مهارت برقراری ارتباط

دانلود پایان نامه

در این دیدگاه آشنایی مراجعان با مهارت های حل مسأله به آن ها کمک می کند تا به همه ی جوانب موقعیتها فکر کنند و در نظر داشته باشند که مراحل منجر به پاسخ دهی آنها، بیشتر مبتنی بر غرایز، احساسات و هیجانات آنها می باشد .هنگامی که مراجعان موفقیت در حل مسأله را تجربه کنند خودکارامدیشان افزایش خواهد یافت.
در روان درمانی سالها استفاده از مواد مخدر و روان گردان باعث می شود با وجود قطع مصرف مواد این شیوه نگرش و برخورد با امور مختلف زندگی ادامه پیدا کند و نیاز به آموزشی های شناختی برای درمان این افراد کاملاً آشکار است.
5-8-2 علل فردی اعتیاد
عوامل ژنتیک، تجارب رشدی و بخصوص چند سال اول زندگی و چند سال اول مدرسه و نوجوان، خصوصیات شخصیتی، میزان دریافت حمایت از اطرافیان، اختلال های روانی همراه، نداشتن مهارت های زندگی، شکست ها و منابع استرس آور، تأثیر مواد خوشایند بر فرد، وضعیت اقتصادی مالی فرد، باورهای و ارزشهای فرد، وجود شرایط پرخطر مثل نداشتن پدر یا مادر، ناراحتی ها و دردهای جسمی مثل انزال زودرس یا کمر درد دسترسی آسان فرد به مواد مشخص شده است مصرف کنندگان مواد مخدر عملکرد نامطلوب در روابط جنسی دارند به طوری که اکثریت آنان از توافق پایین در روابط جنسی خود گزارش داده اند (یوسفی، 1382).
مصرف مواد به عنوان یک رفتار خشن نسبت به خود نیز در نظر گرفته شده است. عشایری (1390) به این نکته اشاره می کند که تعارضات مختلف موجب به هم خوردن تعادل در قضاوت افراد می شوند و آن زمان است که تصمیم گیری برای انسان کار سختی می شود در چنین شرایطی افراد با شخصیت های متفاوت عکس العمل های متفاوتی را نشان می دهند.
بعضی از افراد برون گرا هستند و این عکس العمل ها را نسبت به بیرون نشان می دهند اما شخصیت هایی هستند که جرأت ورزی ندارند و این خشونت به درون بر می گردد و برای مثال فرد، بیماری روان تنی و استرس پیدا می کند و در واقع بدن به استقبال روان رنجور می رود که خود نوعی خشونت بدن است که انواع بیماری ها را به دنبال دارد. اعتیاد نیز علاوه بر اینکه به بیرون آسیب می رساند نوعی خودزنی و خشونت علیه خودهم هست.
6-8-2 عوامل بین فردی، محیطی و اجتماعی
در این گروه عوامل متعددی مورد اشاره قرار گرفته اند، مواردی همچون شرایط خانواده مثلاً اعتیاد والدین که در پژوهش نصری (1380) مورد اشاره قرار گرفته است. خانواده آشفته یا والدین پرمشغله یا غافل از فرزندان و یا وضعیت دوستان مثلاً دوستان مصرف کننده نیز این دسته عوامل هستند. در پژوهش صفاری (1386) مختل بودن ارتباط با اعضای خانواده نیز در مورد بحث بوده است. برخی افراد برای رفع مشکلات سازگاری و کاهش اثرات عوامل استرس زا اقدام به مصرف مواد مخدر می کند و دریافت آموزش هایی در این موارد می تواند نرخ یا شدت بازگشت و عود بیماری را کاهش بدهد. برای مثال نصری (1380) مشکلات خانوادگی، عاطفی و نیز استرس های شغلی را گزارش کرده است.
در پژوهش زارع زاده (1380) فشارهای همسالان و نداشتن مهارت برقراری ارتباط موثر و نیز اعتماد به نفس پایین ذکر شده اند. از موارد دیگر شرایط محیط و محل کار یا سکونت یا تحصیل، قوانین مثل قانونی بودن تنتور یا کوپنی بودن تریاک، میزان انگ و بدنامی اعتیاد و بخصوص در خرده فرهنگ فرد، کمبود امکانات (فرهنگی، تفریحی، ورزشی، آموزشی و غیره)، کمبود امکانات درمانی و مشاوره ای و حمایتی، وضعیت اقتصادی جامعه، شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه مثل جنگها، دسترس پذیر بودن مواد، امکانات جامعه برای ارتقا و رشد افراد و موفقیت های اجتماعی و در نتیجه بالا رفتن اعتماد بنفس از عوامل اجتماعی مرتبط با رفتار مصرف مواد است.
امینی و همکاران (1387) در پژوهشی خود به آموزش مهارتهای بین فردی و سازگاری با احساسات و کنترل هیجان به عنوان بخش مهمی از فرآیند درمان اشاره کرده اند، میزان استرس مزمن موجود در سطح جامعه نیز از عوامل مرتبط است. در پژوهش مک کان و همکاران (2007) مشخص شد در واقع یکی از دلایل مصرف مواد در افراد کاهش استرس و اضطراب است. همچنین در زمان پرهیز از مصرف یکی از مؤلفه های نشانگان ترک حمله های اضطرابی است. و میزان انتخاب های افراد برای رفتارهای لذت بخش گوناگون است.
استرس های محیطی و فقدان مهارت لازم برای برخورد با عوامل آن از عوامل مهم بازگشت به جمعیت مصرف کنندگان است. در همین رابطه امینی (1387) در پژوهش خود نشان داده است عدم دریافت خدمات درمانی مناسب در بسیاری از مراکز با وجود استفاده از اهرمهای قانونی و زندان گاهی اوقات باعث وخیم تر شدن وضعیت مصرف کنندگان مواد مخدر می گردد.
7-8-2 مشکلات هیجانی
اضطراب و استرس از عوامل در ارتباط با اختلال مصرف مواد هستند. برخی از رویکردهای شناختی که برای درمان وابستگی به مواد مورد استفاده قرار می گیرند با توجه به اختلالات اضطرابی ایجاد شده اند. در مورد مواد افیونی تجربیات بالینی و نیز پژوهشها نشان داده اند که برخی مصرف کنندگان با هدف،کاهش احساسهای اضطراب، خصومت و پرخاشگری اقدام به مصرف مواد می نمایند (سلیگمن، روزنهان، 2000).
در این زمینه باید توجه داشت که نوسانات هیجانی و خلقی همواره به عنوان یکی از عوامل زمینه سازی و مستعد کننده سوء مصرف مواد مورد توجه بوده اند که دراین میان اضطراب، افسردگی، پرخاشگری افکار پارانوییدی و فوبیا از جمله مهمترین موارد هستند.
در پایان قرن گذشته مشخص شده بود که این عوامل نه تنها کاهش پیدا نکرده اند بلکه در اثر پیشرفتهای تکنولوژیکی و تغییرات در شیوه و سبک زندگی میزان استرس و افسردگی در افراد مختلف افزایش پیدا کرده است به گونه ای که هنوز کارهای زیادی بایستی در مورد آنها انجام شود (میلر و رلنیک، 2008).
استرس ها و فشارهای مضاعف شده زندگی باعث بروز اضطرابها، افسردگی ها و نیز هیجان خشم می شود. این مسأله طبعاً در مصرف کنندگان مواد مخدر و درمان آنها هم مؤثر است. هرگونه روش درمانی فردی و گروهی برای رفع نشانه های افسردگی تأثیر مهمی در فرآیند درمان مصرف کنندگان مواد مخدر خواهد داشت.
در همین رابطه لازم به ذکر است عدم دریافت خدمات درمانی با وجود استفاده از اهرمهای قانونی و زندان گاهی اوقات باعث وخیم تر شدن وضعیت این افراد می گردد.
پرخاشگری و اضطراب با مشکلات فراوان دیگری همراه هستند و از جمله اصلی ترین عوارضی هستند که می بایست در فرآیند درمان به آنها توجه شود. طبق تحقیقات انجام گرفته این عوارض همراه با شکایتهای جسمی، کمبود انرژی، اختلال انرژی، مشکلات خانوادگی، ریسک بالای خودکشی، مشکل اشتها و اختلالات خواب هستند.
اضطراب و خشم در تمامی مراحل زندگی معتاد، اعم از وقتی که مقادیر بیشتر از معمول را مصرف نموده یا به علت ترک مصرف دچار علایم شده، مشهود است. وقوع اضطراب، فوبی و پارانویا به دنبال ترک مصرف مواد، خاص مواد افیونی نبوده و در هنگام کنار گذاشتن سایر مواد، نظیر کوکایین، کراک و شیشه و انواع مت آمفتامین ها و توهم زاها و نیز سیگار هم به فراوانی به چشم می خورد.
در مورد مت آمفتامین ها با توجه به توهمات مخاطره آمیز و افکار پارانوییدی آنها که می تواند به خشونت های شدید و جنون های آنی منجر بشود اهمیت این هیجانات بیشتر به نظر می رسد. اضطراب، بی قراری و تحریک پذیری در قطع مصرف سیگار نیز به چشم می خورد در یک بررسی مشخص شد پاسخ دهی خود مختار، نظیر رسانش پوست، با کشیدن سیگار کند می شود که این می تواند دلیل بر آن باشد اهمیت آموزش های کنترل هیجان به عنوان راهکارهای جهت پیشگیری مشخص شده است (جافه، 1985؛ به نقل از سلیگمن، روزنهان، 2000).
در مورد اعتیاد به داروهای مسکن و آرام بخش ها با توجه به اینکه در بسیاری از موارد برای کنترل اضطراب مودر استفاده قرار می گیرد. اهمیت هیجانهای خشم و اضطراب به وضوح معلوم است. در همین رابطه و با توجه به اینکه این داروها برای رفع بیخوابی یا اضطراب مورد استفاده قرار می گیرند اهمیت آموزش های کنترل هیجان به عنوان راهکاری جهت پیشگیری مشخص شده است. همچنان که گزارش های عوارض قطع که شامل اضطراب، روان آشفتگی و حساسیت به محرکهاست بر لزوم این آموزشها در دوره قطع مصرف دلالت دارند (جافه، 1985).
اعتیاد به مواد به صورت انبوه متراکمی از پیامدهای منفی ناشی از مصرف مواد تعریف شده است که این پیامدها هر روز شدت پیدا میکنند (سوریزایی، خلعتبری، کیخای فرزانه، 1390) درمان اختلالات همراه اعتیاد یکی از عوامل مهم در پیشگیری ( رئیسی فرد، 1388 ) از عود است، میزان همبودی بالای افسردگی، اضطراب و هیجانهای منفی مثل خشم و موجب افزایش مصرف مواد خودگردانی شرم در مصرف کنندگان مواد بر اساس نظریه برای کاستن از هیجانهای منفی یا افزایش هیجانهای مثبت میشود (سندرا، براون،آروند، 2004).
به عبارتی، یکی از علل شروع اعتیاد و عود، هیجان های منفی مانند عصبانیت، اضطراب، افسردگی و ناکامی است که اغلب به موقعیتهای پرخطر بین فردی منجر میشوند (رامو، 1999)
و با نرخ بالا ی عود، مرتبط هستند (مارلات و گوردون، 2007). حالتهای هیجانی ممکن است به وسیله ادراکات اولیه بین فردی، از موقعیتها ی مشخص یا از طریق واکنش به رویدادهای محیطی به وجود آید. موقعیتهای دیگری که فرد یا گروهی از افراد را در بر میگیرد. بر ای مثال، موقعیت های پرخطر بین فردی، بویژه تضادهای بین فردی بحث با اعضای خانواده، اغلب درنتیجه هیجانات منفی است و میتواند باعث بروزعود اعتیاد شود. درواقع، حالت های هیجانی منفی بین فردی و موقعیتهای متضاد بین فردی، به عنوان برانگیزاننده های عود اعتیاد است (مارلات، بارت و دالی ، 1999).
رفتارکنارآمدن فرد با یک موقعیت پرخطر، به طورخاص تعیین کننده نوعی بحران شبیه به عود است. بنابراین، کسی که میتواند به طور موثر، راهبردهای کنارآمدن را اجراکند، به نسبت فردی که فاقد این مهارتها است، کمتر در خطر عود قرار میگیرد. علاوه براین، افرادی که به طور موفقیت آمیزی با موقعیتها ی پرخطرکنار می آیند از تجربه حس خودکارآمدی بالاتری برخوردارند. برعکس، افراد با خودکارآمدی پایین، خود را فاقد انگیزه یا توانایی لازم برای مقاومت در برابر یک موقعیت پرخطر مصرف الکل احساس میکنند (قربانی، 1387)؛ مارلات و گوردون (1995) معتقدند که رازهای گذشته زندگی فرد، به شدت با خطر عود که متضمن درجه ای از تعادل بین تقاضاها ی خارجی ادراک شده مثلا بایدها و فعالیتهای لذت بخش یا ارضاکننده درونی مثلا خواسته است، در ارتباط اند.

مطلب مشابه :  وضعیت اقتصادی