معلوم بودن

دانلود پایان نامه

برخی دیگر، در مسأله قائل به تفصیل شده و معتقدند: هر چیزی که موضوع عمل محسوب می شود و یا از اشیایی است که عین آن بعد از انجام کار در دست اجیر باقی نمی ماند به عهدهی مستأجر است و چیزی که مقدمهی انجام کار محسوب می شود یا از اشیایی است که بعد از انجام کار عین آن باقی می ماند به عهدهی اجیر است به طور مثال تهیه ی نخ و کاغذ در خیاطی و کتابت بر عهدهی مستأجر و تهیهی سوزن و قلم به عهدهی اجیر می باشد.
این عده، نیز مانندگروه اول، انجام کار و تهیهی مقدمات و لوازم آن را مقتضای اطلاق عقد اجاره می دانند. اما در رابطه با این استدلال گفته شده است اگرچه اقتضای اطلاق عقد، وجوب تهیهی مقدمات کار و مبادرت به انجام کار است اما به آن معنا نیست که آن مقدمات مجانی باشد و مجاناً به ملکیت مستأجر درآید بلکه مستأجر باید قیمت آن را بپردازد.

فصل چهارم
چگونگی حل اختلافات مربوط به خاتمهی عقد

پیمانی با تراضی طرفین عقد قدم به عرصه ی جهان حقوق می گذارد متعهد به رغبت یا به زور باید به آن پیمان احترام بگذارد و عهدشکن در مقام مکافات، مسئول زیان ناشی از خطای خویش است. اما در مرحله ای، عمر این قرارداد به پایان می رسد.
نقطهی پایان زندگی قرارداد گاهی با پایان مدت عمر آن و به طور طبیعی است و گاهی به دلایلی، پیمانی نافذ و موجود از هم گسسته و منحل می شود. اما گاهی پدیده ای به صورت قرارداد جلوه می نماید در حالی که در حکم هیچ است.
فصل حاضر، با مطرح کردن اختلافاتی که ممکن است در مرحله ی پایان عقد ایجاد گردد ارائهی طریق می نماید، این اختلافات ممکن است در انقضاء عقد، فسخ و یا انفساخ آن ایجاد گردد و همچنین می تواند ناظر به بطلان عقد باشد.
4-1- اختلاف در انقضاء عقد اجاره
قرارداد اجارهی اشخاص که با انعقاد عقد آغاز شده است ناگزیر باید در مرحله ای به پایان برسد. پایان آن منوط به تحقق اموری است که ممکن است در تحقق آن ها بین طرفین عقد، اختلافاتی بروز نماید که تحت عناوین زیر مورد بررسی قرار می گیرند: 1. اختلاف طرفین در انقضاء مهلت معین 2. اختلاف طرفین در استیفاء منفعت 3. اختلاف در انقضاء مهلت یا استیفاء منفعت 4. اختلاف در اقالهی عقد.
4-1-1- اختلاف طرفین در انقضاء مهلت معین
در صورتی که معیار تعیین منفعت، زمان انجام کار باشد باید مدت اجاره معین باشد همچنان که در اجارهی خاص ملاحظه می شود، و هرگاه طرفین اجاره در سپری شدن مدت معین اختلاف داشته باشند در صورتی که منشأ اختلاف آن ها مربوط به اختلاف در مدت تعیین شده باشد همچنان که در مبحث مربوط به اختلاف در مدت عقد گذشت، قول منکرِ مدتِ بیش تر مقدم می شود. یعنی آن کس که ادعا می کند مدت اجاره بیش تر بوده و هنوز به پایان نرسیده است باید ادعای خود را با آوردن بینه اثبات کند وگرنه قول منکر زیاده به ضمیمهی سوگندش مقدم می شود.
اما ممکن است منشأ اختلاف نه در مدت تعیین شده بلکه اختلاف آن ها در زمان شروع و پایان مدت باشد مثل این که فردی را برای یک ماه در مقابل مبلغی معین اجیر نماید. در این صورت جمعی از فقهاء و نویسندگان در این خصوص معتقدند اصل در اجاره ای که مقدّر به زمان است فوری بودن است به این معنا که اگر به زمان شروع عقد تصریح نشود، اقتضای تبادر عرفی و همچنین حمل فعل بر صحت این است که شروع مدت از حین عقد باشد، به شرطی که قرینه ای برخلاف آن نباشد مثلاً با فرض این که منفعت اجیر بعد از عقد، برای دیگری است در این صورت زمان شروع کار پس از گذشتن آن زمان است. اما زمانی که عبارت عقد مطلق باشد به طوری که هم ماهِ متصل به زمان عقد از آن فهمیده شود و هم غیر آن، به جهت ابهام منفعت حکم به بطلان عقد می شود. همچنان که برخی از فقها به طور مطلق قائل به بطلان چنین عقدی شده اند.
اما اگر اختلاف طرفین در شروع و پایان مدت به خاطر اطلاق آن نباشد بلکه هر یک زمانی را برای شروع مدت مشخص کنند در این صورت مسأله از باب تداعی بوده و در صورتی که نتوانند بر ادعای خود بینه ای ارائه دهند حکم به تحالف و تساقط ادعای آن ها شده و عقد به جهت نامعلوم بودن و وجود غرر و جهالت باطل می شود.

مطلب مشابه :  طبقه بندی

4-1-2- اختلاف طرفین در استیفاء منفعت
وقتی اجیر، کار مورد تعهد را تسلیم مستأجر می نماید، اجاره بر انجام عمل، تمام شده و اجیر مستحق دریافت اجرت معلوم خود می شود.
حال اگر مستأجر ادعا کند که کار به طور کامل انجام نشده و یا به وی تسلیم نشده است، چنان که گذشت اجیر موظف است به عنوان مدعی واقعی با آوردن بینه، پایان کار و فراغ ذمه ی خود را اثبات نماید وگرنه ملزم به اجرای تعهد و انجام عمل می گردد. اما اگر با انقضاء مدت (در صورتی که عمل و مدت به شکل وحدت مطلوب مورد نظر است) و یا به هر دلیل دیگر، انجام تعهد متعذر شده باشد اجاره منفسخ می گردد. البته اگر تعذر اجیر از تسلیم مستند به مستأجر باشد مثل این که کالایی که به اجیر داده شده تا روی آن کار انجام دهد به وسیله ی مستأجر تلف گردد، در حکم استیفاء منفعت است.
4-1-3- اختلاف در انقضاء مهلت یا استیفاء منفعت
هرگاه تعیین منفعت با تعیین زمان انجام کار و تعیین خودِکار صورت گیرد مثل این که خیاطی را برای دوختن لباسی معین در مدتی معین اجیر کند، به طوری که مدت تعیین شده ظرف عمل بوده و در واقع کار به صورت تعدد مطلوب مورد نظر مستأجر باشد. در این صورت هرگاه قبل از پایان مدت زمان مقرر، منفعت مورد نظر حاصل گردد اجیر مستحق دریافت اجرت خود بوده و اجاره پایان می یابد و اگر مدت مقرر به پایان برسد اما کار به طور کامل انجام نشده باشد، مستأجر در باقیمانده ی کار می تواند اجاره را فسخ کند، یا اجازه دهد که کار در خارج از مدت انجام گیرد؛ ولیکن اجیر چنین حقی را ندارد.
اختلاف طرفین و حکم آن در این صورت به دو مبحث قبلی برمی گردد.
4-1-4- اختلاف در اقاله ی عقد
هرگاه طرفین عقد با یکدیگر توافق کنند که اجاره را با اقاله منفسخ نمایند عقد اجاره مانند سایر معاملات پایان می یابد.
حال هرگاه یکی از طرفین عقد اجاره، اظهار دارد که عقد اجاره اقاله شده و دیگر تعهدی در قبال طرف مقابل ندارد و طرف دیگر انکار کند، اختلاف حاصله مانند اختلاف در اصل وقوع عقد است چرا که براساس قول مشهور ماهیت اقاله عقد است و هنگامی که در وقوع عقد شک کردیم بر مبنای اصل عدم، قول منکر که موافق با اصل است به ضمیمهی سوگندش مقدم می شود و مدعی اقاله باید تحقق اقاله را اثبات نماید.

مطلب مشابه :  شادی درنظریه فوردایس، ویژگی های شخصیتی، روان شناسی مثبت