نظریه یادگیری اجتماعی بندورا

دانلود پایان نامه

کارکرد جدول 2-2:تیپ های روانشناختی یونگ
برون گرای متفکر :منطقی عینی متعصب
برون گرای احساسی : عاطفی حساس . معاشرتی بیشتر خاص زنان است تا مردان
برون گرای حسی : اجتماعی لذت جو انعطاف پذیر
برون گرای شهودی : خلاق قادر .به بر انگیختن و غنیمت شمردن فرصت ها
درون گرای متفکر : بیش تر به اندیشه ها علاقه مند هستند تا مردم.
درون گرای احساسی : تودار خوددار با این حال قادر به داشتن عواطف عمیق
درون گرای حسی : در ظاهر بی اعتنا و خشک-خود را در فعالیت های هنرشناختی ابراز می کند.
درون گرای شهودی :بیشتر در ارتباط با هشیار هستند تا واقعیت روزمره (شولتر )
با وجود فقدان توافق درباره ی تعداد صفات بنیادی شخصیّت مطالعات صفات مشترکی را به دست داده است. دوبعدی که در بیشتر مطالعات تحلیل عوامل شخصیّت یافت شده عبارت اند از ( برونگرایی-درون گرایی ) و (استواری –نا استواری هیجانی) در انتهای درون گرایی این مقیاس افراد خجولی قرار دارند که ترجیح می دهند در تنهایی کار و کوشش نمایند و به خصوص هنگام روبرو شدن با فشار یا تعارض هیجانی در خود فرو روند.
در انتهای برون گرایی افرادی قرار دارند که مردم آمیزند و حرفه هایی را ترجیح می دهند که در آنها مستقیما با مردم رابطه داشته باشند.این افراد زمانی که تحت فشار باشند مشارکت دیگران را می طلبند.
استواری –نا استواری بعد هیجان پذیری است که افراد آرام . سازگار و قابل اعتماد در انتهای استواری آن و اشخاص متلون مضطرب و عصبی و غیر قابل اعتماد در انتهای دیگر آن قرار می گیرند.
رویکرد یادگیری اجتماعی :
نظریه پردازان صفات بر تعیین کننده های شخصی رفتار تاکید می کنند .در برابر رویکرد صفات در نظریه یادگیری اجتماعی که توسط آلبرت بندورا عنوان شده بر اهمیت تعیین کننده های محیطی با موقعیتی تاکید می شود.
برای نظریه پردازان یادگیری اجتماعی رفتارمحصول تعامل مداوم متغیر های شخصی و محیطی است.شرایط محیطی از طریق یادگیری به رفتار شخص شکل می ده .در عوض رفتار شخص نیز در شکل محیط موثر واقع می شود.آدمیان و موقعیت ها به صورتی دو سویه برهم تاثیر می گذارند.برای آنکه بتوان به پیش بینی رفتار دست زد باید از چند و چون تعامل ویژگی های آدمی با ویژگی های محیط اطلاع حاصل کرد.
طبق نظریه یادگیری اجتماعی بندورا بخش اعظم تفاوت های رفتاری افراد نتیجه تفاوت هایی است که آنان از لحاظ تجارب دوران رشد خود با همدیگر دارند.بعضی از الگوهای رفتار از راه تجربه مستقیم یاد گرفته می شود. فرد به خاطر رفتارهای خاص تشویق و تنبیه می شود.لیکن بسیاری از پاسخها بدون تقویت مستقیم یعنی از راه مشاهده و یادگیری از راه مشاهده کسب می شوند.آدمی می تواند با مشاهده اعمال دیگران و نتایج حاصل از آن چیزهایی را بیاموزد .در واقع اگر قرار بود تمام پاسخ های ما از راه تقویت مستقیم آموخته شود یادگیری های آدمی روندی بسیار کند و ناکار آمد می داشت.(به عقیده نظریه پردازان یادگیری اجتماعی تقویت لازمه یادگیری نیست اگرچه می تواند با متمرکز کردن توجه فرد در جهت مناسب یادگیری را تسهیل کند.)
یکی ازفرضیه های اساسی نظریه یادگیری اجتمای این است که مردم طوری رفتارمی کنند که براحتمال دستیابی خودبه پاداش بیفزایند.خزانه ی رفتارهای آموخته شده فرد دامنه ی گسترده ای دارد؛ رفتاری که در یک شرایط معین انتخاب می شود بستگی به نتیجه ای دارد که از ان انتظار می رود.
تقویت به سه صورت رفتار آموخته شده راکنترل می کند:
1-مستقیم(پاداش ملموس ، تایید یا عدم تایید اجتماعی ویا تخفیف یافتن شرایط آزار دهنده).
2- مشاهده ای (مشاهده دریافت پاداش یا تنبیه یک شخص دیگر به خاطر رفتاری شبیه رفتارخود).
3-خود- تدبیری ارزیابی عملکرد خود از راه تحصین یا سرزنش خویش(اتکینسون وهمکاران).
ازدیگر دانشمندانی که سهم عمده ای دریادگیری دارند، واتسون وااسکینر هستند. جان بی واتسون

مطلب مشابه :  یکپارچه سازی