مفاهیم مرتبط

دانلود پایان نامه

1-5- مفاهیم مرتبط
در موضوع حل اختلاف قبل از ورود به بیان چگونگی حل اختلاف واژگانی چون مدعی و منکر و تداعی به عنوان مفاهیم مرتبط و در عین حال بسیار ضروری و کلیدی مورد بررسی و بازشناسی قرار می گیرد تا موقعیت هر یک ازطرفین اختلاف در دعوا و تکالیف آن ها مشخص گردد.
1-5-1- مدعی و منکر
«مدعی در لغت، اسم فاعل از دعا – یدعو از باب افتعال، به معنی خواهنده است خواه به دروغ یا به راست باشد. اما در اصطلاح مدعی کسی است که چیزی را از دادگاه به ضرر دیگری میخواهد و به او خواهان گفته میشود. طرف مقابل که دعوا علیه او اقامه شده است، مدعی علیه و یا خوانده نامیده می شود.»
هرگاه شخصی ادعا کند که حق او تضییع یا انکار شده است، می تواند برای احقاق یا شناسایی حق خود، در مراجع صالح قضاوتی اقامه ی دعوا نماید. حق اقامه ی دعوا در اصل 34 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح شده که مقرر می دارد: «دادخواهی حق مسلم هر فرد است و هرکس می تـوانـد به منظـور دادخواهی به دادگاه های صالح رجوع نماید …»
اما موضع گیری شخصی که علیـه او اقامـه ی دعـوا شده است می تواند به سه صورت باشد یا به عبارتی موضع مدّعی علیه در مقابل مدعی به سه صورت ممکن است: یا سکوت می کند و یا اقرار و یا انکار می نماید. اگر مدعی علیه ادعای مدعی را انکار نماید به مناسبت این انکار، منکر نامیده می شود.
تشخیص و تمیز مدعی از مدعی علیه در مسائل اختلافی از اهمیت به سزایی برخوردار است و به همین منظور فقها، معیارهایی را در شناسایی مدعی از منکر مطرح کرده اند تا حکم لازم را در مسأله مطرح نمایند.
الف) معیار تمیز مدعی از منکر
در روایات باب قضا مطلبی که بیانگر تفسیر مدعی و منکر باشد وجود ندارد و تنها چیزی که در روایات وارد شده است تعرض به احکام آن دو می باشد یعنی «البینه علی المدعی و الیمین علی المنکر» و یا «علی المدعی علیه» البته با اختلافاتی که در تعابیر آن ها وجود دارد.
بنابراین کلمات فقها در تفسیر این دو کلمه و تشخیص آن متفاوت شده و وجوهی را ذکر کردهاند؛ مانند این که:
ـ مدعی کسی است که اگر از ادعای خود صرف نظر کند کسی با او کاری ندارد و دعوا کأن لم یکن تلقی می گردد. مقابل آن منکر است، یعنی کسی که اگر طرف مقابلش سکوت کند و دست از خصومت بردارد سکوت از او پذیرفته است و رها می شود و در غیر این صورت، سکوت از او پذیرفته نیست و باید در برابر مدعی پاسخگو باشد.
ـ مدعی کسی است که گفتهاش خلاف اصل است.
ـ کسـی که در مـقام اثبـات قضیه است و مدعی علیه کسی است که مانع از آن است .
ـ مدعی کسی است که ادعای امری پنهان را دارد که ظاهر شرع، خلاف آن است. مانند آن که فردی علیه دیگری مدعی طلبی یا مدعی مالکیت مالی باشد که در دست دیگری و تحت تصرف او است. در این جا، سخن مدعی خلاف اصل و ظاهر است چون اصل در مثال اول، برائت ذمه ی آن فرد از بدهی است چنان که ظاهر در مثال دوم، مالکیت او نسبت به مالی است که تحت تصرف دارد.
ظاهراً تمامی وجوه مذکور، موکول به عرف می شود و مانند سایر موضوعات عرفی، شـرع مقـدس دخـالتی در آن ندارد و موازیـن مذکـور در بیـانات فقهــا، منافاتـی با تشخیص عـرفی ندارد. بلکه مـوازین مذکـور به نوعی بیان مصادیق عـرفی مـدعی و منکـر است.
از این رو، برخی از فقها جهت یافتن مفهوم مدعی و منکر رجوع به عرف را ضروری دانسته و گفته اند: به نظر عرف مدعی کسی است که انشاء دعوا منوط به اوست؛ خواه انشاء برای اثبات حقی باشد- مانند ادعای مالکیت مالی برای خود- یا برای رهایی از حقی علیه خود باشد مانند ادعای باز پس دادن امانت از سوی امین.
اما نکته ی قابل توجه دیگر، معیار تطبیق مدعی و مدعی علیه است. برخی آن را مصب و محل بروز دعوا و عبارت متنازعین می دانند؛ برخی دیگر ملاحظهی نتیجه و اثر و غرض از دعوا را که مقصود متنازعین است به عنوان معیار تطبیق معرفی می نمایند؛ و عده ای دیگر میزان و معیار مدعی و منکر را در مطابقت و عدم مطابقت قول شخص با اصل و وظیفهی شرعی می دانند. با توجه به هر یک از این مبانی، گاه موقعیت فرد از حیث مدعی و منکر بودن متفاوت می گردد.
ب) حکم مدعی و منکر
براساس روایتی موثق از امام صادق(ع) حکم اساسی در همه ی دعاوی آن است که بینه (شاهد و دلیل) را مدعی بیاورد و قسم و سوگند بر عهده ی مدعی علیه است و اگر مدعی علیه از سوگند خودداری کرد، باید به حکمی که به نفع مدعی است تن دهد و آن را بپذیرد و چنان چه مدعی علیه سوگند یاد کردن را به مدعی حواله کند و او هم دو شاهد (عادل) نداشته باشد و سوگند نیز یاد نکند حق خود را از بین برده است این مطالب در همه ی دعاوی صادق است مگر در حدود که سوگند نیست. در قصاص هم، به عکس مدعی باید سوگند یاد کند و مدعی علیه باید اقامه ی بینه و شاهد نماید تا این که خون مسلمانی به هدر نرود.
قاعده ی: «البینه علی المدعی والیمین علی المدعی علیه» یا «علی المنکر» نیز که نص حدیث در بعضی از روایات است به عنوان قاعده ی اساسی اسلامی، مدعی را مکلف به اقامه ی بیّنه کرده و سوگند مدعی علیه (منکر) را، در رد دعوای مدعی کافی می داند.
ماده ی 1335 قانون مدنی نیز با استفاده از این قاعدهی اساسی مقرر می دارد: «توسل به قسم وقتی ممکن است که دعوای مدنی نزد حاکم به موجب اقرار یا شهادت یا علم قاضی بر مبنای اسناد یا امارات ثابت نشده باشد. در این صورت مدعی می تواند حکم به دعوی خود را که مورد انکار مدعی علیه است، منوط به قسم او نماید.»
1-5-2- تداعی
واژه ی تداعی مصدر باب تفاعل از دعا- یدعو به معنی طلب به وسیله ی قول و مانند آن است. با توجه به این که یکی از معانی باب تفاعل مشارکت است، تداعی در لغت به معنای طلب کردن هر یک از دیگری می باشد. معنای اصطلاحی تداعی از معنای لغوی آن دور نبوده و مدعی بودن دو نفر نسبت به یک چیز را تداعی می گویند. در اغلب دعاوی، یکی از دو طرف مدعی چیزی و طرف دیگر منکرآن ادعا است بدون این که خود ادعایی داشته باشد، اما گاهی نیز هر دو طرف، مدعی هستند. مثلاً کسی بخشی از خانه خود را به دیگری اجاره می دهد و پیش از سکونت مستأجر در خانه، بینِ آن دو در تعیین بخش مورد اجاره اختلاف پدید می آید؛ مثلا موجر مدعی است بخش غربی را اجاره داده ولی مستأجر مدعی است مورد اجاره بخش شرقی خانه است. در این صورت هر یک مدعی اجاره ی بخشی از خانه و منکر اجاره ی بخشی دیگر است. در این حالت، هر یک از دو طرف دعوا «متداعی» و دعوای آن دو «تداعی» نامیده می شود.
دعوای متقابل در آیین دادرسی مدنی نوعی از تداعی به شمار می آید زیرا طبق ماده ی 284 آ.د.م: «مدعی علیه حق دارد در مقابل ادعای مدعی اقامه ی دعوا کند و چنین دعوی را در صورتی که با دعوای اصلی ناشی از یک منشأ و یا با دعوی نامبرده ارتباط کامل داشته باشد دعوای متقابل می نامند و به آن دعوا در همان دادگاه با دعوای اصلی رسیدگی می شود».

مطلب مشابه :  شرکت‌های پذیرفته شده