مجمع البیان

دانلود پایان نامه

با توجه به تعریف های گنگی که از مجالس لهو و لعب می شود با ذکر یک مثال از این مجالس می توان گفت: مجالس عیّاشی که با ارتکاب محرّمات مانند قمار و مشروب و غیره تهیه می شود، مجالس لهوی است که شرکت در آن حرام است.
برخی از مفسران معاصر، یکی از مصادیق مردم زمان جاهلیت و الگو گیری از کار مشرکان در خصوص کف زدن و سوت زدن، مجالس سماع صوفیان و موسیقی ساختن در مدح پیامبر (صلّی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) دانسته اند، مثلاً محققان ارجمند تفسیر نمونه، در آخر آیۀ 35 سوره انفال که خداوند می فرماید: «و ما کان صلاتهم عند البیت الامکاءً و تصدیهً فذوقوا العذاب بما کنتم تکفرون؛ و نماز شان در خانۀ خدا جز سوت کشیدن و کف زدن نبود، پس به سزای آن که کفر می ورزیدید، این عذاب را بچشید.» آورده اند، با کمال تعجب در عصر ما کسانی هستند که با تکرار اعمال زمان جاهلیت، خود را در صف عبادت کنندگان می پندارند، آیات قرآن و گاهی اشعاری در مدح پیامبر و علی (علیهما السلام) است با نغمه های موسیقی توأم می کنند و حرکاتی شبیه رقص به سر وگردن و دست های خود می دهند و نام آن را بزرگداشت این مقدسات می گذارند. این اعمال گاهی به نام وجد و سماع و زمانی به نام ذکر و حال و گاهی به نام های دیگر در خانقاه ها و غیر خانقاه ها انجام می گیرد، در حالی که اسلام از همه این کارها بیزار است و این اعمال نمونه دیگری از اعمال جاهلی است.
دیدگاه فوق شاید نتیجه درستی از آیه شریفه نباشد، چون اولاً: نماز و عبادت کافران در کنار خانه خدا، همین سوت کشیدن و دست زدن بوده است، اما سماع و رقص صوفیانه، هر چند که مورد اشکال بسیاری از عالمان شیعه و سنی قرار گرفته است، ولی الگویی از کار مشرکان در عبادت حق نیست. ثانیاً: شعر و موسیقی ساختن در مدح پیامبر و علی (علیهما السلام) اگر مفسده انگیز نباشد از نظر فقها بی اشکال است و امری است که اکنون در جمهوری اسلامی هم رایج است .
خلاصه این که آیه شریفه می رساند که عبادت آن مردم، سوت زدن و کف زدن بوده است.
علامه طباطبائی (ره) در ذیل همین آیه و نیز در بحث روایتی که به این مناسبت می کند، کف زدن و سوت کشیدن را همان نماز و عبادت جاهلی می داند و هیچگاه از آیه این نتیجه را نمی گیرد که امروز هم کف زدن مردم مسلمان در مناسبت های شادی و تشویق، پرتوی از کار مشرکان است.
جلال الدین سیوطی در((الدار المنثور)) در شأن نزول این آیه از سعید بن جبیر نقل می کند که: قریش با پیامبر(صلّی الله علیه و آله) معارضه می کردند لذا در هنگام طواف، ایشان را مسخره می کردند و سوت می کشیدند و دست می زدند، بخاطر همین آیه شریفه نازل شد.
مرحوم امین الاسلام طبرسی در مجمع البیان می نویسد: روایت شده هنگامی که پیامبر در کنار حجرالاسود، رو به سوی شمال می ایستاد(که هم مقابل کعبه باشد و هم بیت المقدس) و مشغول نماز می شد، دو نفر از طائفه((بنی سهم)) در طرف راست و چپ آن حضرت می ایستادند، یکی صیحه و دیگری کف می زد تا نماز پیامبر (صلّی الله علیه و آله) را مشوش کنند.
4.2. دیدگاه روایت
در روایت و احادیث فقط در یک مورد بطور مستقیم به رقص، اشاره شده است.
روایتی از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده است که در آن عنوان «زفن» آمده و از آن نهی شده است و این واژه به گزارش اهل لغت، هم معنا و مرادف رقص است. روایت این است: محمد بن یعقوب کلینی از علی بن ابراهیم از پدرش ابراهیم بن هاشم از نوفلی از سکونی از حضرت صادق (علیه السلام) نقل می کند که پیامبر گرامی (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: أنهاکم عن الزفن و المزمار و عن الکوبات و الکبرات؛ من شما را از رقص و نی زدن و شطرنج و طبل کوبیدن باز می دارم.
در این روایت چهار چیز مورد نهی پیامبر واقع شده است: رقص، نی، طبل زدن و شطرنج. می دانیم که بسیاری از فقها طبل زدن و نی زدن را اگر مفسده انگیز نباشد بی اشکال می دانند و برخی از آنان نیز مثل حضرت امام خمینی، شطرنج بازی را با وجود آنکه روایات زیادی در نهی و مذمت آن وارد شده، اگر از حالت قمار بیرون آمده باشد، بی اشکال می دانند، حال آنکه حضرت امام حرمت آن را تحت موضوع قمار نگریسته اند و هرگاه از مصادیق این عنوان نبوده و صرفاً یک وسیلۀ ورزشی و سرگرمی باشد، حرام نیست. نی زدن و طبل کوبیدن هم اگر مفسده ای مثل آزار و اذیت دیگران و ترویج اشعار باطل نداشته باشد حرام نیست. همواره شاهدیم طبل های گوناگون را در مراسم مختلف عزا و عروسی و حتی در حضور روحانیون و متشرعان می زنند، یا نی که در موسیقی های مختلف حتی در حضور حضرت امام، انواع نی ها را همراه با سرود انقلابی و عاطفی مختلف می نواختند. در این روایت فقط رقص می ماند، این رقص هم به فتوای جمعی از فقها چه برای مردان و چه برای زنان، اگر هم مفسده ای نباشد، بی اشکال است و همانند نی و شطرنج و طبل است. در آن روایت نهی در مورد سه موضوع آمده است درمورد رقص هم آمده، چطور ما آن سه را اگر مفسده انگیز نباشد بی اشکال بدانیم، اما رقص را بی اشکال ندانیم.
برخی از فقها گفته اند آن رقصی که در روایت، پیامبر (صلّی الله علیه و آله) مردم را از آن نهی فرموده، رقصی بوده که در دوره جاهلیت رواج داشته است و اگر باز در دورۀ ائمه معصوم (علیهم السلام) نهی شده، از آن جهت بوده که در دورۀ خلفای اموی و عباسی تربیت ((قَینه، کنیزکان آوازه خوان و رقاص)) که بتوانند خوب برقصند و ساقی باشند، مورد استقبال اعیان و درباریان بوده است. (خلفای اموی و عباسی که غرق در عیش و عشرت بودند، از وجود این بردگان و کنیزان هرگونه بهره کشی می کردند، بیشتر تمتع خلفا از کسانی بود که به کرشمه چند کار انجام می دادند، دف در کف، اشعار را می خواندند و می رقصیدند و باده در دست خلیفه سرمست از نخوت و غرور را بیهوش و مدهوش حرکات و عشوه گری های خود می کردند. ولید بن یزید مدام خواهان تکرار آواز می شد، بطوریکه عقل او گسسته و شروع به بوسیدن سرتاپای مغنّی می کرد و سپس هزار دینار طلا به او می بخشید.)
احادیث دیگری در خصوص حرمت رقص مطرح شده که در واقع به خود رقص اختصاص ندارد بلکه موضوعات حرامی است که در حین رقص برخی افراد مرتکب آن می شوند.
روایت از فضاله بن عبید از رسول اکرم که فرموده اند: سه گروه اند که از آنها سؤال نمی شود: مردی که جماعت را رها کند و به مخالفت امامش بپردازد و در عصیان بمیرد، کنیز و برده ی فراری که بمیرد، زنی که شوهرش غیبت کرده (مرده است) و برای امورات دنیا خود را نمایان سازد، پس از اینها سؤال نمی شود.
وجه دلالت از حدیث: همانا وقتی زن از خانه اش خارج می شود در حالی که کشف حجاب کرده است و آنچه که باید می پوشانده آشکار نموده باشد، او از اهل آتش است، چراکه کاری را انجام داده که برایش حلال نبوده است و آن تبرّج و خودنمایی است، گناه بودن خارج شدن او به این صورت مقید به این نیست که شوهرش نباشد یا اینکه برای امور دنیا نباشد، حرام است، این قید وارد شده در حدیث بخاطر امور غالبی است که زن وقتی ولی یا همسر بر او باشد آزادی عمل ندارد.
أسامه بن زید گفته است: رسول خدا به من قبطیه را داد که دحیه کلبی به او هدیه داده بود، پس من او را زنم قرار دادم، پس رسول خدا پرسید با قبطیه چه کردی؟ گفتم او را به همسری قبول کردم، پس فرمود: برو و زیر لباس او زیر پوش قرار بده که من می ترسم استخوان هایش وصف شود.
این حدیث روشن می کند که جایز نیست زن لباس نازک بپوشد، آن قدر که زیر آن معلوم شود.
ابو هریره از رسول خدا روایت می کند: خداوند بر فرزندان آدم لذت ها از زنا را حرام کرده است، زنای چشم نگاه کردن است و زنای زبان سخن گفتن است و زنای گوش شنیدن است و زنای دست ها، گرفتن است و پاها رفتن است،نفس اینهارا می خواهد.
این حدیث دلالت بر حرمت نگاه کردن و دست گرفتن نامحرم است که میل نفس است و سبب ارتکاب گناه می شود که شارع آن را نهی نموده است.
زنی که حرکات رقص را انجام می دهد بیشتر اجزاء بدنش آشکار می شود و در این حالت همه ی اهل علم اجماع دارند که جایز نیست نگاه مردان بر زنان و حرام می باشد. پس شأن حکم رقص حرام، همان شأنی است که بوسیله آن به حرام رسیده می شود.
زمانی که مردی همراه همسرش در حضور مردم می رقصد یا از طریقی مانند فیلمبرداری مردم می بینند سه امر صورت می گیرد:
آشکار شدن زن برای نامحرم که حلال نیست دیده شود، 2- نگاه کردن مردان نامحرم به زن یا زنان نامحرم به مرد، 3- نبودن غیرت مرد نسبت به همسرش.
غیرت از صفات مومن است و کسی که نسبت به محارمش غیرت نداشته باشد در روز قیامت خدا به او نگاه نمی کند و ممکن نیست که به بهشت داخل شود، چرا که آنچه سزاوار است را رها ساخته است.
دلیل بر اینکه غیرت از صفات مؤمنان است روایات وارد شده است.

مطلب مشابه :  ارزشیابی برنامه درسی