مجموعه فرصت‌های سرمایه‌گذاری

دانلود پایان نامه

بنابراین در زمینه پایداری و فرصت های سرمایه گذاری می توان مدعی شد که علاوه بر توجه و معناداری هر یک از اجزای پایداری و فرصت های سرمایه گذاری، تنها اثر خطی متقابل فرصت های سرمایه گذاری و پایداری (PER × IOS) معنی دار هستند و رابطه ی معناداری با بازده ی سهم دارند. اثر معناداری همزمانی ضرایب مربوط به اثرات متقابل فرصت های سرمایه گذاری و پایداری سود از طریق برآورد رگرسیون کاهش یافته، نشان داد که این دو متغیر را نمی توان از مدل حذف کرد و چون حاصل جمع ضرایب متغیرهای دارای اثر همزمان(b3+ b5) منفی است می توان ادعا کرد که پایداری سود جاری با وجود فرصت های سرمایه گذاری اطلاع دهندگی کمتری دارد، بنابراین رابطه ی معکوسی بین اثر متقابل پایداری و فرصت های سرمایه گذاری با بازده وجود دارد. رتبه بندی فرصت های سرمایه گذاری و محاسبه ضریب واکنش پایداری سود برای دهک های مختلف، نشان داد که شرکت های دارای فرصت های سرمایه گذاری بالاتر دارای ضریب واکنش پایین تری هستند بنابراین فرضیه دوم رد شد و نمی توان گفت که با افزایش میزان فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش پایداری افزایش می یابد.
این نتیجه در تضاد با فرضیه اطلاعات رشد و مطابق با مبانی استدلال شده در فرضیه معیار پارازیت است. به عبارت دیگر اگر فرضیه دوم را بر اساس فرضیه معیار پارازیت به صورت رابطه ی عکس مطرح می کردیم(با افزایش میزان فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش پایداری کاهش می یابد)، این فرضیه تایید می شد. هر چند در این فرضیه به طور خاص به پایداری سود اشاره ای نشده است اما خطاهای اندازه گیری که مورد نظر این فرضیه است را می تواند در جزء پایداری سود نیز مشاهده کرد.
مقایسه نتیجه فرضیه دوم با تحقیقات قبلی
نتیجه ی این آزمون با یافته های تحقیق کولینز، کوتاری، شانکن، و اسلوان (1994) مطابق است. آنها پارازیت را هم دربرگیرنده جزء فاقد ارتباط ارزشی که به بازده های جاری، گذشته و آتی نامربوط است، و هم دربرگیرنده جزء ارتباط ارزشی که در بازده های دوره های گذشته منعکس شده است، توصیف می کنند.
هر چه پایداری سود بیشتر باشد، یعنی شرکت توان بیشتری برای حفظ سودهای دوره جاری دارد و فرض می شودکیفیت سود شرکت بالاتر است. هر چه احتمال پایداری خبرهای خوب یا بد موجود در سودهای دوره جاری در دوره های آتی بیشتر باشد، انتظار می رود ضریب واکنش سود بالاتر باشد. اما در این تحقیق به این نتیجه دست یافتیم که فرصت های سرمایه گذاری که انتظار می رود سودهای پایداری را برای شرکت به همراه داشته باشند، لزوماً موجب واکنش مثبت بازار نمی شود.
از سوی دیگر این استدلال وجود دارد که رشدی که منجر به فرصت های سودآوری فزاینده شود، می تواند رقابت را مجذوب ساخته و منجر به کاهش سودآوری طی زمان شود.
استدلال دیگر شاید این باشد که سرمایه گذاران به پایداری اجزای مختلف سود آنچنان توجه نمی کنند. آنها ممکن است تغییر در سود را موقت بدانند، تغییری که تنها برسود دوره جاری تاثیر دارد و در سودهای دوره های آتی تداوم نخواهد داشت. بدین منظور حتی حضور فرصت های سرمایه گذاری ننوانسته باور آنها را تعدیل کند. همچنین می توان استدلال کرد که با وجود فرصت های سرمایه گذاری، انتظار تغییر سود وجود دارد و سود به واقع نیز تغییر می کند و لذا باید پایداری آن کمتر باشد.
همچنین شاید مطابق با نظرکریسناواتی(2006)، خطای اندازه گیری باعث کاهش مربوط بودن سود می شود. خطاهایی که در جزء پایداری سود ادامه خواهند داشت.
5-2-3. یافته های آزمون فرضیه سوم
فرضیه سوم: با افزایش میزان فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش جریان های نقد عملیاتی افزایش می یابد.
نتیجه ی آزمون این فرضیه نشان داد که با توجه به معنادار بودن ضرایب متغیرهای فرصت های سرمایه گذاری-IOS- (012/0) و اثر متقابل فرصت های سرمایه گذاری و جزء غیر منتظره جریان نقد عملیاتی-UCFO ×IOS-(002/0) و عدم معناداری ضریب اثر متقابل فرصت های سرمایه گذاری و جریان نقد عملیاتی-CFO×IOS –(352/0) می توان گفت که علاوه بر معناداری هر یک از اجزای جریان نقد عملیاتی، تنها اثر متقابل فرصت های سرمایه گذاری و جزء غیر منتظره جریان نقد عملیاتی(UCFO ×IOS) معنی دار هستند و رابطه ی معناداری با بازده ی سهم دارند.
معناداری همزمان ضرایب مربوط به اثرات متقابل فرصت های سرمایه گذاری با جریان نقد عملیاتی و جزء غیر منتظره جریان نقد عملیاتی نشان داد که این دو متغیر همزمان معنی دار هستند و نمی توان آنها را از مدل حذف کرد. و با توجه به این که حاصل جمع آنها(462/0) مثبت است می توان گفت که جریان نقد عملیاتی در کنار جزء غیر منتظره آن، با وجود فرصت های سرمایه گذاری اطلاع دهندگی بیشتری دارد.
بنابراین اگر در فرضیه، جزء غیر منتظره جریان نقد عملیاتی نیز مطرح شده بود، فرضیه تایید می شد. اما از آنجا که ضریب اثر متقابل جریان نقد عملیاتی و فرصت های سرمایه گذاری (CFO×IOS) معنی دار نبود، امکان محاسبه ضریب واکنش جریان نقد عملیاتی با وجود فرصت های سرمایه گذاری میسر نبود و تنها می توان ادعا کرد که همزمانی جزء غیرمنتظره جریان نقد عملیاتی با خود جریان نقد عملیاتی با وجود فرصت های سرمایه گذاری اطلاع دهندگی بیشتری دارند، البته اگر جزء غیر منتظره جریان نقد عملیاتی و اثر متقابل آن با فرصت های سرمایه گذاری را در نظر بگیریم، حاصل ضرائب آنها منفی خواهد بود. بنابراین فرضیه سوم تایید نشد و نمی توان ادعا کرد با افزایش میزان فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش جریان های نقد عملیاتی افزایش می یابد.
همانطور که گفته شد ارزیابی بازار از جریانهای نقدی عملیاتی به عدم اطمینان جریانهای نقدی آتی یا پارازیت در جریانهای نقدی عملیاتی وابسته است. از آنجا که تحقق فعلی جریانهای نقدی عملیاتی محصول فرصت های سرمایه گذاری گذشته است، جریانهای نقدی عملیاتی ممکن است به عنوان شواهدی تایید کننده درباره ارزش این فرصت های سرمایه گذاری گذشته عمل کند و عدم اطمینان را درباره فرصت های سرمایه گذاری جاری کاهش دهد. در این زمینه، انتظار می رود ارزیابی بازار از جریانهای نقدی عملیاتی رابطه مثبت با حضور فرصت های سرمایه گذاری داشته باشد، اما در این تحقیق رابطه ی مثبت معنی داری مشاهده نشد.
مطابق فرضیه منبع داخلی، تفاضل هزینه بین تامین مالی داخلی و خارجی نشانه ای از عدم تقارن اطلاعات، هزینه های نمایندگی، و هزینه های معاملات است (مایرز و مایلوف، 1984؛ کاپلن و زینگالز، 1997؛ هوبارد، 1998). یکی از نتایج این است که با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری و نیازهای تامین مالی حاصل از آن، جریان نقد عملیاتی (که یک منبع مهم تامین مالی است) به عاملی با اهمیت فزاینده بدل می شود که آیا مجموعه فرصت های سرمایه گذاری پیگیری شوند یا خیر. بنابراین، واکنش های قیمت اوراق بهادار به جریان نقدی عملیاتی با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری افزایش می یابد اما این افزایش با نرخی کمتر صورت می گیرد.
بنابراین در این تحقیق نقش فرصت های سرمایه گذاری در ارزشگذاری بازار از جریان های نقد عملیاتی با توجه به “فرضیه منابع مالی داخلی” تایید نشد.
مقایسه نتیجه فرضیه سوم با تحقیقات قبلی
نتیجه ی این تحقیق مشابه نتیجه ی تحقیق جونز(1997) است. نتیجه ی تحقیق وی از ارزشیابی متمایز جریان نقد عملیاتی با وجود فرصت های سرمایه گذاری پشتیبانی نمی کند. همچنین نتیجه ی این تحقیق با کار کومار و کریشنان(2008) در تضاد است. نتیجه آزمون های این دو محقق نشان داد که در سطوح پایین فرصت های سرمایه گذاری، با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش جریان وجه نقد عملیاتی افزایش می یابد. عالی زاده(1389) نیز به نتیجه مشابهی رسید. نتایج تحقیق حاکی از آن است که با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، در سطوح مختلف فرصت های سرمایه گذاری، از ارتباط ارزشی جریان وجه نقد عملیاتی کاسته می شود.
دلایل را می توان با توجه به تحقیقات قبلی به موارد زیر نسبت داد:
عدم اطمینان جریانهای نقدی آتی یا پارازیت در جریانهای نقدی عملیاتی(جونز، 1997؛ 2001، کریسناواتی، 2006).
مشکلات زمانبندی و تطابق(جونز، 1997؛ 2001، کریسناواتی، 2006). وجود فرصت های سرمایه گذاری ممکن است موجب بروز مشکلات زمانبندی و تطابق شود که قابلیت جریانهای نقدی عملیاتی برای انعکاس عملکرد شرکت را کاهش دهد. دریافتهای نقدی از محل فرصت های سرمایه گذاری جاری غالباً در دوره های آتی رخ می دهد. انتظار می رود این عدم تطابق پرداختها و دریافتهای نقدی برای شرکتهایی که فرصت های سرمایه گذاری بیشتری دارند شدیدتر باشد.
ناکامل بودن بازار و وجود محدودیت های مالی: جریان نقدی می تواند بر سرمایه گذاری اثر بگذارد زیرا بازارهای سرمایه کامل نیستند و تامین مالی داخلی ارزانتر از تامین مالی خارجی است. در این حالت می توان انتظار داشت که جریان نقدی یک نقش قوی تر در سرمایه گذاری شرکتهایی بازی کند که احتمال مواجهه آنها با محدودیتهای مالی بیشتر است(کارپرترو گواریلا، 2008).
هزینه های نمایندگی، عدم تقاون و غیره. وجود برخی نقص ها در بازار، همچون عدم تقارن اطلاعات، هزینه های نمایندگی و هزینه معاملاتی، بهای تمام شده سرمایه خارجی را نسبت به سرمایه داخلی افزایش می دهد (جنسن و مکلینگ، 1976؛ مایرز و مایلوف، 1984). در حالت وجود تفاوت در هزینه های تأمین مالی، در دسترس بودن منابع داخلی برای دنبال کردن و اجرای فرصت های سرمایه گذاری ارزش شرکت را افزایش می دهد. در صورت ثابت بودن توان تأمین مالی داخلی، با افزایش فرصت های سرمایه گذاری نیاز به تأمین مالی خارجی افزایش می یابد(کاپلان و زینگالز، 1997). بنابراین با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، تفاوت بین هزینه تأمین مالی داخلی و تأمین مالی از خارج و افزایش نهایی ارزش شرکت بواسطه تأمین مالی داخلی افزایش می یابد.
خطا در اندازه گیری. فرضیه معیار پارازیت بیان می کند که اشتباه در اندازه گیری جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری افزایش پیدا می کند. این خطای اندازه گیری ناشی از روش ناکارای حسابداری برای ثبت و استهلاک هزینه های سرمایه گذاری است، به ویژه هزینه های مربوط به تحقیق و توسعه و فعالیتهای ساخت دارایی نامشهود.

مطلب مشابه :  هدف های آموزشی