نهج البلاغه

دانلود پایان نامه

درک بسیاری از نیازها و احتیاجات زیردستان به لمس آن نیازها توسط فرمانده و مدیر بستگی دارد. این، یکی از شیوه های امام علی(علیه السلام) بود که در روزهای گرم، از دارالخلافه بیرون می آمد و در سایه ای می نشست و منتظر می ماند مردم نزدش بیایند و مسائلشان را بازگو کنند تا مبادا او را در این راه نیابند و یا به سهولت به ایشان دسترسی پیدا نکنند (مطهری، 1361،ص 21).
وی به کارگزار خود در مکه نوشت: «بامداد و شامگاه با آنها بنشین و کسی را که فتوا خواهد، فتوی بده و نادان را بیاموز و با دانا گفت و گو کن و جز زبانت برای مردم پیام رسان دیگری نداشته باش و نه دربانی، مگر رویت. هیچ حاجتمند را از دیدار خود جلوگیر مباش؛ چه اگر آن درخواست در ابتدای کار از طریق تو روا نشود، برای روا کردن در آخر کار مورد ستایش قرار نمی گیری (دشتی، 1380، نامه 67).
4-7- انتخاب فرماندهان لایق و عزل فرماندهان و مدیران نالایق:
یکی از مهم ترین وظایف فرماندهان و مدیران انتخاب فرماندهان لایق و کارآزموده است. مقام و منصب در اسلام، به عنوان مسؤلیت، وظیفه و امانت نامیده شده و قرآن فرموده است : «اِنَّ اللهَ یَأمُرُکُم اَن تُؤَدُّوا الَاَماَناَتِ اِلی اَهلِها.» (نساء، آیه 58)«خدا به شما امر می کند که امانت را البته به صاحبش بازدهید»
لذا نباید به امانت با نظر طعمه و ریاست نگریست. چنان که حضرت علی (علیه السلام) در این خصوص به عامل خود بر آذربایجان نوشت: «مبادا بپنداری حکومت و اماراتی که به تو داده شده در حکم طعمه و شکار است. بلکه امانتی بر گردن توست و باید به خوبی از آن حفاظت کنی و به استبداد و دلخواه میان مردم رفتار نکنی. »(نهج البلاغه، نامه 5)
هنگامی که به عبدالله بن عباس مسئولیت کارگزاری منطقه ای را واگذار می کند به او تذکر می دهد، حکومت را برای ریاست طلبی و ارضای خواسته های نفسانی و کسب مال نخواه، زیرا حکومت وسیله ای مناسب برای احیای حق و از بین بردن باطل است. (نصر، 427ﻫ ، ص 150)
الف) رعایت اهلیت، سنتی الهی:
رعایت اهلیت در انتخاب افراد و واگذاری کارها، از مهم ترین مسائل در مدیریت است؛ یعنی کسی که قرار است مسئولیت کاری را عهده دار شود، در مسندی قرار گیرد؛ باید شایستگی های لازم را برای آن مسئولیت دارا باشد و به اصطلاح، اهلیت آن کار را داشته باشد. سنت الهی چنین است که خداوند به هیچ کس جز بر اساس شایستگی ها و اهلیت های لازم مسئولیتی نمی دهد :
« وَ إِذِ ابتَلَی إِبراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتِی، قَالَ لَا یَنَالُ عَهدِی الظَّالِمِینَ. » (بقره 124)
«هنگامی که خداوند ابرهیم را با وسایل گوناگون آزمود و او به خوبی از عهده آزمایش برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را پیشوا و رهبر مردم قرار دادم؛ ابراهیم گفت: از دودمان من [نیز پیشوایانی قرار ده]؛ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی رسد [و تنها آن دسته از فرزندان تو که شایسته باشند به پیشوایی خواهند رسید].»
ب) ضرورت رعایت اهلیت ها در مدیریت و فرماندهی :
در اداره درست کارها چیزی چون رعایت اهلیت ها ضروری نیست. مسئولیت اداره هر کاری، از بالاترین امور که منصب امامت و رهبری مردمان است تا پایین ترین امور، باید بر اساس رعایت اهلیت ها باشد؛ و چنان چه این اصل اصیل زیر پا گذارده شود، شیرازه امور از هم می پاشد و هیچ کاری به مقصد نمی رسد. هر فسادی که در عالم روی داده، از آن جا پیدا شده است که کسی در جایی قرار گرفته است که شایستگی و صلاحیت لازم برای آن جا را نداشته است. امیرمؤمنان (علیه السلام) در ضرورت این مسأله، در ابتدای خطبه شقشقیه فرموده است :
« أمَا وَ اللهِ لَقَد تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ وَ إِنَّهُ لَیَعلَمُ أنَّ مَحَلِّی مِنهَا، مَحَلُّ القُطبِ مِنَ الرَّحَی. یَنحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ وَ لَا یَرقَی إِلَیَّ الطَّیرُ. » (نهج البلاغه، خطبه 3)
«آری به خدا سوگند فلان ، جامه خلافت را، بدون اینکه اندامش برای آن متناسب باشد، در بر کرد، با آن که به خوبی می دانست که موقعیت من نسبت به خلافت، موقعیت قطب است به آسیا. چشمه های فضایل و معارف، سرشار و سیل آسا، از دامنه کوه وجود من فرو می ریزد، و پرنده [همت های بلند] به قله شامخ من نرسد.»
امیرمؤمنان (علیه السلام) به اصلی اشاره دارد که عدم پایبندی به آن، سبب اصلی نابسامانی ها در اداره امور است: جامه ای را با «تکلف» به تن کردن. یعنی پذیرفتن کاری بدون داشتن صلاحیت ها و اهلیت های لازم آن. در منصبی قرار گرفتن بدون داشتن شایستگی لازم برای آن. بزرگترین آفت یک نظام، عدم رعایت اهلیت ها در مدیریت است. یعنی افرادی بر سر کارها گمارده شوند که شایستگی ها و توانایی های لازم برای آن امور را نداشته باشند.
آن که در مسندی قرار می گیرد که شایستگی های لازم برای آن را ندارد، هم موجب تباهی خود می شود و هم آن کار را به تباهی می کشاند. در هر کاری داشتن توانایی و دانش لازم، شرط اساسی است. امیرمؤمنان (ع) درباره خلافت و حکومت فرمود:
«أیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ أحَقَّ النَّاسِ بِهَذاَ الأمرِ أقواَهُم عَلَیهِ وَ أعلَمُهُم بِأمرِ اللهِ فِیهِ. » (نهج البلاغه، خطبه 173)
«ای مردم، سزاوارترین کس به خلافت، قوی ترین مردم نسبت به آن و داناترین آنان به فرمان های خداست.»
یعنی آن که در منصب اداره مردمان می نشیند، باید قوی ترین افراد از نظر فرماندهی و مدیریت باشد؛ مدبرترین، شجاع ترین و تواناترین و نیز عالم ترین افراد در مسائل دین باشد. این دو شرط در بالاترین مرتبه اش لازمه رهبری مردمان است و در مراتب نازله اش در سایر مدیریت ها. در هر کاری باید اداره آن کار به فردی قوی و عالم در آن کار سپرده شود. با قوت و علم است که اهلیت فراهم می شود. قوت زمینه های مختلفی را در بر می گیرد: قوت جسم و روح؛ توان اداره، شجاعت کافی، قاطعیت لازم و سایر قوت ها. و نیز علم مربوط به کار خود و علم دین در حد لازم.
بنابراین در هر مدیریتی، در اداره هر کاری، باید اهل آن را یافت و امانت را بدو سپرد چنان که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:
«فَالتَمِسُوا ذلِکَ مِن عِندِ أهلِهِ. » (نهج البلاغه، خطبه 147)

مطلب مشابه :  کتابهای راهنما، کتاب درسی علوم، آذربایجان غربی