منابع تحقیق درباره نظام بین الملل، سیاست خارجی، سیاست ها، روابط بین الملل

محدودیت هایی که عمدتاً غرب با توسعه طلبی خود علیه روسیه پدید آورده است، بایستد. هدف پوتین از این رویه ها بازگرداندن بلندآوازگی گذشته ملت روسیه و بازیابی روسیه به عنوان یک قدرت جهانی است. در این راستا می توان گفت رویکرد تهاجمی پوتین در سیاست خارجی، واکنشی در برابر وادادگی یلتسین در برابر غرب و به ویژه آمریکا بوده است.
پوتین با برگزیدن سیاست اوراسیاگرایی و در کنار آن توجه به رویکرد پراگماتیستی تلاش کرد تا اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور را بهبود بخشد و در این امر تا حدودی نیز موفق شد. این رویکرد برخلاف دوره ی یلتسین سبب شد تا پوتین، اولویت سیاست خارجی خود را به کشورهای منطقه و حوزه اوراسیا بدهد. در راستای نایل شدن به این هدف، تلاش کرد با تشکیل اتحادیه های مختلف از جمله اتحادیه کشورهای مستقل مشترک المنافع یا دیگر اتحادیه ها علاوه بر حفظ حاکمیت و سلطه ی خود بر کشورهای منطقه، نوعی بازدارندگی در مقابل ایالات متحده آمریکا نیز ایجاد کند. زیرا این کشورها به عنوان حیات خلوت روسیه، نقش حیاتی در تأمین امنیت روسیه دارند و هر نوع درگیری در آن ها اوضاع روسیه را دچار چالش می کند. بنابراین روسیه با اتخاذ این سیاست و رفتار پراگماتیستی تلاش دارد سلطه و روابط خود با جمهوری های سابق بازمانده از شوروی را حفظ کند و علاوه بر این در هر نوع احساس ناامنی از روابط این جمهوری های با دشمنان خود، به ویژه آمریکا، واکنش لازم را اعمال کند.
فصل اول:
طرح پژوهش
تبیین مسئله:
نظام بین الملل عرصه ی روابط و تعامل است،گاه این روابط با صلح و آرامش و گاه با تعارض و کشمکش همراه است. در این راستا کشورها برای تعریف و شناساندن خود در عرصه ی بین المللی به ایدئولوژی ها و رویکردهایی متوصل می شوند که می تواند سبب ارتقا یا تنزل جایگاه آنها گردد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقطه ی عطفی برای تغییر ماهیت نظام بین الملل – از دوقطبی به تک قطبی- وهمچنین تقلای کشور روسیه در تعریف هویت از دست رفته ی خود بود که مقدمات ورود مباحث و رویکردهای جدید به عرصه ی بین الملل را فراهم آورد.
روسیه در جستجوی هویت از دست رفته ی خویش به این واقعیت دست یافت که سیاست آتلانتیک گرایی و دنباله روی از تک قطب نه تنها دردی از آن دوا نکرد بلکه سبب انحطاط و سرخوردگی هر چه بیشتر آن در سطح داخلی و خارجی نیز شد؛ بنابراین با روی کار آمدن پوتین نقطه ی عطف دیگری در سیاست خارجی روسیه مطرح شد که با افزایش قیمت نفت و مدیریت استراتژیک پوتین، اوضاع اقتصادی روسیه بهبود یافت. اما سیاست و نگرش اتخاذ شده در روسیه، ناشی از اعتماد به نفسی بود که کسب کرده بود، این امر نه تنها قدرت مانور روسیه را در سطح منطقه افزایش داد بلکه زمینه های روبرو شدن با آمریکا و به چالش کشیدن نظام تک قطبی را نیز به دست داد.
بنابراین اتخاذ رویکرد اوراسیاگرایی از سال ۲۰۰۰ میلادی سبب جلب توجه روسیه به کشورهای حوزه ی آسیای مرکزی و قفقاز شده است و در مقابل، نه تنها اینکه از تک قطب دنباله روی نمی کند بلکه آن را به چالش نیز می کشاند و با ابزاری همچون انرژی و تشکیل اتحادیه ها، با قدرت از مرزهای سیاسی و امنیتی خود دفاع می کند. از سوی دیگر رویکرد اوراسیاگرایی روحیه ی تهاجمی را در روسیه افزایش داده است؛ لذا، پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد رئالیسم تهاجمی به واکاوی نقش و تأثیرات نگرش اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه می پردازد.
ضرورت و اهمیت موضوع:
با توسعه روابط بین الملل، تعاملات نزدیک و سازنده و وابستگی متقابل سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان کشورها افزایش یافته است و به این دلیل شناخت لازم و کافی از ایدئولوژی و جهت گیری سایر کشورها به منظورایجاد روابط خارجی درست و کارآمد، اجتناب ناپذیر است. روسیه از دیرباز چه در القاب امپراتوری تزار و اتحادیه جماهیر شوروی و هم اکنون نیز به عنوان فدراسیون روسیه، همواره یکی از قطب های اثرگذار در عرصه ی بین الملل بوده است و علاوه بر این، به دلیل نزدیکی به کشور ایران و نقش و تاثیر سیاست های اتخاذی آن بر برنامه های هسته ای ایران، بهبود و یا تشدید روند تحریم های سازمان ملل به دلیل دارا بودن حق وتو و همچنین گسترش روابط دو کشور مذکور به دنبال رویکرد اوراسیاگرایی روسیه و وجود مرز دریایی و مسائل مربوط به امور گمرکی، روابط تجاری و اقتصادی، شناخت ماهیت و سیاست های این کشور دارای اهمیت فراوان است.
با این هدف، رساله حاضر در صدد شناخت عوامل و رویکردهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی روسیه به طور کلی، نقش و تأثیر رویکرد اوراسیاگرایی به طور اخصّ است که شناسایی آن می تواند در تصمیم گیری و تصمیم سازی و سیاست گذاری خارجی جمهوری اسلامی ایران، نقش مهمی ایفا کند.
اهداف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر ارائه ی دیدگاه روشن و جامع در شناخت عوامل مؤثر بر سیاست خارجی روسیه، واکاوی نقش روسیه در روابط بین الملل و در مقابل، بررسی عوامل داخلی و منطقه ای از قبیل اتحادیه ها و همچنین مهمترین عامل یعنی بررسی سیاست های دو کشور روسیه و آمریکا در به تعدیل رساندن فرصت ها و به چالش کشیدن امنیت نظام بین الملل است.
سوالات تحقیق
رساله در صدد تبیین این بحث است که روسیه برای اجرای صحیح سیاست اوراسیاگرایی در سه سطح بین المللی، منطقه ای و ملی با چه چالش ها و فرصت هایی روبرو بوده است که شناسایی درست این عوامل می تواند چشم انداز روشنی از روسیه به عنوان یکی از بازیگران مهم بین المللی را برای دیگر کشورها به ارمغان بیاورد.
• سوال اصلی:
۱. نقش و تأثیر سیاست اوراسیاگرایی در تامین منافع ملی روسیه چیست؟
• سوالات فرعی:
۲. مهم ترین موانع و چالش های بین المللی در پیشبرد سیاست اوراسیایی گرایی روسیه کدامند؟
۳. اتخاذ سیاست اوراسیاگرایی چه فرصت ها و بسترهایی را پیش روی روسیه قرار داده است؟
۴. گفتمان اوراسیاگرایی چه تأثیری بر رفتار روسیه در نظام بین الملل دارد؟
فرضیه های تحقیق
• فرضیه اصلی:
۱. اوراسیاگرایی به عنوان یک رویکرد در روسیه، سعی در تأمین منافع ملی روسیه و تثبیت جایگاه آن در عرصه ی بین المللی و معرفی روسیه به عنوان یک قطب رقیب در برابر هژمون دارد.
• فرضیه های فرعی:
۲. کشورهای منطقه قفقاز وآسیای مرکزی با مخالفت با سیاست های روسیه و مانع تراشی های آمریکا در قالب تشکیل و تقویت اتحادیه های منطقه ای، مهمترین موانع و چالش های روسیه در پیشبرد اهداف اوراسیاگرایی است.
۳. اتخاذ رویکرد اوراسیاگرایی سبب تغییر سیاست روسیه، از دنباله روی به رویارویی با هژمون و در نتیجه کسب اعتبار و پرستیژ نسبی در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی به عنوان یک قطب مهم و توانمند، شده است.
۴. هر اندازه مؤلفه های رویکرد اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه پررنگ تر شده است، سیاست خارجی روسیه تهاجمی تر و در عرصه ی بین المللی منزوی تر شده است.
روش پژوهش
روش انجام هر تحقیق بر اساس ماهیت موضوع آن تعیین می گردد بنابراین با توجه به ماهیت و نوع موضوع مورد مطالعه، گردآوری داده ها و اطلاعات به طور کلی بر مبنای روش کتابخانه ای و یافته های تحقیق عمدتاً به شیوه ای توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.
تعریف مفاهیم
اوراسیاگرایی۱: اوراسیاگرایی به عنوان پارادایمی فکری، اوایل قرن بیستم در منطقه ظهور کرد این پارادایم در دهه ۱۹۳۰ جایگاه نظری خود را از دست داد ولی پس از فروپاشی شوروی طیف جدیدی از اوراسیاگرایی در منطقه مطرح شد. اوراسیاگرایان جدید ضمن دوری از قرائت‌های ملی‌گرایانه رمانتیک اوراسیاگرایان قدیم، درکی واقعی از هویت اوراسیا داشتند. در واقع ایناصطلاح اشاره به سیاست روسیه در زمان ریاست جمهوری پوتین داشت که این دولت سعی کرد حوزه ی سیاست خود را جهان شمول تعریف کند. ( لاروئل، ۱۳۸۸)
واقع گرایی تهاجمی۲: واقع گرایی تهاجمی به پیروی ازدیگر گرایش های فکری بین الملل دستگاه فکری خود را بر اساس آموزه ها و مفروضه های واقع گرایانه بنیان نهاده است. پیروان این مکتب ضمن اینکه درچارچوب های واقع گرایانه دولت ها را به عنوان بازیگران اصلی صحنه ی روابط بین الملل به رسمیت می شناسند بر این باورند که این قدرت ها ی بزرگ هستند که سیاست های بین الملل را شکل می دهند و در تاثیرگذاری بر سیستم بین الملل برون دادهای قدرت های بزرگ تعیین کننده می باشد. (کامل، ۱۳۸۳: ۴)
نظام بین الملل۳ : دارای دو معنای کلی در رشته ی روابط بین الملل یعنی عینی و انتزاعی است. نظام بین الملل درمعنای عینی آن عبارت است از: مجموعه ای از دولت ها یا بازیگران بین المللی که به طور منظم در اندرکنش با یکدیگر قرار دارند و در نتیجه تا حدی نسبت به یکدیگر دارای وابستگی متقابل می باشند (به عبارتی شرایط و فعالیت های هر بازیگر بر دیگران تأثیر می گذارد و از آنها تأثیر می پذیرد). بنابراین ویژگی مهم اندرکنش این بازیگران این است که آنها نسبت به یکدیگر توجه دارند و به هم پاسخ می دهند (به عبارت دیگر تصمیم گیری این بازیگران نیز دارای وابستگی متقابل است). بدین ترتیب، نظام عبارت است از مجموعه ای عینی از بازیگران که پیوند درونی با یکدیگر دارند. تا زمانی که این بازیگران وجود دارند، نظام بین الملل وجود دارد و تنها زمانی تغییر می کند که تعداد بازیگران تغییر نماید یا هویت آنها دگرگون شود. اما مفهوم نظام بین الملل در معنای انتزاعی آن عبارت است از مناسبات و فرآیندهایی که میان مجموعه ای از بازیگران درهم تنیده ایجاد شده است. این مفهوم به ویژه، به الگوهایی که از دل این مناسبات و فرایندها قابل تشخیص است، اشاره دارد. این الگوها شامل الگوی قدرت (قدرت واحد، دو قدرت، چند قدرت) الگوی سیاست ها (انقلابی یا معتدل)، سطح و الگوی منازعه، سطح و الگوی دسته بندی (میزان قطبی شدن)، و سطح همکاری یا میزان توسعه ی رژیم های بین المللی می باشد. (حاج یوسفی، ۱۳۸۴: ۲۲-۲۳)
اوراسیا۴: واژه ی اوراسیا از ترکیب واژه های اروپا و آسیا شکل گرفته، که نخستین بار در سال ۱۸۸۳ میلادی از سوی ادوارد سوییس زمین شناس اتریشی مطرح شد. در دوران جنگ سرد، این واژه زیاد مورد توجه نبود، حتی در ادبیات سیاسی اوایل قرن بیستم در بحثهای ژئوپلتیکی جهان نامی از آن برده نشده بود. اوراسیا در تقسیم بندی های ژئواستراتژیکی جهان در دوره ی جنگ سرد، بخشی از قلمرو ژئواستراتژی زمینی بود. در مطالعات شورای آتلانتیک ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی قلمرویی به نام «اوراسیای مرکزی» تعریف شد که از غرب به دریای سیاه، از شرق به غرب چین، از شمال به روسیه و از جنوب به ایران، پاکستان و افغانستان محدود می شود. بر این اساس اوراسیای مرکزی شامل جمهوری های آسیای مرکزی (ازبکستان

مطلب مشابه :  منبع مقاله درموردزنجیره تأمین، مدیریت دانش، مستندسازی، کدگذاری محوری

دیدگاهتان را بنویسید