نقش فناوری اطلاعات در مدیریت دانش

دانلود پایان نامه

ویلیام کینگ در مقاله ای تحت عنوان مدیریت دانش و یادگیری سازمانی، که در سال 2009 به چاپ رسید مدیریت دانش را مجموعه ای از فعالیت های جدید سازمانی دانسته است که هدف آن بهبود دانش مربوط به اعمال، رفتار سازمانی، تصمیم گیری وعملکرد سازمانی مدیریت دانش است و متمرکز بر فرایندهای ایجاد، اکتساب ، پالایش، ذخیره سازی، انتقال، به اشتراک گذاری و بهره برداری از دانش می باشد. همچنین وی عقیده دارد این فرآیندهای سازمانی پشتیبان فرآیندهای مربوط به نوآوری، یادگیری فردی، یادگیری جمعی، تصمیم گیری مشارکتی، نتایج متوسط​​” مدیریت دانش، بهبود رفتارهای سازمانی، تصمیم گیری ها،” محصولات، خدمات، فرآیندها و روابط در جهت بهبود عملکرد کلی سازمان می باشند.
چان لیو کیولی درپژوهشی که با عنوان “توانمندیها، فرآیندها و عملکرد مدیریت دانش : با رویکرد سازه” در سال 2007 انجام دادند استراتژی های مدیریت دانش را در دو بـعد دسته بندی کـرده اند. بعد اول به فرایندهای دانشی از قبیل کسب، تبدیل، استفاده و انتقال دانش
می پردازد و در بعد دوم به قابلیت های زیر ساختی سازمان در راستای کمک به فرایندهای دانشی اشاره می شود. از این طریق استراتژیست های مدیریت دانش می توانند ضعف های فرایند دانش سازمان را با استفاده از نقاط قوت زیر ساختهای موجود بهبود بخشیده و
تقویت نمایند.
لی و چوا در سال 2003 در پژوهشی با موضوع ” توانمندسازی مدیریت دانش، فرایندها، بررسی منسجم و آزمون تجربی” بیان نموده که بدون وجود جریان های پایدار و پیوسته در تبادل عقاید و ارتباطات، خلق دانش رخ نمی دهد. آنها معتقدند که محیط کاری مشارکتی، ایجاد دانش را با برانگیختن مشارکت اعضاء سازمان پرورش می دهد، تا دانش خلق شود.
فورکادل و گادامیلاس در سال 2002 در پژوهشی تحت عنوان “مطالعه موردی بر روی پیاده سازی استراتژی مدیریت دانش بر پایه نوآوری”به بررسی تاثیر ساختارهای غیر رسمی در نوآوری پرداختند. طبق این پژوهش ساختار سازمانی بر اساس یک گروه از تیم های کاری با وظایف خاص، یک چارت سازمانی پویا را می سازد. افرادی که در داخل تیم ها کار می کنند مهارت های عمومی تر دارند و کمتر تخصصی هستند و از استقلال زیاد و از امکان بهبود کار لذت می برند.
لی و چوا همچنین در مطالعه ای که در سال 2002 به انجام رساندند دانش را به عنوان دارایی استراتژیک با ارزش سازمانها معرفی کردند. این پژوهش با عنوان ” استراتژی مدیریت دانش و ارتباط آن با فرایند خلق دانش ” بیان کردند که بدون ایجاد یک ثبات توسط دانش، کسب و کاربه عملکرد ضعیف محکوم است. طبق این پژوهش استراتژی های مدیریت دانش را می توان از دو دیدگاه انسان و یا سیستم گرا طبقه بندی نمود. در این مقاله یک مدل برای نشان دادن ارتباط بین استراتژی ها و روند ایجاد آن پیشنهاد شده است. این مدل بر اساس نمونه هایی از 58 شرکت کره ای مشتق شده است. این مدل نشان می دهد که چگونه شرکت ها باید استراتژی خلق دانش را بر پایه اجتماعی شدن، برونی سازی، ترکیب و درونی سازی بنا کنند. این پژوهش نشان داد که برای دیگاه انسان محور به احتمال زیاد استراتژی جامعه پذیری مؤثر است در حالی که در دیدگاه سیستم گرا استراتژی ترکیب کارامد می باشد. علاوه بر این، نتیجه این پژوهش نشان می دهد که مدیران باید استراتژی های مدیریت دانش را با توجه به ویژگی های گروه خود تنظیم نمایند.
والزاک در پژوهشی با عنوان ” ساختار مدیریت دانش سازمانی” که در سال 2005 به انجام رسیده است یک ساختار مدیریت جدید را پیشنهاد داده که در آن به اشتراک گذاری دانش در سراسر سازمان تشویق می شود. در این پژوهش پیشنهاد گردیده که ساختار به اشتراک گذاری دانش از تیمهای مبتنی بر دانش شروع شده و به کل سازمان تسری یابد.
بنت و گابریل طی پژوهشی که در سال 1999 با عنوان “عوامل سازمانی و مدیریت دانش در بخش های بازاریابی بزرگ” به انجام رسانیدند، مبادرت به جمع آوری نظرات یکصد و هفتاد و نه نفر از روسای بخش بازاریابی و فروش در رابطه با شیوه های به کار گرفته شده در خصوص مدیریت دانش در سازمانهای مطبوع نمودند. در این سازمانها شرکت در کار گروهی، سطح بوروکراسی و تمرکز تصمیم گیری، نوآوری و توانایی کنار آمدن با تغییر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت کمک های مدیریت دانش به بازاریابی بررسی شد.
تسوی در سال 2005 طی پژوهشی با عنوان “نقش فناوری اطلاعات در مدیریت دانش” فناوری را موجب پشتیبانی مدیریت دانش می داند. او ارزیابی جامعی از فناوریهای مدیریت دانش را با توجه به رویکردهای تجاری و کاربردی ارائه داده است.
کروگ و همکارانش در سال 2001 توانمند سازهای مدیریت دانش را تفهیم کردند آنان در پژوهشی تحت عنوان “نظریه ایجاد دانش سازمانی: مسیرتکاملی و پیشرفت های آینده” چشم انداز دانش، مدیریت مذاکرات، ایجاد فعالیتهای مبتنی بر دانش، خلق مفاهیم صحیح و جهانی کردن دانش بومی را معرفی کردند.
فصل سوم:روش شناسی پژوهش
3-1- مقدمه
روش تحقیق به عنوان قانونی برای درک رابطه علت و معلولی است. اگر چه مشاهدات تجربی مبنای نظریه علمی هستند، لکن باید بطور منطقی، منظم و مرتبط باشند. روش تحقیق، مبانی علمی دانش را به طور منطقی توضیح می دهد و در تجزیه و تحلیل و کشف رابطه علت و معلولی، منطق را رعایت می کند. قواعد مربوط به تعاریف، طبقه بندی و استنباط، تئوریهای احتمالات، روشهای نمونه گیری، نحوه محاسبه، نحوه اندازهگیری و سنجش، از جمله وسایل و ابزار منطقی محققین و دانشمندان علوم اجتماعی هستند. (ایران نژاد، 1378).
در این فصل پس از توضیح مختصری در مورد روشهای مختلف تحقیق، ابتدا روش تحقیق در این پژوهش تعریف شده و در ادامه جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونه گیری، روش گردآوری اطلاعات، چگونگی تنظیم پرسشنامه، شیوه سنجش روائی و پایائی پرسشنامه و نحوه استخراج اطلاعات تعریف وتعیین می گردد و سپس در مورد روش تجزیه وتحلیل آماری دادهها در این پژوهش، مطالبی بیان می شود.
3-2- روش تحقیق
پژوهش حاضر ازنوع تحقیقات، توصیفی پیمایشی است که درطی مراحل اجرای آن به دنبال ارزیابی سطح بلوغ مدیریت دانش و ارائه مدلی بهینه جهت استقرار آن می باشد. ابتدا باتشریح مبانی نظری تحقیق و توصیف شرایط موجود با طرح پرسشنامه و توزیع آن اطلاعات لازم جمع آوری شده و سپس با استفاده از نرم افزارهای آماری موردتجزیه وتحلیل قرارمی گیرد. و از نظرهدف کاربردی است که هدف از آن توسعه ی دانش کاربردی در یک زمینه خاص می باشد. به عبارت دیگر، تحقیقات کاربردی، درجهت کاربرد عملی دانش، هدایت می شود. درتحقیق توصیفی، هدف توصیف جزء جزء یک موقعیت یارشته شرایط است. روش پیمایشی، روشی است برای بدست آوردن اطلاعات درباره ی دیدگاه ها، باورها، نظرات ورفتارهای اعضای یک جامعه آماری از راه انجام تحقیق، اساس این تحقیق، مبتنی برتعمیم اطلاعات حاصل از بخش کوچکی ازیک جامعه، تحت عنوان نمونه، به جامعه آماری می باشد.
3-3- روش و ابزار گردآوری داده ها
در این پژوهش در مرحله جمع آوری اطلاعات و تنظیم ادبیات موضوع و مبانی نظری از روش کتابخانهای استفاده شده است.
به منظور تحکیم ادبیات موضوع و استحکام علمی پژوهش، از کتب و مقالات موجود در کتابخانههای شرکت برق منطقه ای غرب و شرکت توانیر استفاده شده است.
برای جمع آوری اطلاعات مورد نظر جهت آزمون فرضیهها و تهیه مدل بهینه جهت پیاده سازی مدیریت دانش، از پرسشنامه استفاده شده است که همان روش جمع آوری میدانی اطلاعات است. در این پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده، پرسشنامه اول از مدل ارزیابی بهره وری آسیایی گرفته شده است و شامل 42 سوال در 7 دسته می باشد که متغیرهای ارزیابی سطح بلوغ مدیریت دانش را مورد سوال قرار داده است. پرسشنامه دوم که از مقاله پایه پژوهش استخراج و بومی سازی گردیده فرایندهای دانشی را مورد ارزیابی قرار می دهد. بخش اول هر دو پرسشنامه، سؤالات مربوط به جمعیت شناختی و مشخصات فردی پاسخ دهندگان می باشد.
3-4- جامعه آماری، روش نمونه‏گیری و حجم نمونه

مطلب مشابه :  توانمند سازی کارکنان