مبانی فقهی و حقوقی

دانلود پایان نامه

به عنوان حقی ناظر بر کرامت ذاتی آدمیان مادام که خلاف آن اثبات نشود، بر اعمال متهم حاکم است و در موارد شبهه ، بنای عقلا ، رجوع به اصل است، نه قرار گرفتن در موضع شبهه ناک و صدور حکم طبق آن.
لازم به یادآوری است که حقوق دفاعی را حکومت ایجاد نمی کند و حاکمیت نمی تواند با ذکر این موارد در قوانین داخلی بر خود ببالد و ادعا کند که متهم را به بهترین شکل مورد حمایت قرار داده است. این حقوق از آثار فرض بی گناهی اند. به تعبیر دیگر، تفسیر و تفصیل فرض بی گناهی حقوق دفاعی است؛ به نحوی که، همه این حق ها را می توان به فرض بی گناهی فروکاست. متهم از فرض بی گناهی بهره مند است و بنابراین ، امتیازهای پیش گفته متعلق به اوست و نمی توان آنها را از وی سلب کرد و حکومتی که چنین حق هایی را به رسمیت نشناسد یا آنها را محدود کند، فرض بی گناهی را نقض کرده و به تبع آن به کرامت ذاتی آدمیان تعرض کرده است. مواردی همچون جلوگیری از دسترسی متهم به پرونده، جلوگیری از حضور وکیل مدافع در مرحله تحقیقات مقدماتی و عدم تمهید امکانات مادی و معنوی برای استفاده از تضمین های پیش بینی شده خلاف فرض بی گناهی است.
گفتار چهارم: مصلحت گرایی
بخش عمده ای از حق های متهم و تضمین های راجع به آن برآمده از فرض بی گناهی بوده و در نتیجه، ضرورت پای بندی به آنها به نحو پیشینی قابل اثبات است و نیازی به توجیه پسینی نیست. ولی، به نظر می رسد که شمار اندکی از تضمین های راجع به حق دفاع را نمی توان اثر مستقیم یا غیر مستقیم فرض بی گناهی دانست. مواردی همچون حق اعتراض به قرارها، دو مرحله ای بودن رسیدگی، ضرورت گرفتن آخرین دفاع، عدم انتشار مطالب راجع به تحقیقات مقدماتی و… را نمی توان ناشی از فرض بی گناهی دانست. به نظر می رسد که مراد از گنجاندن این قبیل تضمین ها زیر حق های متهم مصلحت هایی همچون جلوگیری از اشتباه هایی قضائی ، جلوگیری از محکومیت بی گناهان، جلوگیری از صدور آرای مغایر و… است. به تعبیر دیگر ، به نحو پیشینی و بی توجه به هدف های لحاظ شده برای این تضمین ها نمی توان دفاع موجهی از آنها کرد و ناگزیر باید نگرشی پسینی بر آنها داشت.
گفتار پنجم: هم زیستی مسالمت آمیز
حق های بنیادین بشر امروزه جزء مسلمات حقوق شمرده می شود؛ به نحوی که، امروزه آن را جزء هنجارهای عرفی بین المللی قلمداد می کنند؛ بدین معنا که، این هنجارها برای همه کشورها صرف نظر از الحاق یا عدم الحاق شان به اسناد حقوق بشری لازم الاتباع اند. همچنین ، هنجارهای عرفی بین المللی نمی توانند موضوع شرط قرار گیرند و در نتیجه، نقض این موارد موجب مسئولیت دولت در عرصه بین المللی خواهد شد. از طرف دیگر ، هم زیستی مسالمت آمیز در جامعه جهانی ضرورت تعامل با دیگر کشورها را ایجاب می کند؛ به نحوی که ، امروزه زندگی انفرادی و بدون ارتباط با سایر جامعه ها برای یک کشور غیر ممکن است.
جهت گیری معادلات جهانی به گونه ای است که وابستگی متقابل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشورها شرط لازم حیات پویای جامعه ها شده است؛ به طوری که، گزیر وگریزی از این وابستگی های متقابل نیست . بنابراین، افزون بر مبانی حقوق بشری حق های متهم ، الزامات بین المللی و ضرورت های عینی زندگی اجتماعی و هم زیستی مسالمت آمیز نیز رعایت حقوق دفاعی متهم را الزام آور می سازد.
مبحث دوم: مبانی حقوقی و فقهی
پس از بیان نظری حقوق آزادی های فردی ناطر به اماکن و ارتباط می بایست مبانی فقهی و حقوقی آن نیز بررسی شود. بر این اساس این مبحث را به مبانی فقهی و حقوقی اختصاص دادیم که در گفتار نخست به مبانی فقهی و گفتار دوم را به مبانی حقوق آن می پردازیم.
گفتار اول: مبانی فقهی
حمایت از حریم خصوصی در حقوق اسلامی از قدمت بسیار برخوردار است. حریم خصوصی پیش از آنکه در اسناد بین المللی حقوق بشر پیش بینی شود در منابع اسلامی مورد توجه بوده و در آیات متعددی از قرآن مجید به لزوم رعایت حریم منازل و ارتباطات خصوصی اشخاص تعریف شده است.
سنت پیامبر اکرم و سیره مسلمین نیز سرشار از توصیه هایی در پرهیز از نقض مصادیق مختلف حریم خصوصی است با وجود این متأسفانه چه در تدوین قوانین و مقررات مربوط به منازل و ارتباطات خصوصی و چه در رویه های عملی اهمیت این حق و آثار ناشی از آن در روابط افراد با یکدیگر و با حکومت چنان که باید درک نشده و حمایتهای لازم از آن صورت نگرفته است.
علی رغم آنکه در منابع اسلامی نظیر قرآن ، احکام متعددی درباره مقوله حوزه های مختلف حریم خصوصی وجود دارد لکن اصطلاح حریم خصوصی نه در قرآن و نه در روایات اسلامی استعمال نشده است و منبع فقه اسلامی در مواجهه با حوزه های حریم خصوصی موضع به اصطلاح تحویل گرایانه است یعنی حریم خصوصی در قالب احاله به حقوق و آزادی های دیگر ، نظیر حق مالکیت ، منع تجسس ، اصل برائت ، منع سوء ظن و اشاعه فحشا و سب و هجو و قذف و نمیمه و غیب و خیانت در امانت حمایت شده است.
بند اول: قرآن
قرآن مهمترین سند کتبی ما مسلمانان در تمامی امور مذهبی و اجتماعی است و به خصوص حرمت منزل و مسکن بطور صریح و ضمنی به آن اشاره کرده است. همانطور که می دانیم قرآن به زبان عربی می باشد و در عربی معنی خانه و منزل واژه « البیت» می باشد. این کلمه به کرّات در قرآن قید شده است و این نشانگر اهمیتی است که خداوند به خانه و منزل داده است و معمولاً برای مکانهای مقدس ، خداوند کلمه بیت را اطلاق کرده است زیرا در این مکان است که انسان وظایف الهی من جمله پرورش فرزندان صالح، راز و نیاز با خدا ، حفظ آبرو و ناموس و… می پردازد بنابراین بدیهی است که این مکان را خداوند مقدس می شمارد. خداوند در سوره مائده آیه 97 از خانه حرمت و احترام برای نگهبانی ایمان، حفظ مصالح امور دینی و دنیوی صحبت می کند. و این بیانگر انجام وظایف الهی در خانه می باشد. هر چند که منظور خداوند ازبیت الحرام خانه و منزل شخصی نبوده ولی به هر حال آن خانه یا هر خانه دیگر که برای عبادت خداوند باشد محترم شمرده شده است.
البته انسانها برای انجام بعضی فرایض من جمله جهاد ، تعلیم ، کار و… مجبور به خروج از خانه هستند و هرکسی با این نیت از خانه خارج شده و در این سفر مرگ وی فرا رسد شهید محسوب می شود.
پس از ذکر این مقدمه به مهمترین آیاتی که خداوند در مورد حرمت مسکن و آداب ورود به آن ذکر کرده می پردازیم. خداوند در سوره نور بیش از همه سوره های دیگر به این احکام پرداخته است و در آیات 27 و 28 همین سوره می فرمایند: « یا ایها الذین امنو لاتدخلو بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیرلکم لعلکم تذکرون فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلواها حتی یوذن لکم و ان قیل لکم ارجعو فارجعوا هوازکی لکم والله بما تعملون علیهم ». یعنی ای اهل ایمان هرگز به هیچ خانه مگر خانه های خودتان تا با صاحبش انس ( و اجازه) ندارید وارد نشوید و چون رخصت یافته وارد شدید بر اهل خانه نخست سلام کنید و این برای شما بهتر است شاید متذکر شوید. اگر کسی را در خانه نیافتید داخل آن مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد باز گردید، که برای شما پاکیزه تر است و خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است. در شأن نزول آیات فوق باید گفت ؛ که اکثر مفسران به نقل از بن ثابت می گویند؛ زنی از انصار به حضور پیامبر رسید و گفت: ای رسول خدا در بسیاری از اوقات در خانه ام در حالی هستم که نمی خواهم هیچ کس حتی پدر و فرزندم مرا در آن اوقات و حالات ببینند ولی ناگاه یکی از اینان به خانه من می آیند و من را به وجهی که شایسته نیست می بینند بنابراین چکار می توانم بکنم. در این حالت بود که آیه 27 نازل شد.
اعراب در آن زمان از حداقل آداب ورود به منزل غیر بی بهره بودند بطوریکه بدون هیچ اذنی وارد خانه دیگران می شدند و موجب سلب آرامش همنوعان خود می شدند.

با دقت در آیه 27 سوره نور مشخص می شود که طرف خطاب خداوند ایمان آورندگان است زیرا مومنین وظیفه دارند فرایض الهی را به جای آورند.

کلمه «بیوت» در متن آیه جمع بیت است معنی بیت مأوا و خانه است و در اصطلاح به منزل و مسکن آدمی بدون اعتبار شب نیز بیت گویند.
خداوند با عبارت « غیر بیوتکم» در آیه فوق شمول آیه را به منزل غیر محدود نموده و افراد برای ورود به خانه خودشان نیاز به رعایت استیناس نیستند.
همچنین در ادامه آیه فوق می فرمایند : «… حتی تستانسوا علی اهلها …» مفسران در باره معنی و مفهوم عبارت « تستانسوا » بحثهای فراوانی کرده اند تستانسوا برگرفته شده از ریشه انس می باشد و استاد علامه طباطبایی در این مورد چنین می نویسد : « کلمه انس به هر چیز به معنای الفت گرفتن با آن و آرامش یافتن قلب به آن است و کلمه استیناس عملی است که به این منظور انجام شود.»
خداوند در این آیه از جمله « تستاذنوا » استفاده نکرده و حتماً حکمتی در آن بوده است به طوریکه با دقت در فلسفه آیات و کلام مفسران اینطور برداشت می شود که استیذان اعم از استیناس است. استیذان اذن و اجازه ورود به منزل است ولی استیناس علاوه بر اذن ورود باید رضایت باطنی صاحبخانه را هم داشته باشد. این تمایل در بسیاری از موارد اطلاع قبلی و آماده شدن صاحب منزل است بنابراین استیناس رضایت معنوی و انس و الفت صاحبخانه برای ورود به منزل است.
نحوه گرفتن اذن و استیناس طریقت دارد و زمان پیامبر چون درب منزل بصورت امروزی نبوده این اذن از طریق گفتن تکبیر یا صدا کردن صاحبخانه با حرکتی برای توجه صاحبخانه انجام می گرفت البته اذن گرفتن را باید به طریقی گفت که داخل خانه فرد دیده نشود در غیر این صورت نگاه غیر مجاز به داخل خانه دیگری همراه با گرفتن اذن خود نوعی هتک حرمت منزل غیر محسوب می شود و در حکم ورود غیر مجاز به منزل غیر است. چنانچه از عبدا… بن بشیر روایت شده است که « پیامبر هرگاه به خانه فردی نزدیک می شد هرگز در مقابل در نمی ایستاد بلکه طرف چپ یا راست می ایستادند و اذن می گفتند؛ چرا که در آن زمان داخل خانه ها از بیرون رویت می شد.» و نیز روایت شده است. « مردی به دیدار رسول خدا آمد در حالیکه مقابل درب ایستاده بود و اجازه ورود می خواست پیامبر به او فرمودند که کسب اجازه و استیناس ، نگاه کردن را هم شامل می شود.»
همچنین صدا کردن صاحبخانه نباید با صدای بلند باشد چنانچه خداوند در آیه 4 سوره حجرات کسانی را که برای دیدن پیامبر از پشت خانه ها وی را با صدای بلند می خوانند مردم بی عقل و بی شعوری معرفی کرده است.
ایستادن در نزدیک درب و اصرار بر ورود بطوریکه صاحبخانه مجبور به پاسخگویی و اذن شود این هم خلاف استیناس است زیرا هر چند در ظاهر از صاحبخانه اجازه گرفته ولی این اجازه و اذن همراه با رضایت باطنی نبوده است.
بند دوم: سنت معصومین
دلیل دیگر مصونیت منازل و اماکن افراد من جمله متهم از تعرض ، بیان رفتار معصومین در خصوص ورود به منازل افراد است. حضرت رسول اکرم در بعضی موارد با گفتار و در بعضی موارد با رفتار خودش حرمت مسکن و آداب ورود به منزل غیر را بیان می داشت. در سنت پیامبر می خوانیم که اگر کسی اجازه گرفتن بلد نبود حضرت خودشان یا توسط دیگر نحوه اجازه گرفتن را به او یاد می دادند.
در روایت آمده است که پیامبر می خواست وارد خانه دخترش ( حضرت فاطمه) بشود، نخست بر در خانه آمد، دست بر روی در گذاشت و در را کمی عقب راند و سپس فرمودند: السلام علیک ، حضرت فاطمه جواب سلام را دادند بعد پیامبر فرمودند: اجازه دارم وارد شوم؟ حضرت فاطمه فرمودند : وارد شوید. سپس رسول خدا فرمودند: کسی که همراه من است نیز اجازه ورود دارد ؟ حضرت فاطمه فرمودند: اجازه دهید مقنعه بر سر من نیست و هنگامی که مقنعه سر کردند پیامبر مجدداً اجازه گرفت و به همراه جابر بن عبدالله وارد خانه شدند.

مطلب مشابه :  مدیریت و بازاریابی خدمات

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

و در روایت دیگری آمده است که شخصی از شکاف در به داخل خانه پیامبر بی اذن آن حضرت نگاه کرد و آن حضرت برای اینکه زشتی عمل او را نشان دهد فرمودند: اگر نزدیک بودم به وسیله میله آهنی چشمت را کور می کردم.
گفتار و رفتار پیامبر در برخورد با سمره بن جندب بهترین نمونه عملی زندگی آن حضرت درباره حرمت مسکن و رعایت شرایط ورود به آن است . مشهور است که سمره بن جندب درخت خرمایی در منزل یکی از اصحاب پیامبر داشت و ایشان هر وقت می خواست به منزل آن صحابه وارد شود ، باید طبق قاعده اجازه میگرفت ولی سمره این کار را نمی کرد و هر موقع می خواست سر زده داخل خانه او می شد، صحابه چند بار تذکر داد ولی سمره گوش نمی کرد تا اینکه شکایت نزد رسول خدا برد و پیامبر سمره را خواستند و مطلب را به او گفتند و ایشان جواب داد به خاطر درختم من حق عبور و مرور دارم. پیامبر فرمودند: این درخت را به من بفروش و من درختی دیگر در جای دیگر به تو بدهم . سمره قبول نکرد، پیامبر فرمودند: دو تا درخت می دهم باز هم قبول نکرد، پیامبر فرمودند: سه تا درخت می دهم ولی سمره قبول نکرد، پیامبر بعد از اینکه با بی منطقی و لجاجت او روبرو شد به صحابه دستور داد که درخت او را ببرد و جلویش بیندازد و سپس فرمودند: و لاضرار علی مومن» آن مرد مضاری است و در اسلام ضرر و ضرار وجود ندارد.
رفتاری از پیامبر روایت شده که بیانگر آن است که ایشان بدون استیناس وارد منزل دیگری نمی شد. سعد بن عباده روایت می کند، روزی رسول خدا به دیدار ما آمد و فرمودند: اسلام علیک و رحمه ا… سعد جواب آهسته داد، قیس خطاب به سعد گفت آیا به پیامبر اذن ورود نمی دهی ؟ سعد گفت بگذار پیامبر بیشتر بر ما سلام کند و رسول خدا پس از چند مرتبه سلام دادن و جواب نشنیدن بر می گردند، در این هنگام سعد در پی پیامبر رفته و به ایشان می گوید که من سلام و استیناس شما را شنیدم ولی آهسته جواب می دادم تا اینکه بیشتر بر ما سلام دهید و آنگاه رسول خدا مطابق استیناس روانه منزل سعد شدند.
و یا روایت دیگری است بر این مضمون که خلیفه دوم شبی از کوچه های مدینه عبور می کرد و صدای لهو و لعب از خانه ای می شنید، متغیر شد و خواست وارد خانه شود هر چه در زد نشنیدند ، خلیفه از بام بالا رفت و شروع به تشدد صاحبخانه نمود که چرا مرتکب فعل حرام و لهو و لعب شده ای . صاحبخانه در جواب خلیفه گفت اگر من مرتکب یک گناه شده ام شما مرتکب چند گناه شده ای زیرا اولاً چرا تجسس نموده ای خداوند می فرماید: «لا تجسس ، در سوره حجرات آمده ، ثانیاً چرا از درخانه وارد نشدی و از پشت بام وارد شدی چرا که خداوند می فرماید: « اتو البیوت من ظهورها و لکن البر من اتقی و اتو البیوت من ابوابها….) چرا بدون اجازه وارد شده و سلام نیز نکردی چرا که خداوند می فرماید: « لاتدخلی البیوت بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلهما » سوره نور آیه 27، خلیفه خجل شد و برگشت.
بند سوم: اجماع ( فتاوی فقها)
همه فقها امامیه ورود به منزل و اماکن افراد بدون اذن و مجوز قانونی را خلاف شرع و ممنوع اعلام نمودند. دفاع از آن را در برابر محارب ، مهاجم ، دزد و مانند آنها حائز اهمیت دانستند.
برای مثال : یکی از فقها در این خصوص می نوسید: « دید زدن به خانه و نگاه به نامحرم گناه است و صاحب خانه حق دارد سنگ یا چیزی به طرف او پرتاب کند و ضمانتی هم بر او نیست حتی اگر به درون خانه های دور با ابزاری نگاه کند. مثل آن است که از نزدیک نگاه می کند، نگاه به درون خانه کسی از طریق نصب آینه هم حکم او را دارد.
گفتار دوم: مبانی حقوقی
هر حقی تا زمانی که در قالب مقررات و قانون بیان نشود التزام دیگران به رعایت آن ضمانت اجرا حقوقی ندارد. مبنایی حقوقی هر امری را باید حکم قانونگذار درقوانین و مقررات دانست. قانون گذار در قوانین اساسی و عادی مختلف به حرمت منازل و ارتباطات خصوصی اشاره کرده است که در زیر در چندین بند به بررسی آن می پردازیم.
بند اول: قانون اساسی
الف) قانون اساسی مشروطیت
قانون اساسی در کشور ما به عنوان قانون مادر، کلی ترین و جامع

دیدگاهتان را بنویسید