منابع پایان نامه درمورد شورای امنیت، حقوق بشر، دیوان بین المللی، حقوق بین الملل

منابع پایان نامه درمورد شورای امنیت، حقوق بشر، دیوان بین المللی، حقوق بین الملل

منابع پایان نامه درمورد شورای امنیت، حقوق بشر، دیوان بین المللی، حقوق بین الملل

عنوان رکن اصلی قضایی ملل متحد و اعتبار اساسنامه آن به عنوان بخش لاینفک منشور، و چه به دلیل تصریح بند 1 ماده 94منشور،15 تعهدی ناشی از منشور تلقی می گردد. نتیجه این است که تعهد ناشی از آراء دیوان در قضایای ترافعی، تعهدی ناشی از منشور بوده و به موجب ماده 103 منشور16 در صورت تعارض بر تعهدات جاری دولت ها اولویت دارد. در صورتی که این خصوصیت بر آراء الزام آور دیگر مراجع قضایی بین المللی مترتب نیست.17
ضمن اینکه در بند 2 ماده 94 منشور،18 قابلیت مراجعه به شورای امنیت و درنتیجه امکان صدور توصیه یا اقداماتی توسط شورای امنیت برای اجرای آرای دیوان پیش بینی شده است.
از طرفی امکان درخواست نظریه مشورتی از دیوان توسط مجمع عمومی و شورای امنیت راجع به هر مسئله حقوقی و نیز از سوی سایر ارکان سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای تخصصی که چنین اجازه ای را از مجمع عمومی تحصیل کرده باشند در مورد مسائل حقوقی مطروحه در حدود فعالیتهایشان پیش بینی شده است.19
درنتیجه مقررات ناظر بر دیوان در منشور و همچینن شرح وظایف و اختیارات دیوان در مجموع مواد اساسنامه بیانگر آن است که چهارچوب وظایف دیوان به خوبی مشخص و منفک شده است. به طوری که هریک از ارکان اصلی ملل متحد اجزاء مجموعه واحدی هستند که دارای اهداف و آرمان های مشترکی می باشند، هرچند که برای رسیدن به این اهداف و آرمان ها به طور مستقل عمل می کنند.20
در این مورد می توان به وظایف و صلاحیت های دیوان و شورای امنیت که مهمترین رکن اجرایی در حفظ صلح و امنیت بینالمللی است، در حل و فصل اختلافات اشاره نمود که گاه با وجود ایرادات مقدماتی در رسیدگی های قضایی، مبنی بر عدم صلاحیت دیوان در رسیدگی به پرونده ای که به طور همزمان و موازی در شورای امنیت نیز در حال رسیدگی است؛ دیوان در پاسخ همواره اظهار داشته است: «در منشور قواعد خاصی وجود ندارد تا دیوان در رسیدگی به موضوع دعوایی که بطور همزمان در شورای امینت هم مطرح است، نپردازد» بطور کلی دیوان همواره بیان داشته است که در صورت فقدان قواعد مشابه، خود را ملزم به پیروی از شورای امنیت نمی داند.21 برای اینکه وظایف شورای امنیت ماهیت سیاسی دارند در حالی که دیوان به جنبه حقوقی موضوعات مطروحه می پردازد لذا هر دو رکن سازمان ملل (شورا و دیوان) می توانند بطور جداگانه و همزمان به صورت تکمیلی، به جنبه های مختلف (سیاسی یا حقوقی) یک پرونده بپردازند.22

بند 2- ارتباط دیوان با سایر ارکان ملل متحد
ویژگی دیگر دیوان به عنوان رکن اصلی قضایی ملل متحد این است که در اهداف و اصولی که بنیاد ملل متحد و منشور بر آن استوار است با دیگر ارکان ملل متحد سهیم است، به این معنی که دیوان از طریق فعالیت قضایی خاص خود در جهت تحقق آن اهداف و اصول گام برمی دارد. بدین منظور دیوان حق دارد که اسناد مؤسس خود را تفسیر نماید و اختیارات و صلاحیت های خود را تشخیص دهد. بنابراین دیوان حق تفسیر منشور ملل متحد را دارد این تفسیر هرچند تفسیری رسمی از منشور تلقی نمی گردد، اما می تواند واجد تبعات فراوانی برای صلاحیت ها و اختیارات دیگر ارکان ملل متحد باشد. در نتیجه بر تفکیک قوای اجرایی، پارلمانی و قضایی ارکان اصلی ملل متحد تأثیر بگذارد. این مقوله پتانسیل نوعی نظارت قضایی غیررسمی و ضمنی از ناحیه دیوان بر اعمال شورای امنیت و مجمع عمومی را در خود دارد.23
ویژگی دیگر دیوان به عنوان رکن اصلی قضایی ملل متحد صلاحیت صدور نظریه مشورتی طبق بند 1 ماده 96 منشور، به در خواست مجمع عمومی و شورای امنیت است. هر چند که دیوان در مقام صدور نظریه مشورتی آداب و آئین تصمیم گیری قضایی را تا حد لازم رعایت می کند، در واقع به عنوان مشاور حقوقی ملل متحد ایفای نقش کرده و این اقدام خود را مشارکت در فعالیت های ملل متحد تلقی می نماید. دیوان در قضیه تفسیر معاهدات صلح اظهارداشت:
«نظریه دیوان نه به دولتها، بلکه به ارگان های ملل متحد که حق درخواست آن را دارند داده می شود؛ جواب دیوان هم که خود ارگان ملل متحد است نشانگر مشارکت آن در فعالیتهای ملل متحد بوده و علی الاصول از ارائه آن نباید خودداری شود.» همچنین دیوان در مقام تفسیر حقوق بین الملل در قضایای مشورتی یا ترافعی، ضمن عنایت به اصول تفسیری مقبول در حقوق معاهدات، مانند مواد 31 و 32 کنوانسیون 1969 وین و یا اعمال روش های استنباط عرف، همواره باید اهداف و اصول ملل متحد را به عنوان مبانی مصحح نتیجه تفسیر خود مد نظر قرار دهد و نتیجه ای را برگزیند که با اهداف و اصول مذکور منطبق باشد.24
جایگاه سازمانی دیوان در ملل متحد موجب گردیده تا این دیوان با سایر مراجع قضایی بین المللی متفاوت بوده و به هنگام انجام وظایف خویش و حل و فصل اختلافات ملزم به رعایت محدودیت های موجود در منشور ملل متحد باشد. براساس رویکرد دیوان به عنوان رکن اصلی سازمان، نوعی وظیفه سازمانی برای دیوان در نظر گرفته می شود. از این زاویه، با لحاظ اقتضائات قضایی (از جمله اصل صحت عمل قضایی)، دیوان در اعمال کار ویژه قضایی خویش برای تصمیم گیری نسبت به یک اختلاف (بند 1 ماده 38 اساسنامه) یا ارائه نظریه مشورتی (ماده 96 منشور و بند 1 ماده 65 اساسنامه) باید در جهت دستیابی به اهداف سازمان همکاری نماید و بکوشد تا به تصمیمات ارکان اصلی سازمان جنبه اجرایی ببخشد25 و از رسیدن به نتیجه ای که به عدم اجرای آنها منتج می گردد، خودداری کند.26

گفتار دوم: جایگاه دیوان در نظام حقوقی بین المللی
تا سال 1893هیچ گونه مرجع ثابت قضایی وجود ندا
شت اما پس از دیوان دائمی داوری که حاصل کنفرانس صلح لاهه در 1899 بود. تأسیس دیوان دائمی دادگستری (در سال 1920) پس از جنگ جهانی اول و به دنبال شکل گیری جامعه ملل، تحول بنیادینی در این زمینه بوجود آورد و در پی انحلال این دیوان )در سال 1946-1945( نیز، دیوان بین المللی دادگستری جایگزین آن گردید. پس ازآن دادگاه های دیگری نیز به سرعت تأسیس شدند که از آن جمله می توان به دیوان اروپای حقوق بشر (1950)، دیوان میان آمریکای حقوق بشر (1969) و دیوان دادگستری امریکای مرکزی (1991) اشاره نمود.
این روند در دهه های اخیر تسریع و جهانشمول شده است به نحوی که در سال 1982 کنوانسیون حقوق بین الملل، دیوان بین المللی حقوق دریاها را ایجاد کرد که از سال 1996 شروع به فعالیت نموده است.27
تأسیس دیوان کیفری بینالمللی28 و نیز ایجاد محاکم ویژه کیفری توسط شورای امنیت29 برای رسیدگی به جرایم علیه بشریت در درگیری های منطقه بالکان و شمال آفریقا نمونه دیگری از حوزه وظایف قضایی نهادهای چندجانبه است؛ که به مسئولیت کیفری افراد در برابر جامعه بین المللی پرداخته؛ و عملاً فصل جدیدی از حوزه کارکردی این نهادها را گشوده است.30
همچنین در سال های اخیر دیوان های اختصاصی مانند دیوان داوری دعاوی ایران و امریکا (1981) شکل گرفته اند و در حال حاضر نیز صحبت از تأسیس محاکم دیگری منجمله: دیوان بینالمللی حقوق فضا، دیوان بینالمللی حقوق محیط زیست، دیوان بینالمللی حقوق بشر و غیره نیز هست این امر موجب شده تا سال 2014 تقریباً یکصد محکمه بینالمللی در عرصه بینالمللی فعالیت نمایند که به تفسیر حقوق بینالملل می پردازند.31

بند 1- ویژگیهای دادگاه های بین المللی
دادگاه های بینالمللی را می توان از حیث صلاحیت ذاتی به «کیفری» و «غیرکیفری» و از حیث صلاحیت زمانی به «دائمی» و «موقتی» و از حیث محلی به «جهانی» و «منطقه ای» و بالاخره از حیث صلاحیت مرجع رسیدگی به «عمومی» و «اختصاصی» تقسیم نمود:
1- دادگاه های کیفری شامل دیوان کیفری بینالمللی (دائمی جهانی) و دادگاه های بین المللی برای یوگسلاوی سابق و رواندا (موقتی منطقه ای)؛
2- دادگاه های دائمی جهانی اختصاصی، از جمله دیوان بین المللی حقوق دریاها و دادگاه اداری سازمان بین المللی کار؛
3- دادگاه های دائمی منطقه ای عمومی، از جمله دیوان دادگستری اتحادیه اروپایی؛
4- دادگاه دائمی منطقه ای اختصاصی، از جمله دادگاه اروپایی حقوق بشر32
بنابراین دیوان بینالمللی دادگستری را می توان یک دادگاه دائمی جهانی با صلاحیت عمومی دانست.
موضوع دیگر اینکه؛ از گذشته هرگونه صلاحیت یک محکمه بین المللی باید مبتنی بر رضایت دولت های طرف یک اختلاف حقوقی بین المللی بود، دکترینی که برای اولین بار در کنوانسیون حل و فصل مسالمت امیز اختلافات بینالمللی لاهه 1907 جلوه نمود که در ماده 38 آن بیان می دارد: «در مسائل با ماهیت حقوقی و بالاخص در تفسیر یا اعمال کنوانسیون های بین المللی، دولت های متعاهد، داوری را به عنوان مؤثرترین و در عین حال منصفانه ترین ابزار حل و فصل اختلافاتی می داند که دیپلماسی (مذاکره) در فیصله آنها ناکام مانده است.»33
بنابراین، اصل بنیادینی حاکم بر نظام دادگستری بین المللی (مانند داوری) است که، قضاوت در نظام بین المللی تنها بر اراده کشورها استوار است. در نتیجه رضایت و توافق آنها شرط قبلی توسل به آیین دادگستری قرار گرفته است؛ از جمله در رأی مورخ 22 ژوئیه 1952 در قضیه شرکت نفت ایران و انگلیس که بیان می دارد:
«دیوان نمی تواند قضاوت خود را نسبت به کشوری که به این امر رضایت ندارد، اعمال کند.»34
نقش تصمیمات دیوان های داوری، دیوان بین المللی دادگستری،35 دیوان بین المللی کیفری36 و دادگاه های تأسیس شده توسط شورای امنیت در توسعه حقوق بینالملل و تبیین مقررات عرفی حقوقی بینالمللی انکارناپذیر است. در زمینه حقوق بشردوستانه و مسئولیت کیفری، آراء و تصمیمات دادگاه های تأسیس شده توسط شورای امنیت جهت مجازات جنایت های صورت گرفته در رواندا و یوگسلاوی سابق از اثرات حقوقی قابل توجهی بر موازین حقوق بین الملل بشردوستانه برخوردار بوده اند.37 (اعمال حقوق بشردوستانه بینالمللی با گشایش یک درگیری مسلحانه آغاز شده، در دوران پس از ترک مخاصمات ادامه یافته و با استقرار دایمی صلح در مورد درگیری بین المللی یا تراضی مسالمت آمیز در مورد درگیری داخلی، پایان می یابد. در طی این مدت، حقوق بشردوستانه بین المللی در تمامی قلمرو کشورهای متخاصم یا در مورد درگیری داخلی در تمامی قلمرو تحت کنترل هر یک از طرفین، صرف نظر از این که درآن نقطه نبرد واقعی در جریان باشد یا نه، اعمال گردد.)38
دادگاه های قضایی و دیوان ها از طریق تصمیمات، اظهارنظرها و تعاملات خود در روند هنجارسازی و قانون سازی درحقوق بین الملل نقش کلیدی را ایفا نموده اند.39

بند 2- ویژگی های دیوان بین المللی دادگستری
دیوان بینالمللی دادگستری با هدف ایجاد شیوه ای دائمی برای حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات حقوقی در بین دولت ها جایگزین دیوان دائمی شد. تأسیس این دادگاه در واقع تداوم جریان بینالمللی بود که از کنفرانس های اول و دوم صلح لاهه شکل گرفته بود. اما پیدایش این دیوان به عنوان رکن قضایی سازمان ملل متحد که اساسنامه آن جزء لاینفک منشور به حساب می آید بیانگر آن است که دیوان بینالمللی دادگستری دارای جایگاه ویژه و منحصر به فردی در ساختار حقوقی بینالمللی پس از برقراری نظام ملل متحد است.40
بارزترین تفاوت دیوان ب
ینالمللی دادگستری با دیوان های قبلی (دیوان دائمی داوری و دیوان دائمی دادگستری) در این است که به عنوان یکی از ارکان اصلی ساختار سازمان ملل متحد می باشد در حالیکه دیوان های قبلی به طور مستقل و خارج از نظام حاکم بر یک سازمان بینالمللی فعالیت می کردند و این امر موجب شده تا دیوان فعلی به هنگام انجام وظیفه محوله ملاحظات قضایی و سازمانی را به طور همزمان رعایت نماید.41
این موضوع در رویه قضایی دیوان نیز آمده است به طوری که دیوان در پرونده کانال کورفو بیان می کند: «تضمین احترام به حقوق بین الملل که دیوان رکن آن به شمار می آید ضروری است». همچنین در پرونده لاکربی بر این موضوع تأکید شده است که تردیدی وجود ندارد وظیفه دیوان احترام به حقوق بینالملل است و در این ارتباط، حافظ اصلی این نظام می باشد.42
از طرفی در منشور تفکیک کاملی بین وظایف ارکان اصلی صورت نگرفته است. اما دیوان خارج از فصل چهاردهم که در منشور آمده، مورد توجهات مختلفی قرار گرفته است

 

mitra2--javid

پایان نامه ها

No description. Please update your profile.

LEAVE COMMENT