خود هستند، در ادامه هر یک از چاکراها و عملکرد مربوط به آن را به طور مجزا مورد بررسی قرار می دهیم:
1- چاکرای تاجی؛ با شعور برتر، دانایی و تلفیق ساختار معنوی و فیزیکی فرد ارتباط دارد.
2- چاکرای پیشانی؛ به عشق عرفانی و ماورایی مربوط میشود. این عشق ورای محدوده عشق بشری بوده و تمام حیات را در بر میگیرد.
3- چاکرای گلو؛ به ارادهی برتر مربوط میشود و با مشیت الهی رابطهی عمیق دارد. این چاکرا به قدرت بیان، گفتن ناگفتهها و قبول مسؤولیت اعمال مربوط میشود.
4- چاکرای قلب؛ تأمین کننده انرژی عشق و مهرورزی به بشریت است.
5- چاکرای شبکه خورشیدی؛ با حیات ذهنی و اندیشه سروکار دارد.

مطلب مشابه :  استرس یا فشار روانی