مجموعه فرصت‌های سرمایه‌گذاری

دانلود پایان نامه

5-2-4. یافته های آزمون فرضیه چهارم
فرضیه چهارم:با افزایش میزان فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش اقلام تعهدی افزایش می یابد.
این فرضیه بر این مبنا بود که چون اقدامات مدیریت در صورت وجود فرصت های سرمایه گذاری، کمتر قابل مشاهده است، کشف دستکاری سود توسط مدیریت از طریق اقلام تعهدی برای سهامداران دشوارتر خواهد بود. بنابراین، مدیران شرکتهایی که فرصت های سرمایه گذاری نسبتاً بیشتری دارند دارای انگیزه بیشتری برای درگیر شدن در مدیریت سود فرصت طلبانه هستند(جونز، 1997؛کریسناواتی، 2006).
نتیجه ی آزمون فرضیه چهارم نشان داد که سطح معناداری ضرایب متغیرهای فرصت های سرمایه گذاری (000/0) و اثر متقابل فرصت های سرمایه گذاری و اقلام تعهدی- ACC ×IOS- (046/0) هر دو معنادار هستند. از سوی دیگر تایید شد که اقلام تعهدی با وجود فرصت های سرمایه گذاری با بازده رابطه ی معنادار دارند. همچنین ضریب این متغیر منفی است(131/0-) و نشان دهنده ی رابطه ی معکوس میان اثر متقابل اقلام تعهدی و فرصت های سرمایه گذاری با بازده ی سهم است. به عبارت دیگر، نتایج نشان داد که واکنش بازار به اقلام تعهدی با وجود فرصت های سرمایه گذاری، بصورت رابطه ی منفی با بازده بازتاب می نماید. این رابطه ی منفی می تواند اینگونه نیز تفسیر شود که سرمایه گذاران اقلام تعهدی شرکت های دارای فرصت های سرمایه گذاری بالا را به سبب انگیزه های مدیریت سود فرصت طلبانه با بدبینی می نگرند.
سطح معناداری تساوی میانگین ضریب واکنش اقلام تعهدی 050/0 است و در نتیجه برابر با سطح معناداری، یعنی 5% است، در نتیجه فرض صفر مبنی بر تساوی میانگین دو جامعه پذیرفته می شود. و چون فاصله اطمینان صفر را در بر می گیرد می توان مدعی شد که تفاوت میانگین دو جامعه آنچنان تفاوت معنی داری ندارند، و می توان نتیجه گرفت که میانگین ضریب واکنش اقلام تعهدی در دهک اول، یعنی شرکت های دارای فرصت های سرمایه گذاری بالاتر، تفاوت زیادی با دهک دهم ندارد.
مقایسه نتیجه فرضیه چهارم با تحقیقات قبلی
نتیجه فرضیه چهارم مطابق با یافته های تحقیق جونز(1997) است. نتیجه ی مشاهدات وی حاکی از آن است که هیچ ملاحظه ی ارزشیابی اضافی برای اقلام تعهدی اختیاری مربوط به شرکت های دارای رشد بالا و رشد پایین وجود ندارد.
بنابراین بر خلاف یافته های حاصل از آزمون های قبلی این موضوع تایید نمی شود که شرکت های دارای فرصت های سرمایه گذاری بالاتر، لزوماً دارای ضریب واکنش اقلام تعهدی کمتر معناداری هستند، اما چون جهت بیان فرضیه به طور کلی مخالف شواهد بدست آمده است، لذا فرضیه چهارم رد شد. کومار و کریشنان(2008) به نتیجه ی مشابهی رسیدند. آنها مستند کردند که در سطوح بالای فرصت های سرمایه گذاری، با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش اقلام تعهدی، کاهش می یابد. روندهای ضریب واکنش اقلام تعهدی در سطوح پایین فرصت های سرمایه گذاری و ضریب واکنش جریان وجه نقد عملیاتی در سطوح بالای فرصت های سرمایه گذاری نیز از لحاظ آماری معنی دار نبودند. اثر تجمعی این است که ضریب واکنش سود در ابتدا بطور مستقیم با فرصت های سرمایه گذاری و سپس در جهت عکس تغییر می یابد.
عالی زاده(1389) نیز به نتیجه مشابهی رسید. نتایج تحقیق حاکی از آن است که با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، در سطوح مختلف فرصت های سرمایه گذاری، از ارتباط ارزشی جریان وجه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی کاسته می شود.
کریسناواتی(2006) در بیان این رابطه ی منفی عنوان داشته است که اقلام تعهدی نشان دهنده جریانهای نقدی جاری نیستند بلکه جریانهای نقدی بالقوه آتی را نشان می دهند. تنزیل، عدم اطمینان درباره مجموعه فرصت های سرمایه گذاری آتی، و عدم اطمینان از این که اقلام تعهدی در آینده به صورت جریان نقد عملیاتی آتی محقق می شوند یا خیر، عواملی هستند که باعث می شوند اقلام تعهدی حاوی اطلاعات کمتری درباره تحقق احتمالی مجموعه فرصت های سرمایه گذاری باشد. همچنین وی معتقد است خطای اندازه گیری باعث کاهش مربوط بودن جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی می شود که آثار منفی آن بر ضریب واکنش جریان نقد عملیاتی و ضریب واکنش اقلام تعهدی با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری افزایش می یابد(کریسناواتی، 2006). این نتیجه گیری با شواهد بدست آمده در این تحقیق سازگار است.
شواهد تحقیقات اسمیت و واتس (1992) و گاور و گاور (1993) نشان می دهد که انگیزه های مدیریت، باید با وجود فرصت های سرمایه گذاری کمتر قابل مشاهده باشد. علت آن است که داشتن آگاهی نسبت به سرمایه گذاریهای آتی که مدیریت آنها را انتخاب خواهد کرد برای سهامداران که با عدم تقارن اطلاعات طبیعی ناشی از وجود فرصت های سرمایه گذاری مواجهند، دشوار است.
بنابراین به طور خلاصه در این تحقیق به مبانی نظری سه فرضیه اتکا شد:
فرضیه اطلاعات رشد: مطابق با این فرضیه سرمایه گذاران از اطلاعات جدید سود جاری درباره ظرفیت فرصت های رشد آتی برای ایجاد سودهای غیرعادی استفاده می کنند. آنها پیش بینی می کنند که هم ضریب واکنش جریان نقدی عملیاتی و هم ضریب واکنش اقلام تعهدی با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری افزایش می یابند، و ضریب واکنش جریان نقد عملیاتی با نرخی بیش از ضریب واکنش اقلام تعهدی افزایش پیدا می کند.
فرضیه منابع مالی داخلی: مطابق این فرضیه شرکت ها برای بهره برداری از فرصت های سرمایه گذاری نیاز به وجه نقد دارند. وجه نقد را هم می توان از منابع مالی داخلی و هم از منابع مالی خارجی تامین کرد. تفاضل هزینه بین تامین مالی داخلی و خارجی نشانه ای از عدم تقارن اطلاعات، هزینه های نمایندگی، و هزینه های معاملات است. فرضیه منابع مالی داخلی پیش بینی می کند که ضریب واکنش اقلام تعهدی مثبت باشد؛ چراکه اقلام تعهدی بطور بالقوه سرمایه گذران را از وضعیت جریان وجه نقد عملیاتی، و در نتیجه احتمال تحقق فرصت های سرمایه گذاری در آینده، مطلع می کند. بنابراین، واکنش های قیمت اوراق بهادار به جریان نقدی عملیاتی با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری افزایش می یابد اما این افزایش با نرخی کمتر صورت می گیرد. از آنجایی که سود شامل جریان وجه نقد عملیاتی می باشد، پیش بینی می شود ضریب واکنش سود نیز با افزایش در فرصت های سرمایه گذاری افزایش یابد.
فرضیه معیار پارازیت(اخلال). فرضیه معیار پارازیت بیان می کند که اشتباه در اندازه گیری جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری افزایش پیدا می کند. این خطای اندازه گیری ناشی از روش ناکارای حسابداری برای ثبت و استهلاک هزینه های سرمایه گذاری است، به ویژه هزینه های مربوط به تحقیق و توسعه و فعالیتهای ساخت دارایی نامشهود. خطای اندازه گیری باعث کاهش مربوط بودن جریان نقدی عملیاتی و اقلام تعهدی می شود که آثار منفی آن بر ضریب واکنش جریان نقد عملیاتی و ضریب واکنش اقلام تعهدی با افزایش مجموعه فرصت های سرمایه گذاری افزایش می یابد(کریسناواتی، 2006).
جدول 5-1 به طور مقایسه ای نشان می دهد که رابطه ی مفروض در فرضیه های پشتوانه ی این تحقیق چگونه پیش بینی شده است.
جدول 5-1: روابط مفرض در فرضیه های پشتوانه ی تحقیق
نام فرضیه
پیش بینی فرضیه از رابطه بین فرصت های سرمایه گذاری و …
ضریب واکنش سود
ضریب واکنش جریان نقد عملیاتی
ضریب واکنش اقلام تعهدی
فرضیه اطلاعات رشد
مثبت

مطلب مشابه :  آموزش و پرورش