ویژگی‌های فرهنگ

دانلود پایان نامه

اندیشه ورزی
انگیزه در کار
تکریم ارباب رجوع
اخلاق
کار
محیط کار مناسب

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
در چارچوب ارزش مبتنی بر فرهنگ هر ملت، می توان رابطه میان مفروضه ها و اعتقادها، ادراک و عواطف و رفتار را مورد مداقه قرارداد و با تعمیم مدل حاصل از این بررسی، موقعیت های فرهنگی گوناگون و روابط متقابل آن ها را شناسایی کرد. اعتقادات آدمی زیربنای همه مشاهدات، اندیشه ها و تجربیات به شمار می رود و در کارکردهای روزانه او حایز اهمیت فوق العاده است. آدمی در رفع نیازهای خود از طریق پیمایش محیط و در کسب آنچه در مسیر کمال بدان نیاز دارد، با اتکا به اعتقادها بی شمار خود درباره جهان عمل می کند. البته این اعتقادها باید صحیح باشند تا به طور بهینه به کار آیند( رضایی و سبزی کاران،1391)
نقش و جایگاه ارزش های اسلامی در سازمان بسیار مهم و حیاتی است که باید موردتوجه کافی محققان قرار گیرد. در دین اسلام، ارزش ها از نظامی خاص برخوردار بوده دارای ویژگی، مبانی، پیش فرض ها و ملاک های مشخص است. ازاین رو محققان باید آن ها را به صورت مجموعه ای موردتوجه قرار داده و در مطالعات خود بکار گیرند.
بخش اول: فرهنگ سازمانی
تعریف فرهنگ
کلمه فرهنگ مرکب از دو جزء”فر، هنگ” است که فر به معنای بالا و جلو و هنگ به معنای قصد کردن و آوردن، کشیدن و نیز تعلیم و تربیت است. در زبان علمی جامعه شناسی در ایران، فرهنگ معادل لاتین CULTURE به کار گرفته شده است که در اصل به معنای کشت و کار و یا پرورش است (بیگلری و همکاران، 1390). فرهنگ الگویی از مفروضات مشترک است که گروه فرامی گیرد، به طوری که مشکلات انطباق پذیری خارجی و هماهنگی داخلی گروه را حل می کند، و به سبب عملکرد و تأثیر مثبتش معتبر دانسته می شود و ازاین جهت به مثابه روش صحیح ادراک، تفکر و احساس در خصوص آن مشکلات گروه به اعضای جدید آموزش و یاد داده می شود( شاین ، 1383) و همچنین می توان گفت فرهنگ یک سازمان مینیاتوری از فرایندهای کلان فرهنگی محیط سازمان است، حدومرز چنین فرهنگی توسط این فرایندها تعیین می شود. هر سازمان جنبه هایی از فرهنگ های ملی، منطقه ا، صنعتی، شغلی و حرفه ای را که در آن فعالیت می کند را به نمایش می گذارد و تا حدودی بر اساس فرایندهای فرهنگی تثبیت شده توسط تعدادی از بازیگران محیطی شکل می گیرد، فرهنگ کلیت پیچیده ای از جنبه های متمایز معنوی، مادی، فکری و روحی است که یک جامعه و یا گروه اجتماعی را توصیف می کند. فرهنگ نه تنها مشتمل بر هنر و مکتوبات، بلکه همچنین شامل شیوه های زندگی، حقوق اساسی انسان ها، نظام ارزشی، سنت ها و اعتقادات است. به عقیده هافستد فرهنگ، برنامه ریزی ذهنی است که به جداسازی اعضای یک گروه و یا یک جامعه از دیگران می انجامد، که بی واسطه ترین مأخذ تأثیرگذار بر فرهنگ سازمانی، کارکنان و افراد درون سازمان می باشند( هافستد، 1387). امروزه مؤسسات موفق به این امر پی برده اند که ارزشمندترین دارایی آن ها، نیروی انسانی می باشد، انسان ها به عنوان مهم ترین عنصر سازمانی تحت تأثیر فرهنگ اجتماعی و سازمانی می باشند . هر سازمان فرهنگ خاص خود را دارد و فرهنگ مزبور با توجه به میزان قدرتش می تواند در امر شکل دادن به نگرش و رفتار کارکنان و مدیران سازمان، نقش به سزایی داشته باشد( الوانی و همکاران، 1391) محیط فرهنگی جامعه عمیق ترین، پردامنه ترین و بلندترین تأثیر را بر رفتار اجتماعی اکثریت اعضای یک جامعه می گذارد زیرا انسان در تنهایی و دور از مردم با الگوهای رفتاری بیرونی و درونی فرهنگ، که در آن رشد یافته است، فکر و عمل می کند. فرهنگ، ارزش های جامعه را به طرز کم وبیش نظام بندی، تعبیر و تفسیر می کند و از گذر فرهنگی است که می توان معنی هدف و نوع رفتار فردی و اجتماعی را دریافت و آن را تفسیر نمود(سیمپور، 1996) فرنگ و بل فرهنگ گروه کاری را الگویی غالب از باورها، احساس ها، هنجارها، کارکردها و متغیرهایی از این شمار می دانند که افراد با آن ها باور می آورند و در رفتارشان چون راهنما از آن ها پیروی می کنند(فرنج و بل، 1984). ساترلند و وودوارد اشاره می کنند که” فرهنگ شامل هر آن چیزی است که بتوان از منبعی به منبع دیگر منتقل شود، یعنی همان میراث اجتماعی و کلیت جامعی که شامل دانش، دین، هنر، اخلاقیات، قانون، ابزارسازی و کاربرد آن ها و روش فرا رساندن آن ها بیان می شود( عسگریان، 1388) همچنین ویلی دراین باره می گوید: فرهنگ سیستمی است از الگوهای عادی- پاسخ گویی که با یکدیگر همبسته و هم پشت هستند” ( مشبکی،1380) ادوارد تایلر مردم شناس انگلیسی، فرهنگ و تمدن را به یک معنا و مفهوم به کاربرده است و فرهنگ را مجموعه ای از معرفت، عقاید، اخلاقیات، قوانین، آداب ورسوم و همه قابلیت های و عاداتی دانسته که انسان به عنوان عضوی از جامعه می پذیر (زیاری، 1999). فرهنگ، نظامی است تا حدودی منسجم، متشکل از اجزایی غیرمادی شامل: ارزش ها، هنجارها، نمادها، باورها و اعتقادات، آداب ورسوم، دانش و اطلاعات رایج و هنرها و اجزای مادی، شامل کالاهای مصرفی، ابزارهای فناوری و میراث فرهنگی نسبتاً مشترک بین اعضای یک گروه اجتماع یا جامعه که از طریق یادگیری از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود(سعیدی کیا، 1386) در ادبیات متداول فرهنگ را می توان ” راه یا طریقی که ما کارها را در پیرامون خود انجام می دهیم” تعریف نمود که درواقع تعریفی ساده از تعریف فرهنگ است (گات و سانز،2002). فرهنگ عبارت است از انبوهی از رفتارهای اکتسابی، مجموعه ای از باورها، عادت ها و سنت ها (جوینت و وارنر،1385) بنابراین نباید به فرهنگ به دیده مشکلی بنگریم که باید آن را حل کرد زیرا شواهد نشان می دهد که فرهنگ می تواند موجب موفقیت در رقابت شود همان گونه که افراد انسانی دارای شخصیت هستند، سازمان ها نیز مانند افراد انسانی می باشند و مانند جوامع که دارای فرهنگ های مختلف هستند آن ها با توجه به اهداف و استراتژی ها، خط مشی ها، پیشینه پیدایش، ساختار سازمانی و رویه های اجرایی دارای فرهنگ خاص خود می باشند(الوانی و همکاران، 1391) آشنایی با ویژگی های فرهنگی و تلاش در جهت درک اینکه فرهنگ چرا و چگونه بر رفتار کارکنان تأثیر می گذارد، از اساسی ترین مسائلی است که مدیران سازمان ها با آن موجه اند اغلب پژوهشگران دلایل اثربخشی و موفقیت اکثر سازمان ها را در همان پدیده هایی مشاهده نموده اند که از آن به عنوان فرهنگ حاکم بر سازمان یاد می کند. (شاین، 1992)
انواع فرهنگ
فرهنگ نقش مدار( وظیفه مدار): در سازمان هایی که فرهنگ نقش مدار غالب است، هر فرد منصوب به شغل همان قسمت است که در عمل مورد انتظار است. یک فرهنگ نقش مدار، فرهنگی است که بر انطباق انتظارات تأکید دارد. این در واحدهای دولتی و همچنین مؤسسات بزرگ بیشتر معمول است. این چنین مؤسساتی می توانند ابزارهایی عقلایی محدود برای تأمین اهداف مشخص باشند( فیزی، 1384)
فرهنگ توفیق مدار: در فرهنگ توفیق مدار افراد علاقه مند به کارشان هستند و تمایل شخصی نسبت به کاری که انجام می دهند رادارند شرکت های مشارکتی کوچک و مؤسسات تحقیقاتی غالباً مثال های مناسبی برای فرهنگ توفیق مدار هستند. هریسون می گوید: بازده واکنش افراد یا انگیزه به خاطر حل مسائلشان است سازمان موفق طلب نیاز به افرادی دارد که افراد واقعاً از انجام وظایفشان لذت می برند و باطناً خشنود هستند. ( عسگریان، 1388)
فرهنگ قدرت مدار: در فرهنگ قدرت مدار بعضی افراد مسلط و دیگران تابع هستند البته این عامل به یک مسئله نسبتاً محدود و ثابت اجتماعی یعنی عادت به تسلیم و تمکین در مقابل وظیفه و مسئولیت بستگی دارد. در سازمان ها تحت فرهنگ قدرت مدار، در بهترین حالت رهبری بر اساس نیرو، حقانیت و سخاوتمندی پدرسالارانه قرار دارد از رهبر انتظار می رود همان طوری که حاوی تمامی قدرت های سازمانی باید به انواع دانش ها مجهز باشد از زیردستان انتظار می رود که تسلیم و تمکین باشند. در بدترین حالات، سازمان ها بر اساس قدرت تمایل به اعمال ترس دارند( فیزی، 1384)
فرهنگ حمایت مدار: سازمان هایی که بر اساس فرهنگ حمایتی شکل می گیرند اعضای خود را وادار می سازند که از طریق روابط، تقابل( دوسره بودن)، تعلق و اتصال لیاقت خود را نشان دهند. فرض این است که افراد با این احساس سرسپرده یک گروه یا سازمان می شوند که آن ها احساس می کنند که خودشان با خلوص نیت عضو شده اند و معتقدند دارای یک ریسک و علاقه شخصی هستند.( عسگریان، 1388)
دین و ارتباط آن بافرهنگ

مطلب مشابه :  دانش آموزان دختر، دانش آموزان پسر، دوره ابتدایی