مقاومت در برابر تغییر

دانلود پایان نامه

آگاهی از خود، شایستگی کلیدی هوش معنوی است، متأسفانه اغلب ما خود را موجوداتی فیزیکی و مادی می بینیم و معتقدیم که زندگی تجربه ای مادی و فیزیکی است و آرامش خاطر ما وابسته به شرایط فیزیکی زندگی از جمله پول، دارایی و. . . است. که همه این ها بستگی به شغل ما دارد، بنابراین نبود این ها برای ما احساس نا امنی ایجاد می کند. شغل، پول و دارایی چیزهایی هستند که می آیند و می روند و ما کنترل اندکی بهر روی آن ها داریم و یا اصلا کنترلی نداریم. در این صورت این نا امنی، احساس ترس و استرس ایجاد می کند، به گونه ای که عملکرد و روابط ما را در کار و محیط کار تحت تأثیر قرار می دهد.
رشد هوش معنوی که به معنای آگاهی عمق تر از خود به عنوان موجودی غیر مادی است، در واقع منبعی از استعدادهای غیر عینی است که قبلا کشف نشده است.
هنگامی که هوشیاری فرد افزایش پیدا می کند و مورد استفاده قرار می گیرد، در او احساس امنیت به وجود می آید و بدین ترتیب عملکرد او در محیط کار بهبود می یابد.
2- ایجاد درک متقابل و تفاهم:
یکی از بنیان های اساسی برای ایجاد رابطه سالم، یکدلی است. ایجاد یکدلی برای بسیاری از مدیران سخت است، زیرا آن ها را وادار می کند که فراتر از کارکردهای وظیفه ای حرکت کنند و بدین ترتیب احساسات و عواطف افرادی را که مشغول انجام وظیفه هستند درک کنند. تنها در 10 تا 15 سال اخیر، ایجاد ارتباطات بخشی از کار مدیر تلقی می شود که اهمیت فزاینده ای یافته است. امروزه بسیاری از افراد، سازمان خود را ترک نمی کنند، بلکه مدیران خود را ترک می کنند، بنابراین تمایل به حفظ نیروی کار یکی از دلایلی است که کارکنان از سوی مدیران را الزامی می سازد.
توانایی شناخت، فهم و پاسخ به احساسات دیگران، نیازمند درک عاطفی و احساسی قوی است و این در حوزه هوش عاطفی قرار دارد. با این وجود لایه دیگری در زیر آن وجود دارد، لایه​ای که علت وجودی احساسات است که ریشه اصلی این شناخت علت ها، در هوش معنوی قرار دارد.
3- مدیریت تغییرات و از میان برداشتن موانع راه:
برای اغلب افراد، تغییر رنج آور است. نمی توان تصور کرد زمانی که افراد در مورد چالش های محتمل و نا محتمل آینده صحبت می کنند، کاملا آرام باشند و بخندند.
مقاومت در برابر تغییر با ایجاد رفتارهایی که از جمله کنترل کردن، شکایت کردن، انتقاد کردن، کنار کشیدن، انکار کردن و خودداری کردن بروز می کند.
احساسات نهفته در این رفتارها، ترس، آشفتگی و عصبانیت است. حتی زمانی که فرد الزام به تغییر را به لحاظ عقلانی درک می کند، احساس ترس ممکن است وجود داشته باشد، که دلیل این امر، راحت طلبی و وابستگی به راه​های قبلی است.
زمانی که افراد، اشتباهات درونی خود را عمیقا درک کنند، آن را تکرار نخواهند کرد و از ترس و آشفتگی در برابر تغییر رها خواهند شد و این عمیق ترین سطح هوش معنوی است(جورج،2006).
2-2-1-14. راه های پرورش هوش معنوی:
ده فصل کتاب بازن با عنوان(قدرت هوش معنوی) ده عامل را معرفی می کند که در ترکیب با یکدیگر هوش معنوی را شکل می دهند. این ده عامل، به صورت ده توصیه ارائه می شود.
1- دیدگاهی وسیع تر اتخاذ کنید که این دیدگاه در برگیرنده:
– احترام به تمام موجودات زنده.
– تأیید اینکه شما جزئی از این جهان هستید.
– کمک مثبت به همه،و. . . باشد.
2- ارزش های خود را کشف کنید.
ارزش های شما رفتارتان را تعیین می​کنند و تأثیر شگرفی در امکان موفقیت شما در زندگی دارند. ارزش های معنوی و اخلاقی خود را انتخاب و آن ها را تمرین کنید.
3- چشم انداز داشته باشید و هدف از زندگی را بدانید.
با دریافت هدف از زندگی، زندگی شما معنا و جهت خواهد یافت و شما سالم تر، نیرومندتر و مطمئن​تر می شوید.
4- دلسوزی و رحم داشته باشید.
5- بدهید و دریافت کنید. نیکوکاری و قدرانی مانند دم و باز دم هستند.
6- شوخ طبع باشید. شوخ طبعی از رنج های شما می کاهد و شما را در مسیر زندگی قرار می دهد.

مطلب مشابه :  کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، مداخلات مبتنی بر حضور ذهن، مقیاس استرس ادراک شده