ویژگی های شخصیتی

دانلود پایان نامه

هویت از مفاهیمی است که از دیرباز ذهن بشر را به خود معطوف داشته است و از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است اما در عین حال واژه ای مبهم است که هر یک از اندیشمندان در حوزه های مختلف اجتماعی و فرهنگی، بنا به چارچوب های روش شناختی متفاوت آن حوزه، به این مفهوم توجه کرده اند. در این گفتار ، برای روشن شدن مفهوم هویت ابتدا به تعریف هویت در لغت نامه ها و فرهنگها و سپس به مفهوم هویت در علوم اجتماعی و در انتها به دو بعد هویت یعنی هویت فردی و هویت اجتماعی می پردازیم.
1- هویت در لغت نامهها
در فرهنگ فارسی معین نیز چنین آمده است: «هویت یعنی 1- ذات باری تعالی 2- هستی، وجود 3- آنچه موجب شناسایی شخص باشد 4- حقیقت جزئیه، یعنی هرگاه ماهیت با تشخص لحاظ و اعتبار شود هویت گویند و…»(معین، 1381، 1223)
علامه علی اکبر دهخدا(1377، 20886) نیز هویت را عبارت از تشخص دانسته و می گوید: «همین معنی میان حکیمان و متکلمان، مشهور است. هویت گاه بر وجود خارجی اطلاق می گردد گاه بر ماهیت با تشخیص اطلاق می گردد که عبارت است از حقیقت جزئیه… . هویت از لفظ هو گرفته شده که اشاره به غایب است.»
در فرهنگ فارسی عمید در باب معنای لغوی هویت چنین آمده: «حقیقت شی یا شخص که مشتمل بر ذات، هستی و وجود است. منسوب به هو»(عمید،1384، 2513)
در فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی، منظور از کلمه هویت اشاره به ذات و تشخیص و این همانی موجودات است و نیز آمده است: واژه عربی هویت دارای کاربرد فلسفی است که عبارت است از دو چیز که با هم در وجود و حقیقت یکی باشند هر چند که دارای بعضی وجوه افتراق باشند. (حجفروش، 1380، 8)
فرهنگ انگلیسی آکسفورد هویت را اینگونه تعریف می کند: هویت به عنوان مجموعهای از ویژگیها، احساسات و عقایدی است که یک فرد را از دیگران متمایز میکند.(هرنبی، 2005، 643)
همچنین، فرهنگ امریکن هریتیج در مورد واژه هویت چنین گفته است:
مشخصههایی که به واسطه آن یک چیز به صراحت قابل شناسایی است؛ 2- مجموعه ای از رفتارها و ویژگی های شخصیتی که به واسطه آن عضو گروه خاصی تشخیص داده می شود؛ 3- کیفیت یا شرایطی که به واسطه آن چیزی مساوی چیزی قرار داده شود؛ 4- ویژگی های فردی.(دیویس، 2004، 584)
بر اساس معانی یاد شده در این لغتنامهها و فرهنگها به طور کلی می توان ویژگیهای یاد شده برای هویت را به این شرح بیان کرد: 1- هویت، حقیقت است. 2- جزئی است. 3- مشتمل بر صفات جوهری(ذاتی) است. 4- ممیز شخص است. 5- مرکب است از ماهیت+تشخص.(عارف، 1389، 112)
بنابراین هویت در فرهنگهای لغت به معنای حقیقت جزئیهای است که شامل صفات ذاتی است که یک شخص یا شی را از دیگر اشخاص و اشیا متمایز میکند.
هویت درعلوم اجتماعی
تعاریفی که در علوم اجتماعی برای هویت ارائه شده در دو دسته قابل تقسیم است.
الف- تعاریف عینی پندار:
در این تعاریف هویت امری عینی و خارجی تعریف می شود. این تعاریف خود نیز دو دسته اند:
یک؛ تعاریف نفسی پندار
دو؛ تعاریف نسبت پندار.
یک- تعاریف نفسی پندار:
منظور تعاریفی است که ناظر به نفس هویت است و آن را امری عینی و مستقل از اموری همچون اجتماع، ذهن و امثال آن می دانند. برخی از این تعاریف عبارتنداز:
– هویت عبارتست از ویژگی های غیر مشترک یا ویژگی های ماهوی خاص انسان یعنی آنچه انسان را از سایر موجودات متمایز می سازد و با بخشیدن وجودی منحصر به فرد، او را برتر قرار می دهد. همه ما در یک دو یا سه ویژگی با هم مشترک هستیم و به اعتبار آن دو یا سه ویژگی به ما انسان می گویند اما انسانیت هویت ما نخواهد بود. هویت یعنی اویی هر انسان. به عبارتی اگر به فردی حسن و به فردی حسین می گویند حتماً حسن صاحب ویژگیهای اختصاصی است که به او حسن می گویند… هویت یعنی وجه اختصاصی ای که در من است و در هیچ انسان دیگری نیست. این وجه اختصاصی را میتوان هویت من گفت، هویت ما مرز میان ما با دیگران است بر اساس این تعریف به کسی می توان گفت بی هویت که هیچ چیز مختص به خود نداشته باشد.(ملکیان، 1384، 50)
– هویت مجموعه خصوصیات فرد یا شی را از دید تعلق به گروه یا نوع تبیین می کند. درواقع هویت که همان اوئیت یا انیّت شخص یا شی است، معادل Identity یعنی این همانی فرد یا شی است.(عبادیان، 1386، 71)

مطلب مشابه :  مهارتهای اجتماعی