منوچهری دامغانی

دانلود پایان نامه

گذشتن سیاوش از آتش و ارتباط آن با چهارشنبهسوری
کسانی که در مورد زندگانی زرتشت قائل به اطلاعات تاریخی هستند، گذر سیاوش از آتش را مطابق با جشن چهارشنبهسوری میدانند و معتقدند ایرانیان در چهارشنبه پایان سال از آتش می گذرند تا یاد و خاطره سیاوش به منظور دفاع از عفت و پاکدامنی زنده بماند. (رضی، 96:1385) اما، اعتقاد دیگر مبنی بر رابطه ی جشن آتش با فَروَرَها ست. باور به فرورها در پایان هر سال، سبب شده است که ایرانیان باستان و زرتشتیان پنج روز قبل از پایان سال میزبان فرورهای خاندان خود باشند و آن ها را با روشن کردن آتش و ساختن تنوره ی دود بر بام ها به خانهی خویش راهنمایی کنند. آتشی که امروز آتش چهارشنبهسوری نامیده می شود در پیوند با همین دود و آتش و سور برای فروهرهاست. اصطلاح چهارشنبهسوری پیش از اسلام نمیتوانسته وجود داشته باشد زیرا
واژهی شنبه ریشه ی سامی دارد و در روز شماری ایران باستان شمردن هفته با شمارش نام های روز انجام میگرفته است. (به نقل از رجبی، 1380، ج 1: 278 تا 280)
ردپای آتش مقدس و باستانی در شعر منوچهری، فرخی، عنصری، مسعود سعد و ناصرخسرو
حضور آتش آیینی و باستانی، مانند آنچه در شاهنامه و ویس و رامین وجود دارد، در شعر شاعران نامبرده، کمرنگ و نادر است و برای آن دلایلی چند میتوان برشمرد:
1) روایات شاهنامه فردوسی و ویس و رامین، ریشه در فرهنگ ایران باستان دارد، پس بیشک، چون آیینهای، اعتقادات و مقدسات آن روزگار را منعکس خواهد کرد، بنابراین، هنگامی که پیوند فکر و روایت از این بستر گسسته باشد و تنها در ذهن شاعر و زمانهی او سیر کند، نشانی از عناصر مقدس هزاره های پیشین، مانند آتش، نخواهیم یافت.
2) مدحهای چاپلوسانه و مبالغهآمیز، عرصه را برای شکوفایی حس ملیگرایی، تنگ میکند و همه چیز را در پای ممدوح میریزد. در اشعار مدحی، مظاهر طبیعت چون آب و آتش و مقدسات باستانی، مانند آتشکده، و حتی اعتقادات اسلامی، ریزه خواران وبندگان بیارادهی ممدوح هستند.
3) ورود اساطیر سامی و اسلامی، چون کلیم و خلیل و…، هم چنین عربی گرایی و صنعت زدگی شاعران، مجالی برای ظهور ارزش های ناب ایرانی باقی نمیگذارد.
با وجود فضای دگرگون ومتفاوت در شعر شاعرانی چون فرخی و منوچهری و…، نشانههای تاریک و روشنی از فرهنگ باستانی ایران، از جمله موضوع مورد بحث ما، آتش آیینی و مقدس، به چشم میخورد که در خور بررسی و تحقیق است.
در شعر این دوره به دلیل وجود نوعی فضای شاد خواری و کامرانی، تمایل به جشن و سرور، آفاقی بودن شعر در سبک خراسانی و همچنین رونق نسبی جشن های باستانی قبل از حملهی مغول، ابیاتی مبنی بر گرامی داشت جشنهای آتش، چون مهرگان و سده خواهیم یافت.
سده و مهرگان در شعر منوچهری
منوچهری در قصیدهای با عنوان، مدح ابوحرب بختیار و قطعهای با مطلع” آمد ای سید احرار شب جشن سده” و قصیدهای در مدح سلطان محمود غزنوی به برگزاری جشن سده و آیینهای خاص آن، مانند نوشیدن می و افرختن آتش میپردازد.
– جشن سده امیرا! رسم کبار باشد
– زان برفروز کامشب اندر حصار باشد
– آن آتشی که گویی، نخلی به بار باشد
این آیین کیومرث و اسفندیار باشد
او را حصار میرا، مرخ و غفار باشد
اصلش ز نور باشد، فرعش ز نار باشد
(منوچهری دامغانی، 1338: ص22، ابیات311-309)
– آمد ای سید احرار! شب جشن سده
– برفروز آتش برزین که در این فصل شتا
– آتشی باید چونان که فراز علمش
شب جشن سده را حرمت، بسیار بود
آذر برزین، پیغمبر آذار بود
برتر از دایره گنبد دوار بود…
(همان: ص218، 2848-2846)

مطلب مشابه :  بازاریابی اجتماعی