نظام های پارلمانی

دانلود پایان نامه

4. قائم به شخص بودن نمایندگی
((سمت نمایندگی قائم به شخص است و قابل واگذاری به دیگری نیست)) (اصل85). این سمت طی تشریفات و با معرّفی شخص معّین به مردم و سپس از طریق انتخاب مستقیم به دست می آید (اصل 62). حاکمیّت ملّت اصولاً از طریق نمایندگان منتخب آنان قابل اعمال می باشد. ((وقتی که مردم کسی را به عنوان نماینده انتخاب می کنند او وکیل مردم است ولی وکیل در توکیل نمی تواند باشد.)) (هاشمی، 1377، ص152).
تفویض و توکیل نمایندگی به غیر می تواند تضعیف و تخفیف حاکمیّت ملّت را به دنبال داشته باشد. به هرحال تأکید قوانین اساسی به قائم به شخص بودن نمایندگان امکان تفویض و توکیل سمت را سلب نموده است.
5. مشارکتی بودن نمایندگی
اصل‏71 قانون اساسی مقرر می دارد: (( مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ در عموم‏ مسایل‏ در حدود مقرّر در قانون‏ اساسی‏ می‏ تواند قانون‏ وضع کند.)) همچنین اصل‏ 76 مقرّر می دارد: ((مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ حقّ‏ تحقیق‏ و تفحّص‏ در تمام‏ امور کشور را دارد.)) همانطور که در مثال های بالا ملاحظه می شود قانون اساسی بدون اینکه صلاحیّت مستقلّی برای نمایندگان قائل باشد اختیارات و صلاحیّت مجلس شورای اسلامی را در اصول متعدّد (اصول هفتاد و یکم تا نودم) به تفکیک مقرر داشته است، در این اصول صلاحیّت مشترک نمایندگان به صورت های مختلف فقط از طریق مشارکت در امور مجلس و نهایتاً از طریق رأی اکثریّت اعتبار می یابد اما مصوّبات به نام مجلس اعتبار و تحقّق پیدا می کند. با توجّه به این ویژگی، پارلمان از جمع و ترکیب نمایندگان به وجود می آید و پارلمان با شخصیّت حقوقی مستقل از اعضای خود به اعمال قوّه ی مقنّنه می پردازد (همان، ص142).
6. استقلال رأی نمایندگان
ادموند برک سیاستمدار و اندیشمند انگلیسی قرن هیجدهم در این باره چنین می نگارد: (( خواسته- های هیئت های رأی دهنده باید برای نمایندگان اهمیّت بسیار داشته باشد… ولی نماینده مجبور نیست عقیده بی غرضانه، داوری عاقلانه و وجدان بیدارش را قربانی هر فرد دیگر یا مجموعه ای از افراد زنده بکند.)) نتیجه ی منطقی موضع برک این پیشنهاد است که نمایندگان باید داوری خود را درباره ی امور عمومی مستقلاً اعلام دارند، بی آنکه تصمیم نهایی را به هیئت های رأی دهنده واگذار کنند (رنی، 1374، ص 350).
این اندیشه که نماینده حقّ و تکلیف دارد قضاوتی مستقل داشته باشد، استقلالی که وجه تمایز یک نماینده از یک سفیر و فرستاده میباشد، آموزه ای است که مدتها پس از زمانی که برک آن را تدوین نمود تداوم داشته است (آربلاستر، 1389، صص129-128). اصل هشتاد و ششم قانون اساسی می تواند مؤیّدی بر همین ویژگی نمایندگی باشد: ((نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رأی خود کاملاً آزادند و نمی توان آن ها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده- اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد.))
بندچهار: احزاب وانتخابات در نظامِ مبتنی بر اصل نمایندگی درحقوق عمومی
اگر بپذیریم که دموکراسیِ نمایندگی در عمل به معنای مشارکت و رقابت سیاسی شماری از گروهها و منافع سازمان یافته به منظور تصرّف قدرت سیاسی و اداره ی کشور بر حسب سیاست ها و مواضع هر یک از آن گروه هاست، در آن صورت احزاب سیاسی و انتخابات کانون و هسته ی اصلی زندگی دموکراتیک را تشکیل می دهند (بشیریه، 1386، ص375).
در این بخش جایگاه احزاب و انتخابات در نظام مبتنی بر نمایندگی و انواع مدل های انتخاباتی وکارکردهای آن در نظام مبتنی بر نمایندگی را اجمالاً توضیح می دهیم.
الف- جایگاه احزاب در رژیم های نماینده سالار
احزاب سیاسی در رژیم های نماینده سالار معمولاً از سه منظر مطالعه می شوند: یکی حزب به وجهی که در عرصه ی حکومت و پارلمان به عنوان مجموعه ای از مقامات عمومی ظاهر می شود؛ دوّم حزب به وجهی که در خارج از پارلمان به عنوان سازمانی برای مبارزات انتخاباتی نمودار می گردد؛ و سوّم حزب به وجهی که به عنوان مجموعه ای از اعضاء و هواداران و رأی دهندگان در عرصه ی حوزه های انتخاباتی ظاهر می شود. از دیدگاه اوّل، نخستین احزاب سیاسی به صورت گروهها و دسته های سازمان یافته ای در پارلمان و قوّه ی اجرایی ظاهر شدند. در بسیاری از احزابی که چنین سابقه ای داشته اند، هنوز هم بخش پارلمانی حزب، بخش مسلّط و عمده ی آن است. احزاب پارلمانی به عنوان وسیله ای برای سازماندهی به فعالیّت نمایندگان و ایجاد مجاری ارتباطی و اطلاعاتی عمل می کردند. فعالیّت احزاب خارج از عرصه ی حکومت و پارلمان در رژیم های نماینده سالار طبعاً بر حسب احزاب و کشورها گوناگون است. احزاب در این عرصه اشکال سازمانی مختلفی دارند (همان، صص385-384). مهمّترین فعالیّت احزاب در رژیم های نماینده سالار، در زمینه ی انتخابات و کسب آرای عمومی صورت می گیرد. در جهان امروز، به ویژه در ممالکی که رژیم هایشان نماینده سالار و بر مبنای انتخابات استوار است، موضوع احزاب سیاسی در ارتباط تنگاتنگی با کلیّه ی وجوه سیاست و علی الخصوص انتخابات مطرح است. احزاب سیاسی با سازمان دادن به اندیشه ها و گرایش های سیاسی موجود در جامعه، در عین حال که عامل تقسیم کردن و متشکّل ساختن مردم به شاخه ها و بخش- های گوناگون اند، عامل نزدیک کردن و تلفیق نمودن خرده گرایش های فردی و اجتماعی در قالب دکترین ها، ایدئولوژی ها و یا نظام های اندیشه ای کم و بیش منسجمی می باشند. این معنا طبعاً به مبارزه های انتخاباتی، ابعاد عمیق تری می بخشد و معنا و مفهوم موضوعات مورد مبارزه را از شکل فردی و گاهی سطحی خارج کرده و بدان رنگ و بویی فلسفی، اجتماعی و فرهنگی می افزاید و صورت مسایلی سازمان یافته تر و پیش اندیشیده تر به بازار سیاست عرضه خواهد کرد (قاضی، 1383، ص611).
درباره ی نقش و جایگاه  واقعیِ احزاب در رژیم های نماینده سالار، بارنت نوشته است: (( وجود احزاب برای انتقال دیدگاه های افراد و گروه های فشار به برنامه های سیاسی لازم است که به نوبه خود سیاست اجرایی دولت را شکل می دهند و اساس قانونگذاری را فراهم می سازند. نقش احزاب به ویژه در نظام های پارلمانی همانند پادشاهی انگلستان مهمّ است، جایی که حکومت در اعضای حزب تشکیل می شود که اکثریّت عمده را در مجلس دارا هستند.)) ( بارنت، 1382، ص185)
بنابراین، کارویژه های اصلی احزاب سیاسی در نظام مبتنی بر نمایندگی تعیین نامزدهای انتخاباتی، تشویق رأی دهندگان به شرکت در انتخابات، تهیّه ی برنامه ها و سیاست های خاص و تضمین مسؤولیّت پذیری نمایندگان نسبت به رأی دهندگان است (بشیریه، 1386، ص353).

مطلب مشابه :  ، ، شرمساری بازپذیرکننده

ب- نقش و جایگاه انتخابات در رژیم های نماینده سالار
به نظر بسیاری، نمایندگی پیوند و بستگی بسیار زیادی با انتخابات دارد، تا آن حد که سیاستمداران را به طور کلّی نماینده می دانند، به این دلیل ساده که آنها را انتخاب کرده اند (هیوود، 1390، ص349).
انتخابات، مجموعه عملیاتی است که در جهت گزینش فرمانروایان یا تعیین ناظرانی برای مهار کردن قدرت، تدبیر شده است. از این دیدگاه، انتخابات به معنای فنون گزینش و شیوه های مختلف تعیین نمایندگان است. ابزاری است که به وسیله ی آن می توان اراده ی شهروندان را در شکل گیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدّیان اعمال اقتدار سیاسی مداخله داد. استقرار حقوقی و سیاسی انتخابات در شکل نهایی آن، در قرن هفدهم و هجدهم با پذیرش نظریّه نماینده سالاری و ایجاد رژیمهای نماینده ای و متعاقب حضور نظریّه ی حاکمیّت ملّی انجام پذیرفت. انقلابیون اروپا، با ردّ فلسفه ی حاکمیّت مردم که از سوی روسو و همفکران وی ارائه شده بود و گراییدن به سمت حاکمیّت ملّی طبعاً به سوی اعمال غیر مستقیم قدرت توسط مردم کشیده شدند. زیرا قبول بی کم و کاست حاکمیّت مردم، خود به خود ایجاد دموکراسی مستقیم را به دنبال می آورد و این همان معضلی بود که قانونگذاران و بسیاری از نظریّه پردازان می خواستند از آن اجتناب کنند. به بیان ساده- تر، اکثر انقلابیّون در صدد سپردن سرنوشت جامعه به همه ی مردم نبودند و آن را در آخر دست، خطرناک و ناسودمند می شمردند، بلکه مصلحت و خیر اجتماعی را در آن می دیدند که از خلال انتخابات، آن هم از سوی شهروندان آگاه و مصلحت اندیش، برگزیدگان و نخبگان سر بر آورند و زمام قدرت را به دست گیرند. این اندیشه انطباق بیشتری با آرمانهای زمان داشت. از طرف دیگر اجرای نظرات مربوط به دموکراسی مستقیم، در عمل، مواجه با اشکالاتی نیز بود. به ویژه آن که در دولت- کشورهای بزرگ، امکان اجتماع همه ی مردم برای تصویب قوانین و انتخاب قضات و کارگزاران قدرت اجرایی بعید می نمود. لذا چه از حیث نظری و چه از حیث عملی، دموکراسی غیر مستقیم پذیرفتنی به نظر می رسید. به همین علّت، امروز این نوع دموکراسی در- تقریباً- اکثریّت قریب به اتّفاق ممالک مورد قبول واقع شده و مفهوم دموکراسی نمایندگی و انتخابات همانند دو مفهوم مترادف در فرهنگ سیاسی شناخته شده است (قاضی، 1383، صص578-577).

مطلب مشابه :  فرهنگ کار در قرآن کریم، عدالت اجتماعی، آیات و روایات