مورد معامله

مورد معامله

مورد معامله

ضمناً می‏توان گفت: آن‏چه در تحقق خیار تدلیس مؤثر است، ماهیت اقدام تدلیس‏آمیز است و فرقی ندارد که از طرف فروشنده صورت گرفته باشد یا خریدار، شخصاً این اقدامات را دربارهی ثمن شخصی انجام داده باشد، یا توسط شخص ثالثی این اقدامات محقق شده باشد.
1-3-7-1-مهم ترین تفاوت‏های غرر و تدلیس
1ـ بر خلاف غرر، در تدلیس لازم است اقداماتی نسبت به مورد معامله انجام شود؛ خواه به صورت افعال و خواه به شکل گفتار، در حالی که این مورد در غرر وجود ندارد و مورد معامله از جهت کیفیّت یا کمیّت و امثال مجهول است. در برخی موارد حتی طرفین معامله به این امور جاهل‏اند و از طرف مقابل و یا شخص دیگر، عمل و فعل خاصی صادر نمی‏شود.
2ـ در معنای تدلیس، پنهان کردن، مشتبه کردن ـ که از امور اختیاری فاعل است ـ نهفته است و حال آن‏که در معنای غرر، جهل اخذ شده که بر پنهان و نامعلوم بودن مترتب است و فاعل مختار در آن نقش و مدخلیّت ندارد.
3ـ در تدلیس، اقدامات تدلیسکننده سبب فریب مشتری می‏شود و بر اثر آن‏ها رغبت پیدا می‏شود، در حالی که در غرر، موضوع فریب و ایجاد رغبت و میل برای او مطرح نمی‏باشد؛ بلکه غرر وضعیتی است خطرآفرین و زیان‏بار که در نتیجه ی جهل و عدم اطمینان پدید می‏آید(شهید ثانی، 1403، ص504).
1-3-8-غرر، قمار و گروبندی
بعضی وجوه که به ظاهر میان غرر و قمار و گروبندی مشترک‏اند، سبب گردیده که برخی از روی اشتباه، آن‏ها را از یک مقوله بدانند؛ زیرا غرر چیزی است که نتیجه و پایان آن مجهول باشد. قمار و گروبندی هم از آن‏جا که پایان و عاقبت آن‏ها معلوم نیست، با غرر مشابهت پیدا کرده‏اند. به طوری که برخی از فقها در نوشته‏های خود غرر و قمار را از یک ماهیت قلمداد نموده‏اند؛ مثلاً ابن تیمیّه معتقد است که غرر از نوع قمار است:
والغرر هو المجهول العاقبه، فان بیعه من المیسر الذی هو القمار، و ذلک ان الفرس اوالبعیر اذا شرد …(ابن‏تیمیّه، 1276، ص 116).غرر عبارت است از چیزی که عاقبت آن مجهول باشد، پس بیع شی‏ءِ مجهول، نوعی از میسر و قمار است و این امر وقتی محقق می‏شود که اسب یا شتری که گریخته، فروخته شود … .
و برخی دیگر، مانند ابن قیّم از این نظر پیروی کرده و معامله ی غرری را قمار دانسته است. او می‏گوید:
بیع الغرر و هو ما لایقدر علی تسلیمه … کبیع العبد الآبق و البعیر الشارد و ان کان موجوداً. سپس اضافه کرده است :
فان کان البایع عاجزاً عن تسلمیه، فهو غرر و مخاطره و قمار(ابن قیم ، 1389، ص 462).
و در جای دیگر می‏گوید:
الغرر تردّد بین الموجود و العدم، فنهی عن بیعه؛ لأنّه من جنس القمار الذی هوالمیسر و هو انمایکون قماراً اذا کان احد المتعاوضین یحصل له مال، والآخر قدیحصل له و قد لایحصل له، فهذا الذی لایجوز کبیع الآبق (ابن قیم ،1408 ، ص 269).
خلاصه ، نظر ابن قیّم این است که معاملات غرری ـ چه مورد آن عدم قدرت بر تسلیم مبیع باشد و چه تردّد بین و جود و عدم ـ قمار محسوب می‏شود؛ زیرا برای یک طرف معامله، مال حاصل می‏شود وبرای طرف دیگر گاهی مال حاصل می‏شود وگاهی حاصل نمی‏شود.
بدیهی است که این نظرپذیرفتنی نیست؛ زیرا بین آن‏ها تفاوت اساسی وجود دارد، و ما در تحلیل معانی قمار و گروبندی به آن‏ها خواهیم پرداخت. بدین منظور، نخست قمار و گروبندی را تعریف نموده، آن گاه نسبت بین آن‏ها و نیز تفاوت آن‏ها با غرر (معاملات غرری) تبیین می‏شود.
قمار و مقامره از نظر لغت، مغالبه به معنای غلبه کردن و بُرد و باخت است(شیخ انصاری، 1367، ص 47).
شافعیه در تعریف قمار اوردهاند:
قمار: عبارت است از هر نوع بازی که طرفین در آن رهن و گرو بگذارند(ابوجیب، 1402، ص 309).
برخی صرفاً برد و باخت به وسیلهی آلات را قمار گویند، چه عوض و پولی در میان باشد چه نباشد(شیخ انصاری،1367، ص 47) هر نوع شرط‏بندی در مقابل عوض، قمار دانسته شده است (جعفری‏لنگرودی،1346، ص 551). در برخی فرهنگ‏های فارسی هر قسم بازی که در آن برد و باخت باشد، از قبیل نرد، شطرنج و امثال آن را قمار معنا کرده‏اند(معین، فرهنگ فارسی، ص 2725).
از نظر اصطلاح فقهی جامع ترین تعریف بدین گونه است:
قمار عبارت است از هر نوع برد و باخت با آلات قمار که در آن عوض باشد(شیخ انصاری، 1367، ص 47).
گروبندی

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~