اهمیت خانواده در پیشگیری از جرمپایان نامه

سالهای زیادی است که جرم شناسان، جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی به اهمیت غیرقابل انکار و عظیم خانواده در تربیت فرزندان خود توجه کرده اند و براین باورند که خانواده بعنوان یک اجتماع اولیه با اعضای تشکیل دهنده محدود و اندک خود (فرزندان) به منزله پرورشگاه باورها، اعتقادات، ارزشها، هنجارها، اخلاقیات، اندیشه ها و رفتارهای مورد قبول اجتماعی محسوب می شود.

پرواضح است که جنبه های مختلف شخصیتی هر فرد سالم و ایده آل از ارائه مطلوب هنجارهای مورد قبول اجتماع از سوی والدین خود شکل گرفته و به سوی تکامل پیش می رود.

اگر خانواده در ارائه علمی، رفتاری و گفتاری بایدها و نبایدهای انسانی و اجتماعی به فرزندان خود موفق باشد، به نظر می رسد که در آینده، کمتر شاهد نقض حقوق فردی و اجتماعی در جامعه باشیم.

هیچ جامعه ای نمی تواند به سلامت دست پیدا کند، اگر از خانواده های ناسالم رنج ببرد.

«گورر» دانشمند روسی معتقد است: «حتی طرز قنداق کردن کودک در خانواده، تأثیر شگرفی در آینده کودک پدید می آورد.»

«فروید» متأثر از اندیشه بقا و جابجایی عناصر می گوید کودک در درون خانواده، بخصوص در سالهای نخست، در زمره تأثیرپذیرترین موجودات عالم است. کودک هنوز مکانیسم دفاعی برای دفع اثرات را ندارد. بنابراین اثراتی که بر ذهن او وارد می شود، باقی می ماند؛ لذا باید گفت که اگر بنا باشد در جامعه انسانهای سالمی داشته باشیم، اول باید خانواده ای متعادل از نظر اخلاقی، اعتقادی، رفتاری و… داشته باشیم؛ زیرا هرجا که خانواده نیست، ما می توانیم تأثیر عدم وجود آن را روی جامعه احساس کنیم که برای تمام عمر انسان باقی بماند.

در بررسی وضعیت شخصیتی غالب مجرمان، به خصوص مجرمان نوجوان و جوان، ملاحظه خواهیم کرد که اکثریت آنها در دوران کودکی و نوجوانی مشکلاتی را از لحاظ عاطفی، تربیتی، مالی و رفتاری داشته اند که ناشی از عدم تربیت و حضانت مناسب پدر و مادر آنها بوده است؛ بطوریکه یا خانواده از هم پاشیده و والدین از هم جدا داشته اند یا یکی از آنها، بخصوص مادر محکومیت کیفری داشته است و… .

به بیان بهتر، در این خانواده ها، پوسته حراست و ایمنی ترک برداشته و میکروب ها به درون آن راه یافته و ممکن است، این میکروب به حدی مؤثر باشد که ادامه زندگی را از فرد بگیرد.

از نظر جامعه شناسی، خانواده ها دو مکانیسم و فعالیت عمده را برعهده دارند: یکی آنکه پدر و مادر نقش مولد و والدی دارند و دیگر اینکه باید به جامعه پذیری کودک بپردازند و کودک را به نسل های آینده پیوند دهند، اما آیا در همه خانواده ها این مکانیسم به نحو احسن انجام می گیرد؟ آیا پدری که معتاد به مواد الکلی یا مواد مخدر است، پدری که کارش خرید و فروش مواد مخدر است، یا پدری که سوابق متعدد محکومیت به جرایم سرقت، مزاحمت، ضرب و شتم و … را دارد، می تواند تربیت و محافظت از فرزند یا فرزندان خود را برعهده داشته باشد؟ آیا سرپرست و ولی بودن، به معنی به دنیا آوردن یک کودک یا نوجوان است؟ آیا ولایت پدر و مادر صرفاً در تهیه و تدارک معاش زندگی، خوراک و پوشاک طفل خلاصه می شود یا اینکه وظیفه اصلی آنها تربیت صحیح و محافظت از ابتلای فرزند یا فرزندان خود به انواع آلودگیهای اجتماعی است؟ و آیا پدری که به این وظیفه مهم خود نتواند عمل کند، می تواند عنوان ولایت قهری را برعهده داشته باشد؟

مطلب مشابه :  پایان نامه سن کبر در جرایم تعزیری -پایان کودکی از نظر حقوق ایران و بین الملل

اگر ما بخواهیم بین انسان و قوانین جامعه تعادل برقرار شود، باید از خانه و خانواده آغاز کنیم، یعنی از اولین بستر حیات انسانی.

از جمله بزرگترین راههای انتقال میراث فرهنگی به کودکان و نوجوانان، راه مصاحبت، معاشرت و گفتگوست و از این طریق زمینه بلوغ کودکان فراهم شده و آشتی آنها با قوانین و الگوهای اخلاقی و اجتماعی صورت می گیرد و گفتگو به عبارتی راه بزرگ تعلیم و تربیت است.

ممکن است ما با جبر و تندی، کودکان را مطیع خود کنیم، اما این را نیز نباید فراموش کنیم که کودکان و نوجوانان ما، مقابل مقررات تحمیلی و هنجارهای درونی نشده، مقاومت نشان خواهند داد. این امر، در مورد افراد بزرگسال نیز مصداق دارد بدین توضیح که اگر مردم از لحاظ اخلاقی، عملی را بعنوان عملی ناپسند، غیرانسانی و غیراخلاقی تلقی نکنند و آن را نپذیرند، ممکن است ما با توسل به زور، چند صباحی جلوی ارتکاب به آن عمل را بگیریم، اما چندی نخواهد گذاشت که با ارتکاب متعدد به آن عمل، مواجه خواهیم شد. خانواده، برای پیشگیری از نابسامانیهای اجتماعی، اعمال مجرمان و عدم تعادل روحی افراد، مهمترین ابزار است. انسانی که از درون یک خانواده ناسالم برخاسته، نمی تواند یک شهروند درست باشد. پس باید، از وارد شدن آسیب بر پیکره خانواده ها محافظت کرده و تلاش کنیم پوسته محافظ آن، سالم بماند.

در زیر، به پاره هایی از آسیب هایی که ممکن است برای خانواده تهدید کننده باشند، اشاره می شود:

1- خانواده هایی که والدین آن در کنار اطفال خود نیستند، بخصوص با توجه به وضعیت اقتصادی فعلی حاکم بر جامعه و تأثیر آن روی خانواده ها و لزوم فعالیت و کار شبانه روزی زن و مرد خانه برای تأمین هزینه های متعارف زندگی، باعث شده است یا پدر خانواده به شهرهای دیگر مهاجرت کند یا در شهر خودشان برای ساعاتی طولانی از روز، دور از فرزندان نوجوان و جوان خود باشند. به عبارت دیگر به علت خستگی ناشی از کار، حوصله ای برای گفتگو و مصاحبت با فرزندان از طرف والدین باقی نمانده و نتیجه عدم تربیت کافی هم به وضوح روشن و عیان است.

مطلب مشابه :  نقش هیجانات در کارکردهای اجرایی

2- خانواده ای که فضای عاطفی درونش آسیب دیده، ولی اسکلت آن هنوز پابرجاست.

تلاش برای کاهش آمار طلاق ها در کشور، امری پسندیده و مفید است اما آیا کافی است؟ یعنی اگر با وجود انواع اختلافات درونی، صرفا اسکلت خانواده را حفظ کنیم، بقای چنین خانواده ای برای کودکان و نوجوانان مفید فایده خواهد بود؟ باید کیفیت روابط خانواده ها را بالا برده و از طریق بالا بردن مرزهای عاطفی و محبت، موجبات پرورش کودکان متعارف را در جامعه فراهم کرد.

3- مسأله دیگر، ورود انواع رسانه ها به محیط خانواده هاست. رسانه ها معمولا خانواده ها را از شکل سنتی خود بیرون برده و تغییراتی عمیق و پایدار در آن ایجاد می کنند. رسانه ها محیطی نو در خانه ها پدید می آورند، انگیزه های تازه ای در راه جذب ساکنان خانه ایجاد می کنند، با ورود رسانه ها به اعماق خانه ها، معماری خانه ها نیز تغییر می کند، حتی طرز نشستن انسانها نیز دگرگون می شود به نحوی که دیگر دور هم نمی نشینند، بلکه همه در یک خط قرار می گیرند تا بتوانند به تلویزیون نگاه کنند. به عبارتی دیگر، رابطه چهره به چهره و مستقیم انسانها، جای خود را به رابطه انسان و شی ء (تلویزیون، رایانه ها و…) می دهد و در این صورت است که فضای عاطفی خانه ها نیز آسیب پذیر می شود. از میزان گفتگو، تعاطی افکار و گشودن دلها در برابر یکدیگر کاسته شده و فاصله عاطفی بین والدین و فرزندان ایجاد می شود و… خود مقدمه ای بر بزهکاری و هنجارشکنی هاست که شروع می شود.

خانواده یک گروه اولیه است، یعنی در آن روابط، طبیعی، غیرقراردادی، انسانی و عاطفی است. ورود قوانین خشک به حریم خانواده با تعدد آن، باعث ایجاد بحران در خانواده ها خواهد شد.

پس لازم است از این کانون های گرم و پر از عاطفه و محبت خانواده ها حمایت کنیم و همواره کنترل های لازم و مساعدت های مورد نظر را به منظور حفظ فضای عاطفی و اخلاقی آن داشته باشیم و بدین طریق در انتظار تربیت شدن انسانهایی با جامعه پذیری بالا و احترام گذارنده به ارزشهای اخلاقی و اجتماعی باشیم و این امر به یقین ما را در پیشگیری از ارتکاب به جرایم و کاستن جبران آن موفق خواهد ساخت

متن کامل :

دانلود پایان نامه : پایان نامه نقش انسجام اجتماعی در پیشگیری از جرم

دسته بندی : داغ ترین ها