هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

اسلام در اصطلاح به دین و آیین آسمانی اطلاق می شود که از طرف خداوند به پیامبران نازل شده است تا از طریق آن مردم را هدایت نمایند. اسلام به این معنای خود به دو قسم تقسیم می شود.
اول: اسلام به معنای عام: اسلام به این معنا شامل تمام ادیان آسمانی می شود که خداوند از بدو آفرینش توسط پیامبران برای هدایت جامعه انسانی و برای تمام مکلفان فرستاده است« ان الدین عندالله الاسلام» «دین در نزد خداوند اسلام است»؛
دوم: اسلام به معنای خاص: اسلام در معنای خاص خود به آیین و دینی اطلاق می شود که کامل ترین مرحله ادیان آسمانی به حساب می آید، و آن عبارت است از شریع خاتم المرسلین که در حدود قرن هفتم میلادی به وسیله محمد بن عبدالله(ص)، برگزیده ترین پیامبر خدا، برای هدایت انسان ها نازل شده است(ذاکری، 1386)
از شاخصه های مهم دین اسلام می توان به جهان شمول و کامل بودن این دین اشاره کرد. چنان که قرآن کریم می فرماید: « و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا و لکن اکثر الناس لا یعلمون». در آیه دیگر می فرماید: « قل یا ایها الناس انی رسول الله الیکم جمیعا»
ارزش های اسلامی در سازمان
وقتی ارزش های اسلامی در ارتباط با سازمان و مدیریت مطرح می شود منظور این است که اسلام ارزش هایی را ارائه کرده که باید آن ها را پذیرفت و به کاربست. این ارزش ها چه ما آن ها را بخواهیم و چه نخواهیم معتبر است. و چنین ارزش هایی، چه بدانیم و چه ندانیم، وجود دارند. بنابراین، نظریه ای که معتقد است ارزش تابع خواست و سلیقه افراد و گروهاست موردپذیرش اسلام نیست. ارزش هایی که اسلام ارائه می دهد یا مربوط به فرد وزندگی فردی است یا مربوط به جمع وزندگی اجتماعی. در زندگی اجتماعی، ارزش هایی وجود دارد که همه باید آن ها را نسبت به یکدیگر رعایت کنند. این ارزش ها یا در اجتماعات وسیع مطرح می شود و یا در اجتماعات محدود و گزینشی. (مصباح یزدی، 1375)
انواع و ملاک ارزش ها در نظام ارزشی اسلام
ارزش ها در اسلام یا مربوط به فرد وزندگی فردی است یا مربوط به جمع وزندگی جمعی. در زندگی اجتماعی، ارزش های اجتماعی دارای دو مبنا هستند: مبنای اول، بینش ها و مبنای دوم، گرایش ها. هر ارزشی از یک پایه ی بینش و نگرش و یک پایه ی گرایش ساخته می شود. از انضمام این دو، ارزش به وجود می آید. ارزش، واسطه ای بین بینش و گرایش انسان یا کنش است. در ابتدا باید بینش، درک و شناخته شود. به دنبال بینش انسان نسبت به یک سلسله از اعتقادات و واقعیات جهان هستی، گرایش و میل هایی در وی برانگیخته می شود. از انضمام و به هم پیوستن این بینش و گرایش برخاسته از آن مفهومی به نام ارزش شکل می گیرد. ارزش نیز به نوبه خود، منشأ کنش اختیار در انسان است. ارزش موجب می شود انسان در هنگام عمل، چیزی را برگزیند. در حقیقت، آنچه شکل کنش فرد را می سازد و به فعل او جهت می دهد، ارزش هایی است که آن ها را پذیرفته است. منشأ این ارزش ها، بینش ها و گرایش هایی است که زیربنای آن ها را می سازد. ارزش ها از جنبه های متعددی دیگری نیز قابل تقسیم هستند. مثلاً انواع ارزش ها ازنظر: فردی و اجتماعی، ذاتی و غیری، اخلاقی و فلسفی، جوهری( اساسی) و کارکردی(ابزاری)، معنا و مفهوم، و نهایتاً در سازمان و مدیریت سلسله مراتب سازمانی، تقسیم می شوند( توکلی،1391)
فیلسوفان اخلاق در پاسخ به این سؤال که ملاک ارزش ها چیست و ارزش ها بر چه پایه ای استوارند، متناسب با جهان بینی خود پشتوانه و ملاک های بسیار متفاوتی بیان کرده اند، مانند: پشتوانه سودجویی، پشتوانه عقلی، پشتوانه شخصیت و پشتوانه الهی ( مکارم شیرازی) اما اصول اخلاقی و ارزش ها در اسلام، مطلق و ثابت است اگرچه از جهت مصادیق، انعطاف پذیر و وابسته به زمان و مکان می باشد. ملاک کلی ارزش، مصلحت عمومی فرد و جامعه است. مصلحت چیزی است که موجب کمال و صلاح واقعی انسانیت شود و تابع سلیقه اشخاص و به دلخواه آنان نیست. ارزش عدالت و ضد ارزش ظلم، به طور مطلق وجود دارد. لذا اینکه برخی گفته اند مثلاً صداقت همیشه ارزش است و برخی اشکال کرده اند که اگر این صداقت موجب قتل هزاران شود دیگر ارزش نیست، در مورد نظام ارزشی اسلام این اشکال وجود ندارد؛ چون در آن صورت، صداقت، مصداق ظلم قرار خواهد گرفت ( مصباح یزدی،1375) د رعین حال، نظام ارزشی اسلام از ویژگی هایی مانند: فراگیری و شمول، انسجام درونی و ثبات، تبیین پذیری عقلائی، ترکیبی از ملاک ها، حسن فعلی و فاعلی و مراتب داشتن برخوردار است( مصباح یزدی،1376)
آثار ارزش های اسلامی در سازمان و تحقق اهداف فردی و سازمانی
ارزش ها از دیدگاه اسلامی عبارت اند از: باورها و اعتقادات و ایمان های اسلامی، خواه به شکل احکام اسلامی بیان گردیده باشند، واژه به صورت اصول اعتقادی و یا قواعد فقیهه. آنچه دین اسلام برای آن اهمیت قائل است و آن نسبت به آن بی تفاوت نیست. ارزش از دیدگاه اسلامی نام دارد. ارزش اگرچه در مفهوم اخص نقطه مقابل دانش است و به گرایش ها اطلاق می گردد، ولی ارزش مفهوم وسیع تری دارد. ارزش در اینجا به معنای اهمیت رفتار و تکیه گاه عملکردهاست و هر نقطه نظری و یا عملی، گرایشی و یا بینشی، اصلی و یا فرعی که ازنظر شخص، گروهی( سازمان، جامعه و افراد …) و یا مکاتبی اهمیت دارد، ارزش نامیده می شود هر فرد نظام ارزشی خاصی دارد و برخی از ارزش ها را به ارزش های دیگر ترجیح می دهند منشأ ارزش های فرد ناشی از دیدگاه و جهان بینی فرد است که مذهبی یا غیرمذهبی است به هرحال هرکسی دارای ارزش های خاصی است که بر اساس آن افکار اقدام می کند. ( علی احمدی، 1383)
قلمرو دین اسلام
وجود ایدئولوژی؛ ارزش ها و هنجارهای اجتماعی نشان می دهند که قلمرو اسلام فراتر از زندگی فردی است. بررسی دقیق و فراگیر آموزه های کتاب و سنت به روشنی نشان می دهد که حیات آدمی به دو بخش دنیایی و آخرتی تقسیم شده است و این دو ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. اساساً بنا بر بینش اسلامی، چگونگی زندگی انسان در آخرت با توجه به نوع حیات وی در دنیا شکل می گیرد. بر این اساس، هیچ باور، احساس، گفتار و رفتار ریزودرشت فردی و اجتماعی را نمی توان سراغ گرفت که به علت تأثیر مثبت و منفی آن ( اندک یازیاد) در زندگی دنیا و آخرت انسان، مورد امرونهی دینی قرار نگرفته باشد، بنابراین چنان نیست که بخشی از کارهای دنیا، دنیایی محض و بی تأثیر در آخرت انسان بوده و خارج از گستره دین باشد و بخش دیگر مربوط به آخرت و داخل در قلمرو آن باشد( اسدی،1383)
فرهنگ و احیای ارزش های اسلامی
در جامعه اسلامی ای که فرهنگ اسلامی رعایت می شود، ارزش های اسلامی در عملکرد و رفتار مردم تجلی پیدا می کند و هر بیننده ای می تواند نمود این ارزش ها را که در قالب یک نظم اسلامی پدیدار می شود، مشاهده کند، همین فرهنگ را می توان در معماری، در علوم، در تجارت و کسب وکار مردم مشاهده نمود و بدین لحاظ تشخیص مثلاً یک شهر اسلامی با یک شهر بافرهنگ دیگر به سادگی ممکن می گردد. ازاین جهت می توان گفت که در یک جامعه اسلامی اعمال و رفتار و بلکه اندیشیدن مردم به نحوی در ارتباط با عالم ” راز” و یا به صورت یک امر ” قدسی” بروز می کند و این فرهنگ جهت الهی دارد. این جهت گیری عمده ترین نشانه ای است که می تواند یک جامعه الهی را از یک جامعه غیر الهی متمایز سازد. قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و به علت شکاف عمیقی که بین جامعه آن روز و جامعه اسلامی به وجود آمده بود فرهنگ جامعه یک فرهنگ مبتنی بر ارزش های اسلامی نبود، اگرچه به علت نفوذ عمیق مذهب در جامعه ایرانی، ارزش های دینی عمیقی بر قلوب بخش وسیعی از مردم حاکم بود، اما در ظاهر یک فرهنگ غیردینی، خصوصاً در شهرهای بزرگ بر جوامع سایه انداخته بود. از سوی دیگر به علت رشد و توسعه تکنولوژی، و خصوصاً به علت توسعه و گسترش وسایل ارتباط جمعی و به ویژه از آن لحاظ که جهت دهی استفاده از این ابزار در اختیار قدرت های بزرگ طاغوتی و جوامع غیرمسلمان قرار داشت، به نحوی سلطه فرهنگ بیگانه و یا تهاجم فرهنگی گریبان گیر کشورهای به اصطلاح غیر توسعه یافته گردیده و این امر نیز تاکنون ادامه دارد. بدیهی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و توجه بیشتر به اشاعه ارزش های اسلامی، چگونگی حذف فرهنگ بیگانه و احیای ارزش های اسلامی موردتوجه صاحب نظران و اولیای امور قرار گرفت، اما همزمان با این مسئله هجوم و یورش فرهنگ بیگانه نیز با کمک علم و تکنولوژی، تشدید شد و این رویارویی کماکان ادامه دارد، و بدین ترتیب جامعه اسلامی هم اکنون با خطیرترین لحظات تاریخی خود مواجه است. برای مقابله با چنین رویارویی و بلکه برای احیا و گسترش فرهنگ مبتنی بر ارزش های اسلامی با دست خالی نمی توان به مبارزه بافرهنگ بیگانه که علم و تکنولوژی را به عنوان پشتوانه با خود دارد پرداخت بلکه باید ضمن احیای ارزش های معنوی به تقویت بنیه علمی و فنی جامعه پرداخت همان گونه که در دوران شکوفایی تمدن اسلامی نیز چنین بوده است. لازم به ذکر است که احیای فرهنگ اسلامی صرفاً در رابطه با احیای ارزش های اسلامی میسر است. این اقدام در صورتی می تواند به پیروزی انجامد که اسباب آن، همه فراهم آمده باشد. بزرگ ترین آفت برای هر حرکت فرهنگی سطحی نگری، ساده انگاری و دست پاچگی است. هر فرهنگ و تمدن بادوام باید از قلوب مردم نشأت بگیرد. (مضطرزاده، 1375)
بخش سوم: فرهنگ اسلامی
تعریف فرهنگ اسلامی
فرهنگ اسلامی، مجموعه ای از اعتقادها و اصول اسلامی، آداب ورسوم، اخلاق و ارزش ها و قوانینی است که از وحی سرچشمه گرفته است( کارگروه تدوین شاخص های فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1389) وجه تمایز این تعریف با تعاریف دیگر این است که عناصر فرهنگ اسلامی از وحی نشأت می گیرد. هدف در فرهنگ اسلامی رشد و شکوفایی جامعه بشری و رسیدن آن به کمال می باشد. برای رسیدن به این منظور ابتدا باید هر فرد به اصلاح خود بپردازد. بر این اساس، فرهنگ اسلامی با توجه به موضوع تقویت رفتارهای مفید کارکنان به عنوان عامل مهم در افزایش بهره وری، راه رسیدن به آن و نیز تعالی روحی را تزکیه نفس عنوان می نماید. به طوری که هدف از فرستادن پیامبران نیز همین معرفی شده است.( رضایی وسبزیکاران، 1391) همچنین می توان گفت فرهنگ اسلامی” مجموعه عقاید، باورها، ارزش ها، آداب ورسوم، الگوها، روش و شیوه های عمل متخذ از قران کریم و سنت معصومین(ع)” حال، فرهنگ هریک از افراد و جوامعی که دین رسمی آنان اسلام است، در صورتی اسلامی قلمداد می شود که بر تمامی روابط چهارگانه ایشان باخدا، خود، طبیعت و جامعه حاکم باشد. از سوی دیگر، هرگاه مهنای فرهنگ به ” دستاوردهای بشر و میراث اجتماعی” آن اطلاق شود، فرهنگ اسلامی عبارت از: ” مجموع آثار مثبت مادی و غیرمادی جوامع اسلامی که افراد، آن عقاید ، باورها، ارزش ها، آداب ورسوم، الگوها و شیوه های عمل خود را از قران کریم و سنت معصومین(ع) اخذ کرده، در پیروی از آن هیچ گونه کوتاهی عمدی روا ندارد( عسگری وزیری و زارعی متین، 1391)
مبانی فرهنگ اسلامی
اسلام خود را دین جهانی دانسته و با فراخواندن بشر به سوی باورها، ارزش ها و هنجارهای توحیدی، بر آن است که جامعه( امت واحده) و فرهنگ جهانی واحدی( توحیدی) تشکیل دهد؛ فرهنگی که مبتنی بر فطرت مشترک انسانی و مبتنی بر ارزش های اسلامی است. اما از سوی دیگر واقعیت های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر جوامع بشری را هرچند که مورد تأیید نباشند پذیرفته و پیروان خود را ناگزیر از زندگی در آن و ارتباط با بیگانگان می داند. ازاین رو، به چاره اندیشی پرداخته است تا از یک سو، مسلمانان بتوانند هویت فرهنگی خود را حفظ کرده، تعمیق بخشند و از سوی دیگر، با اصلاح فرهنگ ” جاهلی”، زمینه ” توحیدی” شدن آن ها را فراهم آورند؛ بر این اساس، ضمن به رسمیت شناختن مرزهای جغرافیایی و قراردادی در روابط بین الملل، اساس تفکیک بین جوامع بشری را ” جهان بینی” توحیدی و غیرتوحیدی دانسته و نظر به حاکمیت اسلامی و غیر اسلامی، آن را به ” دارالکفر” و ” دارالسلام” تقسیم می کند. جهان بینی اسلامی، که مبانی و جغرافیای فکری – فرهنگی اسلام را ترسیم می کند، از عناصر متعددی شکل گرفته است که برخی بنیادین و زیربنای دیگر باورها و نیز ارزش ها، ایدئولوژی و هنجارهای اسلامی به شمار می روند و برخی دیگر از اهمیت نسبی کم تری برخوردارند. این عناصر به ترتیب اهمیت، به سه دسته هستی شناسی ( توحید)، انسان شناسی( معاد) و راه و راهنما شناسی ( نبوت) تقسیم شده، اصول سه گانه دین را شکل می دهد)اسدی، 1383)
ابعاد فرهنگ اسلامی

مطلب مشابه :  سرمایه