یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر سلامت فرآیند حسابداری و گزارشگری مالی، ترکیب اعضای هیات مدیره است (رزمیان فیض آبادی و هشی، 1392). مسئولیت اصلی هیات مدیره ایجاد راهبری کارآمد بر امور شرکت در راستای منافع سهامداران و تعادل در منافع ذینغعان می باشد. در کلیه اقداماتی که هیات مدیره به عمل می آورد از مدیران انتظار می رود تصمیمات تجاری خود را به گونه ای اتخاذ کنند که منطقا معتقدند منافع شرکت را حداکثر می سازد (یعقوبی و اقبال، 1392). از دیدگاه تئوری نمایندگی حضور مدیران غیرموظف (غیراجرایی) در هیات مدیره شرکت ها و عملکرد نظارتی آنان به عنوان افرادی مستقل به کاهش تضاد منافع موجود میان سهامداران و مدیران شرکت کمک شایان توجهی می کند. البته باید توجه داشت که مدیران اجرایی شرکت، نقش مهمی را در ایجاد ترکیب مناسبی از مدیران موظف و غیرموظف (غیراجرایی) در میان اعضای هیات مدیره ایفا می کنند. وجود چنین ترکیبی، از عناصر اصلی یک هیات مدیره کارا و موثر محسوب می شود. زیرا در حالی که مدیران موظف اطلاعات ارزشمندی درباره فعالیت شرکت ارائه می کنند، مدیران غیرموظف (غیراجرایی) با دیدگاهی حرفه ای و بی طرفانه در مورد تصمیمات مدیران مذکور به قضاوت می نشینند (بایرد و هیکمن[1]، 1992). حضور مدیران غیرموظف در هیات مدیره شرکت به بازار این علامت را می دهد که شرکت و مدیران اجرایی و موظف به طور موثر کنترل و نظارت می شوند (فاما و فرنچ[2]، 1993). که این امر مسئله نمایندگی را حل می کند. پیففر و سالانسیک[3] (1978) بیان می کنند که مدیران غیر موظف (غیر اجرایی) هیات مدیره نقش محوری در ارتقای ظرفیت و توانایی شرکت به دلیل رویکرد برون سازمانی خود، ایفا می کنند و این باعث کاهش ابهام درباره شرکت و افزایش توان شرکت برای بالا بردن وجوهش می گردد (حاجیها و اخلاقی، 1392).

در نتیجه اثربخشی تفکیک تصمیم گیری توسط مدیریت و کنترل توسط هیات مدیره از آنجا نشات می گیرد که مدیران غیرموظف به دلیل منافعشان حاضر به تبانی با مدیران اجرایی نمی باشند و بر عملکرد مالی شرکت تمرکز می کنند که جز اصلی و مرکزی نظارت می باشد و بیشتر از مدیران موظف، مدیر عامل را بخاطر عملکرد ضعیف منفصل می کنند. از آنجا که مدیران غیرموظف اکثرا در سایر شرکت ها دارای سمت های اجرایی مدیریت یا تصمیم گیری می باشند، انگیزه بالایی برای کسب شهرت به عنوان تخصص امر تصمیم گیری و برخورداری از فرصت های شغلی بهتر در آینده دارند. عدم همسویی انگیزه مدیران برای استفاده از ثروت مالکان برای منافع شخصی خویش با انگیزه مدیران غیرموظف برای کسب شهرت باعث بهبود نظارت بر مدیریت شرکت می شود و بدین ترتیب، هیات مدیره شرکت با دارا بودن تخصص، استقلال و قدرت قانونی لازم یک سازوکار بالقوه توانمند حاکمیت شرکتی به حساب می آید (فاما و جنسن[4]، 1983).

مطلب مشابه :  مقاله (پایان نامه) : قانون حاکم بر فرزند خواندگی

[1]. Byrd & Hickman

[2]. Fama & French

[3]. Pfeffer & Salancik

[4]. Fama & Jensen

متن کامل در سایت زیر :

ایان نامه بررسی تاثیر کفایت حاکمیت شرکتی

دسته بندی : داغ ترین ها