نظریه های انگیزه پیشرفت، بی ثباتی اقتصادی، الگوی اتکینسون

دانلود پایان نامه

( در این مرحله نیازهای فیزیولوژیکی قوی ترین
نیازها و تعیین کننده رفتار هستند )
نیازهای امنیتی : این نیازها در رابطه با در امان بودن افراد از خطرات زندگی، حوادث ، جنگ ها ، بیماری ها ، بی ثباتی اقتصادی، ترس ، هیجان، سرما ، گرما و نظایر آن است.
( در این مرحله نیازهای فیزیولوژیکی ارضا شده اند، نیازهای
تامینی شدت یافته و تعیین کننده رفتار می گردند )
نیازهای تعلق ، دوست داشتن و اجتماعی بودن : انسان موجودی اجتماعی است و می خواهد با دیگران زندگی کند و با آن ها تعامل داشته باشد. او نسبت به دیگران محبت دارد و می خواهد آنان نیز با او با محبت رفتار کنند.
( در این مرحله نیازهای تامینی ارضا شده اند و نیازهای تعلقی
جای آن را گرفته و تعیین کننده رفتار گردیده اند )
نیازهای قدر و منزلت و شناخت : انسان نمی خواهد تنها یک عضو باشد بلکه می خواهد چیزی بیش از آن باشد. او به احترام و شناخت از طرف دیگران نیاز دارد و داشتن مقام و موقعیتی قابل تمجید در بین سایر افراد برای او مهم است.
( در این مرحله نیازهای تعلقی هم ارضا شده اند
و نیاز به قدر و منزلت احساس می شود )
نیازهای خودشناسی : به معنی دست یافتن به استعدادهای نهفته فرد است. در این حالت فرد به نهایت تکامل فردی، خلاقیت و اظهار وجود دست می یابد.
( در این مرحله نیازهای 4 سطح قبلی ارضا و
فرد نیاز پیدا می کند خود را به کمال برساند )
نیاز به پیشرفت، خودشکوفایی و خودشناسی
این نیاز ، بالاترین سطح نیازهای یک انسان است که جنبه ی روانی و معنوی دارد و ابعاد روحی و روانی فرد را در بر می گیرد. افرادی که به دلیل وجود شرایط مناسب به این سطح از نیازها دست می یابند، به جنبه ی انسانی وجود خود می رسند. نیازهای خودشناسی به معنی علاقه و نیاز فرد به شدن آن چه توانایی شدن آن را دارد، است. مرحله ای که تمام استعدادهای بالقوه خود را بالفعل نماید.
نظریه های انگیزه پیشرفت
نظریۀ نسبت دادن(اسناد)
نخستین فرض اساسی نظریه ی اسناد این است که، جست و جو برای درک و فهم امور و عامل رویدادها، مهم ترین منبع انگیزشی انسان است. نظریه ی اسناد کوششی است برای ارائه ی علت یا دلیل وقوع رویدادها یا تجربه های شخصی. بنابراین، نظریه ی اسناد به علت هایی که فرد برای رویدادها یا نتایج اعمالش، به ویژه کسب کامیابی یا مواجهه با شکست، بر می گزیند اشاره دارد.
پژوهش های اولیه انجام شده درباره انگیزه پیشرفت، عموما بین نحوۀ رفتار و برخورد والدین با کودکان خود و انگیزه پیشرفت کودکان رابطه نیرومندی نشان داده اند. یعنی والدینی که کودکانشان را در انجام کارهای تازه و عملکرد سطح بالا تشویق و تایید می کنند، در آنان نیاز به پیشرفت و میل به خطر کردن را تقویت می نمایند. از سوی دیگر والدینی که بیش از اندازه مواظب کودکان خود هستند و آنان را به خاطر شکست هایشان سرزنش می کنند، انگیزه پیشرفت را در آنان پایین می آورند.
بنا بر نظریه نسبت دادن، چگونگی تفکر( ادراک و تفسیر) افراد درباره علت های موفقیت و شکست شان، تعیین کننده های اصلی انگیزش پیشرفت آن ها به حساب می آید، نه تجارب تغییر ناپذیر دوران نخستین زندگی. بنابراین طبق این نظریه اگر افراد خودشان را علت و عامل اصلی موفقیت شان بدانند، انگیزه پیشرفت آن ها افزایش خواهد یافت. پس با افزایش توانمندی های افراد و ایجاد زمینه های موفقیت و پیشرفت، می توان، انگیزه پیشرفت آن ها را بالا برده و به دنبال آن شاهد موفقیت های همه جانبه آن ها بود.
الگوی اتکینسون
اتکینسون (1957،1964 ؛ به نقل از محمدزاده، 1384) معتقد بود که نیاز پیشرفت فقط تا اندازه ای رفتار پیشرفت را پیش بینی می کند. رفتار پیشرفت نه تنها به نیاز پیشرفت فرد بستگی دارد بلکه به احتمال موفقیت او در تکلیف و ارزش تشویق که او برای موفق شدن در آن تکلیف قایل است نیز وابسته است. از نظر اتکینسون احتمال موفقیت و ارزش تشویقی برای موفق شدن به صورت موقعیتی تعیین می شود؛ یعنی، برخی تکلیفها احتمال موفقیت زیاد دارند، در حالی که احتمال موفقیت تکالیف دیگر کم است. ضمناً برخی تکلیفها نسبت به تکالیف دیگر برای موفقیت مشوق بیشتری عرضه می کنند. برای مثال، کلاسهایی که دانشجویان در آنها شرکت می کنند، هر درسی احتمال موفقیت خودش را دارد. مثلاً، ریاضیات پیشرفته از آموزش فیزیک مقدماتی سختتر است و برای موفقیت هم ارزش تشویقی خودش را دارد، بدین معنی که، گرفتن نمره خوب در درسی که به رشته تحصیلی فرد مربوط است معمولاً با ارزشتر از درسی است که به رشته او مربوط نیست.

مطلب مشابه :  صندوق بین المللی پول