منابع پایان نامه درمورد حقوق بین الملل، حل و فصل اختلافات، دیوان بین المللی، ایالات متحده

حال دولت متبوع فرد زیان دیده در اثر نقض یک تعهد بین المللی می تواند با پذیرش دعوای تبعه خویش به نمایندگی از او موضوع را در دیوان مطرح نماید.
ج) دیوان صرفاً به اختلافات حقوقی خواهد پرداخت و رسیدگی به اختلافات با ماهیت سیاسی به ارکان دیگر ملل متحد همانند مجمع عمومی و شورای امنیت ارتباط پیدا می کند در نتیجه صلاحیت موضوعی آن به موجب بند 2 ماده 36 مشخص می گردد. البته همواره «حکم دیوان باید دارای آثار عملی بوده و به نحوی بر حقوق و تکالیف قانونی موجود اثرگذار باشد».386 بنابراین مهمترین محدودیت های صلاحیت ترافعی دیوان را باید از حیث اصحاب دعوی و از حیث رضایت دولت ها دانست که به بررسی آن می پردازیم.

بند 1- محدودیت از حیث اصحاب دعوی
برخی حقوقدانان مهمترین کاستی دیوان را در عدم مراجعه افراد به دیوان ارزیابی می کنند. بر اساس بند 1 ماده 34 اساسنامه دیوان، تنها دولت ها می توانند موضوعی را به دیوان ارجاع دهند؛ و افراد در صورت داشتن شکایتی علیه یک دولت ناچار به طرح شکایت خود از طریق یک دولت دیگر در دیوان هستند؛ که این مسئله نوعی ضعف و کاستی برای دیوان قلمداد می شود.387
لذا دیوان نمی تواند به اختلافاتی که یکی از طرفین آن سازمان های بین المللی و یا افراد باشند رسیدگی نماید. این ماده اساسنامه نشان دهنده واقعیات اجتماعی بین المللی در زمان تهیه اساسنامه دیوان دائمی در سال 1920 است. به دلیل اینکه در آن دوران صرفاً دولت ها تابعان اصلی حقوق بین الملل به شمار می آمدند. اما با تغییرات ساختاری گسترده در نظام حقوق بین الملل در دهه های اخیر، جایگاه اشخاص و حقوق آنان ارتقاء پیدا کرده است و موجب شده تا حقوق بین الملل از «دولت محوری» به «شخص محوری» تبدیل شود. از طرفی با تدوین اسناد بین المللی متعدد در زمینه حقوق بشر و تشکیل دادگاه های کیفری دائمی و موردی،388 موجب گردیده است که از یک طرف برخورداری اشخاص از حق و تکلیف بین المللی مورد قبول عام قرار گیرد، از سویی دیگر، از منظر کیفی تعهد دولت ها در قبال اشخاص در زمره تعهدات عام الشمول389 و در برخی موارد آمره390 به شمار آید و نقض هر یک از این تعهدات موجب مسئولیت بین المللی دولت ها در قبال جامعه جهانی به طور کلی شود. به عبارت دیگر دولت ها نمی توانند به استناد به اصولی مانند «اصل حاکمیت دولت ها» و یا «اصل عدم مداخله در امور داخلی» از اقدام سایر دولت ها در تضمین حقوق اشخاص به عنوان حقوق بشر مانع شوند. این تغییرات در جایگاه اشخاص بر قواعد حاکم بر حمایت دیپلماتیک نیز تاثیر گذارده است و موجب شده بسیاری از معاهدات بین المللی (مانند ماده 9 کنوانسیون حقوق دریاها و ماده (2)20 اساسنامه دیوان بین المللی حقوق دریاها)، موافقتنامه های سرمایه گذاری چند جانبه (مانند کنوانسیون حل و فصل اختلافات سرمایه گذاری بین دولت ها و اتباع سایر دول) یا دو جانبه و یا معاهدات حل و فصل اختلافات (به طور مثال در قالب بیانیه الجزایر) به افراد اجازه داده که بتوانند مستقیماً علیه دولت ها طرح دعوای بین المللی نمایند.391 از طرفی ظهور بازیگران غیر دولتی همچون سازمان های بین الدولی (I.G.O)392 و سازمان های غیر دولتی (N.G.O) 393 و نیز سایر گروه های فعال در عرصه های مختلف بین المللی چهره جهان را تغییر داده است به طوری که یکی از عوامل موثر توسعه حقوق بین الملل و تاثیر تعارض آن بر روند حقوق بین الملل، موجودیت یافتن سیل آسای سازمان های بین المللی است، سازمان هایی که در سطح جهانی با صلاحیت خاص و هم در سطح منطقه ای و هم سازمان هایی با خصوصیت دو گانه در عرصه های بین المللی به فعالیت می پردازند و تعداد آنها بین 500 تا 700 سازمان بین المللی برآورد شده است و با توجه به دامنه فعالیت آنها، تعارض صلاحیت و بروز اختلاف بین آنها کاملاً محتمل است ضمن اینکه به رغم تردیدهای اولیه نسبت به اهلیت بین المللی آنها، امروزه کاملاً پذیرفته شده است که این سازمان ها از حقوق و تکالیف بین المللی برخوردار بوده و می توانند صاحب و یا مخاطب حق و تکلیف بین المللی قرار گیرند.394
بنابراین با وجود تحولات بین المللی صلاحیت دیوان از حیث اصحاب دعوی منحصر به دولت ها، خواسته های سیستم حقوقی بین المللی موجود را برآورده نمی سازد.

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد دربارهجنگ جهانی دوم، محل سکونت، پناهندگان، مرزهای سیاسی

بند 2 – محدویت از حیث رضایت دولت ها
صلاحیت دادگاه های بین المللی از جمله دیوان بین المللی دادگستری از حیث اصل و دامنه صلاحیت همواره محدود به رضایت دولت های طرف اختلاف است به عبارت دیگر صلاحیت دار کردن یک دیوان بین المللی منوط به این خواهد بود که دولت های طرف اختلاف رضایت خویش را به طور ضمنی یا صریح در قبال صلاحیت آن دیوان اعلام داشته باشند و نبود رضایت مانع از تداوم جریان دادرسی خواهد گردید.395
با این وضعیت، نبود صلاحیت اجباری برای دیوان آن را در موقعیت کاملاً متفاوتی از مجمع و شورا واقع می سازد یعنی، ارکان پارلمانی و اجرایی ملل متحد هر کدام دارای صلاحیتها و اختیارات خاصی برای انجام فعالیت هایشان هستند، در حالی که رکن قضایی این سازمان فاقد صلاحیت اجباری برای قضاوت در اختلافات بین المللی است.396
موضوع صلاحیت اجباری دیوان در سال 1920 مطرح گردید، کمیته حقوقدانان که مامور نگارش طرح مقدماتی اساسنامه دیوان دائمی شده بود، صلاحیت اجباری این دیوان را برای حل کلیه اختلافات حقوقی پیشنهاد نمود، اما این پیشنهاد با مخالفت قدرت های بزرگ (ایتالیا، فرانسه، انگلستان) رو به رو شد. در نتیجه مهمترین مسئله در زمان تأسیس این دیوان، مربوط به صل
احیت آن بود که در نهایت مقرر شد که دیوان دائمی دارای صلاحیت اختیاری باشد و در صورت احراز رضایت دولت های طرف یک اختلاف به حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف بپردازد.397 مجدداً بحث صلاحیت دیوان در کنفرانس سانفرانسیسکو (1945) مطرح گشت که تصمیم نهایی دوباره علیه صلاحیت اجباری آن گرفته شد، به دلیل اینکه در آن زمان نیز دو ابر قدرت فاتح جنگ (آمریکا و شوری سابق)، صلاحیت اجباری دیوان را رد کردند.398
بنابراین مبنای صلاحیت دیوان مبتنی بر رضایت کشورهای طرف دعوی قرار گرفت. در واقع زمانی می توان دعوای دولتی را در دیوان مطرح نمود که دولت دیگر رضایتش را ابراز نماید، احراز رضایت دولت ها یک «امر مقدماتی» است که معمولاً دیوان رأساً به آن رسیدگی می کند. در واقع این خواهان دعوی است که باید بتواند مبنای صلاحیتی را (در مقابل ایرادات مقدماتی احتمالی خوانده) به دادگاه معرفی کند و یا این که خوانده دعوی به صورت ضمنی یا صریح تقبل صلاحیت نماید. این رضایت در دو مرحله تعیین می گردد؛ در مرحله مقدماتی دولت ها با عضویت در منشور ملل متحد و اساسنامه دیوان رضایت خود را به طور عام اعلام می نمایند و در مرحله بعدی به یکی از طرق ذیل با اعلام رضایت خویش، دیوان را صالح به رسیدگی به اختلافاتشان می نمایند.
1- صلاحیت اختیاری (بعد از بروز اختلاف) که به دو طریق محقق می گردد: الف) انعقاد موافقت نامه های خاص؛ ب) از طریق ابراز رضایت ضمنی یا معوق.399
الف- در چینن مواردی، طرفین اختلاف یا دعوا طی «قرارداد خاص» رضایت می دهند که مسئله را به دیوان عرضه کنند و چون طرفین اختلاف به اختیار در مورد صلاحیت دیوان توافق کرده اند، بنابراین مجالی برای ایراد به صلاحیت باقی نمی ماند و دیوان نیز مطابق بند 1 ماده 36 نسبت به کلیه اموری که دعوی را به او ارجاع می کنند، صلاحیت رسیدگی دارد.400
در این مورد تاکنون 19 پرونده به استناد به توافقنامه خاص در دیوان اقامه شده است که 14 پرونده آن درباره اختلافات مرزی بوده است که علی رغم اهمیت اختلافاتی که به این طریق به دیوان ارجاع شده اند، آنها دارای دامنه و حیطه محدودی بوده و اهمیت فراوانی نداشته اند، از جمله: پرونده حق پناهندگی (کلمبیا – پرو)؛ پرونده مینکورس واکروس (فرانسه – انگلستان)؛ پرونده حاکمیت بر برخی از اراضی مرزی (بلژیک – هلند)؛ پرونده فلات قاره تونس (تونس – لیبی) ؛ پرونده تحدید حدود دریایی خلیج مین (کانادا – آمریکا)؛ پرونده فلات قاره لیبی (لیبی – مالت) اشاره نمود.401
ب) توافق طرفین پس از بروز اختلاف و بعد از اقامه دعوی بیانگر صلاحیت معوق است، دیوان در راستای گسترش صلاحیت خود هر گونه «اَعمال افاده کننده» رضایت به ویژه طرز رفتار دولت خوانده پس از طرح دعوی از سوی خواهان را دال بر رضایت ضمنی خوانده تلقی کرده است این روش یکی از شیوه های غیر رسمی اعلام رضایت دولت ها در چهارچوب بند 1 ماده 36 اساسنامه می باشد که در بند 5 ماده 38 آیین دادرسی مصوب 1978 نیز آمده است.402
با توجه به اینکه، اقامه دعوی در دیوان منوط به احراز رضایت طرفین اختلاف است، لذا دیوان همواره به عنوان یک مرجع حل و فصل اختلافات در دسترس نیست. به این مفهوم که در اغلب موارد، به خصوص در مواردی که اقامه دعوی نزد دیوان بدون هر گونه توافق خاصی صورت گرفته باشد، خوانده این دعاوی معمولاً به صلاحیت دیوان و حتی قابلیت پذیرش دعوی اعتراض می نماید.
امروز طبق ماده 79 آیین دادرسی دیوان طرح ایراد مقدماتی، امری متداول و رایج شده است، برای اینکه هدف خوانده جلوگیری از ورود دیوان به ماهیت دعوی و صدور رای است. به عبارتی خوانده به نحوی می خواهد نشان دهد که اسناد ارائه شده به وسیله خواهان نمی تواند بیانگر رضایت خوانده و صلاحیت دیوان باشد.403
ضمن اینکه در بیشتر مورد این ایرادات مقدماتی به صلاحیت دیوان کارآمد بوده است و موجب گردیده تا نزدیک به 40 درصد از اختلافات مطروحه در همین مرحله متوقف شده و رسیدگی ماهوی به آنها ادامه نیابد و در نهایت از دستور کار دیوان خارج گردد.404
اما در صلاحیت معوق، دیوان همواره معیارهای سخت گیرانه را اعمال نموده است. در واقع «اَعمال افاده کننده» رضایت خوانده دعوا باید واقعاً مفید رضایت او باشد تا اینکه بتواند مستند دیوان برای اعلام رضایتش قرار گیرد. زیرا ممکن است خوانده دعوی برای اثبات عدم صلاحیت دیوان ناچار گردد که به یک یا چند نکته ماهیتی برای توضیح نکات صلاحیتی اشاره نماید. همان طورکه در دعوای نفت ایران و انگلیس، دیوان در رد استدلال انگلستان بیان نمود: «اصل صلاحیت معوق؛ در صورتی می تواند در این پرونده اعمال شود که رفتار و اظهارات ایران به عنوان خوانده بیانگر رضایت این دولت به صلاحیت آن باشد، اما دولت ایران همواره در جریان رسیدگی ها شفاهی و اظهارات خود، مستمراً صلاحیت دیوان جهت رسیدگی به این پرونده را رد نموده است»405 ضمن اینکه دیوان در پرونده طلای پشتوانه پول از اعمال صلاحیت خود به دلیل عدم ابراز رضایت آلبانی اجتناب نمود به دلیل اینکه دیوان نمی توانست درباره مسئولیت آلبانی به عنوان طرف ثالث، بدون رضایت این دولت اظهارنظر نماید؛ یا در پرونده نحوه رفتار با هواپیمایی ایالات متحده و خدمه آن در مجارستان، به دلیل عدم رضایت دولت خوانده، موجب عدم اعمال صلاحیت معوق دیوان شد؛ همچنین در پرونده فعالیت های نظامی رواندا در کنگو، به دلیل اینکه رواندا در هر مرحله رسیدگی که حاضر گردید به صراحت و مستمراً صلاحیت دیوان را رد نمود و سرانجام در پرونده مشروعیت توسل به ز
ور (صربستان علیه ده عضو ناتو) نیز به دلیل عدم پذیرش صلاحیت معوق از سوی ایالات متحده و اسپانیا نسبت به تقاضای صربستان؛ دیوان، خود را صالح به رسیدگی ندانست و این دو پرونده را از فهرست دعاوی خارج نمود.406
بنابراین با وجود استناد دولت ها به این اصل در موارد متعدد به عنوان مبنای صلاحیت دیوان، صرفاً در چهار مورد به طور کامل در دعاوی مطروحه (پرونده کانال کورفو، پرونده هایادولاتوره، پرونده اقدامات کیفری خاص در فرانسه و پرونده مسائل خاص همکاری دو جانبه در امور کیفری) پذیرفته شده است و در سایر موارد دیوان نتوانسته صلاحیت خود را به دلیل مختلف (از جمله اعتراض خوانده) احراز نماید.
2- صلاحیت اجباری (ابراز رضایت قبل از بروز اختلاف) که به دو شیوه انجام می شود: الف) قیود مذکور در عهدنامه های معتبر بین المللی؛ ب) صدور اعلامیه های اختیاری یک جانبه.
الف) امروزه اغلب موافقتنامه ها و عهدنامه های بین المللی، حاوی موادی راجع به پذیرش صلاحیت اجباری دیوان هستند

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایمدل‌سازی، میان یابی، روش حداقل مربعات

دیدگاهتان را بنویسید