پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اختلالات روانی، اختلال شخصیت، ارتکاب جرم

ر نهایت به طور عملی تبیین شود که افراد دارای ویژگیهای روانی و شخصیتی یکسان، بیشتر تمایل به ارتکاب چه نوع جرایمی دارند و آیا جرایم مجرمین دارای یک نوع از اختلالات روانی (مثلآ اختلال شخصیت ضداجتماعی) با نوع دیگر اختلالات متفاوت است؟
همچنین این موضوع نیز بررسی میشود که چقدر عامل اختلالات روانی به عنوان یک عامل داخلی، در تمایل و کشش فرد بیمار به سوی ارتکاب جرم مؤثر است و تا چه حد بیمار را به سمت ارتکاب جرم سوق میدهد.
نکته دیگری که در این پژوهش مدنظر میباشد نیز این نکته است که آیا عامل اختلال روانی تنها عامل مؤثر در ارتکاب جرم در افراد میباشد و در صورت تحقق، فرد حتمآ مرتکب جرم میشود و یا تنها یک عامل داخلی است که در صورت تحقق، فرد بیمار بیش از بقیه مستعد ارتکاب انواع جرایم است.
ه ) سوالات تحقیق :
” جرم ” عبارت است از هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازاتی تعیین شده باشد. روانپزشکان جنایی و جرمشناسان همیشه درصدد یافتن پاسخ به این سوالات میباشند که چرا آدمی مرتکب جرم میشود؟ آیا جرم یک پدیده جبری روانی است یا یک پدیده اجتماعی؟ مجرم واقعی کیست و چه کسانی علیرغم ارتکاب جرم نباید مورد مجازات قرار گیرند؟
در این پژوهش علل روانی مؤثر در وقوع جرم مورد بررسی قرار میگیرد؛ در این زمینه سوالات متعددی مورد توجه است از جمله :
1 – آیا میان ویژگیهای روانی و شخصیتی مجرمین با جرم خاص ارتکابی رابطه معناداری وجود دارد؟
2 – آیا ابتلا به اختلالات روانی گوناگون در همه موارد منجر به ارتکاب جرم میشود؟ به عبارت دیگر عامل اختلال روانی تنها عامل مؤثر در جرم زایی افراد میباشد و در صورت حصول، فرد یقینآ مرتکب جرم میشود؟
3 – آیا جرایم مبتلایان به نوع خاصی از اختلالات روانی (مثلآ اختلال شخصیت ضداجتماعی) با نوع دیگر اختلالات، مشابه و یکسان است؟
و ) فرضیات تحقیق :
فرضیات در این پژوهش به شرح زیر میباشند:
1 ) ارتکاب جرایم گوناگون توسط مجرمین رابطه تنگاتنگی با ویژگیهای روانی و شخصیتی او دارد.
2 ) اختلالات گوناگون روانی در همه موارد منجر به ارتکاب جرم توسط افراد میشود و تنها عامل جرمزا در ارتکاب جرم محسوب میشود .
3 ) نوع جرم ارتکابی در افراد دارای ویژگیهای روانی یکسان، مشابه یکدیگر است؛ بدین معنا که تمایل افراد دارای شخصیت یکسان به جرایم مشابه هم، بیشتر از سایر جرایم است.
ز ) روش تحقیق (اجمالی):
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-پیمایشی است و روش گردآوری اطلاعات از نوع مطالعات اسنادی (پروندههای پزشکی بیماران و مجرمین) میباشد. بدین منظور اطلاعات و دادههای مورد نیاز با مراجعه به منابع مکتوب شامل کتب، تحقیقات علمی، پایان نامههای دانشجویی، مقالات و همچنین استفاده از پروندههای پزشکی و قانونی مجرمین و همچنین بیماران مبتلا به انواع اختلالات روانی جمع آوری میگردد. جامعه آماری شامل 100نفر از مجرمین مبتلا به اختلالات روانی که از جانب دادگاه به بیمارستان حجازی مشهد بین سالهای 1390 تا 1392 ارجاع داده شدهاند میباشند و همچنین تعداد 100بیمار مبتلا به اختلالات روانی که مرتکب جرم نشده ولی در بیمارستان بستری میباشند به عنوان گروه کنترل محسوب شده و با روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 70 نفر از بیماران مجرم و 70 نفر از بیماران غیرمجرم انتخاب و سپس تجزیه و تحلیل روی دادهها صورت میگیرد.
ح ) پیشینه تحقیق :
در زمینه عنوان ” شیوع اختلالات روانی در مجرمین و رابطه آن با جرم ارتکابی آنها ” مطالعات زیادی صورت گرفته از جمله:
1 – گون و همکاران (1978) میزان بیماریهای روانی و حد نیاز به درمانگریهای خاص را در زندانیان دو زندان در انگلستان بررسی کردهاند و دریافتند که بیش از 34 درصد از نمونه 149 نفری زندانیان دارای اختلالهای روانی خفیف، متوسط یا وخیم بودند در تقریبآ نیمی از موارد، نشانههای افسردگی و در یک سوم دیگر حالتهای اضطرابی آشکار بود و در عین وجود مشکلات مربوط به اعتیاد به الکل و مواد، وجود روان گسستگیها هم به وضوح مشاهده میشد. بر اساس یافتههای بعدی حاصل از گروه بزرگتری از زندانیان تعداد آنهایی که میتوانستند بیمار روانی در نظر گرفته شود 31درصد تخمین زده شد، درحالی که تنها در حدود 14درصد از کل جمعیت به دلایل روانی به متخصصان مراجعه میکنند (دادستان، 1382، ص 152)
2 – شوسلر2 و کرسی3 در سال (1950) طی یک فعالیت پژوهشی به بررسی نتایج حاصله از پژوهشهایی که طی 25سال روی مجرمین و غیرمجرمین برحسب نمرات مربوط به آزمونهای عینی روانشناسی در ایالات متحده آمریکا انجام شده بود پرداختند؛ آنها به این نتیجه رسیدند که بین بزهکاران و غیربزهکاران براساس نتایج آزمونها تفاوت شخصیتی قابل توجهی وجود دارد و غالب بزهکاران از یک شخصیت نابهنجار رنج میبرند (ولد، برنالد و اسنیپس، 1388، ص 139).
3 – صفا مقصودلو، آرش قدوسی و عبدالمجید بحرینیان (1386) در مقاله ” شیوع و شدت جرایم در بیماران مبتلا به اختلالات روانی ” به بررسی این موضوع پرداختهاند؛ در این پژوهش تعداد 130بیمار مبتلا به اختلال روانی که از جانب دادگاه جهت بررسی وضعیت روانی و مسئولیت کیفری به بخش روانپزشکی پزشکی قانونی ارجاع شده بودند مورد بررسی قرار گرفت و از این تعداد بیمار مورد بررسی، بیشترین مجرمین را مبتلایان به اختلالات شخصیتی تشکیل میدادند، درحالی که شدیدترین جرایم را بیماران سایکوتیک به ویژه اسکیزوفرنی و اختلال هذیانی مرتکب شده بودند. همچنی
ن شیوع جرم در این بیماران با جنس، مجرد بودن، عدم پذیرش درمان و سربار خانواده بودن ارتباط معناداری داشت، درحالی که با عواملی مثل سطح تحصیلات، وضعیت اقتصادی خانواده، مصرف الکل و مواد مخدر، سابقه بروز جرم در اقوام نزدیک و طول مدت بیماری ارتباطی نداشت. همچنین شدت جرم فقط با نوع بیماری در ارتباط بود و با بقیه عوامل ارتباطی نداشت (مقصودلو، قدوسی و بحرینیان، 1386، ص 163-170).
4 – در برخی پژوهشها نیز فراوانی جرائم خشونتبار بیشتر گزارش شدهاست همچنان که محمدعلی امام هادی، مریم جلیلوند و منصور صالحی (1385) در مقاله ” فراوانی اختلالات روانی در مجرمین قتل عمد ” به بررسی انواع اختلالات در مجرمین قتل عمدی پرداختهاند این مقاله روی 136 مجرم مرد مرتکب قتل عمدی در زندانهای شهر تهران در سال 1379 با استفاده از پرسشنامه نود سوالی روانشناسی 4 و روش نمونهگیری سرشماری ساده انجام شده است این پرسشنامه دربرگیرنده نه بعد اختلال روانی شامل شکایات جسمانی، وسواس فکری و عملی، حساسیت میان فردی، افسردگی، اضطراب، خصومت و پرخاشگری، هراس مرضی، افکار پارانوئید و روانپریشی میباشد و در نهایت نتایج نشان میدهد که تنها 18 نفر از نمونهها ( 13% ) فاقد علائم مرضی و مابقی ( 87%) از مجرمان دچار نوعی مشکل روانشناختی بودند و آزمون آماری کای اسکوایر، اختلاف معناداری را در انواع اختلالات در نمونهها نشان داد بدین معنی که پرخاشگری، اضطراب و شکایات جسمانی شایعترین مشکلات و وسواس و ترس مرضی کمترین میزان شیوع را در بین نمونهها داشتند. همچنین برخی مجرمان در بیش از یک مقیاس نمره بالا کسب کردهاند و به عبارتی دارای دو یا چند مشکل روانشناختی بودند. این موضوع نیز قابل توجه میباشد که تحقیقات نشان میدهد که اغلب مجرمان علیرغم وجود اختلالات روانی درمان کافی دریافت نکرده بودند و در نهایت بیان میکند علیرغم اینکه فراوانی اختلالات روانی در مجرمان قتل عمدی بالاست اما رافع مسئولیت کیفری آنها نیست و توصیه میکند با توجه بیشتر به اینگونه مجرمین بیمار میتوانیم از بروز جرایم خشن تا حد بسیار چشمگیری بکاهیم (امام هادی، جلیلوند و صالحی، 1385، ص 153-162).
5 – حمید محمدی فرود (1381) در مقاله ” ارتکاب سرقت در مبتلایان به اختلالات روانی ” به مطالعه جرم سرقت به عنوان یکی از شایعترین جرایم علیه اموال در بین مجرمین بیمار پرداختهاست و بیان میکند که در بین اختلالات روانی سه تابلو بالینی شامل اختلال وابستگی به مواد مخدر، اختلال شخصیت ضداجتماعی و اختلال جنون (وسواس) دزدی با ارتکاب سرقت رابطه بیشتری دارند و رفتار ناسازگارانه و مجرمانه سرقت در بین مبتلایان به این اختلالات رایجتر میباشند به طوری که 81درصد جرایم معتادان، جرایم مالی است و 60 درصد سارقین معتاد هستند. این موضوع نیز حائز اهمیت است که نوع ماده مخدری که مصرف میکنند در جرم ارتکابی آنها مؤثر میباشد به طوری که افراد معتاد به تریاک و مشتقات آن از قبیل هروئین بیشتر مرتکب جرایمی از جمله سرقت، کلاهبرداری، خیانت در امانت و قاچاق و در زنان نیز مرتکب خودفروشی میشوند و افراد معتاد به حشیش در صورت مصرف زیاد، حالت پرخاشگری و تهاجمی به خود گرفته و مرتکب جرایمی از جمله ضرب و جرح و قتل میشوند. همچنین اختلال شخصیت ضداجتماعی که مشخصه بارز مبتلایان به آن داشتن الگو نافذ بیاعتنایی و تجاوز به حقوق دیگران است نیز در اکثریت مجرمین سابقهدار و مخصوصآ سارقین فراوان یافت میشود. مبتلایان به این نوع اختلال افرادی بیرحم، فریبکار، پرخاشگر، فاقد احساس گناه و پشیمانی میباشند و جرایمی از جمله فرار از خانه و مدرسه، دزدی، نزاع، مصرف مواد مخدر و… در مبتلایان به اختلال شخصیت ضداجتماعی بسیار وجود دارد. طبق پژوهشهای آقای محمدی ” جنون (وسواس) دزدی ” به معنی ناتوانی مکرر فرد در برابر تکانه دزدیدن اشیا برای مصرف شخصی، نیز از دیگر اختلالات روانی شایع در بین سارقین میباشد (محمدی فرود، 1381، ص 18-17).
6 – در مقاله دیگری از آقای حمید محمدی فرود و مالک میرهاشمی (1387) با عنوان ” رابطه اختلالات شخصیت با نوع جرم در زندانیان ” که بر روی مجرمان محکوم به جرایم عمدی زندانهای تهران انجام شده تعدادی با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب و مورد آزمون چند محوری میلون قرار گرفتند و نتایج نشان داد که فراوانی اختلالات روانی از جمله خودشیفتگی، اختلال شخصیت ضداجتماعی، پرخاشگر-دیگرآزار، اختلالهای اجتنابی، منفعل-پرخاشگر و خودمغلوبی بیشتر بودهاست و همچنین نشان داد که در بین 13 نوع اختلال شخصیت اندازهگیری شده در آزمون میلون، تنها بین 4اختلال شخصیت اسکیزوئید، وابسته، نمایشی، وسواسی–جبری و نوع جرایم زندانیان ارتباط معناداری وجود دارد (محمدی فرود و میرهاشمی، 1387، ص 21-30).
7 – اصلان ضرابی (1377) در مقاله ” زمینههای شخصیت و جنایت ” بیان میکند که طبق تحقیقات انجام شده مجرم یک معلول است یعنی فردی با ویژگیهای خاص مزاجی به دنیا میآید و اگر در شرایط خاص محیطی قرار بگیرد مرتکب جرم میشود ولی درصورت توجه خاص به این افراد میتوان از ارتکاب جرایم هولناک آنها پیشگیری کرد چون تمام این افراد دارای الگوهای شخصیتی یکسان میباشند. نویسنده در قسمتهای بعدی به تعریف و تقسیمبندی مزاج و انواع مزاجهای گوناگون و ویژگیهای آنها میپردازد و در نهایت به جرایم مورد علاقه و متمایل شده توسط افراد دارای انواع مزاجها با ویژگیهای شخصیتی متفاوت اشاره میکند و بیان میکند که رسیدگی بعد از زندانی شدن زندانیان از ارتکاب جرایم بعدی
توسط آنها که هزینههای بیشتری در پی دارد جلوگیری میکند (ضرابی، 1377، ص 127-138).
اما همانطور که در نتایج تحقیقات بیان شد:
در پژوهشی که توسط گون و همکارانش در سال 1978 صورت گرفته فقط مجرمینی که در زندان به سر میبرند مورد بررسی و آزمون قرار گرفتهاند و نه بیماران دارای اختلالات روانی که مرتکب جرم شده و به علت نوع و شدت اختلال روانی میبایست مدت محکومیت خود را در بیمارستان و تحت درمان قرار بگیرند. در پژوهش دوم نیز که توسط شوسلر و کرسی صورت گرفته تنها به اختلاف شخصیتی میان بزهکاران و افراد عادی پرداخته شده ولی نوع اختلال روانی و شخصیتی هیچ یک از بزهکاران تعیین نشده و همچنین پژوهش موردنظر روی زندانیان و افراد عادی صورت گرفته است و نه مجرمین مبتلا به اختلالات روانی بستری شده در بیمارستان روانپزشکی.
در مقاله سوم با عنوان ” شیوع و شدت جرایم در مبتلایان به اختلالات روانی ” که در سال 1386 صورت گرفتهاست به بررسی تعداد 130مجرم

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیارتباطات دهان به دهان، توسعه بازار، عرضه کننده

دیدگاهتان را بنویسید