نظریه ی یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

پذیری، وجود منبع کنترل بیرونی (مثلاً پدر و مادر یا همسری که دائماً مراقب فرد هستند )، حالت های کناره جویانه وانزوا طلبانه و نیاز شدید به تایید اجتماعی و مورد توجه واقع شدن همگی جزو حالات روان شناختی هستند که می توانند با سوء مصرف مواد مخدر مرتبط باشند .
فشار روانی وعدم وجود مهارتهای مقابله ای و وجود سوابقی از حوادث و رویداد های منفی درگذشته فرد نیز جزءعوامل موثر در سوق دادن فرد به سمت اعتیاد معرفی شده اند .
3-8-2 عوامل محیطی /اجتماعی و فرهنگی
دلایل موکدی مبنی برنقش ساختار خانوادگی فرددرمصرف، سوءمصرف و وابستگی وی به مواد مخدر وجود
دارد .تحقیقات نشان داده است که نگرش ورفتارخانواده ودوستان و به طور کلی جامعه آثار بسیار گسترده ای بر رفتار های ویژه فرد در رابطه با مواد مخدر دارد .
عدم تعهد و ودلبستگی به رسوم و قوائد جاری ومورد پذیرش، بی علاقگی به هنجارها وآشفتگی فرهنگی از
عوامل بسیار مهم و بنیادی هستند که فرد را درانزوای اجتماعی قرار می دهند و او را مستعد به سوء مصرف مواد مخدر می کنند (ملک محمدی، 1384).
4-8-2 نظریات رفتاری و شناختی
به نظر می رسد شرطی سازی کلاسیک و عامل نقشی مهمی در تداوم مصرف ایفا می کنند. برای مثال هر بار مصرف کوکائین سبب ایجاد وجد و سرخوشی میشود که بسیار تقویت کننده و موجب تکرار رفتار است. سرنخ های محیطی نیز تداعی خاصی با حالت نشئگی پیدا می کنند و افراد پس از درمان تحریک زیادی از ناحیه وسایل مصرف و سایر محرک های شرطی شده اعلام می کنند این حالت در آمفتامین ها شدت بسیار بیشتری پیدا می کنند و افراد موجبات وسوسه های شدید مصرف و اجبار بهمصرف را پدید می آورد.
نظریه پردازان رفتاری معتقدند کلیه رفتارهای مرتبط با سبک زندگی اعتیادی آموخته شده اند و برای درمان باید اصول درمان رفتاری برای تغییر آموخته به کارگیری شود (هینجینز و همکاران، 2003).
انتظارات فرد در مورد اثرات پاداش دهنده ی مواد، باور و نگرش در مورد مسئولیت رفتار و تقویت دریافتی از جمله عواملی هستند موجب مصرف مجدد علی رغم بروز مشکلات می شوند مواد ممکن است از طریق رفع حالت های آزارنده و ناخوشایند مانند درد، اضطراب و استرس و افسردگی نوعی تقویت منفی فراهم کنند. عوامل تقویت کننده ممکن است اجتماعی باشند مثل تایید دوستان یا فشار همسالان و یا ممکن است ثانویه باشند مانند همان وسایل مصرف، یک رفتار شدیداً تقویت شده مصرف حتی سالها پس از ترک می تواند خاصیت چکانندگی بسیاری قوی داشته باشند و مواجهه با آن به شکل پاولفی میل شدید به مصرف را که گاهی با برخی از علائم ترک همراه است به وجود می آورد (کندلر و همکاران، 2003).
همچنین مشخص شده است مصرف کنندگان مواد مخدر میزان بالایی از تحریف های شناختی و تفکرات ناکارآمد را به کار می برند.
با توجه به تاریخچه رشدی، اختلالات همراه و تجربه وابستگی به مواد مشکلات شناختی در بین معتادان گستره ی وسیعی دارد و درمان های مختلفی به منظور اثر گذاری شناختی بر بیماران طراحی و اجرا شده است صادقی (1380) در پژوهش خود نشان داد حتی وابستگان به مواد بیشتر از افراد نابهنجاری که مواد مصرف نمی کنند از نگرش های ناکارآمد و باورهای غیر منطقی استفاده می کنند.
در ادبیات پژوهشی عنوان شده از جمله عواملی که می تواند به صورت بالقوه بین کسانی که نسبت به عود آسیب پذیر هستند تمایز قایل شود؛ خودکارامدی است. خودکارامدی به عبارتی متغیری است که شواهد نشان می دهد در پیشگیری از عود نقش داشته باشد (گلفورد، 2003).
در یک بررسی، مشخص شده کسانی که خودکارامدی بیشتری به منظور ترک سیگار نشان می دهند به طور معنی دارتری بیشتر احتمال دارد که سیگار را ترک کنند (گری و همکاران، 2011). به همین خاطر است که متخصصان پیشنهاد کرده اند در رابطه با اعتیاد روی احساسات و عواطف مثبتی از قبیل حس احترام به نفس، احساس توانایی و کارایی شخصی تأکید شود؛ فرض حاکم این است که اعتیاد به علت نوعی احساس اعتماد به نفس پایین و عدم خودکارامدی شخصی است (جزایری، 1387).
اصطلاح خودکارامدی بر نظریه ی شناختی- اجتماعی مبتنی است و به باور شخص در مورد این که چگونه به خوبی می تواند در تغییر مؤثر باشد؛ دلالت دارد (بندورا، 1993).
در دیدگاه شناختی – رفتاری رفتار آدمی نه تنها در کنترل عوامل بیرونی و محیطی نیست؛ بلکه فرایندهای شناختی نقش تعیین کننده ای در رفتار دارند .فرایندهای شناختی به عنوان بخشی از آسیب شناسی روانی موجب انتظارات و ادراکات نادرستی می گردند که فرد از کارامدی خود دارد و این انتظارات می توانند به اضطراب و اجتنابهای دفاعی از موقعیت های تهدیدکننده منجر شوند.
راه دیگری که خودکارامدی را شرح داده بر حسب ادراک ما از درجه ی کنترلی است که بر زندگی خود داریم. افراد می کوشند بر رویدادهایی که زندگی آنان را تحت تأثیر قرار می دهد؛ اعمال کنترل نمایند. با اعمال نفوذ در موقعیت هایی که آنان می توانند مقداری کنترل داشته باشند؛ بهتر می توانند آینده ی مطلوب را تحقق بخشیده و از نتایج نامطلوب ممانعت به عمل آورند بنابراین چنانچه خودکارامدی افراد کاهش یابد؛ احتمال افزایش اعتیاد در اینافراد بیشترخواهد بود. یکی از درمان هایی که در طی سه دهه گذشته توجه زیادی را به خود جلب کرده است؛ درمان شناختی – رفتاری می باشد. دلیل این جلب توجه عبارت است از:
الف) داشتن شواهد و مدارک تجربی در مورد اثر بخشی این درمان
ب) کوتاه مدت بودن و استفاده از آن به صورت گروهی
ج) استفاده از این درمان برای انواع مشکلات روان شناختی
د) مستقیم و عملگرا بودن این رویکرد.
رویکرد شناختی- رفتاری برای درک اختلال مصرف مواد، مبتنی بر نظریه ی یادگیری اجتماعی است. براساس نظریه یادگیری اجتماعی، اختلال مصرف مواد در وهله ی اول به واسطه تعامل بین عوامل زمینه ساز زیست شناختی که موجب داشتن یک تجربه مثبت از مصرف ماده مخدر خاصی می شود، قابلیت دسترسی به آن ماده مخدر برای اولین بار، و عوامل مربوط به شرطی سازی و الگوگیری که موجب یادگیری چگونگی مصرف ماده مخدر و پی بردن به آثار آن می شود، شکل می گیرد و توسعه می یابد (خدایاری فرد وهمکاران، 1391).
در مجموع می توانیم بگوییم هدف این درمان عبارت است از شناسایی و بازسازی باورهای غیر منطقی و طرح واره های مربوط به خود، دیگران و جهان که در ایجاد آشفتگی های هیجانی و رفتارهای ناسازگارانه نقش اساسی دارند (کریستنر، 2009).
همچنین این رویکرد به طور ذاتی، محترمانه و مشارکتی است و خودکارامدی درمان جو را افزایش می دهد (خدایاری فرد وهمکاران، 1391). علاوه براین، تقویت مهارت های مقابله ای و آموزش مهارت های درون فردی و مهارت های بین فردی و تقویت کنترل عواطف دردناک از قبیل اضطراب و خشم، تکالیف اساسی در این درمان هستند (کارول، 2007).

مطلب مشابه :  مفهوم حمایت اجتماعی