پایان نامه

اکثر روانشناسان شادکامی را یکی از شش هیجان اساسی انسان می دانند. هیجانات اساسی عبارتند از خشم[1] ،ترس[2] ، تنفر[3] ، تعجب[4] ، شادی و ناراحتی[5] (دیکی[6] ،1999 ).

ون هون[7] (1984 ) شادکامی را میزانی که یک فرد در مورد کیفیت کلی مطلوبیت زندگی اش قضاوت می کند ، تعریف می کند .آیزنک[8] با اقتباس از تعریف برادبرن[9] ، شادی را حداکثر عاطفه مثبت و حداقل عاطفه منفی تعریف کرده است که احتمالآ کاربردی ترین تعریف شادکامی است .کانت ، شادی را ارضای تما می امیال می داند (آیزنک ،1990،ترجمه فیروز بخت و بیگی ، 1375 ).به اعتقاد لاما [10]مهمترین هدف زندگی ما رسیدن به شادی است ، چه انسان معتقد به اصول مذهبی باشد ، چه نباشد. حرکت وفعالیت انسان در هر مذهبی که باشد برای دست یافتن به شادی است (لاما و کاتلر[11]،ترجمه انوشیروانی ،1382).

شادی نه تنها به سطح بالایی از عاطفه یا هیجان  مثبت بستگی دارد بلکه به سنجش عمیق تر رضایت کلی از زندگی نیز وابسته است. هیجانات بسیار مثبت ممکن است کوتاه مدت باشند، اما

رضایت می تواند دراز مدت باشد ؛ بنابراین می تواند هدفی واقع بینانه تر برای وجود انسان باشد( آیزنک،1990 ، ترجمه فیروز بخت و بیگی 1375 ).

2-1 تعریف شادکامی

شادکامی (شادمانی ) احساسی است که همه خواهان آن هستند اما تعداد کمی از ما به آن دست می یابیم. نشانه  مشخص چنین احساسی، قدردانی ، احساس درونی، احساس رضایت و علاقه به خود و دیگران است. عادی ترین حالت ذهنی همه، حالت خشنودی و شادی است.

مطلب مشابه :  درمان های مبتنی بر ذهن آگاهی در روان شناسی بالینی

(آیزنک، 1990 ) معتقد است شادی حالتی پایدار است که فرد میان امیال ارضا شده و کل امیال خود مطلوب ترین نسبت را می یابد، به شرط آنکه امیال ارضا شده به طور غیر منتظره اتقاق افتاده باشند، یعنی ما از مصاحبت با فردی که انتظار دیدن وی را نداشته ایم شادی می شویم.

آرجیل (2001) بین احساس خوشی [12] و شادکامی تمایز قائل می شود . به رغم وی احساس خوشی یکی از رایج ترین شیوه هایی است که افراد با آن شادمانی خود را تعریف می کنند، در تعریف احساس خوشی آرجیل معتقد است، افراد دارای خلقهای منفی بسیارند مانند؛ خشم، اضطراب، افسردگی و … ) ولی واقعاً یک خلق مثبت دارند که تحت عنوان احساس خوشی توصیف می شود، در واقع می توان گفت شادمانی دارای 3 جز است، یک جزآن احساس خوشی است و دو جزء دیگر آن رضایت از زندگی و عدم وجود عاطفه منفی است. خوشی بعد عاطفی شادمانی است و رضایت بعد شناختی آن است.

برادبورن[13] ( 1969 ) معتقد است ، شادمانی عبارت است از میزان عاطفه مثبت منهای میزان عاطفه منفی . عاطفه منفی برادبورن همان است که توسط مقیاس روان رنجورگرایی آیزنک و   آزمون افسردگی بک اندازه گیری می شود. در عین حال هدی [14]و ویرینگ[15] (  1992 ) دریافتند همبستگی بین اضطراب و افسردگی ( دو عاطفه منفی مسلط ) فقط 5% است، آنچنان که می توان گفت که این احساس تقریباً مستقل اند. با توجه به یافته های فوق الذکر تقسیم عاطفه منفی به دو احساس اضطراب و افسردگی می توان چهار مؤلفه برای شادی در نظر گرفت. این 4 مؤلفه    عبارتند از : عاطفه مثبت، رضایت از زندگی، اضطراب و افسردگی ( آرجیل ، 2001 ).

مطلب مشابه :  ارتباط ذهن آگاهی و مراقبه

1- anger

[2]– fear

[3]– disgust

[4]– surprise

[5]– sad ness

[6]dickey

[7]Vanhoren

[8]Ey senck

[9]Brad  Burn

[10]– Lama

[11]– Katler

[12]-joy

[13]-Bardboarn

[14]-Heady

[15]-Wearing

 

 

پایان نامه ارشد -دانلود

دانلود پایان نامه شادکامی

دسته بندی : داغ ترین ها