واحدهای تولیدی کوچک

دانلود پایان نامه

نظریه قلب زمین مکیندر هنوز اعتبار دارد و آمریکا می داند تنها در صورت حضور در منطقه می تواند با آرامش به پی ریزی نظم مورد نظر خود در جهان بپردازد. در همین راستا است که آمریکا در منطقه در پی ایجاد پایگاه‎های نظامی در منطقه برآمده است. در حقیقت، آمریکا ادامه نفوذ ایران و روسیه را خطری برای منافع دراز مدت خود در منطقه تلقی می کند. در عین حال آمریکا تحرکات چین را در آسیای مرکزی تحت نظر دارد، ولی در کوتاه مدت آن را خطری برای خود تلقی نمی کند. ترکیه نیز در منطقه فعال است و متحد اصلی آمریکا محسوب می شود. آمریکا برای اجرای سیاست های خود در منطقه به همکاری ترکیه تکیه دارد و سعی میکند علاوه بر استفاده از رابطه مستقیم با کشورهای این منطقه برای دستیابی به منافع خود، به ترکیه کمک کند تا حضور و نفوذ خود را در منطقه تقویت کند و آمریکا از این طریق بتواند به طور غیرمستقیم دستیابی به اهداف خود را تسهیل کند. در یک جمع بندی کلان، مهمترین عواملی که از نظر دولت آمریکا به این منطقه اهمیت می بخشند، عبارت اند از: الف) امکان کنترل روسیه، چین و ایران؛ با توجه به موقعیت ژئواستراتژیک آسیای مرکزی و قفقاز، یکی از اهداف نفوذ و حضور آمریکا در منطقه کنترل سیاست های روسیه، چین و ایران می باشد. ب ) اهمیت ژئوپلیتیک منطقه در برنامه دراز مدت آمریکا برای مبارزه به افراط گری و تروریسم؛ به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان این منطقه از نظر نظامی و امنیتی جایگاه ویژه ای در سیاست آمریکا پیدا کرده است. ج ) منابع انرژی منطقه؛ با توجه به افزایش نیاز به انرژی در آینده، وجود منابع نفت و گاز بر اهمیت منطقه آسیای مرکزی و قفقاز افزوده و موجب رقابت برخی از قدرت های اقتصادی برای تسلط بیشتر بر منابع انرژی شده است. (واعظی 1386: 6-284).
4-2-3-عدم یکپارچگی فرهنگی-اجتماعی ارمنستان
ارمنستان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و کسب استقلال ، همواره بعنوان متحد اصلی این کشور در سطح بین المللی واقع گردیده و نزدیکی به روسیه را بعنوان عامل اتکاء در سیاست خارجی خویش برگزیده است. گسترش روابط سیاسی و فرهنگی با سایر کشورها از دیگر اقدامات مسئولین ارمنی بشمار می آید که از آن می توان به قراردادهای فرهنگی میان این کشور با کشورهایی همچون جمهوری اسلامی ایران، هند، چین، سوریه ، کره جنوبی، لهستان، آلمان، امارات متحده عربی و برزیل نام برد اگر چه سیستم حکومتی ارمنستان سکولار بوده و مقامات مذهبی نقشی در اداره کشور ندارند اما مذهب در این کشور عامل همبستگی و هویت ملی می باشد. وجود اسقف اعظم ارامنه جهان در این کشور (گارگین دوم) علی رغم جدایی دین از سیاست، موجب گردیده که دیدار و مذاکره با ایشان بعنوان شخصیتی تراز اول، در دستور کار تمامی هیات های عالی رتبه سیاسی قرار گیرد.نهاد خانواده نیز در جامعه ارمنی بعنوان نهادی مقدس محسوب می گردد.هر چند که در مواجهه با موضوع جهانی شدن و مدرنیته ، این نهادبا چالش مواجه گردیده است.
آموزش درارمنستان ازجایگاه بالایی برخوردار است، بطوریکه 99 درصد از مردم این کشور از نعمت سواد برخوردارند.علی رغم وجود محدودیت ها درحوزه مطبوعات، کتاب و جراید موردتوجه عامه مردم می باشد.در حال حاضربیش از181عنوان روزنامه معتبر ، 54 ایستگاه رادیویی و110 شبکه تلویزیونی ارمنی در این کشورو خارج از آن به ترویج فرهنگ ارمنی و تحکیم ارتباطات این قوم در سراسر جهان مشغول اند.نگاهی اجمالی به برخی از اهداف فرهنگی کشورمان درارمنستان:1- معرفی و عرضه فرهنگ ، هنر و تمدن ایرانی2- ترویج و توسعه زبان و ادبیات فارسی3-معرفی ، گسترش و احیاء فرهنگ ، اندیشه و تمدن اسلامی4-گسترش تبادل هیات های رسمی فرهنگی و انعقاد موافقتنامه های رسمی دو جانبه و بین المللی5- رسیدگی به امور فرهنگی و اجتماعی و تقویت هویت ملی و فرهنگی ایرانیان در ارمنستان6- شناخت ویژگی های فرهنگی، دینی و اجتماعی ارمنستان7- تقویت گفتگوی ادیان میان اسلام و مسیحیت
4-3-جایگاه ایران دراستراتژی ارمنستان
جمهوری اسلامی نماد اسلام است؛ بنابراین هرچه قوی تر باشد، جهان اسلام هم قوی تر است و هرچه توان عملش بیشتر باشد، به نفع مسلمانان جهان است. خصوصا”کشورهای منطقه می باشد. نباید اهداف سیاست خارجی خود را به گونه ای تعریف کنند که سایر کشورها دستخوش هراس و تهدید شوند. افزایش اقتدار ملی و بین المللی در گرو ستیز با قدرت های بین المللی نیست. زیرا اگر چنین شود، کشور همواره یا در حالت جنگی است و یا در حالت نه جنگ و نه صلح به سر می برد و این روند زیان های جبران ناپذیری را بر پیکر امکانات و بسترهای توسعه کشور وارد می کند و ظرفیت های دیپلماتیک و سیاست خارجی نیز هزینه مقابله با بحران هایی می شود که توسط قدرتهای بزرگ برای کشور ایجاد می گردند. ایران نیز جایگاهی متفاوت و برتر در سطح منطقه و نظام بین المللی به دست می آورد. از این رو، آمریکا ایران را متهم به ستیز با نظام بین الملل و بی اعتنایی به قواعد می کند. بر اساس نظریه انتقال قدرت که نظام جهانی را مبتنی بر یک ساختار سلسله مراتبی تک چندقطبی می داند، ایران همواره پس از انقلاب اسلامی یک ناراضی و چالشگری بزرگ در هرم های قدرت منطقه ای و جهانی نظام بین المللی بوده است که این وضع می تواند برای قدرت چیره خطر آفرین باشد و از این رو، با مقابله شدید ابرقدرت و سایر قدرت های بزرگ و هم پیمانانشان روبه رو می شود. بنابراین به باور پژوهشگران، اگر ایران بخواهد به یک قدرت برتر تبدیل شود، نیازمند جلب اعتماد دیگر بازیگران عرصه های نظام بین الملل است. برای این امر باید فرستنده این پیام باشد که خواهان دگرگونی درون سیستمی است نه ضدسیستمی؛ به این معنی که هدفش دگرگونی در ساختار نظام بین الملل نیست، بلکه به دنبال بهبود جایگاه خود در درون نظام بین الملل است. (سیف زاده، 15، 1382 )
دراین راستا، تاریخ بی ثباتی های بین المللی در چند سده گذشته حاکی از آن است که هرگاه در نظام بین الملل بی ثباتی پدید آمده است، کشور ایران نیز به سبب شرایط ویژه ژئوپلیتیکی، یکی از قربانیان این فرآیند بوده استبنابراین، امنیت پایدار برای ایران در گرو ثبات و امنیت بین المللی است. پس ج. ا. ا. با حفظ ارزش های ویژه خود، برای انتقاد از نظام بین الملل یا بایدازاندیشه هایی که نظام کنونی را پدید آورده است انتقاد کند، یا از خود نظام بین الملل کنونی و موجودیت آن انتقاد کند. اما توانایی دگرگون کردن ساختار نظام به سود خود را ندارد و تنها می تواند از فرصت هایی که پدید می آید، بهره برداری کند و محدودیت ها را کاهش دهدو چون به تنهایی نمی تواند به ستیز با این محدودیت ها برخیزد، لزوماً باید به همکاری و ائتلاف نیز بیندیشد.بنابراین با توجه به لزوم نگاه راهبردی و پایدار (توسعه گرایانه) به رویکردهای بین المللی، سیاست خارجی کشور ایران به دور از پیوند با معضلات منطقه ای، بایدبر مبانی مولفه های ژئوپلیتیک (موقعیت، وضعیت، منابع انرژی، عرصه های فرهنگی وتاریخی، ایدئولوژی، منابع انسانی و…) شکل بگیرد.به طورکلی ایران به عنوان کشوری بین المللی با ویژگی های منحصربه فرد وجایگاهی متمایز درتحولات استراتژِیک، همواره از تغییر و تحولات نظام بین المللی تاثیر می پذیرد و بر آن نیز متقابلاً تاثیر می گذارد.تردیدی نیست که ایران با توجه به ویژگی های خاص ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر، یک کشور مؤثر بین المللی است و بسیار فراتر از کشوری منطقه ای و محلی عمل می کند. بسیاری از کشورها صرفاً یک کشور بومی به شمار می روند؛ یعنی نه قدرت منطقه ای هستند و نه بر تحولات منطقه تأثیرگذاری چندانی دارند. در این باره می توان مثال های بسیاری را در آسیا، آفریقا و حتی اروپا ذکر کرد.( رمضانی، 71، 1380)
عواملی مانند نیروی انسانی جوان و با استعداد، موقعیت خاص ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک با ذخایر بسیار غنی و متنوع، ظرفیت های بالقوه ای را برای تبدیل ج. ا. ا. به یک بازیگر برتر منطقه ای و مؤثر در امور جهانی مهیا کرده است. ج. ا. ا. برای ارتقای جایگاه فعلی خود که در معیارهای جهانی قابل توجه است، باید از وضعیت انتقالی و در حال گذار نظام جهانی نهایت بهره برداری را کرد و در قالب همکاری ها و اتحادیه های بین المللی و با حضور مؤثر در پیمانهای استراتژیک منطقه ای و فرامنطقه ای، تلاش کند تا با ایفای نقشی مشارکتی برای تامین اهداف و تدابیر کلان داخلی و خارجی خود با این سازمانها در تصمیم سازی های جهانی حضوری مؤثر داشته باشد. خصوصا آنکه با گسترش روندهای جهانگرایی اهمیت گروه بندی ها و همکاری های بین المللی بیش از گذشته نمایان شده است. در این فرآیند، هر کشوری که خود را با پیمان های مختلف متصل و مرتبط نماید، در شرایط بهتری قرار داشته و از امواج گسترده جهانی شدن کمتر آسیب می بیند. (قاسمی، 38، 1384).
بنابراین با توجه به فرآیند نوین تحولات سیاسی نظام بین المللی، اساسی ترین مسأله برای تقویت اثربخشی ژئوپلیتیکی سیاست خارجی ایران، توجه روزافزون به افزایش منافع ملی و رونق بسترهای پیشرفت جامعه است. اما از آنجایی که همواره به لحاظ ارتباط تنگاتنگی که شرایط خاص موقعیت مکانی کشور ایران با روند های سیاسی نظام بین الملل و استراتژی جهانی داشته و رشد و توسعه را در آن مستلزم ایجاد فضای باز ژئوپلیتیکی نموده است، چگونگی رفتار ها و عملکردها در حوزه سیاست خارجی آن همیشه از وضعیت تعیین کننده تر ی در تامین سطح هزینه ها و منافع، میزان و نوع ارتباط این کشور با عرصه های بین المللی بهره مند بوده و از اهمیت به مراتب بالاتری در دستیابی به اهداف اساسی و توسعه پایدار کشور برخوردار می باشد. امروزه اهمیت این حوزه به نحویست که موضوع توسعه برون گرا در سند چشم انداز بیست ساله کشور با اولویت خاصی برای گسترش تعاملات با محیط بین المللی، مورد تاکید کارگزاران کشور قرار گرفته است. علاوه بر تقویت پیمان های سیاسی باید از تشکل های اقتصادی در جهت توسعه و تجهیز بنیان های اقتصادی کشورهای عضو با تولیدات متنوع و به ویژه تولیدکنندگان منابع استراتژیک از جمله نفت و گاز و یا دارندگان ذخایر زیرزمینی ارزشمند استفاده شود. در کنار اپک که دارای اهمیت فراوانی در اقتصاد جهانی است، اکوبه عنوان یک سازمان اقتصادی منطقه ای نیز باید تقویت و کارآمدشود. مع الوصف چنانکه پیشتر نیز گفته شد، ایران کشوری بین المللی است که تبعا تاثیر تحولات ملی و بین المللی آن بصورت متقابل است. بنابراین مجموعه شرایط والزامات کنونی تاثیرگذار خارج از مرزهای ملی بر سیاست خارجی ایران را بطور کلی می توان به عوامل زیرتقسیم کرد:
الف) تاثیر بلوک بندی ها بر سیاست خارجی ب) تاثیر اوضاع و شرایط اقتصادی و ژئواکونومیک بر سیاست خارجی پ) تاثیر ویژگی های ژئوپلیتیک بر سیاست خارجی ت) تاثیر نگرش ها و رویکردها ی ایدئولوژیک بر سیاست خارجی ث) تاثیر مولفه های نرم افزاری اعم از تبلیغات و افکار عمومی بر سیاست خارجی، بر این اساس با پایان گرفتن بلوک بندی شرق و غرب و شرایطی که ایران برای عضویت در بلوک بندیهای مختلف پیدا کرده است، باید بر ضرورت تحرکات ایران در حوزه های روابط دوجانبه و بین المللی تأکید شود و در بعد منطقه ای نیز با تکیه بر سیاست اعتمادسازی متقابل موجبات تقویت موقعیت ایران در منطقه و جهان فراهم گرددبنابر این ضروری است که با نگرشی عملیاتی، اهداف ذیل در دستور کار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند: 1ـ حمایت ازرشد و توسعه پایدار عمومی کشور. 2ـ دفاع از هویت و ارزشها و اعتلای تفاهمات بین المللی. 3ـ مدیریت تهدیدها و فرصت های خارجی در شرایط ویژه. 4ـ اصل عدم سلطه پذیری و سلطه جویی در روابط خارجی. 5ـ اصل حمایت ازرویه ها و رویکردهای اسلامی درتعاملات بین المللی(پیروزان،1391،75)
مع الوصف، تحولات شگرف تکنولوژیک و الزامات همگامی با آن در شرایط جدید بلوغ اجتماعی ایران، امروزه به اساسی ترین چالش در سیاست خارجی و توسعه ملی این کشور تبدیل شده است. امروزه پیشرفت هر کشوری منوط به پیشرفت و ظهور فضاهای متنوع در جامعه آن است و موفقیت در سیاست خارجی هم مستلزم برخورداری از یک جامعه قوی است. حال آنکه در گذشته لازمه سیاست خارجی موفق در هر کشوری، بهره مندی آن از یک دولت قوی بود. این است که با تحولات جدید در روابط بین الملل، سیاست خارجی تبدیل به چهارچوبی برای تسهیل روشهای افزایش ثروت ملی در کشورها شده است (قاسمی، 38، 1384).بنابراین با توجه به فرآیند نوین تحولات سیاسی نظام بین المللی، اساسی ترین مسأله برای تقویت اثربخشی ژئوپلیتیکی سیاست خارجی ایران، توجه روزافزون به افزایش منافع ملی و رونق بسترهای پیشرفت جامعه است.مناسبات کاملا نزدیکی میان ایران و ارمنستان برقرار است و این دامنه بسیاری از داد و ستدهای اقتصادی را دربر می گیرد. در خصوص وضعیت اقتصاد ارمنستان باید نکاتی را مورد نظر قرار داد. به هر شکل وضعیت اقتصادی جمهوری ارمنستان در مقایسه با سالهای گذشته، پیشرفت قابل توجهی داشته و علی الخصوص در زمینه تولیدات داخلی و راه اندازی واحدهای تولیدی کوچک و بزرگ قدم های موثری برداشته شده است.دلایل توسعه روابط اقتصادی و تجاری ایران و ارمنستان به ریشه های متعدد تاریخی و اجتماعی باز می گردد.جمهوری ارمنستان در منطقه قفقاز واقع شده و یکی از بازارهای هدف صادراتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به شمار می آید و در همین حال نزدیکی دیدگاه های سیاسی ایران و ارمنستان در مجامع بین المللی به یکدیگرمی تواند در سطح تعاملات تجاری دو کشور تاثیر خوبی داشته باشد. وجود روابط حسنه سیاسی بین دو کشور، مرز مشترک و عضویت ارمنستان درسازمان تجارت جهانی (WTO) و سایر سازمانهای اقتصادی بین المللی و منطقه ای می تواند در توسعه روابط اقتصادی ایران با این کشور تاثیر به سزایی داشته باشد.در همین حال نباید این نکته را از نظر دور کرد که کشور ارمنستان محصور در خشکی است و نیاز به توسعه روابط با کشورهای منطقه دارد.(عزتی،87،،1384)وجود زمینه های مساعد همکاری و سرمایه گذاری در بخش های انرژی، صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات و زمینه های مساعد جهت صدور خدمات فنی و مهندسی در زمینه های مختلف و و همکاری در زمینه انرژی، پتروشیمی، خط لوله انتقال گاز طبیعی به ارمنستان، انتقال برق، احداث سد، ایجاد کارخانه های تولیدی، صنعتی، استخراج معادن و گردشگری و همکاری در اجرای پروژه های اولویت دار و همکاری در 2 پروژه احداث تونل گاجران در استان سیونیک و پروژه انتقال لوله گاز از دیگر زمینه ها و برنامه های مشترک میان ایران و ارمنستان است.صادرات برخی از تولیدات به کشورهای مختلف و شرکت در نمایشگاههای مختلف بینالمللی و برگزاری نمایشگاههای مختلف در ایروان و معرفی تولیدات داخلی حائز اهمیت است.
4-3-1- حجم مبادلات تجاری ایران وارمنستان
حجم صادرات ارمنستان به دلیل داشتن رشد اقتصادی ثابت و متعادل و همچنین به رهمند بودن از نظام تجارت آزاد از سال 1999 به صورت چشمگیری افزایش پیدا کرد و به همراه آن به دلیل رشد تولیدات داخلی، واردات نیز کاهش یافت. درسال 1999 حجم صادرات این کشور به میزان 5.1 درصد افزایش یافت و این در حالی است که رشد واردات با 10- درصد به حد منفی رسید.
درسال 2004 حجم صادرات و واردات به ترتیب 4.3 درصد و 5.6 درصد افزایش یافت. درسال 2005 روند رشد صادرات ادامه پیدا کرد و به 31.5 درصد رسید. در حال حاضر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، اتحادیه کشورهای مستقل مشترک المنافع، ایالات متحدهُ آمریکا کشورهای اصلی صادر کننده و وارد کننده به ارمنستان هستند.
جدول شماره: 4-2- مبادلات بازرگانی ایران و ارمنستان
2006
2007
2008
2009
2010
واردات از ایران (میلیون دلار)
014/113
010/141
856/200
901/133
711/217

مطلب مشابه :  درونی سازی، نیاز ، قابلیت جذب دانش و آموزش عالی