مبانی نظری صبر

سنت الهی بر آزمایش انسان در عرصه­ی حیات زمینی قرار گرفته است و این آزمونها بطور مستمر و پی در پی به گونه­هایی متفاوت در راه انسان قرار می­گیرد. در عرصه این آزمایش بر اساس منطق دین می­توان انسانهای شکیبا را پیروز دانست؛ چرا که توانسته­اند آستانه تحمل خویش را در برابر مشکلات بالا برند و یکی از مصادیق “فی المکاره صبوراً” نهج­البلاغه باشند. از سوی دیگر بیتابی در برابر اینگونه آزمونها موجب توقف آنها و رفع بلاها نخواهد شد؛ بلکه نمایانگر سستی باور فرد ناشکیبا نسبت به اصل زندگی و عاقبت آن است. بر همین مبنا امیرالمؤمنین(ع) می­فرماید “چنانچه در برابر مقدرات دشوار شکیبایی ورزی، پاداش خواهی یافت و چناچه بیتابی پیشه سازی همچنان در میانه گرداب مقدرات ناگوار درهم­پیچیده خواهی شد.”(کلینی،1363). همچنین می­فرماید:”کسی که شکیبایی او را نجات ندهد، بیتابی او را هلاکت می­کند”(شریف­رضی،1387).

بررسی مفهوم، زمینه­ها، آثار و ارزش­های کاربردی صبر، بر اساس آنچه از قرآن و روایات بزرگان دین قابل دریافت است، دیدگاه روشنتری از این صفت ارزشمند که به واسطه آن می­توان به اهداف برگزیده و بلندمرتبه رسید به دست خواهد داد.

 مفهوم صبر

صبر در لغت به معنای شکیبایی و بردباری آمده است. در لغت نامه دهخدا برابر کلمه صبر چنین آمده است:”شکیبیدن، شکیبایی کردن، پاییدن، نقیض جزع؛ تصبر، خدا”(دهخدا،1330) وصبور نیز به معنای “صابر و شکیباست و آنکه جلدی نکند در انتقام”(همان منبع). لغت­نامه­های عربی، صبر را “حبس و نگه­داری”و”بازداشتن” نیز دانسته­اند.

صبر، واژه­ای است عربی که در لغت به معنای شکیبایی و خودداری است. این کلمه، بیان­کننده­ی حالتی است از پایداری و خودداری از هرگونه عمل نسنجیده­ای در مقابل سختی­ها، فشارها، مشکلات، مصیبت­ها و نوعی پایداری درونی است برای کنترل واکنش­های تند عصبی(تمری،1389).

همچنین صبر به امساک در تنگنا معنا شده است(صفورایی پاریزی،1389).

در اصطلاح علمای اخلاق، صبر عبارت است از ثبات و آرامش نفس در سختی­ها، بلایا، مصایب و پایداری و مقاومت در برابر آنها، به گونه­ای که از گشادگی خاطر و شادی و آرامشی که پیش از آن حوادث داشت بیرون نرود وزبان خود را از شکایت و اعضای خود را از حرکات ناهنجار نگاه دارد (صفورایی پاریزی،1389).

مطلب مشابه :  آشنایی با مفهوم اضطراب منتشر

راغب (1362، به نقل از خوشحال دستجردی،1383) صبر را به وادار نمودن خود به آنچه عقل و دین اقتضا می­کند و بازداشتن خود از آنچه عقل و دین نهی می­کند، معنا کرده است.

ملااحمد نراقی(1376) در معراج سعادۀ چنین می­گوید: «مطلق صبر، عبارت است از مقاومت کردن نفس با هوا و هوس خود و ثبات قوه عاقله، که باعث دین است در مقابل قوه شهویه که باعث هوا و هوس است، زیرا پیوسته میان این دو جنگ و نزاع، قائم و حرب و جدال، واقع است.»

صبر، یک حالت و ملکه­ی نفسانی و درونی است که باعث می­شود انسان در مواجهه با مشکلات و گرفتاری­ها و اموری که مورد علاقه و پسندش نیست، جزع و بیتابی نکند و همچنین شکایت پیش مخلوقات خداوند ننماید (ایمانی،1388).

راد صبور کسانی نیستند که در برابر ظلم ظالم، فزون­طلبی و تلخی و ناگواری مصیبت­ها تسلیم شوند، بلکه کسانی هستند که توان تحمل سختی­ها و مشکلات را دارند، بر خود مسلط هستند و از تعادل خارج نمی­شوند. اینان هنگام بروز یک مشکل، به خوبی می­اندیشند و به­موقع و به­اندازه اقدام می­کنند. پس نه صبر به معنای سکون و سکوت است و نه هر سکون و سکوتی نشانه بردباری است (همان منبع    ).

در سایر منابع اسلامی نیز به مفهوم صبر اشاره شده است. امام محمد غزالی(1351) در کتاب احیاء علوم دین می­گوید: «صبر عبارت است از پایداری و ثبات لشگری در برابر لشگری دیگر که به علت تضاد بین خواسته­ها  و تمایلاتشان با یکدیگر به درگیری و جنگ پرداخته­اند. به عبارت دیگر صبر پایداری انگیزه دین در برابر انگیزه شهوت است، چنانچه انگیزه دینی در انسان ثابت و راسخ شود و بر انگیزه شهوت غلبه نماید وبطور مستمر با خواسته­های شهوانی مبارزه کند؛ چنین انسانی در زمره صابرین خداوند را یاری می­دهد».

حضرت علی (ع) در توضیح چگونگی صبر، چهار وجه و علت برای آن برمی­شمرد: «صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار. هرکس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست می­کشد و هرکس از آتش بترسد، از حرام­ها خود را نگه می­دارد و هرکس به دنیا بی­اعتنا باشد، گرفتاری­ها را به چیزی نگیرد و هرکه منتظر مرگ باشد، در کارهای خیر بکوشد» (شریف رضی،1387).

مطلب مشابه :  نظریه های مختلف در رابطه با ویژگی های شخصیتی

صبر دارای دو جنبه­ی سلبی و ایجابی است. جنبه­ی سلبی یا بازدارنده­ی صبر، شامل مفهوم کنترل و مهار است که از به هدر رفتن انرژی­های روانی فرد جلوگیری می­کند. جنبه­ی ایجابی هدایت­گرانه صبر، شامل مفهوم جهت دادن و تقویت جنبه­های همگراست که منجر به اهتمام در امر واحدی می­شود (حسین ثابت،1387).

غباری بناب(1379) نیز با توجه به گستردگی و کاربرد صبر در روان آدمی این تعریف را پیشنهاد می­کند: « صبر یکی از روش­های خودتنظیمی است که موجب اعتدال روان آدمی می­گردد. منظور از خودتنظیمی قدرت استفاده از راهبردهایی است که در مقابل محرک­های درونی (ازقبیل افکار و حالاتی مثل غضب و خشم) و یا محرکهای محیطی(مانند رویارویی با حوادث ناگوار، ناکامی­ها یا خوشی­های افراطی) انسان را از عدول از تعادل بازمی­دارد.»

نکته­ی مهم در مورد صبر اینکه می­توان صبر را امری آموختنی دانست. در قرآن کریم و روایات معصومین برای صبر، نتایج و آثاری همچون سلامت جسمانی، پیروزی در دنیا، تبدیل مصائب به لطف خدا، استجابت دعا و وارد شدن به بهشت بیان شده است (ایزدی طامه،1387). همین آثار می­توانند به عنوان تقویت­کننده عمل کنند و باعث ایجاد صبر و تحمل در انسان و افزایش احتمال بروز آن در رفتارهای وی گردند. اگر انسان در پیشامدهای ناگوار صبر کند و از رفتارهای نامطلوب مانند بیتابی بپرهیزد و مقاومت نشان دهد، رفته­رفته او به سختی عادت می­کند و تحمل او در برابر سختی­ها افزایش می­یابد (غباری بناب،1379). این امر به وضوح مفهوم صبر را از قالب یک صفت انتسابی شخصیتی خارج می­کند و امکان آموزش آن را به عنوان یک مهارت زندگی اجتماعی از طریق اصول حاکم بر نظریه یادگیری مطرح می­کند.

دسته بندی : داغ ترین ها