مفهوم یادگیری سازمانی

دانلود پایان نامه

برای اینکه مفهوم سازمان یادگیرنده شفاف تر گردد، بهتر است مفهوم یادگیری سازمانی و ویژگیهای مهم آن را نیز بررسی نماییم. یادگیری سازمانی از طریق ایجاد چشم انداز مشترک، دانش، و الگوهای ذهنی تحقق می یابد و بر مبنای دانش و تجربه ی گذشته شکل می گیرد (آرجریس، 1997، به نقل از الهی و احمدی، 1379:55). با توجه به این دیدگاه، مهمترین ویژگیهای یادگیری سازمانی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
فرآیندی پیچیده (متأثر از ارتباط متقابل عوامل متعدد و متنوع درون فردی – برون فردی یا محیطی و درون سازمانی – برون سازمانی).
برنامه ریزی نشده
هوشیارانه و هدفمند
متعامل و پویا
مستمر و مداوم
متحول و رشد یابنده
متأثر از شالوده ی دانستن یا منابع فرهنگی مورد استفاده افراد.
بدین ترتیب، یادگیری سازمانی را می توان چنین تعریف کرد: فرآیندی هوشیارانه، هدفمند، متعامل و پویا، مستمر، مداوم و رشد یابنده که از بازخوردی مداوم، سریع و موثر در سطوح فردی، گروهی و سازمانی برخوردار است و تحت تأثیر فرآیندهای ادراکی و نیز شالوده ی دانستن یا منابع فرهنگی مورد استفاده ی افراد عمل می کند (سعیدا اردکانی، زنجیرچی، کنجکاو منفرد، حاتمی نسب، 1389).
2-1-4- خلاقیت
2-1-4-1- خلاقیت
بدون تردید خلاقیت یکی از مهم ترین و اساسی ترین ویژگی های انسان است که تقریبا همه ابعاد و جنبه های زندگی و تمدن وی را تحت تاثیر کامل خود قرارمی دهد. در واقع تمام علوم و فنون و هنرها و به طور کلی همه تمدن انسان محصول خلاقیت است و در این خصوص نقش تکوینی و تکاملی دارد. انسان با خلاقیت می تواند خود را توانا تر کند، بر طبیعت با عظمت غالب شود، جهان اسرار آمیز را بشناسد و مسائل و مشکلات عدیده حیات خودرا حل نماید. از این رو خلاقیت را محور حرکت جهانی قرن حاضر می دانند (زمین پرداز، 1389).
واژه ها خصوصا در حوزه علوم انسانی که موضوع آن “انسان” است، پیچیده، مبهم و شاید بتوان گفت به سختی تعریف پذیر می باشند. این واژه ها برای معانی و مفاهیم تنها نقش نوک کوه یخ را بازی کرده و نمی توانند تمامی معانی و مفاهیم را به تصویر بکشند. “خلاقیت” یکی از این واژه های پیچیده، مبهم و چند بعدی است (استرنبرگ، 1994؛ مکینون، 1970).
به طور کلی خلاقیت فرآیندی است که طی زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می آیند و می تواند جوابگویی برای مشکلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده اند: اول اینکه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آنکه احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. اما باید توجه داشت که نو بودن و اصالت با آنکه شرط لازم خلاقیت است اما کافی نیست. زمانی یک پاسخ را می توان بخشی از یک فرآیند خلاقیت به شمار آورد که تا اندازه ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد. دوم خلاقیت باید گره ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد. سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتکاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد. در جمله ای کوتاه می توان اینگونه بیان کرد «خیلی ها ایده های خوب دارند اما عده کمی آنها را عملی می کنند». همچنین یکی از عواملی که معمولاً با خلاقیت مربوط می دانند موضوع هوش است.
تعاریف متعددی راجع به خلاقیت و نوآوری ارائه شده است که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
خلاقیت، آفرینش آمیزه ای بدیع برای حل تناقضات، درقالب یک ایده است که خارج از محدوده جواب موجود قرار می گیرد (میر میران 1384 ص 7). خلاقیت ارائه کیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی است (صمدآقایی به نقل از گیزیلین 1385ص14). خلاقیت، شکل دادن تجربه هادر سازمان بندی های تازه است (صمدآقایی به نقل ازتیلور 1385ص 14). خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقاء کیفیت یا کمیت فعالیتهای سازمان مانند افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه ها و… (روزنامه تفاهم شماره 29 بهمن ماه؛ 1386).
دبونو (1992) مشاور سازمان های معروف و صاحب نظر خلاقیت می گوید کلمه خلاقیت معنی و مفهومی بسیار گسترده و گیج کننده دارد. فورد و گیویا (1995) بر این نظرند که خلاقیت یکی از پیچیده ترین و اسرارآمیزترین موضوعات مرتبط با عملکرد انسان ها می باشد؛ خصوصا در مدیریت سازمان های مدرن، خلاقیت از پیچیدگی بیشتری برخوردار می باشد. لندبرگ معتقد است که ادبیات خلاقیت بسیار گسترده و مغشوش است. حوزه های علمی مختلفی نظیر فلسفه، هنر، ادبیات، روان شناسی، زبان شناسی، مدیریت و مشاوره در این زمینه دخیل بوده اند. باید سعی نمود تا با جمع بندی مناسب این ادبیات مغشوش و پیچیده، بینش مناسبی از خلاقیت به دست آورد (فورد و گیویا، 1995)
لذا، پرداختن به تعاریف مختلف خلاقیت مدخلی برای رسیدن به جنبه ها و ابعاد خلاقیت به منظور کالبد شکافی هر چه بیشتر مفهوم پیچیده ی خلاقیت بر محور این جنبه ها می باشد.
از نظر گزلین (1952)، خلاقیت همان فرآیند تغییر و تکامل است که در حیات ذهنی ما رخ می دهد. در این تعریف بر خلاقیت به عنوان فرآیند، تاکید شده و خلاقیت مترادف با تغییر و تکامل می باشد. ایراد عمده ای که بر یکی گرفتن خلاقیت و تغییر وارد می باشد این است که هر خلاقیتی باعث تغییر شده اما هر تغییری خلاقیت نیست. به عنوان مثال، اگر سازمانی محصولی جدید تولید و وارد بازار هدف نماید، این خود حاصل خلاقیت می باشد که منجر به تغییرات و تحولات درون سازمانی و برون سازمانی می شود. اما چنانچه سازمان با تقلید از سازمان های دیگر اقدام به تولید و کپی برداری نماید، هرچند این محصول باعث تغییر و تحولاتی می شود، ولی محصولی خلاق و حاصل خلاقیت نمی باشد.
به نظر فرانکل (1995) خلاقیت می تواند اثری ملموس، اندیشه ای ناملموس و یا خدمتی باشد که یک فرد به دیگران داده و باعث معنا بخشیدن به زندگی می شود (شولتز، 1997). این تعریف بر خروجی و پیامد خلاقیت تاکید دارد.
به عقیده ی فروم (1995)، خلاقیت آن چیزی است که باعث می شود انسان از ماهیت منفعل و تصادفی وجود فراتر رفته و بر این اساس به احساس آزادی و هدف داشتن دست یابد (شولتز،1977).

مطلب مشابه :  ویژگی های شخصیتی