وزارت جهاد کشاورزی

دانلود پایان نامه

فصل دوم:
مروری بر ادبیات موضوع:
الف – مروری بر پیشینه تحقیق:
سابقه مطالعات در چارچوب مسائل زنان در ایران از قدمت چندانی برخوردار نیست ولی مطالعاتی از سوی سازمانها وارگانهای مختلف در رابطه با مسائل مختلف زنان صورت گرفته است که برای نمونه می‏توان به طرح«نقش زنان در توسعه کشاورزی مناطق روستایی ایران» که در سال 1365 منتشر شده توسط وزارت کشاورزی و طرح«وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی زنان روستایی» که در دو مجله، توسط وزارت جهاد کشاورزی صورت گرفته می‏توان اشاره کرد.
علاوه بر این‏ها، دفتر امور زنان ریاست جمهوری با همکاری یونیسف، مطالعاتی تحت عنوان زن و توسعه را منتشر ساخته است. سلسله مقالاتی توسط دانشگاه‏الزهرا(س) در زمینه اعتبارات خرد منتشر شده و به نقش اعتبارات در بهبود وضعیت زنان پرداخته شده است. علاوه بر این، یک پژوهش عمده به برآورد از طرحهای«گرامین» و «براک» بر هشت معرف توانمندسازی زنان پرداخته است که عبارتند از:
تحرک، امنیت اقتصادی، توانایی انجام خریدهای کوچک، توانایی انجام خریدهای بزرگ، دست داشتن در تصمیمات عمده خانوار، آزادی نسبی از سلطه خانواده، آگاهی سیاسی و حقوقی و مشارکت در اعتراضات عمومی و مبارزات سیاسی.(Hashemi et al, 1996). این مطالعه چنین نتیجه‏گیری می‏کند که در مجموع، دسترسی به اعتبار، زنان را قادر ساخته است تا برای بهبود وضعیت خویش، در داخل خانوار به مذاکره بپردازند. همچنین استدلال شده است که تمرکز بر زنان بیشتر با مقاصد مالی سرو کار دارد تا هدف توانمندسازی.
بنا به گفته«راترفورد» (Rutherford, 1995) دلیل واقعی برای هدف‏گیری زنان در بنگلادش آن است که آنان قابل دسترس هستند. زیرا در طی ساعات کار در منزل هستند، احتمال بیشتری دارد که به موقع اقساط خود را بازپرداخت کنند، در مقایسه با مردان انعطاف‏پذیرتر و صبورتر هستند، و ارائه خدمات به آنها ارزان‏تر است.
گوئتز و سن‏گوپتا پیشنهاد می‏کند که برای اجتناب از تشدید منازعات مبتنی بر جنسیت، وام‏ها باید بطور مستقیم به مردان نیز مانند زنان اعطاء شود و همزمان تلاش‏هایی باید برای تغییر نگرش مردان نسبت به ارزش زنان صورت گیرد.(Goetz and Sen Gupta, op. Cit.) به نقل از (جانسون و روگالی، 1383، 22، 21) علاوه بر این مطالعات، مطالعات پراکنده‏ای نیز بصورت پایان‏نامه‏های دانشجویی و یا کتب و مقالاتی توسط اساتید در زمینه توانمندسازی زنان و نقش اعتبارات واگذار شده به زنان به عمل آمده است.
بطور مثال حجت‏الله شرفی(1379) پایان‏نامه‏ای راجع به اثر کمکها و اعتباراتی که کمیته امداد امام‏خمینی(ره) در توسعه روستایی از دید روستائیان داشته، به مطالعه پرداخته است. در این زمینه سیدحسن حسینی(1375) پژوهشی در زمینه محرومیت‏زدایی کمیته امداد امام‏خمینی(ره) در منطقه بشاگرد و فرزانه کردی(1375) به مطالعه مشارکتهای مردم در برنامه‏های کمیته امداد امام‏خمینی(ره) پرداخته است. جمشید پژویان(1373) سیاستهای حمایتی از قشرهای آسیب‏پذیر را مورد عنایت قرار داده است. بهاء‏الدین نجفی(1382) هم به تجربه‏های جهانی و امکانات توسعه تأمین مالی خرد در ایران پرداخته است.
شادی طلب(1383) نیز مقاله‏ای در زمینه شیوه‏های توانمندسازی زنان سرپرست خانوار به رشته تحریر در آورده است که در آن به مطالعه زنان سرپرست خانوار شهر اراک پرداخته است. ایشان در این مقاله، این مسئله را مورد بحث قرار داده است که زنان سرپرست خانوار مسئول فقر خود نیستند و کارکردهای گروههای خودیار و نتایج این گروهها در توانمندی زنان را مورد بررسی قرار داده است. عرب مازار و سعدی (1383) در مورد بانک کشاورزی و حمایت مالی از زنان سرپرست خانوار روستایی با نگاهی به طرح حضرت زینب‏کبری(س) به مطالعه پرداخته‏اند و نقاط ضعف و قوت این طرح را در سطح کل کشور بررسی کرده‏اند و مسائل کلیدی و چالش
ها و دشواری
های ریشه
ای طرح حضرت زینب کبری (س) را مطرح کرده
اند و به مواردی مانند کمبود اعتبار ابلاغی به شعبه
ها، پایین بودن سقف اعتبار پرداختی به هر فرد، نا آشنایی مخاطبان به طرح و نیز مقررات بانک، تنگناهای مربوط پیدا کردن ضامن برای دریافت وام، بازپرداخت نشدن به موقع وام، نداشتن دانش کافی درباره رشته
ای که متقاضی فعالیت دارد، دارای شرایط نبودن برخی از متقاضیان از نظر سن، شغل و نداشتن وجه مثبت در بین مردم اشاره کرده
اند.
علاوه بر این، ایشان (1384) به بررسی توانمندسازی زنان از طریق اعتبارات خرد در همایش اعتبارات خرد برگزار شده در مورخ 19 ، 20 آذر 1384 در دانشگاه تربیت مدرس پرداختند و نمونه‏های موفق را در سطح جهان برشمردند. ایشان در این تحقیق به بررسی عملکرد طرح حضرت زینب کبری (س) نیز توجه کرده و متغیرهایی مانند سن، میزان تحصیلات، تعداد افراد تحت تکفل، نوع مصرف تسهیلات، علت سرپرستی مبلغ تسهیلات، پس
انداز قبل از پیوستن به طرح، میزان سرمایه
گذاری در کنار تسهیلات انجام شده، نظارت بر مصرف وام، میزان رضایت از طرح، سازمان حامی، درآمد حاصل از طرح را به عنوان متغیرهای اثرگذار در نظر گرفته
اند.
ب ـ مروری بر پیشینه موضوع:
1- روند پیدایش برنامه‏های توسعه:
دستیابی به توسعه و بهبود کیفیت زندگی از آرمانهایی است که همواره ذهن بشر را به خود مشغول نموده و هر از چندگاهی بر اساس تجارب بدست آمده تعریف جدیدی از توسعه بر‏می‏خیزد و به دنبال آن اهداف معینی مشخص می‏شود.
در قطع نامه‏های سازمان ملل، دهه 1960 را دهه توسعه نامیده و توسعه عمدتاً بر حسب نیل به هدف نرخ رشد سالانه 6% در تولید ناخالص ملی تعریف شده است. نتایج اعمال سیاستهای رشد اقتصادی در کشورهای جهان سوم که عمدتاً متوجه رشد شتابان صنعتی بود، نه تنها موجب شد کشاورزی سنتی این جوامع را جلو کاروان صنایع مونتاژ قربانی کنند، بلکه نابرابری‏های اجتماعی را تشدید کرده و بقول سیرز (P. Seers) این سیاستها نه تنها فقر، بیکاری، نابرابری اقتصادی و اجتماعی را زایل نکرد، بلکه حتی بر میزان آن افزود و به عبارتی فقر را جابجا کرد، بیکاری و نابرابری را افزایش داد. توسعه اقتصادی مقوله
ای بود که از دهه 1970 جایگزین واژه رشد شد یا به به عبارت روشن
تر تکیه بر افزایش درآمد ناخالص ملی مردود دانسته شد و متغیرهای دیگری هم به رشد افزوده شد. به نحوی که مثلاً پروفسور گولت (Gollet) ودیگران گفته
اند که برای درک معنای توسعه اقتصادی باید حداقل به 3 مقوله به عنوان پایه اساسی و رهنمود عملی در راه رشد نگریسته شود. معاش زندگی، اعتماد به نفس و آزادی، تا دهه 1980 عوامل دیگری هم به مقوله رشد اقتصادی افزوده شد و توسعه اقتصادی را عبارت دانستند از مقوله
ای که در صدد رسیدن به اهداف زیر بصورت یکپارچه باشد.
1. بهره
وری بالاتر و افزایش تولید یا رشد تولید ناخالص ملی
2. توزیع عادلانه منافع توسعه بین افراد جامعه
3. اشتغال که هدف و وسیله توسعه است
4. مشارکت مردم در طراحی و اجرای توسعه
5. اعتماد به نفس که مبارزه با عقده حقارت و تصمیم به استفاده از منابع مالی را شامل می
شود.
6. حفظ توازن بوم شناختی (اکولوژیک).

مطلب مشابه :  زنان سرپرست خانوار