منابع تحقیق با موضوع فرهنگ و تمدن، مرگ و زندگی، سلوک عرفانی، داستان نوح

دانلود پایان نامه

نمایان می‌شود، گلاویز می‌شود.
«اسر تاریکی، جایگاه اهریمنی یا ظلمت ابدی و تاریکی بی‌پایان یا تاریکی بی‌کرانه است. در بندهش اسر تاریکی جایگاه اهریمن برابر اسر روشنی یا روشنی بی‌پایان که جایگاه اهورامزداست آمده است.» (عفیفی، 435:1383)
خدای متعال در قرآن می‌فرماید:
«خدا، یار اهل ایمان است. آنان را از تاریکی‌های جهان بیرون آرد و به عالم روشنایی برد و آنان که راه کفر گزیدند، یار ایشان شیطان و دیو راهزن است. آن‌ها را از جهان روشنایی به تاریکی‌های گمراهی افکند. این گروه اهل دوزخ و در آن مخلّد خواهند بود.»(بقره : 257)
«عنصر رنگ جایگاه ویژه‌ای در ساخت اسطوره دارد و کمتر اسطوره‌ای است که در آن سخن از رنگ نرفته باشد. رنگ در اسطوره کلید رمزگشای بسیاری از مفاهیم است.»(هینلز، 176:1373)
«رنگ موثرترین و برجسته‌ترین وجه تصاویر حسی و توصیفات تجسمی_ بصری شاهنامه است.»(ضابطی جهرمی، 223:1378 )
«نظامی در منظومۀ عرفانی هفت‌پیکر به‌خصوص در هفت گنبد توانسته است ارتباطی عمیق بین رنگ گنبدها و دیگر تصاویر هفت‌گانۀ مورد استفاده‌اش برقرار کند،…هفت مرحلۀ سلوک عرفانی را با رفتن از گنبدی به گنبد دیگر طی می‌کند و با توجه به خصلت نمادین هر رنگ می‌توان گفت که سیاهی وجود بهرام با طی این مراتب به پاکی و خلوص رنگ سپید رسیده است.» (خواجه‌گیر، 122:1394)
«چنین می‌نماید که سیارات برحسب ملاحظات رمزشناسی، نام‌های اساطیری یافته‌اند؛ مثلاً سیارۀ مارس(مریخ)، نوری قرمز می‌پراکند و تأثیری خشونت‌آمیز و جنایت‌انگیز دارد. ونوس (زهره، ناهید)، به رنگ آبی متمایل به سبز است، و همانند اشعۀ نور با موج کوتاه، دارای تأثیری آرام بخش و مورث نرمی و مهربانی و ملاطفت و باروری است.» (لافورگ، 26:1374)
«چشم کسی را خون گرفتن، از چشم خون دویدن کنایه از غضب شدید است…. برعکس، رنگ آبی، پیش از هر چیز، آسمان صاف و هوای آفتابی را به یاد می‌آورد؛ نشانۀ صلح است و بهجت و فرحناکی و رنگ بی‌گناهی، و علامت زنانۀ متضاد با قرمزی، زیرا بر گیسوان دختران جوان‌سال، نوار آبی، کسانی را که بی‌قرارند، آرام می‌کند، و در این‌جا نیز رمز‌پردازی مبتنی بر واقعیت عمیقی است. رنگ سبز نیز برای ما رنگ گیاهان و نشانۀ باروری و رنگ آب است که با تصور زایش متداعی می‌شود: علامت ویشنو و زهره ونوس است. رنگ زرد، نور تابان و روشنی‌بخش و رمز فهم و هوشمندی است؛ سیاه رنگ ظلمات و مرگ است، دست کم برای کسانی که در مرگ، به دیدۀ نیستی یا ورطۀ نابودی می‌نگرند.»(همان : 24-23 )
«سفید خاصیتی مثبت، تهییج‌کننده، نورانی، فضادار و ظریف و لطیف دارد. این رنگ سمبل خلوص عفت، بی‌گناهی و حقیقت و مهم‌تر از همه صلح و پایان جنگ می‌باشد.
رنگ سفید مخالف سیاهی و تاریکی است و همانند روز در مقابل شب و بالاخره حق و حقیقت در مقابل پلیدی و ظلمت. پوشیدن لباس سفید باعث می‌شود که انسان آن‌گونه که هست جلوه‌گر شود و از طرفی نوعی اثر مفرح و دلگشا و روحانی دارد.
رنگ سفید رنگ بی‌رنگ‌هاست. مثبت و زیبا، دل‌انگیز، شادی‌آفرین و روح‌افزا است. در بسیاری از کشورهای جهان، عروسان لباسی به این رنگ به تن می‌کنند که در نتیجۀ شادی‌آفرینی این رنگ است.» (پور‌علی خان، 18:1386)
«سیاه تیره‌ترین رنگ است و رنگی است که خود را نفی می‌کند. سیاه نمایانگر مطلقی است که در فراسوی آن زندگی متوقف می‌شود. لذا بیانگر فکر پوچی و نابودی است. سیاه به معنی «نه» بوده و نقطۀ مقابل «بله» یعنی رنگ سفید است.
سیاه نقطۀ پایانی است که در فراسوی آن هیچ‌چیز وجود ندارد… سیاه رنگی است تسخیر کننده، متأثر کننده، افسرده و در عین حال سنگین و عمیق. این رنگ سمبلی است از غم و اندوه و ترس، پوشیدگی، رازداری و ابهام و … لذا توصیه شده است که از پوشیدن لباس‌های سیاه مگر در مواقع لزوم خودداری شود.» (همان :112)
«به‌طور کلی تناوب سفید و سیاه، با ضرباهنگ روز و شب و مرگ و زندگی و تجلی و انجذاب در عالم کتم و اختفاء، مطابقت دارد.»(بورکهارت، 1370 : 26)
«در این‌جا می‌توان نکتۀ غریبی را دربارۀ رنگ کلاغان نسبت به نقشی که در اساطیر دارند خاطرنشان ساخت. همۀ مرغانی که به نوعی با لی بیدو مربوط‌اند، کبوتران نر و ماده، قناری، و غیره سفیدند (خروس را نیز باید افزود که رنگش قید نشده؛ ولی البته سفید هم می‌تواند بود).
از طرف دیگر، همۀ مرغانی که نماد فعالیتی بیشتر و عقلانی‌اند تا عاطفی، سیه‌فام‌اند. و اما پرندگان رنگارنگ، و پیشاپیش همۀ آن‌ها پرندۀ آبی، در فضای زندگانی عاطفی پرواز می‌کنند و بنابراین نه به قلمرو حیات حسی پا می‌گذارند و نه با حوزۀ حیات عقلی کار دارند.» (دلاشو، 1366 : 168)

مطلب مشابه :  تفکر انتقادی وجودی

3-16- کلاغ
«کلاغ مانند همه پرندگان سیاه در قصه‌های غربی وگاه شرقی، نماد هوش و فراست است و آن‌چه از قدرت و اختیارش در تعیین سرنوشت مردمان می‌گویند دال بر هوشیاری او است. این پرنده در نظر قبایل سرخ‌پوست و مردم سیبری نماد فرهنگ و تمدن است (به نقل از جلال ستاری) و در بیش‌تر قصه‌های غربی و گاه در برخی روایات شرقی، مشاور و ناصح هوشیار مردمان معرفی شده است و از آینده و آنچه روی خواهد داد خبر می‌دهد.» (یاحقی، 1386: 603)
«کلاغ در آیین میترائیسم پیام‌آور برگزیده اهورا مزداست.» (کریستن سن، 1383: 126)
«در آیین میترا، کسانی که برای نخستین بار پذیرفته می‌شدند، نقاب‌هایی به صورت کلاغ سیاه می‌پوشیدند به عنوان پیام‌آور سو
ل خورشید – خدا.،… کلاغ سیاه نماد عیسوی شیطان بود. زیرا از جیفه (مردار) تغذیه می‌کند.» (هال، 1380: 84)
«در اساطیر و قصه‌های تمام عالم این دو پرنده (کلاغ و زاغ)، یاران و یاوران هوشمند مردم متمدن شناخته شده‌اند… در قبایل سیبری و در نزد سرخ‌پوستان کلاغ را تمدن‌ساز بزرگی می‌دانند… و در همه نقاط عالم قصه‌ها، کلاغ و زاغان را مشاوران سری ملوک توصیف می‌کنند… در اساطیر شمال اروپا و قصه‌های ژرمنی و سرزمین آرموریک، کلاغان مردمان را از آن‌چه می‌تواند برایشان سودمند باشد، می‌آگاهانند.» (دلاشو، 1366: 167)
نقش کلاغ در داستان‌ هابیل و قابیل در قرآن چنان‌که در آیه 31 سوره مائده آمده است نقش راهنما، یاری‌گر و مأمور الهی است. در این آیه آمده است «آن‌گاه خدا کلاغی را برانگیخت که زمین به چنگال خود گود کند تا به او بنماید که چگونه زمین را برای پنهان کردن برادر زیر خاک بکند «قابیل» با خود گفت ای وای بر من، آیا من از آن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تا جسد برادر را زیر خاک پنهان سازم “پس برادر را به خاک سپرد” و از این کار سخت پشیمان گردید.»
آن‌چنان که از آخر آیه برمی‌آید کلاغ نقش پندآموز و عبرت دهنده را نیز در این داستان برعهده دارد.
در داستان نوح، کلاغ حریص، مردارخوار، نافرمان و مورد لعن و نفرین است:
«نوح خواست که از سر کوه به زیر آید، نخست زاغ را بفرستاد که “شو و بر زمین بنشین و بنگر تا آب چند مانده است.” و زاغ برفت و بر روی زمین مردار یافت. آن‌جا بنشست و همی خورد و باز پیش نوح نیامد. بر وی لعنت کرد و گفت: “تو را روزی مردار باد.”» (بلعمی، 1372: 51)
اما در متن بندهش، کلاغ در دسته (سرده) مرغان جا داده شده است و بدان سبب که مردارخوار و گندزدا است، مقبول افتاده است.» (عبداللهی، 1381: 816)

مطلب مشابه :  اقدامات پیشگیرانه

دیدگاهتان را بنویسید