نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری

دانلود پایان نامه

کریسناواتی(2006)
کریسناواتی(2006) در رساله ی خود به بررسی رابطه ی جریان های نقد عملیاتی و اقلام تعهدی با مجموعه فرصت های سرمایه گذاری و قیمت سهم در بورس جاکارتا(اندونزی) پرداخت. وی برای اندازه گیری فرصت های سرمایه گذاری از شاخص کیو توبین استفاده کرد و به این نتیجه رسید که هیچ رابطه ی معنادار مثبتی بین هم کنشی جریان نقد عملیاتی و اقلام تعهدی با مجموعه فرصت های سرمایه گذاری و قیمت سهم وجود ندارد و هیچ رابطه ی مثبت معناداری بین قیمت سهم و جریان نقد عملیاتی وجود ندارد. کریسناواتی در نهایت نتیجه گیری کرد که تمام متغیرهای مستقل مورد استفاده ی ایشان نمی تواند به عنوان عامل تعیین کننده ای در رشد شرکت جهت توضیح تغییرات نوسانات قیمت سهم باشد.
کارپرترو گواریلا(2008)
کارپرتر و گواریلا(2008) از مخارج سرمایه ای شرکت های بریتانیا طی سال های 1983 تا 2000 جهت ضبط اطلاعات مربوط به فرصت های پیش رو تنها برای دارندگان اطلاعات نهانی استفاده کردند. این مخارج در نسبت کیو توبین منعکس نمی شود. آنها با وارد کردن این متغیر در رگرسیون سرمایه گذاری مشاهده کردند که توان تبیین(قدرت توضیح دهندگی) جریان نقد برای شرکت های بزرگتر کاهش می یابد اما برای شرکت های کوچک تغییری نمی کند. این نشان می دهد که جریان های نقد، نقش خود را در ضبط اثرات ناسازگاری های اعتباری باز می یابد. به عبارت دیگر، اهمیت جریان نقد در معادلات سرمایه گذاری احتمالاً به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی در بازارهای سرمایه است.
کومار و کریشنان (2008)
کومار و کریشنان (2008) با هدف بررسی نقش فرصت های سرمایه گذاری، به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده اهممیت نسبی جریان وجه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی در تعیین ارزش شرکت، به مطالعه بر روی شرکت های فعال در بورس نیویورک (NYSE) پرداختند. این دو محقق در مطالعه خود از 4 معیار مورد استفاده در تحقیقات به عنوان نماینده فرصت های رشد (یعنی نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری جمع دارایی ها، نرخ رشد شرکت، شدت فعالیت های تحقیق و توسعه و شدت سرمایه گذاری) استفاده کرد.
تحقیق کومار و کریشنان (2008) از چند جهت بهبودهایی را از لحاظ روش شناسی در ادبیات این جریان تحقیقات ایجاد نمود. به طور مثال از جمله ویژگی های مد نظر کالینز و کوتاری (1989) در انتخاب شرکت های نمونه، وجود اطلاعات مالی برای 8 سال مورد مطالعه بود. این امر منجر به آن شد که شرکت های کوچک یا تازه تأسیس که از رشد بالایی برخوردارند، از نمونه حذف شوند. احمد (1994) نیز در نمونه خود تنها از شرکت های تولیدی استفاده نمود. چنانچه شرکت های تولیدی از لحاظ فرصت های سرمایه گذاری به میزان قابل ملاحظه ای از سایر شرکت ها متفاوت باشند، یافته های حاصل از این مطالعه از قابلیت تعمیم پذیری کمی برخوردار خواهد بود. با این حال کومار و کریشنان (2008) در مطالعه خود از نمونه ای بزرگتر و متشکل از شرکت هایی از تمام صنایع – به جز خدمات رفاهی و مؤسسات بانکی – استفاده نمودند. همچنین کالینز و کوتاری (1989) و احمد (1994) از تغییرات سود به عنوان نماینده سودهای غیرمنتظره استفاده نمودند. چنانچه سودها دارای عناصر موقتی باشند، آنگاه تغییرات سود، سودهای غیرمنتظره را با خطا اندازه گیری کرده و منجر به ایجاد تورش در ضریب واکنش سود خواهد شد. با این حال در مطالعه کومار و کریشنان (2008) هم اجزای دائمی و هم اجزای موقتی سودها مدنظر قرار گرفتند. همچنین متغیر فرصت های سرمایه گذاری مورد استفاده توسط این دو محقق از جامعیت بیشتری در مقایسه با سایر تحقیقات برخوردار است.
نتیجه آزمون های این دو محقق نشان داد که در سطوح پایین فرصت های سرمایه گذاری، با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش جریان وجه نقد عملیاتی افزایش می یابد. همچنین در سطوح بالای فرصت های سرمایه گذاری، با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، ضریب واکنش اقلام تعهدی، کاهش می یابد. روندهای ضریب واکنش اقلام تعهدی در سطوح پایین فرصت های سرمایه گذاری و ضریب واکنش جریان وجه نقد عملیاتی در سطوح بالای فرصت های سرمایه گذاری نیز از لحاظ آماری معنی دار نبودند. اثر تجمعی این است که ضریب واکنش سود در ابتدا بطور مستقیم با فرصت های سرمایه گذاری و سپس در جهت عکس تغییر می یابد.
کومار و کریشنان (2008) برای تشخیص تأثیر انواع سرمایه گذاری – از حیث مشهود یا نامشهود بودن – بر رابطه متغیرهای مورد مطالعه آزمونی را ترتیب دادند. برای اجرای این آزمون، شرکت های نمونه بر حسب ماهیت دارایی های تحصیل شده – مشهود یا نامشهود – برای بهره برداری از فرصت های سرمایه گذاری به دو دسته تقسیم شدند. فرض این دو محقق این بود که در حالتی که دارایی های تحصیل شده از نوع نامشهود می باشند، اقدامات مدیر و پیامدهای آن کمتر قابل مشاهده است. بنابراین عدم تقارن اطلاعات و هزینه های نمایندگی برای سرمایه گذاری های نامشهود بیشتر است. همچنین این احتمال وجود دارد که این شرکت ها بیشتر در معرض مشکلات اندازه گیری سود قرار داشته باشند. بعد از کنترل فرصت های سرمایه گذاری، این نتیجه حاصل شد که برای شرکت های دارای سرمایه گذاری های متمرکز بر دارایی های نامشهود، ضریب واکنش جریان وجه نقد عملیاتی بالاتر بوده و ضریب واکنش اقلام تعهدی برای این دسته از شرکت ها پایین تر است.
لیانگ و همکاران(2011)
لیانگ و همکاران(2011) به بررسی عدم تقسیم سود و فرصت های سرمایه گذاری پرداختند. آنها واکنش بازار به اعلام عدم تقسیم سود شرکت را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که اگر تقسیم سود صورت نگیرد با این هدف که وجوه نقد برای سرمایه گذاری های مطلوب تر نگهداری و ذخیره شود، سرمایه گذاران لزوماً این عدم تقسیم سود را به عنوان اطلاعات منفی در نظر نمی گیرند. بازار شرکت ها را تنها در صورتی از بابت عدم تقسیم سود تنبیه می کنند که جریان سرمایه گذاری مطلوبی پیش روی شرکت نباشد. به علاوه رابطه مثبت بین فرضت های سرمایه گذاری و بازده غیرعادی سهام در حول اعلام عدم تقسیم سود، زمانی قوی تر است که سطح عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سایر فعالان بازار پایین باشد.
2-9-2. تحقیقات داخلی
در ایران تحقیقی که از تمام جهات مشابه این تحقیق باشد یافت نشد. عالی زاده (1389) در تحقیقی نقش فرصت های سرمایه گذاری به عنوان عاملی تعیین کننده در اهمیت نسبی جریان وجه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی در ارزش گذاری شرکت را مورد بررسی قرار داد. وی با استفاده اطلاعات 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب دو مدل مورد، فرضیه های خود را مورد آزمون قرار داد. برای آزمون مدل ها از روش رگرسیون چند متغیره استفاده شد و پیرامون معنی داری ضرایب تحلیل هایی انجام شد.
این تحقیق مشابه تحقیق کومار و کریشنان(2008) است. یافته های تحقیق ایشان نشان می دهد با افزایش فرصت های سرمایه گذاری (IOS)، ارتباط ارزشی سود در ابتدا کاهش و سپس افزایش می یابد. همچنین نتایج تحقیقحاکی از آن است که با افزایش فرصت های سرمایه گذاری، در سطوح مختلف فرصت های سرمایه گذاری، از ارتباط ارزشی جریان وجه نقد عملیاتی و اقلام تعهدی کاسته می شود. این بدین معنی است که سرمایه گذاران تنها در سطوح بالای فرصت های سرمایه گذاری، به سود حسابداری به عنوان یک رقم مربوط و قابل اتکا می نگرند و در سطوح پایین فرصت های سرمایه گذاری برای اتخاذ تصمیمات مربوط به ارزش گذاری به سایر منابع اطلاعاتی توجه دارند. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که سرمایه گذاران به اجزای سود به عنوان معیارهایی دچار اخلال می نگرند و بنابراین برای اتخاذ تصمیمات مربوط به ارزش گذاری از این ارقام استفاده نمی کنند. در جدول 2-1 خلاصه ای از تحقیقات بررسی شده ارائه شده است.
جدول 2-1 خلاصه ای از تحقیقات بررسی شده در این فصل
ردیف
نام محقق (محققان)
سال تحقیق
متغیر مورد استفاده برای فرصت سرمایه گذاری
نتیجه تحقیق
1
کالینز و کوتاری
1989
ارزش بازار به ارزش دفتری

مطلب مشابه :  مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای