مفهوم افت تحصیلی و عوامل آن

افت تحصیلی

افت تحصیلی یکی از معضلات آموزش و پرورش به شمار می رود که باعث هدررفتن سرمایه انسانی و مالی می شود .

تعطیلات زیاد باعث فراموشی آموخته ها می شود و همچنین به علت اینکه کتابهای درسی دارای حجم زیاد بوده و زمان ما محدود و با تعطیلات رسمی و غیر رسمی زمان کمتر می شود بنابراین هم از کیفیت و کمیت تدریس و آموزش کاسته شده و باعث افت تحصیلی می گردد . برای جلوگیری از آن باید علاوه بر کاهش تعطیلات ایجاد عادات مناسب مطالعه در دانش آموزان بوجود آوریم تا در هنگامی که در تعطیلات بسر می برند از آموزش آنقدر دور نمانند که برگشت به حالت قبل از تعطیلات مشکل و نیاز به وقت زیاد باشد . یکی از مسایل و مشکلات اساسی نظام آموزشی هر کشوری مسأله افت تحصیلی است. این مسأله هر ساله هزینه های سنگینی به بار می آورد و دور نمای پیشرفت و توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشورها را مبهم می نماید. براساس مطالعات انجام شده این مشکل هر ساله درحال افزایش است و بسیاری از دانش آموزان و حتی دانشجویان نمی توانند از پس مواد و محتوای آموزشی طراحی و تدوین شده و برآمده و یا آنها را در موعد مقرر به پایان رسانند. زمانی این مسأله تأسف انگیزتر خواهد بود که بدانیم بسیاری از این افراد تواناییهای لازم برای کسب موفقیت دارند و موفق نمی شوند ( آرمند، 1382).

دراینجا به بررسی تأثیرات افت تحصیلی بر عملکرد آموزشی و رفتاری می پردازیم .

 

2-5-1- تعریف افت تحصیلی

بیابان گرد(1375)، بیان می کند که: منظور از افت تحصیلی« کاهش عملکرد تحصیلی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نامطلوب است » توجه به تعریف فوق نشان می دهد که مقایسه و سنجش سطح عملکرد تحصیلی قبلی و فعلی دانش آموز بهترین شاخص از افت تحصیلی است. نکته قابل توجه این است که این مشکل، دارای ابعاد مختلفی است که تمامی آن را می توان در سه بعد فرد، خانواده و مدرسه و جامعه خلاصه نمود. قبل از شرح نقش هر یک از این ابعاد و عوامل باید اضافه نمود که فقط در ذهن و روی کاغذ می توان آنها را از یکدیگر مجزا نمود، در واقعیت گاهی چنان این عوامل درهم تنیده اند و کنش متقابل دارند که تعیین نقش و سهم هر کدام به دشواری امکان پذیر است( بیابان گرد1375)،.

الف ) علل فردی

1- هوش: بدون شک یکی از عوامل مهم در افت تحصیلی کمبود هوش و تواناییهای ذهنی است. هوش هرفرد را می توان به دو نوع هوش عمومی و اختصاصی(با استعداد) تقسیم کرد .

هوش عمومی نوعی توانایی است که در اغلب فعالیتهای انسان خود را نشان می دهد هوش اختصاصی استعداد خاصی است که فرد دریک یا چند زمینه خاص دارد. اگر به نمرات دروس مختلف یک فرد نگاه کنیم می بینیم که نوعی رابطه بین آنها وجود دارد (هوش عمومی)، یعنی، این طور نیست که آن فرد در یک درس بسیار قوی و در درس دیگر بسیار ضعیف باشد. از طرف دیگر کمی تفاوت ممکن است دیده شود مثلاً فرد در درس علوم بهتر از ادبیات فارسی باشد ( هوش اختصاصی ) افراد از نظر میزان برخورداری از هوش عمومی و اختصاصی با یکدیگر تفاوتهای بسیاری دارند که باید به آنها توجه کرد . مطالعات نشان داده است که درصد بسیار اندکی( حدود 10 درصد) از موارد افت تحصیلی به علت ناتوانی ذهنی و عدم کشش فرد است. بسیار مشاهده شده است دانش آموزی را که مشکل تحصیلی داشته و با تشخیص کمبود هوشی به مراکز مشاوره و کلینیکها ارجاع داده اند پس از ارزیابی دقیق مشخص می شود که دانش آموز هیچ گونه ضعف شناختی و یا هوشی ندارد و علت یا علل دیگری عامل مسأله است. امروزه دیگر آن اهمیتی که در گذشته به هوش داده می شد داده نمی شود گفته می شود هر شخص با نردبان صفات شخصیتی خود راه تکامل و پیشرفت را طی کند و آنچه مهم است صبر و بردباری و بویژه پشتکار است( بیابان گرد1375)،.

ازبین دو دانش آموز با بهره هوشی مساوی، آن موفق تر خواهد شد. پیشرفت تحصیلی بهتری خواهد داشت که تلاش بیشتری نموده و پشتکار زیادتری داشته باشد .

2- توجه : برای یادگیری و به خاطر سپردن هر مطلبی اولین شرط توجه به آن مطلب است بدیهی است که اگر دانش آموز از هوش بالایی هم برخوردار باشد ولی به مطلب یا موضوعی توجه نکند نمی تواندآن را فراگیرد علت افت و شکست تحصیلی بعضی از دانش آموزان ناشی از عدم توجه به معلم و موارد تدریس شده و نیز عدم تمرکز حواسی هنگام مطالعه و انجام تکالیف درسی است و هرچه توجه بیشتر باشد یادگیری عمیقتر انجام شده و تعطیلات نمی تواند باعث فراموشی مطالب گردد(همان منبع).

3- انگیزه: انگیزه به حالتهای درونی فرد که موجب هدایت رفتار او به سوی نوعی هدف است گفته می شود انگیزه درواقع موتور حرکت هر فردی است – محققان یکی از دلایل افت تحصیلی را نداشتن انگیزه پیشرفت می دانند. و چون دانش آموزان ما انگیزه ندارند خواهان این هستند که از هرفرصتی برای فرار از مدرسه و تعطیل کردن محل تحصیل خود استفاده کنند. افراد دارای انگیزه پیشرفت بالا به تکالیفی روی می آورند که درجه دشواری آن در حد متوسط باشد و از تکالیف خیلی آسان یا خیلی دشوار پرهیز می کنند تکالیف آسان برای آنان مبارزه ای تلقی نمی شود و رقابت علیه استانداردهایی چنین آسان ایجاد انگیزه نمی کند، و انجام دادن تکالیف آسان نیز احساس فضیلتی به شخص نمی بخشد، گرچه تکالیف دشوار چالش فراوان ایجاد می کنند، ما برای افراد دارای نیاز به پیشرفت بالا انگیزه آفرین نیستند، زیرا موفقیت در آنها بسیار غیر تحمل است. افراد دارای انگیزه و نیاز به پیشرفت پایین نیز به سوی تکالیف نیمه دشوار روی می اوردند . اما درتمایل به نزدیک شدن به آنها چندان مصمم نیستند کسانی که دارای ترس شدید از شکست هستند، یا به سوی تکالیف بسیار آسان که احتمال موفقیت در آنها زیاد و احتمال شکست بسیار کم است روی می آوردند، یا به تکالیف بسیار دشوارکه بتوانند ازدشواری آنها به عنوان بهانه ای برای عدم موفقیت استفاده کرد( بیابان گرد،1375).

برای ایجاد انگیزه در دانش آموزان معلمان ومربیان می توانند از روشهای زیر بهره گیرند :

الف ) باید تلاش نمود تا درفرد احساس نیاز به وجود آید.

ب ) وقتی دانش آموزی در اثر شکست در درس تازه نسبت به آن درس نگرش منفی پیدا می کند، باید به او کمک کرد در درس تازه موفقیت کسب کند و در نتیجه به تصوری مثبت تر نسبت به توانایی خود در مورد یادگیری مطلب درسی دست یابد زیرا یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد انگیزه منجر می شود .

ج ) آنچه که ازدانش آموزان به عنوان هدف آموزش انتظار دارید درآغاز درس دقیقاً برای آنان بگویید .

د ) هدفهایی را که مطرح می کنید باید روشن معین و متناسب با توانایی دانش آموزان باشد .

ه ) در شرایط مقتضی از تشویقهای کلامی استفاده کنید استفاده از کلماتی چون خوب عالی و مرحبا پس از عملکرد درست دانش آموز، از تدابیر مؤثر در ایجاد انگیزه است .

و ) باید شرایطی را فراهم کرد که دانش آموز موفقیت خود را احساس کند. زیرا هیچ چیز مانند خود موفقیت به موفقیت کمک نمی کند.

ز ) باید تکالیفی را که ارائه می دهید نه بسیار مشکل باشد و نه ساده .

ح ) تکالیف یکنواخت ارائه ندهید به عبارت دیگر از خاصیت برانگیختی مطالب مختلف استفاده کنید.

ت ) تبادل نظر با دانش آموزان درباره­ی مشکلات درسی و شرکت دادن آنها در طرح نقشه های کار وفعالیت فواید زیادی دارد .

ی ) تکالیفی را که به دانش آموزان می دهید جلسه بعد از آنان بخواهید .

ق ) مطالب آموزشی را از ساده به دشوار ارائه دهید . ارائه مطالب از ساده به مشکل و به صورت متوالی باعث می شود که دانش آموزان ابتدا در یادگیری مطالب ساده به اندازه کافی موفقیت به دست آورند و این توفیق اولیه انگیزه آنها را برای یادگیریهای بیشتر افزایش دهد .

ز ) از ایجاد رقابت و همچشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کنید .

ک ) می توان با فعال نمودن دانش آموز در هنگام تدریس و وادار ساختن وی به انجام کارهایی درباره درس در او انگیزه قوی ایجاد کرد.

ل ) بالاخره برقراری رابطه بین مطالب کتب درسی با واقعیات زندگی، در ایجاد انگیزه مؤثر است

(نصر اصفهانی، 1371).

4- آشفتگی های عاطفی و هیجانی : مشکلات عاطفی و هیجانی دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد  می تواند باعث افت تحصیلی آنان شود و یادگیری را تا حد زیادی کاهش می دهد. اگر ما از زمان بهره کافی ببریم اگر تعطیلات زیاد هم داشته باشیم مسئله ای نیست و بازدهی ما کم نخواهد شد البته باید به روحیه و روان دانش آموزان توجه کافی شود تا این امر صورت بگیرد .

فشارهای روانی خاص هر مرحله از رشد می تواند باعث اشتغال خاطر، آسیب وارد آمدن به قوای هوشی ، تحلیل انرژی ذهنی، عدم متمرکز حواس و در نهایت افت تحصیلی دانش آموزان شود.

5- نارساییهای جسمی:

الف ) دانش آموزانی که دارای بنیه­ی ضعیفی هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند نمی­توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند این دسته به خاطر دارا بودن استعداد ابتلا به انواع بیماریها از پیشرفت تحصیلی درسی باز می مانند .

ب ) وجود ضعف در بینایی و شنوایی نیز سبب عقب ماندگی و افت تحصیلی می شود بعضی  از دانش آموزان دچار این نوع ضعف ها هستند که اگر به موقع تشخیص داده نشود به علت خوب درک نکردن درسها، افت تحصیلی اجتناب ناپذیر است .

ج ) ناراحتیهای مربوط به مراکز عصبی و ناهماهنگی های حسی و حرکتی درجای خود باعث افت تحصیلی دانش آموز خواهد شد .

د ) مشکلات ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط با معلمان و همکلاسیها باعث استفاده هرچه بیشتر از مطالب و موضوعات کمک گرفتن برای حل مشکلات درسی احتمالی و ایجاد صمیمیت خواهد شد گاهی فقدان مهارت اجتماعی باعث گوشه گیری و انزوا گزینی کودک و به دنبال آن افت تحصیلی خواهد شد(بیابان گرد، 1375).

 

ب ) علل خانوادگی

الف ) روابط نظام ارزشی خانواده: شاید بتوان گفت مهمترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل خانواده است اینکه والدین با دانش آموز و درس و تحصیل او چگونه برخورد کنند و در الگوهای تربیتی خود برای چه نوع رفتارهایی ارزش قائل می شوند. یکی از اجزای اساسی، در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل است چنانچه نگرش خانواده نسبت به مدرسه، معلمان و درس منفی باشد و یا بین آنچه می گویند و آنچه عمل می کنند تفاوت وجود داشته باشد طبیعی است که به تدریج فرزند آنها نیز نگرشی منفی به درس و تحصیل پیدا خواهد کرد. در مورد بسیاری علت افت تحصیلی و یا شکست تحصیلی به وجود این گونه نگرشهای منفی، تضادها، مساعد نبودن شرایط خانواده از نظر عاطفی و روانی برمی گردد. اگر کمی در مورد آن روی سکه، یعنی نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی سخن بگوییم اهمیت آن بیشتر روشن می شود .

مهمترین نقشی که والدین درزمینه پیشرفت تحصیلی فرزندان می توانند داشته باشند ایجاد محیطی آرام و مساعد برای مطالعه و انجام تکالیف است. دربعضی مواقع والدین به طورناخواسته و ناآگاهانه نه تنها محیط مساعدی را برای مطالعه فرزندان ایجاد نمی کنند. بلکه اصرارمی ورزند که دانش آموزان درمحیلی آکنده ازسروصدا و محرکهای مختلف مزاحم به انجام تکلیف بپردازند. آنها تصورمی کنند مطالعه و انجام تکالیف نیزمانند کارهای دیگردرهرشرایطی قابل انجام است. ولی باید توجه داشت که یادگیری درشرایطی بهترصورت می گیرد. که درآن محیط آرام باشد و محرکهای مزاحم ازجمله تلویزیون، بازی سایرکودکان و سروصداهای دیگرکمترباشد والدین با اجتناب ازترتیب دادن جشنها و مراسم مختلف و یا شرکت درآنها درایام امتحانات    می توانند برپیشرفت تحصیلی فرزندان خود تاثیرداشته باشند.

غنی کردن محیط خانواده ازدیگرراههایی است که پیشرفت تحصیلی فرزندان را تضمین می کند.

والدین می توانند به جای خرید اشیای غیرضروری برای دانش آموزان کتابهای کمک درسی و وسایل کمک آموزشی تهیه کنند ،تا ازاین طربق هم دانش آموزان اوقات فراغت خود را به خوبی بگذرانند و هم به یادگیری آنها کمک شود متاسفانه درکشورما مطالعه­ی کتابهای غیردرسی و کمک درسی کمترمتداول است درحالیکه ازطریق تهیه­ی این گونه کتابها می توان کمک موثری به فرزندان کرد(بیابان گرد،1375).

ب) فقرمالی خانواده یکی ازعوامل مهم افت تحصیلی کودک است که به طورغیرمستقیم برپیشرفت درسی چنانکه اشاره شد تاثیرمی گذارد محروم ماندن ازغذای سالم و کافی و نداشتن استراحت لازم به علت پرداختن به فعالیتها وکارهای غیردرسی برای جبران فقرمالی موجب عقب ماندگی درسی می شود.

ج) فقر فرهنگی و بیسوادی یا کم سوادی والدین .

د ) فقدان والد یا والدین .

ه ) وجود مشاجره و ناسازگاری میان والدین

و ) علت دیگری که ناشی از مشکلات خانوادگی است و برمیزان پیشرفت درسی دانش آموز تأثیر دارد نحوه ارتباط دانش آموز با برادران و خواهران است . اگر در خانواده بیشتر افراد همواره مشغول مطالعه باشند در رویکرد دانش آموز به مطالعه تأثیر خواهد گذاشت برعکس اگر انها فعالیتهای بی فایده داشته باشند . بتدریج ممکن است کودک از انها الگو گرفته و به عقب ماندگی درس گرفتار شود.

ج ) علل آموزشی مدرسه ای

گاهی علت افت تحصیلی و یا شکست درسی دانش آموز را باید درمدرسه جست وجو کرد . اهم عللی که می توان از این نظر مورد بررسی قرار داد به شرح زیر است:

1- شیوه تدریس معلم می توان گفت که هر دانش آموز به شیوه­ی خاص مطالب درسی را درک وفرا می گیرد، وظیفه معلم است که با شناخت دانش آموزان و آگاهی از چگونگی کاربرد شیوه های مختلف تدریس روش مناسبی برای تدریس انتخاب کند گاهی علت افت تحصیلی دانش آموز این است که شیوه تدریس معلم مطابق روش یادگیری دانش آموز نیست .

2- برنامه درسی مدرسه گاهی علت افت تحصیلی دانش آموزان این است که برنامه درسی طراحی شده از طرف مدرسه مناسب نیست، مثلاً دروس نسبتاً سخت را پشت سرهم و یا درساعاتی گذاشته اند که عموماً دانش آموزان خسته هستند وهمچنین در اکثر مدارس مسئله کتابخوانی و حفظیات مطرح است نه مطالب کاربردی و عملی.متناسب با نیازاجتماعی و فرهنگی جامعه( امین شایان جهرمی، 1386).

مطلب مشابه :  پایان نامه : پایان نامه ارشد: نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم

3- افتخارات و پیشداوریهای معلم گاهی افت تحصیلی دانش آموز انتظار عدم موفقیت و پیشداوری غلطی است که معلم از دانش آموز دارد معلم در اولین برخورد با شاگردان خود سعی می کند یا پیشداوری خود آینده تحصیلی آنها را مجسم کند مطالعات نشان داده است که این پیشداوریها بر میزان پیشرفت و یا شکست دانش آموز در درس تأثیر دارد به این صورت که اگر ما دانش آموزی را که نمرات متوسط دارد به یک معلم معرفی کنیم و به او بگوییم تیز هوش است و نمرات درخشانی خواهد آورد خود این دادن نگرش بر ارتباط معلم با دانش آموز تأثیر خواهد گذاشت و باعث پیشرفت درسی وی خواهد شد نتیجه اینکه معلمان باید از پیشداروی بویژه پیشداوری منفی و انتظار شکست در یک فرد جداً بپرهیزند زیرا خود این پیشداوری منجر به شکست او خواهد شد .

4- شرایط فیزیکی کلاس گرما یا سرمای بیش از حدکلاس ، نامناسب بودن نظافت و نورکلاس ، سروصداهای غیر معمول و تعداد بیش از حد دانش آموزان در کلاس از جمله عواملی است که ممکن است افت تحصیلی را در پی داشته باشد .

5- تعویض مکرر معلمان در طول سال تحصیلی و ناتوانی بعضی از دانش آموزان به منظور سازگاری با روش تدریس و خصوصیات معلم ممکن است بویژه در مقاطع آموزشی، پایین تر منجر به افت تحصیلی شود .

6- ارزیابیهای نادرست معلمان از عملکرد دانش آموزان کنترل نامناسب کلاس توسط معلم فقدان وسایل کمک آموزشی، کمبود کتب درسی، عدم همکاری و ارتباط بین اولیاء و مدرسه کمبود فضاهای آموزشی از جمله دیگر علل مؤثر در افت تحصیلی دانش آموزان از میان عوامل فوق معلم اهمیت بسیاری دارد. ویژگی های یک معلم خوب را در اینجا بیان می کنیم (ممتاز جهرمی ،1386).

صفات معلمان خوب

1- برخورداری از سلامت جسمانی، معلم باید هم از سلامت جسمانی و هم سلامت روانی برخوردار باشد تا قادر به ایفای نقش های مختلف خود باشد.

2- توانایی درشناخت دانش آموزان و صمیمی شدن با آنها.

3- توانایی در مشارکت دادن دانش آموزان در فرایند یادگیری ، چون وظیفه اساسی معلم در تدریس، راهنمایی دانش آموزان برای یادگیری است. معلم خوب معلمی است که با استفاده از شیوه های گوناگون و در موفقیتهای مختلف، دانش آموزان را فعالانه با مطالب آموزشی و موقعیتهای یادگیری درگیر نماید.

 

4- توانایی در استفاده از شیوه های مناسب تدریس .

5- رعایت اصول ارائه مطالب ارائه مطالب به دانش آموزان باید با رعایت اصول و ترتیبی انجام شود تا  یادگیری را سهل تر و پایدارتر کند. به عنوان مثال الگوی زیر مناسب است؛ مطلع کردن دانش آموز از اهداف آموزشی، ایجاد انگیزه و جلب توجه یادگیرنده، یادآوری مطالب قبلی مربوط به درس جدید، ایجاد شرایط ارائه درس و رعایت تسلسل و هدایت بحث در کلاس .

6- استفاده از وسایل و امکانات کمک آموزشی در صورتی که از حواس مختلف انسان برای یادگیری استفاده شود، مسلماً یادگیری راحت تر و عمیق تر صورت می گیرد ، لذا معلمی بهتر است که حتی الامکان حواس بیشتری را در یادگیری درگیر نماید .

7- ارزشیابی مستمر از دانش آموزان، معلمی موفق است که همواره میزان یادگیری دانش آموزان را مورد ارزیابی قرار دهد تا بتواند روشها و برخوردهای خود را اصلاح کند.

8- داشتن انعطاف عاطفی

9- با ثبات بودن رفتار معلم باید واضح و روشن باشد زیرا قابل اعتماد و اتکا بودن معلم به قابل پیش بینی بودن رفتار او بستگی دارد.

10- منطقی بودن.

11- خلوص و یکرنگی و تبعیض نگذاشتن بین دانش آموزان.

12- بردباری و صبوری.

13- توانایی گوش دادن به گفتار دانش آموزان.

14- طرد نکردن دانش آموزان و لقب ندادن به آنها.

15- وارد نشدن به حریم شخصی فرد ، بسیاری از دانش آموزان از اینکه با اصرار معلم مسایل شخصی خود و خانوادگی شان را افشا کنند . دچار احساس ناراحتی و گناه می شوند ، از این رو معلم در صورت تمایل دانش آموز با شیوه­ی محتاطانه ای باید به دانش آموز نزدیک شود.

16- استفاده نکردن از تنبیه های لفظی .

17 – توانایی ایجاد رروابط صمیمانه با والدین.

18- کاهش سطح ناکامی و بدرفتاری ، معلم باید در زمانی که دانش آموز دچار ناکامی در زمینه­ی تحصیلی و یا ارتباطی می شود به او یاری رساند از شدت هیجانات منفی سوء رفتار وی بکاهد .

19- امکان انتخاب و ابراز وجود دادن به دانش آموز.

20- تشویق دانش آموز به برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت تحصیلی ، معلم خوب معلمی است که دانش آموز را تشویق به برنامه ریزی برای انجام تکالیف و وظایف خود کند تا ازاین طریق احساس کفایت و توانمندی در وی ایجاد شود.

21- بالاخره برقراری نظم و انضباط در کلاس، از جمله نشانه های معلم خوب و موفق آن است که بتواند نظم و انضباط منطقی را در کلاس حکمفرما کند و صرفاً به ارائه درس توجه نداشته باشد. منظور از انضباط هم ساکت و آرام بودن و گوش دادن به حرفهای معلم نیست زیرا جو کلاس باید متنوع و دوست داشتنی باشد ؛ به طوری که هر دانش آموز احساس آرامش و دلبستگی به کلاس داشته باشد. باید تا آنجا که ادامه دارد مدرسه را جذاب کنیم تا دانش آموزان خواهان بودن در آن باشند نه فرار از مدرسه. دراینجا به راه حل هایی برای جذابیت مدرسه بیان می شود .

 

 

2-5-2- بیایید تا مدرسه را برای دانش آموزان جذاب کنیم :

برنامه­ی تحصیلی: ایده آل، واقعیت ها

حداقل صدها کتاب درباره برنامه­ی تحصیلی( آنچه که مدرسه باید به دانش آموزان عرضه کند و چگونگی سازماندهی آن ) نوشته شده است. همچنین حدود دویست کتاب تا به حال درباره­ی رهنمودهای آموزش ( اینک معلمان چگونه برنامه­ی تحصیلی را در کلاس ارائه دهند) به تحریر درآمده است. درصدها کنفرانس و سمینار دانشگاهی درباره­ی برنامه­ی تحصیلی و رهنمودهای آموزشی، بایدها و نبایدها و نیز ایده آلها صحبت شده است. موضوعات این کتابها کنفرانس ها و خطابه ها را می توان در دو اصل زیر خلاصه نمود :

1- برنامه­ی تحصیلی می بایست، دانش و مهارت هایی را که برای دانش آموزان و جامعه مفید می باشند، فراهم نماید(بیابانگرد (1375). .

2- آموزش باید جالب و جذاب و مؤثر باشد .

این دو اصل تمامی رهنمودهای لازم برای بهبود کیفیت آموزشی را، یبان می کنند. معلمان فراهم آوردن تفصیل و جزئیات کا را برعهده دارند. درحقیقت آنان سفره­ی یادگیری را همراه با غذایی برای ذهن دانش آموزان می گسترانند. با وجود تلاش همیشگی معلمان، آنان گه گاهی در کلاس ها با مشکل مواجه می شوند. بسیاری از دانش آموزان از این سفره چیده شده اند کمی لب می زنند، بسیاری غذا مهیا شده را دوست داشته می بلعند، برخی آن را تف می کنند و دور می اندازند و برخی دیگر این سفره را بطورکلی ترک می نمایند .چه مشکلی درکاراست؟ حقیقتاً مطلب اسرارآمیزی نیست(همان منبع).

بیدالف درکتاب مشهور خود به نام « تعلیم و تربیت پسران »به خوبی علل این مشکل را بیان نموده است:

به نظر می رسد که محیط آموزشی عصر کنونی برای تعلیم و تربیت بزرگسالان طراحی گردیده است و نه برای جوانان ، آن هم جوانانی و نوجوانانی پر از انرژی امروزه از هر دانش آموز در کلاس انتظار می رود که ساکت خوش رفتار و مؤدب باشد. به نظر نمی رسد درچنین محیطی شور و هیجان لازمه­ی یادگیری وجود داشته باشد ( اگر چه بسیاری از معلمان شیوه هایی را برای ایجاد سرگرمی و انرژی در کلاس بکار می برند تا دانش آموزان بسیار از این انرژی روحیه گرفته و به کار ادامه دهند ) منفعل بودن مخالف روحیه­ی کودکی و نوجوانی است . نوجوانی به ویژه سن شور و احساسات است . پسران و دختران مشتاقانه می طلبند تا در یادگیریها و تجربیاتی پرشور با یکدیگر به چالش و رقابت بپردازند. با اطلاع و آگاهی از ویژگی های  این دوره از زندگی و نیز نیازهای مربوط به آن معلمان می توانند هوش ، روحیه و مهارتهای دانش آموزان خود را گسترش دهند . بنابراین اگر کودکان و نوجوانان شما با اشتیاق از خواب بیدار نمی شوند که بگویند «آخ جون مدرسه »مشکلی درکار است ( بیدالف، 1997).

نمی توانم ضرورتاً با عقاید بیدالف موافق باشم که اعتقاد دارد اغلب کودکان با شور و شوق برای مدرسه رفتن از خواب بیدار نمی شوند ( مدرسه را دوست ندارند ). مسلماً بسیاری از دانش آموزان مدرسه را دوست دارند. اما با بیدالف از این جهت مواقم که بچه ها در همه­ی سنین شور شوق خاصی برای یادگیری دارند، اما این شور و اشتیاق به ندرت در مسیری است که ما می خواهیم. توده­ی انبوهی از دانش آموزان بیشتر اوقات خود را در کیوسک های نمایش ویدئویی می گذارنند تا در مدرسه. اگر بخواهیم از این عده به عنوان شاگردان گریزپا از مدرسه صرف نظر کنیم ، اما نمی توانیم آن دسته از دانش آموزان باهوشی را که می گویند ما از طریق صفحه­ی نمایشگر کامپیوتر های خانگی مان بیشتر چیز یاد می گیریم تا تا مدرسه صرف نظر کنیم . این واقعیت ها به ما می فهماند که قسمتی از تعلیم و تربیت نابسامان است(همان منبع) .

بیدالف اعتقاد دارد که جوانان و به ویژه نوجوانان دارای شور و اشتیاقی هستند که آنان راقادر به انجام کارهایی که اهمیت واقعی دارند می کند، هدف و مقصودی که در یک اتاقک نمایش ویدیویی بدست نمی آید ، در صورتیکه فرصت و جهتی را که خواستارند در کلاس درس بدست می آورند، مسلماً وقت خود را صرف کارهای خلاق ، گروهی و اجتماعی مفید خواهند کرد. واگر چنین فرصت هایی به آنان داده نشود، انرزی خود را به شکل سوء رفتار و ایجاد مسئله بروز می دهند. توجه به نکات زیر ضروری است:

1- دانش آموز فعالیت هایی را دوست دارند که سرگرم کننده ، جذاب و رقابتی باشد.

2- دانش آموزان از عالیت های خسته کننده بیزارند .

3- در صورتیکه خستگی تداوم یابد ، آنها سرگرمی ها و کارهایی از خود بروز می دهند که معمولاً ورد پسند ما نمی باشد .

این نکات را از آغاز تاریخ یا حداقل چندین قرن پیش شناخته ایم اما اغلب به آنها فکر نمی کنیم.

چگونه مدرسه را جالب و ارزشمند کنیم :

فرض کنیم که درصد بالایی از دانش آموزان ، مدرسه را دوست ندارند و بیشتر خواهان تعطیلات هستند و در این مورد که مواد درسی را نیز مفید به حال خود نمی دانند با هم توافق داشته باشیم . حال باید فکر کنیم که چگونه مدرسه ای مطلوب برای دانش آموزان بسازیم که آن را دوست داشته باشند. باید راهکارهایی را کشف کنیم که بتواند دانش آموزان را جذب نموده و آنان را با میل و رغبت درمحیط مدرسه نگاه دارد . راهکارهای پیشنهاد شده از پنج قسمت تشکیل شده اند . این پنج قسمت عبارتند از :

1- مشخص کنید که دانش آموزان درچه مقطع سنی رشدی هستند – در چه مواردی ناتوان و چه مواردی توانا هستند ، به چه چیزهایی علاقمندند و برای چه گارهای مستعدند .

2- مشخص کنید که نیازهای دانش آموزانتان چیست؟ چه چیز را ترجیح می دهند، و سپس رهنمودهای آموزشی را با این نیازها و اولویت ها وفق دهید .

3- دانش آموزانتان را در انتخاب فعالیتها و موضوعات و عناوین درسی یاری دهید .

4- به موضوعات و عناوینی که بطورطبیعی از جذابیت برخوردار نیستند کمی چاشنی اضافه کنید ( آنها را دوست داشتنی کنید ) ونیز می توانندبرای دانش آموزان از کارآیی ومفید بودن مطالب صحبت کنید.

5- با تناسب مواد درسی از روش های تسهیل کننده آموزشی بهره بگیرید.

حال این پنج نکته را به تفصیل بررسی می کنیم:

1- دریابید که دانش آموزان شما در کدام مقطع رشدی هستند ؟

دراین قسمت دانش آموزان را در مقاطع رشدی مختلف توصیف خواهیم نمود . تصویری از تغییرات رشدی دانش آموزان خود را بدست آورید . می توانید خصوصیات رشدی همه­ی مقاطع را مطالعه کنید. یا با در نظر گرفتن مقطعی که در آن مشغول به آموزش هستید تنها ویژگی های مربوط به دانش آموزان خود را مطالعه نمایید(ممتاز جهرمی ،1386) .

2- اولویت ها و نیازهای دانش آموزانتان را بشناسید ، و رهنمودهای آموزشی را با این شناخت ها سازش دهید. در دهه های اخیر تدریس بطور روز افزونی مشکل تر شده است. این امر بدلیل تغییر نگرش نوجوانان نسبت به قدرت ( توانمندیها ) بزرگسالان و نیز ارزش مدرسه است . چندین سال قبل (گلاسر[1]، 1969) روانپزشک مشهور، تدریس را به عنوان مشکل ترین حرفه و شغل توصیف نموده است . اوبرای معلمان سطوح راهنمایی و دبیرستان شدت کار را بیشتر می داند. او می گوید چون معلمان دوره راهنمایی و دبیرستان اشتیاق بیشتری برای کار با دانش آموزان موفق دارند، با برخورد با دانش آموزان کم تلاش در این مقاطع روز به روز نا امید می گردند( بیابان گرد1375)،  .

گلاسر می گوید : هنگام گفتگو با صدها معلم دریافتم که مشکل آنان نبود انضباط در کلاس و یا اعتراض دانش آموزان نسبت به آموزگاران نیست بلکه، آنها احساس می کنند نتوانسته اند شاگردان خو را به تلاش وادارند. اکثر دانش آموزان به اعتقاد آنان فقط در نیمی از فعالیت های کلاس شرکت نموده و غالباً تکالیف خود را انجام نمی دهند. با دانش آموزان نیز صحبت کرده و متوجه شدن که دلیل عدم همکاری و عدم انجام تکالیف کلاس سخت و دشوار بودن تکالیف نیست، بلکه کسل کنندگی تکالیف است. بدین ترتیب معلم و شاگردان در دام پیچیده گرفتار آمده اند . دانش آموزان مطالب درسی برایشان خسته کننده است و هیچ فایده ای در یادگیری این مطلب نمی بینند. از طرف دیگر معلمان در راه کوشش برای وارد کردن آنها به یادگیری تنها ، کار را بدتر می کنند . درحین تنبیه ها و تمهیدات معلمان فاصله­ی دانش آموزان با شخصی که به کمک آنها برای یادگیری آمده یعنی معلم زیادتر می شود. همه­ی این عوامل باعث نا امیدی طرفین طرفین ( معلم و شاگرد ) شده و امید به بهبود اوضاع را کاهش می دهد. درحالیکه راه خروج از این دام درست در مقابل چشم ماست . این راه چیزی نیست به غیر از برآورده ساختن نیازهای دانش آموزان، توجه به نیازهای دانش آموزان هم باعث تشویق و ایجاد انگیزه در دانش آموزان می شود و هم سبب آسودگی خاطر معلمان می گردد.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد: خدمات نقاشی ساختمان

نیازهای دانش آموزان : دانش آموزان به چه چیزی احتیاج دارند ؟ نیازهای آنان در ارتباط با مدرسه و کلاس درس عبارتند از :

1- امنیت

2- امید

3- پذیریش و مقبولیت

4- شأن و احترام

5- قدرت

6- لذت، سرگرمی

7- شایستگی

این نیازها با علایق، یا خواست ها متفاوتند، زیرا آنها تمنای مدم دانش آموزان هستند. برای مثال پذیرش و مقبولیت، هنگامیکه دانش آموز احساس کند از طرف معلم مورد پذیرش نمی باشد، ضمن احساس بی اتکائی و بی اهمیت بودن، سعی خواهد کرد که مقبولیت و پذیرش را از همسالان و شاید برخی از همسالان نامناسب خود دریافت کند، که نتیجه ای جز دردسر برای معلم ببار نمی آورد. برخلاف نیازها، خواتسه ها یا علایق شامل مواردی است که ما دوست می داریم وفقدان آنها ما را با مشکل جدی مواجهه کرد. برای مثال دوست داریم به دیدن یک فیلم برویم، نرفتن یا عدم امکان برای دیدن فیلم  سبب از دست رفتن خواب شبانه­ی ما نخواهد شد و پس از مدتی آن را به کلی فراموش خواهیم کرد(ممتاز جهرمی ،1386) .

حال لیست نیازها را به طور مفصل بررسی می کنیم. نیازها عبارتند از :

امنیت: همه­ی ما خواستار رهایی از ترس هایی هستیم که در اثر تهدید و ارعاب در ما شکل گرفته اند. درصورتیکه دانش آموز بخواهد در درس و مدرسه توفیق یابد ، می بایست احساس امنیت کند. مسلماً اگر دانش آوزان دائماً نگران تهدید و ترس از شکست باشند، چیز زیادی یاد نخواهند گرفت. یا وجودیکه اغلب مدارس سعی زیادی در برآورد این نیاز دانش آموزان دارند، اما عده ای از شاگردان مرتباً اظهار نگرانی و ترس از تحقیر و مرعوب شدن می کنند .

امید: امید به معنی انتظار خوب شدن اوضاع، یا حداقل برتر نشدن اوضاع درآینده است. امید موجب ادامه­ی کار و چشم دوختن به آینده است. در صورتیکه کسی امیدش را از دست بدهد بسیار متأثر خواهد شد. دانش آموزان به امید توفیق در تحصیل، در مدرسه به سر می برند. همچنین آنها به امید یادگیری مطالب مناسب ، استفاده­ی لذت بخش از وقت و عدم برخورد نا مناسب در این مکان یعنی مدرسه جمع می شوند . دانش آموزانی که گلاسر از آنها سخنی راند، کسانی هستند که امید خود را از دست داده اند و فکر می کنند دیگر مدرسه مطالب مفید آموزنده ای برای آنان ندارد(همان منبع) .

پذیرش و مقبولیت :هر دانش آموزی خواستار پذیرفته شدن از طرف اولیاء، مدرسه و افراد گروهی است که در آن به سر می برد . این خواست بیشتر در مورد کودکان و نوجوانان صادق است تا ما بزرگسالان. ما بزرگ سالان تقریباً هر روزه از رفتارهای اطرافیان خود، تأیید، ستایش و توجه دریافت  می کنیم و در می یابیم که مورد پذیرش و قبول دیگران هستیم ، درحالیکه برخی از دانش آموزان با وجود تلاش در مدرسه احساس پذیرش ومقبولیت نمی کنند و تلاش مداوم آنها برای کسب پذیرش  می باشد(بیانگرد ،1375).

شأن واحترام : نیاز به تصویری مثبت از خود در ابتدای کودکی پیدایش یافته و تا دوران بلوغ به اوج خودمی رسد .دانش آموزان دوست دارند توانا به نظردیگران برسند آنها تصویری ازخود ارائه می دهند.

که با هوش، توانمند، خونسرد، قوی، صادق به نظر دیگران برسند. حتی گاهی باچنگ ودندان از این تصور شخصی دفاع می کنند. دلیل بسیاری از اعمال آنها نظیر، تدافعی عدم میل به کوشش، کناره گیری و برخورد متقابل، حفاظت از خویش است. مدرسه می تواند هم در ساخت تصور شخصی و هم در تخریب آن کمک کند(همان منبع) .

قدرت: همگی ما خواهان قدرت کنترل بر زندگی خود و رویدادهای محیط مان هستیم . این نیاز حتی قبل از شروع به صحبت آغاز شده و تا انتهای زندگی با ماست. ما خواستار تصمیم گیری درباره­ی مسائل خود هتیم، حتی اگراین تصمیم گیری ها اشتباه باشد. اغلب مدارس همواره در حال هدایت تحصیلی دانش آموزان می باشند و فرصت زیادی برای اخذ تصمیم به آنان واگذار نمی کنند(ممتاز جهرمی،1386).

لذت : همواره دانش آموزان به دنبال لذت و سرگرمی هستند، اغلب اوقات این نیاز توسط معلمان خردمند، تعامل یا همکلاسها، رثابت های گروهی، کشف علایق فردی و کاربر روی هدفی ارزشمند ارضاء می گردد. اما مدارس هنوز کار مهمی در جهت ایجاد لذت در مدارس نکرده اند.

شایستگی: هر دانش آموزی می خواهد نه تنها مطالب زیادی را بداند بلکه آنها را درک کند و بفهمد . همه­ی دانش آموزان خواستار آنند که در رشته ای دارای مهارت و شایستگی کامل شوند . مدرسه تنها شانس آنان برای بدست آوردن این شایستگی ها است، اما اشکالاتی بر سر راه مدرسه است. اغلب ما دلزدگی و عدم علاقه­ی دانش آموزان و نیز عدم ارتباط مناسب دانش آموزان با معلمان را به عنوان دلیل می بینیم. اما دلیل عمده­ی آنکه ما نتوانسته ایم دانش آموزان را به شایستگی لازم برسانیم اینست که معلمان کمکی به یادگیری آنچه که دانش آموزان دوست دارند، نمی کنند(رئیس دانا،1372) .

اولویت های دانش آموزان در یادگیری : اغلب دانش آموزان زمانی از مدرسه لذت می برند که به یادگیری با شیوه های خود تشویق شوند. آنها دوست ندارند که معلم مرتباً به آنها بگوید که چه بکنید، دوست ندارند برای مدت طولانی ساکت نشسته و تنها شنونده باشند. دوست ندارند خودشان به تنهایی کار کنند. دوست ندارند که فقط حقایق مربوط به دانش را حفظ کنند، تکالیف طولانی و تکراری انجام دهند، همچنین دوست ندارند در موقعیتی رقابت کنند که فقط همیشه دو یا سه نفر معینی برنده­ی این رقابت باشند. آنها دوستدار صحبت با یکدیگر، کار گروهی، حرکت به اطراف، انجام کارهای خلاق و ثمربخش با دستهای خودشان، و کاربر روی پروژه ها می باشند. آنها تنوع را دوست دارند. از رقابت های تیمی و گروهی لذت می برند و همواره می خواهند رکوردهای قبلی را بهبود بخشند. از کامپیوتر و رسانه هایی مثل تلویزیون خوششان می آید . از یادگیری زبانی که موزون ، ریتمیک و آهنگین است لذت می برند. از گفتن و شنیدن داستان ها لذت می برند. از ایفای نقش و تقلید کردن خوششان می آید. از رقص، کف زدن، موسیقی و فعالیت های موزون استقبال می کنند(همان منبع).

3- به دانش آموزان در انتخاب عناوین درسی و فعالیتهایی که به آن علاقمندند کمک کنید. به محض آنکه دانش آموزی یا شیوه­ی یادگیری خود را انتخاب کند ، می تواند عناوین مورد علاقه خود را برگزیند . معلمان از اینکه کل طرح درس ، با واگذاری حق انتخاب به دانش آموزان در هم می ریزند و کارشان را دچار مشکل می کند. کمتر به آنها حق انتخاب می دهند. درحالیکه چنین نیست ، دانش آموزان درعین انتخاب می توانند عناوین معین درسی را دنبال کنند. برای مثال اگر دانش آموزی از خواندن مطلبی درباره­ی گیاهان و چگونگی رشد آنها اکره دارد ، شما می توانید به او حق انتخاب دهید بطوریکه این دانش آموزان با کاشت یک دانه از گیاهان بتواند گزارشی درباره رشد گیاه بنویسد. مثال دیگر اینکه اگر دانش آموزی خواندن مطالب درباره­ی قسمت های مختلف اسکلت بدن انسان را دوست ندارد، می توانید او را تشویق نموده تا با یک نرم افزار کامپیوتر این قسمت ها را برای کلاس نمایش دهد(رئیس دانا،1372).

یکی از روش های تمرین انتخاب برای دانش آموزان در کلاس تهیه لیستی از عناوین یک درس است و سپس می توانید به دانش آموزان بگویید که بر حسب میل خود مختارند و می توانند قسمتی را برگزیده روی آن کار کنند . و دریافت های خود را یه کلاس بگویند . درضمن می توانید در کلاس مطرح کنید که برخی از قسمت ها انتخابی نخواهد بود ، اما برخی قسمت های دیگر را می توانند به دلخواه برگزینند .

سالیان متمادی است که گلاسر درباره­ی مفهوم « آموزش کیفی » صحبت کرده و آن را معرفی می نماید . او می گوید امروزه معلمان تکه پاره هایی از اطلاعات را به دانش آموزان می آموزند ، فقط به همان اندازه که برای جواب کوتاه تست های آنان مفید واقع شود . بیشتر این اطلاعات درزندگی دانش آموزان کاربرد چندانی ندارد. گلاسر معتقد است که معلم می بایست هر آنچه را ارائه نماید که برای دانش آموزان مفید و جالب باشد، مطالب نامفید و غیر جالب باید به دور افکنده شوند. او می گوید: معیار کیفیت موادآموزشی ارزشمند و مفید بودن آنها برای دانش آموزان است. هم چنین او اعتقاد دارد که اگر به دانش آموزان اختیار داده شود که نوع یادگیری خود را انتخاب کنند، کثر دانش آموزان مهارت آموزی را بر می گزینند زیرا به آنها در مسیر زندگی کمک می کند. دانش و طالاعاتی برای آموزش مفید است که یکی از شرایط زیر را دارا باشد( گلاسر، 1969):

1- اطلاعات مربوط به یکی از مهارت های مهم باشد .

2- اطلاعات برای یادگیری، مورد درخواست دانش آموزان باشد .

3- اطلاعات از دیدگاه معلم بطور کلی، برای دانش آموزان مفید واقع شود .

4- اطلاعات برای آمادگی امتحان ورودی به کالج یا دانشگاه مورد نیاز باشد .

به اعتقاد من، هم بعد کسب دانش (نظری) و هم بعد مهارت آموزی (عملی) هر دو برای دانش آموزان ضروری است. تعلیم و تربیت مستلزم آموزش دانش است، زیرا دانش ما در ارتباط با جهان، گذشته،آینده وجامعه مان قرار می دهد .مسلماً آموختن اطلاعات از نوع دانش (دروس نظری) به لذت تجربه هنر ، موسیقی و ورزش نخواهد بود و دانش آموزان ممکن است با اشتیاق آنها را فرا نگیرند و این وظیفه­ی معلم است که دروس نظری را جذاب تر وکاراتر نماید . احتمال کمی دارد که دانش آموزان درباره­ی مطالبی همچون ، جهان ، کهکشان ، ذرات اتمی و انرژی از معلمان سؤال کنند. به اعتقاد من دانش آموزان باید به سوی این مطلب هدایت شوند. این هدایت می تواند به طرق مختلف صورت گیرد . برای مثال برخی دانش آموزان با جذابیت مطلب برخی با مثال ها بعضی دیگر با مطرح کردن سؤالات مشوق و عده ای دیگر با مطرح نمودن مطالبی از پیرامون که بدان علاقمندند به سوی دانش هدایت می شوند. ما معلمان کافی است ابتدای راه را نشان دهیم، باقی را خود آنها طی می کنند(ممتاز جهرمی ،1386) .

4- به عناوین درسی که بطور طبیعی جذابیت نیستند، چاشنی اضافه کنید و ازکارآمدی و مفید بودن مطالب به دانش آموزان بگویید. حتی برخی مهارت آموزی ها نیز برای دانش آموزان از جذابیت برخوردار نمی باشند . هجی کردن کلمات، جدوب ضرب، سینوس، تانژانت و کسینوس می توانند غیر جذاب باشند. چگونه به عناوین درسی که دانش آموزان بدان علاقه ای ندارند جذابیت ببخشیم ؟

انجام دو عمل مفید است ، اول اینکه کمی چاشنی به دروس غیر جذاب اضافه کنیم ، دوم اینکه از مفید بودن مطالب مورد یادگیری برای دانش آموزان بگوییم .همانطوریکه برای بهتر شدن مواد خوراکی بی مزه سس و چاشنی استفاده می کنیم، می توان با افزودن مطالب جالب و دوست داشتنی به مطالب درسی، آنها را جذاب تر نمود. دراین جا برخی از عوامل که مورد علاقه­ی دانش آموزان می باشند، ذکر شده است. با کمی خلاقیت می توان از برخی عوامل در جذب نمودن عناوین کسل کننده و غیر جذاب استفاده نمود. این عوامل عبارتنداز :

– حرمت

– تازگی

– اسرار آمیز بودن

– ماجراجویی

– نمایش

– داستان گویی

– چالش

– اجرای نقش

– موزیک و ریتم

– اردوهای تفریحی

– سخنرانان مدعو

معلمان مقطع ابتدایی از، کف زدن، لی لی کردن وسرود خواندن برای آموزش اعداد در کلاس های اول استفاده می کنند. هم چنین از طریقه قصه گویی بسیاری از لغات جدید و نیز تلفظ ها به دانش آموزان خود یاد می دهند . آموزگاران سالهای بالاتر برای مثال به دانش آموزان می گیوند: (شرط می بندم تو نمی توانی این تکلیف را در عرض 10 دقیقه انجام دهی، یا این مسئله را حل کنی) برخی از معلمان توسط اجرای نقش و با استفاده از نمایش، یادگیری را به انجام می رسانند. عده ای نیز دانش آموزان را به گردش های علمی متناسب با دروس می برند و طی آن بسیاری از مطالب درسی را به آنها می آموزند .

دومین طریق برای جذاب نمودن عناوین درسی کسل کننده، فروش آنها به شرط مفید بودنشان است(کولیس، 1988)، در کتاب مشهوری با عنوان « هنگامیکه مشتری می برد ، فروشنده بازنده نیست » ، چگونگی برخورد شرکت های تجاری را با مشتریانشان شرح می دهد. او می گوید مردم به دو دلیل جنسی را خریداری می کنند . با به دلیل آوردن یک نیاز و یا برای داشتن احساس بهتر . شاید شما دوست نداشته باشید که خود را به عنوان فروشنده ای فرض کنید که درحال فروش مطالب دروسی به دانش آموزان (مشتریان) می باشد. اما همانطور که کولیس می گیود: اگر دانش آموزان شما احساس می کنند هر آنچه به آنها آموخته می شود سودمند و با ارزش است، مسلماً شما بازنده نخواهید بود. کولیس همچنانکه می افزاید که زمانی می توانید جنس را به مشتری بفروشید، که ارزش جنسی را به وی بشناسانید. هنگامیکه ما با دانش آموزان سروکار داریم ، اگر درباره­ی منافع و موارد استفاده مواد درسی صحبت کنیم، از خواست ما پیروی نموده، حتی کسل کننده ترین عناوین درسی را دنبال خواهند کرد( امین شایان جهرمی،1383).

  1. Viliyam Glaer