مهارت های اجتماعی

مهارت های اجتماعی

مهارت های اجتماعی

نوع دیگر دانش سازمانی دانشی است که در فرآیند ایجاد نتایج رسمی نقش دارد و در واقع، زمینه ساز و زیر بنای دانش رسمی سازمان است. این نوع دانش در قالب ایده ها، واقعیتها، مفروضات، فهم ها، پرسش ها، تصمیم ها، حدس و گمانها، داستانها و دیدگاهها عینیت می یابد(گونکلین، 2001). دانش ضمنی شخصی بوده و فرموله کردن آن بسیار مشکل است. این نوع از دانش که از طریق تسهیم تجربیات با مشاهده و تقلید اکتساب می شود، ریشه در اعمال، رویه ها، تعهدات، ارزشها و احساسات افراد داشته، قابل کد گذاری نبوده و از طریق یک زبان مخابره نمی شود. دانش ضمنی بصورت عنصری مجزا ، قابل انتقال یا فروش در بازار نیست.
دانش آشکار، مستند و عمومی است و می توان آن را از طریق تکنولوژی اطلاعات تسهیم کرد. (مارتنسون، 1379) دانش آشکار را می توان کدگذاری کرد، مانند کدهای نرم افزاری و داده های بازار (هانسن و دیگران، 1379) و جنبه عینی تر، عقلانی تر و فنی تر دارد (داده ها، سیاستها، روشها، نرم افزار، اسناد و…) و به طور معمول به خوبی قابل ثبت و دسترسی می باشد. (آذری، 1380)
دانش ضمنی در رفتار و درک انسان قرار دارد و از تعامل افراد ظهور می یابد و به مهارت و عمل نیاز دارد. دانش ضمنی به شهود، بصیرت، خرد و حکمت بر می گردد. (مارتنسون 1379) این دانش را به سختی می توان بر روی کاغذ آورد و بیشتر مستلزم تجارب شخصی افراد است. این دانش عمدتاً شامل تخصصهای علمی، فوت و فن کار، بینش خاص فرد در مورد یک صنعت، قوه تشخیص در زمینه کسب و کار و تخصص فنی است. (هانسن و دیگران، 1379) دانش ضمنی در ذهن افراد جای دارد. فن آوری اطلاعات نمی تواند طرحهای غنی افراد را که برای معنی کردن اطلاعات از آن استفاده می کنند، ذخیره نماید. مگر اینکه شما بتوانید مغز یک انسان را ببینید و آن را مستقیماً روی یک پایگاه اطلاعاتی ذخیره کنید. نمی توان تصور کرد که هر کس دیگر بتواند تجربه شخص اول را باز یابد (لنگ، 2001). نوناکا و تاکوچی (1995) معتقدند: امتیازاتی که اغلب شرکتها نادیده می گیرند، عبارتنداز: بینشها، شهودها، گمانها، احساسات ناخودآگاه، ارزشها، تصورات، استعاره ها و مقایسه ها. بهره برداری از این امتیاز ناملموس می تواند ارزش فراوانی به عملیات شرکت ببخشد. دانش ضمنی معمولاً در قلمرو دانش شخصی، شناختی و تجربی قرار می گیرد (آذری، 1380).
دانش ضمنی و تصریحی مکمل یکدیگرند و این بدین معناست که برای ایجاد دانش هردوی آنها ضروری هستند، از این رو آنچه ما دانش می خوانیم از طریق تعامل بین دانش ضمنی و تصریحی و نه هر کدام به تنهایی ایجاد می شود. نوناکا و تاکوچی در کتاب مشهور خود، به نام شرکت دانش آفرین از این هم فراتر رفته اند و معتقدند که هر سازمان از دو نوع دانش صریح و ضمنی برخوردار است. به اعتقاد آنان دانش صریح دانشی است که در قالب نوشته ها و گفته ها درک می شود و دانش ضمنی دانشی است که افراد معمولا قادر به انجام آن هستند، اما از توصیف و بیان آن ناتوانند. این دانش ضمنی تاکنون مورد توجه کافی قرار نگرفته است. سازمانها باید از منافع هردو نوع دانش یاد شده آگاه باشند و بتوانند آنها را به شکلهای مختلف گردآوری و محافظت کنند( کوایستینن و ویرولینین 2001 ).
در فرآیند تبدیل دانش با ایجاد تعاملی پویا بین این دو نوع از دانش به چهار راهبرد اساسی زیر دست می یابیم: (جدول شماره 2-3).
اجتماعی کردن (از دانش ضمنی به دانش ضمنی)
بیرونی سازی (از دانش ضمنی به دانش تصریحی)
ترکیب (از دانش تصریحی به دانش تصریحی )
درونی سازی (از دانش تصریحی به دانش ضمنی)
1- اجتماعی کردن (جامعه پذیری): تبادل تجربیات، وقتی که دانش شخصی بصورت مدلهای ذهنی ایجاد می شود. مثل روابط پیشرفته همکاران، آموزش ضمن کار، روش آزمون و خطا، تقلید از دیگران، جلسات طوفان مغزی، تمرین و آموزش، تبادل عقاید وگفتگوی بسیار. اجتماعی شدن فراگردی است که به واسطه آن هر فرد، دانش و مهارت های اجتماعی لازم برای مشارکت موثر و فعال در زندگی گروهی و اجتماعی را کسب می کند.(بروم و سلزنیک ، 1968)
به دانش ضمنی
به دانش صریح
ازدانش ضمنی
جامعه پذیری
(دانش همفکری شده)
برونی سازی
(دانش مفهومی)
از دانش صریح
درونی سازی
(دانش عملیاتی)
ترکیب سازی

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~