نظریه یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

مفهوم تاب آوری مبتنی بر این نظریه است که علی رغم آن که برخی از افراد با عوامل خطر متعددی روبرو می شوند و درنتیجه احتمال بروز اختلال در آن ها بیشتر است ولی دچار آن اختلال نمی شوند. برخی از محققین معتقدند که به وجود آمدن تاب آوری ناشی از عواملی است که همانند یک سپر بلا، افراد در معرض خطر را در برابر آثار سوء مواجهه با عوامل خطر محافظت می کنند (طارمیان، 1383).
برای اصطلاح تاب آوری تعاریف زیادی ارائه شده است. Garmezy & Masten (1991) تاب آوری را فرایند سازگاری موفقیت آمیز علی رغم شرایط چالش برانگیز و تهدیدکننده تعریف کرده اند.
Waller (2001) اظهار می دارد تاب آوری صرفاً به سازگاری و تطبیق سازنده و مثبت در برخورد با مشکلات و گرفتاری ها اطلاق شده است. کودکان تاب آور ویژگی های شخصی مثل شایستگی اجتماعی، خودمختاری، نظم، صبر، خوش بینی و هوش بالا دارند. آن ها مهارت های حل مسئله خوبی دارند و احساس هدفمندی و کنترل شخصی، عزت نفس بالا، اهداف آینده و تمرکز بر نقاط قوت نه نقاط ضعف نیز از دیگر ویژگی های آن هاست.
تاب آوری به توانایی یک انسان گفته می شود که به طور موفقیت آمیز شرایط نامطلوب را پشت سر گذاشته و با آن ها تطابق می یابد و علی رغم مواجهه با مشکلات زندگی به قابلیت تحصیلی، هیجانی و اجتماعی دست می یابد (,Davis 1999، به نقل از کیانی دهکردی، 1383).
بنابراین تاب آوری کیفیتی (خصوصیتی) است که تمام بچه ها با آن متولد می شوند و می تواند پرورش و توسعه بیابد. ایجاد تاب آوری چیزی نیست که بزرگ سالان برای جوانان انجام دهند بلکه فرایندی است جهت فراهم سازی یک محیط حفاظتی، خلق فرصت هایی برای افراد جوان تا در اجتماعشان مشارکت کنند، پیشنهاد جایگزین های مناسب برای اوقات بیکاری جوانان و کمک به افراد جوان تا گذر به دوران بزرگ سالی را با موفقیت و سلامت پشت سر بگذارند (, 2000 Harrison).
تاب آوری خصوصیتی است خاص نوجوانانی که با وجود مواجهه با استرس و شرایط ناگوار در زندگی شان، تسلیم افت تحصیلی، مشکلات تحصیلی، جسمی و روحی نمی شوند و به پیشرفت و موفقیت دست می یابند (Linqanti, 1992).
گرچه تعاریف زیادی از تاب آوری ارائه شده است اما به طورکلی واژه تاب آوری به عوامل و فرایندهایی اطلاق می شود که خط سیر رشدی را از خطر به رفتارهای مشکل زا و آسیب روان شناختی قطع کرده و به رغم وجود شرایط ناگوار به پیامدهای سازگارانه منتهی می گردد (محمدی، 1384). درواقع تاب آوری به این مسئله می پردازد که علی رغم قرار گرفتن در معرض فشارهای شدید و عوامل خطر می تواند توانش اجتماعی خود را بهبود دهد و بر مشکلات غلبه کند و به موفقیت نائل شود (Henderson,1997).
2-1-3-1- تاریخچه نظریه پردازی در مورد تاب آوری
اندیشه تاب آوری فردی علی رغم مواجهه با شرایط ناگوار، از سال ها قبل در اسطوره ها، افسانه ها، هنر و ادبیات وجود داشته است. وقتی که روانشناسی، تحول خود را به عنوان یک علم در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم آغاز کرد، تمایل واضحی درزمینه سازگاری فرد با محیط وجود داشت که در طیفی از نظریات، از نظریه انتخاب طبیعی تا نظریه روانشناسی تحلیلی، خود مشهود است. برای مثال فروید به توانایی قابل توجه انسان جهت تفوق بر شرایط ناگوار توجه می کند (Masten & 1995,Coatsworth؛ به نقل از حسن زاده پشنگ، 1390).
در حدود سال 1970 گروهی از دانشمندان روانشناسی تحولی توجه خود را به کودکانی معطوف کردند که علی رغم تجربه خطر، موفقیت را تجربه می کردند. این پژوهشگران بر این عقیده اند که مطالعه تاب آوری می تواند برای تدوین برنامه ها و مداخلات معطوف بر ارتقاء شایستگی و پیشگیری یا تخفیف مشکلات در زندگی افراد، آگاهی بخش باشد. اندیشه های این پیشگامان الهام بخش سه دهه پژوهش و مداخله گردید (پور نواب، 1390).
زمانی که سازه تاب آوری برای اولین بار در دهه 1970 معرفی شد، نظریه پردازان، سازگاری موفقیت آمیزی را در مواجهه با مصیبت ها به خصوصیات مثبت نسبتاً ماندگار نسبت دادند. این باعث شد تا محققان در آغاز عوامل حمایت کننده ای (مانند هوش بهر) را جستجو کنند که یک کودک آسیب ناپذیر در برابر مصیبت ها را می سازد؛ اما باگذشت زمان، مفهوم تاب آوری از یک حالت نسبتاً ثابت و درونی به یک فرایند بیرونی و پویا که شامل مجموعه ای از پیشرفت، تبادل دوجانبه بین کودک و محیط است، در نظر گرفته می شود (,2011 Zahradnik، به نقل از فلاحی سیچانی، 1391).
نظریات ابتدایی درباره تاب آوری بیشتر بر ویژگی ها و خصوصیاتی که دارای پیامدهای مثبت در مواجهه با مصائب و مشکلات است تأکید داشتند، اما بعداً به عوامل حفاظتی بیرونی مؤثر در تاب آوری مثل روابط با بزرگ سالان توجه کردند، امروزه در نظریات، تاب آوری را سازه ای چندبعدی می دانند که متشکل از متغیرهای سرشتی مثل مزاج، شخصیت، به علاوه مهارت هایی همچون مهارت حل مسئله است (,2006 Campbll et al).
اگرچه دیدگاه های سنتی، تاب آوری را به عنوان خصیصه شخصیتی غیرقابل تغییر ترسیم کرده اند (که ازنظر این دیدگاه ها یک فرد می تواند واجد یا فاقد آن صفت باشد) ولی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این ویژگی به میزان زیادی قابل تغییر است و می تواند در افراد ایجاد گردد (,2001 Masten).
اصول و پایه نظری تاب آوری برگرفته از نظریه شناختی – رفتاری (,1976 Beck؛ به نقل از جعفری، 1389) و نظریه یادگیری اجتماعی (,1977 Bandura؛ به نقل از جعفری، 1389) است. نظریه شناختی – رفتاری بر این باور است که خلق وخو و رفتار عمدتاً به وسیله تفسیر شناختی دنیای پیرامون حاصل می شود. این نظریه بر تفسیر شناختی افراد از دنیای اطراف خود که در فرایند پیشرفت و اجتناب سازگاری افراد در یک موقعیت خاص مؤثر است تأکید می کند. از دید نظریه شناختی – رفتاری، تاب آوری از طریق ادراک افراد از موقعیت ها، باورهای فعلی و تاریخچه تجارب یادگیری افراد می شود. نظریه یادگیری اجتماعی، به یادگیری هایی که در درون یک بافت اجتماعی روی می دهد اشاره دارد. این نظریه در تبیین رفتار انسانی به تعامل متقابل پیوسته میان تأثیرات شناختی، رفتاری و محیطی تأکید دارد. این دو رویکرد نظری، تاب آوری را در تأکید بر رابطه بین افراد و محیط اجتماعی آن ها و ماهیت پویا و تقابلی این روابط که به وسیله عوامل شناختی متأثر می شود، مفهوم سازی می کند. رشد تاب آوری به نظر می رسد به مشخصه های شخصی افراد نظیر توانایی ارزیابی شناختی موقعیت، تجارب قبلی افراد و عوامل زمینه ای که از طریق موقعیت های خاصی تعریف می شود، وابسته باشد. باوجوداینکه خاستگاه تاب آوری تعریف مفهومی را فراهم می کند، پایه اصلی پژوهش تاب آوری بیانگر تحول نظریه تاب آوری در حوزه های بالینی و اجتماعی است (جعفری، 1389).
2-1-3-2- رویکردهای نظری مرتبط با تاب آوری
2-1-3-2-1- نظریه بالبی و سبک دلبستگی
مفهوم تاب آوری بر اساس اصول اولیه نظریه دلبستگی قرار دارد و برخی از محققین و صاحب نظران بر این باورند که نظریه دلبستگی از ریشه های مفهوم تاب آوری است و بین نظریه دلبستگی و تاب آوری ارتباط وجود دارد (Keller, 2003).
نظریه دلبستگی فرض را بر این قرار داده است که روابط اولیه نوزاد – مراقب تعیین کننده روابط او در زندگی اوست و دلبستگی های ناایمن و ضعیف باعث ایجاد اختلال های روانی مثل اضطراب و افسردگی در فرد می گردد (,2007 Travis & Combos-orme). طبق نظر بالبی (1969)، این تجربه های تعاملی نخستین، درون سازی می شوند و با تشکیل مدل های درون کاری، هم چگونگی رابطه فرد با دیگران را تعیین می کند و هم مشخص خواهند کرد که فرد شرایط استرس زا را چگونه تجربه خواهد نمود، احساسات مرتبط با آن را چگونه نشان خواهند داد و روش های مواجهه وی با آن شرایط چگونه خواهند بود (بشارت و همکاران، 1386).
بالبی و هم آینزورث به بیان این مسئله پرداخته اند که تاب آوری نتیجه ایمن بودن سبک دلبستگی است زیرا کودک یا نوزاد با استفاده از تکیه گاه دلبستگی به عنوان پایگاه ایمن برای جستجوی محیطشان استفاده می کنند و درصورتی که نیاز به تسلی و آرامش داشته باشند، والدینشان در دسترس هستند. بااین همه این امکان هم وجود دارد که افرادی که سبک دلبستگی ناایمنی را در دوران کودکی تجربه کرده اند با فائق آمدن بر تجارب قبلی شان افراد تاب آوری شوند (,2007 Travis & Combos-orme).
2-1-3-2-2- رویکرد آدلر به تاب آوری
مفهوم تاب آوری در مفهوم «غایت نگری خیالی» آدلر دیده می شد، یعنی اندیشه های خیالی رفتار ما را هدایت می کنند (شولتز، 1990، ترجمه کریمی و همکاران، 1386). آدلر درزمینه غایت نگری خیالی تحت تأثیر دیدگاه ویهینگر قرار داشت که معتقد بود افراد با خیال ها و اعتقاد به این که دنیا چگونه باید باشد، زندگی می کنند.

مطلب مشابه :  دانشگاه علوم پزشکی