نقش اضطراب در اختلالات گوارشی و سندرم رودهی تحریکپذیر

دانلود پایان نامه

4- پاسخ تنفسی؛ به صورت تنفس تند و سریع و آهکشیدن ظاهر میشود.
5- پاسخ ادراری- تناسلی؛ ممکن است شامل احساس فوریت برای دفع ادرار، تکرر ادرار، قاعدگی و مقاربت دردناک، سردمزاجی، ناتوانیجنسی و دردلگن باشد.
6- واکنشهای عضلانی- استخوانی؛ به صورت رعشه عضلانی، گشادی سوراخهای بینی، سردردتنشی، انقباض و کشیدگی پشت گردن، لرزش صدا و ورم یا درد مفاصل نمایان میگردد.
7- پاسخ وازوموتور؛ به صورت تعریق یا سرخشدگی صورت میباشد.
8- پاسخ مردمک؛ به صورت گشادی مردمک چشم ظاهر میشود که نقش مهمی در افزایش دریافت اطلاعات دیداری دارد.
علایم روانی اضطراب شامل احساس فشار، هیجانزدگی و احساس اینکه رویداد ترسناک و ناگواری در شرف وقوع میباشد؛ احساس ناراحتی، غصه، نگرانی و تشویش؛ عدم توانایی آرامشعضلانی و آرامسازی طبیعی، ناآرامی، احساس ناتوانی در مقابله با مشکلات و برنیامدن از عهدهی انجام کارها، ضعف تمرکز حواس و فقدان تفکر، خستگی و تحلیل عصبی، تحریکپذیری و زودرنجی، بیخوابی و کابوسشبانه، حملههای ترس و هراس، فوبیا، افسردگی و زوال شخصیت، تمایلات مالیخولیایی و احساس ناامنی، میباشد (پورمعماری، 1387).
اضطراب اغلب اختلالات طبی متفاوتی را ایجاد میکند که با تقاضای مراقبت قابل توجهی همراه بوده و سهم عمدهای در ایجاد هزینههای درمانی از طریق انجام آزمایشات تشخیصی و معاینات پزشکی دارد. حالات اضطرابی بر روی عملکرد کلیه اعضای بدن، بویژه دستگاه گوارش تأثیر منفی میگذارد. تأثیر منفی اضطراب بر علایم بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر که یکی از اختلالات عملکردی دستگاه گوارش است، در پژوهشهای مختلف تأیید شده است. اضطراب در این بیماران منجر به پیدایش چرخهی معیوبی میشود که شامل افزایش علایم و نشانهها با اضطراب و به دنبال آن افزایش اضطراب به دلیل افزایش علایم و نشانههای این سندرم میشود. به عبارت دیگر اضطراب و نگرانی همواره در بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر وجود دارد، چرا که این بیماران برای بهبود نشانههای خود مجبور هستند که سالانه چندین بار به متخصص گوارش مراجعه کنند و از آنجایی که درمان قطعیای برای این سندرم وجود ندارد که علایم و نشانههای آنها را به طور کامل کاهش دهد به مرور زمان دچار ناامیدی و نگرانی از روند درمان میشوند، که این مسأله نیز باعث تشدید علایم و اختلالات همراه با این سندرم میشود. در ادامهی این بخش نقش اضطراب در اختلالات گوارشی، بویژه سندرم رودهی تحریکپذیر به طور مفصل بیان میشود.
2-4-1 نقش اضطراب در اختلالات گوارشی و سندرم رودهی تحریکپذیر
در دههی 1950هارولد ولف (1962-1898) مشاهده کرد که فیزیولوژی دستگاه گوارش ظاهراً با حالتهای هیجانی مشخص ارتباط دارد به این شکل که خصومت با پرکاری و اندوه و غصه با کمکاری دستگاه گوارش همراه است. ولف چنین واکنشهایی را غیراختصاصی تلقی میکرد و معتقد بود که واکنش بیمار را وضعیت عمومی زندگی و برداشت ادراکی او از رویداد پراسترس تعیین میکند. پیش از ولف، ویلیام بیمونت (1853-1785) که جراح ارتش آمریکا بود، بیماری به نام الکسیسسنت مارتین داشت؛ این بیمار به علت زخم گلولهای که یک فیستول معدهای دایمی برایش درست کرده بود معروف شد. بیمونت دریافت که، طی حالتهایی که بار هیجانی زیادی دارند مخاط معده این بیمار پرخون و یا رنگ پریده میشود، این بیانگر این موضوع است که هیجانات بر جریان خون معده تأثیرگذار است (سادوک و سادوک، 2007). در متون مربوطه گزارشهای وسیعی در مورد ارتباط بین اضطراب و اختلال در پاسخدهی فیزیولوژیک دستگاه گوارش وجود دارد. اضطراب از طریق مکانیسمهای کنترل کنندهی مرکزی و یا در نتیجه اثرات هورمونی، مثل آزاد شدن کاتهکولامینها میتواند سبب آشفتگی کارکرد دستگاه گوارش شود. همچنین، فشارروانی طولانی موجب اختلال عملکرد سیستمگوارشی، تحریک رودهی بزرگ، افزایش اسید معده و بروز اسهال، یبوست و نفخ شکم میشود (حضرتی و همکاران، 1385).
مطالعات تحریک الکتریکی حاکی از آن است که پاسخهای خودمختار سمپاتیک در هیپوتالاموس جانبی (لترال) ایجاد میشوند، محلی که دارای تعاملات نورونی در داخل مغز قدامی است. پاسخهای خودمختار پاراسمپاتیک نیز بر کارکرد دستگاه گوارش مؤثر هستند. تکانههای پاراسمپاتیک از هیپوتالاموس اطراف بطنی و جانبی منشأ میگیرند و به سمت هسته حرکتیپشتی عصب واگ حرکت میکند و مسیر واکنشهای هیجانی مربوط به لوله گوارش را به وجود میآورد. فشارروانی حاد میتواند در چندین قسمت دستگاه گوارش پاسخهای فیزیولوژیک ایجاد کند. در مری فشارروانی حاد قوام اسفنگتر فوقانی مری را در حالت استراحت افزایش میدهد و دامنه انقباضات قسمت دیستال مری را بیشتر میکند. این قبیل پاسخهای فیزیولوژیک میتوانند علایمی ایجاد کنند که منطبق با حالت بغض یا سندرم اسپاسم مری است. فشارروانی حاد در معده موجب کاهش فعالیت حرکتی انتروم میگردد که میتواند مشکلات کارکردی نظیر تهوع و استفراغ را در پی داشته باشد که از جمله علایم شایع سندرم رودهی تحریکپذیر است. همچنین، تحت شرایط فشارروانی حاد، فعالیت حرکتی در رودهی کوچک کاهش و در رودهی بزرگ افزایش مییابد؛ که این حالت میتواند علایم رودهای مرتبط با سندرم رودهی تحریکپذیر را توجیه نماید.
بیماران مبتلا به ناهنجاریهای انقباضی و سندرمهای کارکردی مری و روده به میزان زیادی به مشکلات روانپزشکی همزمان دچار هستند. علایم کارکردی مری عبارتند از؛ گلوبوس، دیسفاژی ، آشالازی و درد غیرقلبی قفسه سینه. این علایم ممکن است همراه با ناهنجاریهای انقباضی عضلات صاف مری بروز کنند. تمام بیماران دچار علایم کارکردی مری انقباضهای نابهنجار ندارند. در یک مطالعه در مورد ابتلای همزمان به اختلالات روانپزشکی در مبتلایان به اسپاسم کارکردی مری، بالاترین درصد هم ابتلایی مربوط به اختلال اضطرابی بود، به گونهای که این اختلالات در 67 درصد افرادی که جهت بررسی حرکات دستگاه گوارش به آزمایشگاه مربوطه ارجاع شده بودند، وجود داشت. در این مطالعه در بین اختلالات اضطرابی همراه، بالاترین درصد مربوط به اختلال اضطرابی فراگیر بود. بسیاری از بیماران در این مطالعه قبل از شروع علایم مربوط به مری، علایمی از اختلالات اضطرابی داشتند. این مسأله نشان میدهد که اختلالات اضطرابی ممکن است تغییرات فیزیولوژیک در مری و روده ایجاد نمایند که نتیجه آن علایم عملکردی مری و روده میباشد (سادوک و سادوک، 2007).
همانطور که در بالا نیز در مواردی بیان شد، سندرم رودهی تحریکپذیر به عنوان یکی از اختلالات عملکردی دستگاه گوارش، از جمله اختلالاتی است که بیشتر از هر اختلال دیگری عوامل روانی بویژه اضطراب در سببشناسی و تشدید علایم آن مطرح است. فشارروانی و اضطراب میتواند باعث بروز اسپاسم در کولون بیماران مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر شود. کولون دارای شبکه گستردهای از اعصاب است که انقباضات ریتمیک منظمی را در طول شبانهروز ایجاد میکند. فشارروانی با اثر گذاشتن بر روی این شبکه عصبی باعث ایجاد درد و ناراحتی شکمی در فرد میشود. به همین دلیل، افراد مبتلا به سندرم رودهی تحریکپذیر در زمانی که اضطراب دارند بیشتر در معده و شکم خود احساس درد میکنند. در واقع در بیماران مبتلا به این سندرم، حساسیت و تحریکپذیری کولون نسبت به هر نوع محرکی افزایش یافته است، حال این محرک میتواند اضطراب و فشارروانی باشد. اثر دیگر اضطراب و فشارروانی، افزایش حساسیت ذهنی نسبت به تحریکات جسمی است. فردی که از نظر روانی تحت فشار است، تحریکات دیوارهی کولون را نیز با حساسیت بیشتری درک میکند (فتحی، 1384). با توجه به مطالب ذکر شده در مورد نقش اضطراب در سندرم رودهی تحریکپذیر، مدیریت و کاهش دادن اضطراب در بیماران مبتلا به این سندرم میتواند اثر قابل ملاحظهای بر درمان و بهبود علایم آنها داشته باشد. در ادامه چند مورد از روشهای مؤثر بر کاهش اضطراب بیان میشود.
2-4-2 روشهای کاهش اضطراب
پس از بررسی اضطراب و تشخیص وجود آن در بیمار، تیم بهداشتی درمانی باید اقدام به کاهش یا رفع آن نمایند. از روشهای مهم کاهش اضطراب میتوان به دو شیوهی دارویی و غیر دارویی اشارهکرد.
2-4-2-1 درمان دارویی اضطراب
تجویز داروهای ضد اضطراب یک پدیدهی شناخته شده در تمام دنیا است. بین 10 تا 20% مردم دنیا، بویژه در اروپا و کشورهای پیشرفته برای رفع تنش و اضطراب خود به طور مرتب از دارو استفاده میکنند. سردستهی داروهای ضداضطراب بنزودیازپینها هستند، از گروههای دیگر میتوان به مخدرها، ضدافسردگیها و بلوک کنندههای بتاآدرنرژیک اشارهکرد (گلدبرگ ، 1386).
در درمان دارویی اضطراب به صورت متداول از بنزودیازپینها استفاده میشود. این دسته از داروهای ضداضطراب؛ عملکرد مهاری ناقل عصبی گاماآمینوبوتیریک اسید را افزایش میدهند، اثرات تضعیف کننده در کلیه سطوح سیستم اعصاب مرکزی دارند، مهار پیشسیناپسی را افزایش میدهند، گسترش فعالیت کانونهای تشنجی را سرکوب میکنند، راههای عبور پسسیناپسی نخاع را مهار میکنند و به طور مستقیم پیامهای حرکتی و فعالیت عضلانی را تضعیف میکنند. از این گروه میتوان داروهای پرمصرف کلردیازپوکساید ، دیازپام ، اگزازپام ، کلرازپام ، فلورازپام و پرازپام را نام برد. دستهی دیگر داروها شامل داروهای بلوککنندهی گیرندههای بتاآدرنرژیک است که پروپرانول سردستهی این داروها میباشد. همچنین ضدافسردگیهایی مثل ایمیپرامین و انواع مهارکنندههای مونوآمیناکسیداز نیز مورد استفاده قرار میگیرند. بنزودیازپینها؛ ضداضطراب، مسکن و در مقادیر بالا خوابآور هستند. همچنین خواص شلکنندگی عضلانی و ضدتشنجی نیز دارند. ظاهراً تأثیر عمدهی آنها روی سیستمهای شبکهای و لیمبیک بوده و تأثیر کمی بر قشرمخ دارند. اثر این داروها وقتی به عنوان ضد اضطراب مورد استفاده قرار میگیرند ممکن است مربوط به خاصیت تقویت ناقل عصبی گاماآمینوبوتریک اسید(گابا) باشد (کرینگ و همکاران، 2007).
عوارض جانبی عمدهی آنها به علت خواص تسکینبخشی در دوزهای بالا بوده و ممکن است به آتاکسی، خوابآلودگی (بویژه در سالمندان) و با احتمال بسیار پایینی به اغتشاش فکری منجر شود. اگرچه پزشکان همچنان داروهای قدیمی از خانواده بنزودیازپینها و امثال آن را برای جلوگیری از حملات اضطراب تجویز میکنند، ولی ثابت شده که این داروها مانع حملات اضطراب نمیشوند بلکه میزان اضطراب قابل پیشبینی یا فشارروانی ناشی از پیشبینی یا ترس از نشانههای اضطراب را کاهش میدهند (جانبزرگی، 1384).
2-4-2-2 درمان غیر دارویی اضطراب
انجام روشهای غیردارویی و غیر تهاجمی که عارضه جانبی نداشته و دارای هزینههای بالایی نیز نباشند از الویت خاصی در درمان اضطراب برخوردار هستند (هندلر و نف، 1387). از جمله این روشها میتوان به آرامسازی، بازخورد زیستی و لمسدرمانی اشاره کرد که ممکن است به خود اضطراب معطوف شوند یا با احساس از دست دادن کنترل در شخص دچار اضطراب مقابله نمایند (دهداری و همکاران، 2009). در ادامه به طور مفصل هر یک از این روشها و نحوهی تأثیرگذاری آنها بر اضطراب تشریح میشود.
الف- آرامسازی

مطلب مشابه :  مدیریت سرمایه در گردش