پایان نامه با کلید واژگان نشاط اجتماعی، برون گرایی، سرمایه اجتماعی

که از جمله مهمترین آن ها عبارتند: الگو های تربیتی، تقویت هویت فرهنگی، عدم تبعیض، احساس امنیت اجتماعی و روانی، معنویت، موفقیت های اجتماعی و … ، رضایت شغلی یا عدم امنیت شغلی، برنامه های ورزشی، کیفیت ارتباط اجتماعی مردم، مشارکت اجتماعی، شایسته سالاری و … (موسوی چلک،1392).

نشاط اجتماعی از دیدگاه انسان شناسی
نشاط اجتماعی را نمی توان به شیوه قهری و از موضع بالا به پایین تولید کرد؛ در واقع نشاط اجتماعی نمی تواند حاصل برنامه ریزی دولتی باشد، گرچه دولت می‌تواند زمینه های نشاط را فراهم کند. نشاط اجتماعی به طور دقیق حاصل پویایی اجتماعی و فرهنگی در لایه های زیرین زیست اعضای یک جامعه است. در این لایه ها گروه های مختلف اجتماعی با سلایق و سبک زندگی متفاوتی زیست می‌کنند که شیوه ارضای حسی آنها لزوماً یکسان نیست. اساساً بایستی بدانیم وقتی گروه های مختلف اجتماعی احساس کنند که می‌توانند بدون مانعی جدی به اهداف خود برسند، احساس نشاط و سرزندگی اجتماعی خواهند کرد. یعنی اگر موانع رسمی و بوروکراتیک بر سر راه پویش و زیست فعالانه و خلاقانه افراد و گروه های اجتماعی قرار نگیرد، خود به خود نشاط اجتماعی پدید خواهد آمد و نیازی به «بخش نامه کردن نشاط» نخواهد بود. همین طور در سطح فردی، اگر سازوکارهای رسمی به گونه ای طراحی و اندیشیده شوند که هیچ فردی احساس محرومیت نکند (محرومیت های جنسیتی، قومیتی، مذهبی، طبقاتی و غیره)، به طور طبیعی او فرد خوشحالی خواهد بود.
و جمع این خوشحال ها جامعه خوشحال را به وجود خواهد آورد.
به این سطح از خوشحالی می توان سطح بنیادین و اولیه نشاط اجتماعی اطلاق کرد. اگر این سطح محقق شد، آنگاه بایستی نهادهای غیر- دولتی که اجتماع- محورند به دنبال ایده پردازی و فرم پردازی های جدیدی برای خلق رخدادهایی با نشاط در عرصه عمومی باشند، با مناسبت یا بی مناسبت. طراحی این رخدادها هم در قالب های جشنواره ای قابل تحقق است و هم در قالب های روزمره. مجدداً در اینجا طراحی نشاط اجتماعی بیش از هر چیز مبتنی بر «نشاط حسی» خواهد بود. طراحان می توانند از ظرفیت های ملی، دینی، قومیتی، و غیره برای خلق فضاهای شاداب استفاده کنند. نشاط های جشنواره ای گرچه شدیدتر و عمیق ترند، به هر حال زودگذرند. لذا بایستی تمرکز اصلی طراحی ها بر نشاط های روزمره باشد. پرسش کلیدی بایستی این باشد که مردم مد نظر در چه صورت و در چه کیفیتی احساس نشاط یا لذت خواهند کرد؟

برای پاسخ به این پرسش متخصص انسان شناس به دلیل زندگی با مردمان مورد مطالعه بهتر می تواند به کار آید. همکاری انسان شناسان با مثلاً طراحان شهری، با هنرمندان و با شرکت ها می تواند به مدل های مختلف و متنوع ساخت نشاط اجتماعی منجر شود. انسان شناس به مثابه سخنگو و نماینده مردم مورد مطالعه صدای آن ها در طراحی پروژه های نشاط اجتماعی خواهد بود، گرچه در کنار انسان شناس بایستی از نمایندگان محلی نیز استفاده کرد. مدل های نشاط اجتماعی مجموعه ای از رنگ ها، صداها، رایحه ها، مزه ها، لمس ها و حرکت هاست که گروه اجتماعی را از زیست خود خشنود می کند(اصغر ایزدی‌جیران،1393).

2- 1- 2- مطالعات تجربی

در این قسمت به ذکر نمونه هایی از پژوهش های خارجی و داخلی انجام شده اشاره می کنیم:

2-1 – 3- تحقیقات خارجی

در اواخر دهه 1960 و 1970 و در چند مطالعه گسترده، نمونه های تصادفی بزرگی از جمعیت آمریکا از لحاظ عوامل مرتبط با رفاه یا عدم رفاه بررسی شد در این بررسی ها”فرانک اندروز و استفن ویتی”از 1297 آمریکایی بزرگسال، پرسیدند: «احساستان درباره زندگی در ایالات متحده امروزی چیست؟» 7 درصد گفتند که شادمان هستند و بیش از 22 درصد اظهار داشتند خشنود می باشند، اما 5 درصد به طور کلی ناراضی بودند و 4 درصد احساس عدم شادی یا خیلی خراب بودن می کردند. کلا این طور به نظر می رسد که بیشتر مردم شادند یا ناشاد. در بررسی های دیگر تقریبا یک سوم کسانی که از آن ها پرسیده شده بود که آیا بسیار شاد، تا حدودی شاد، و نه چندان شاد هستند جواب دادند که بسیار شادند، در مقابل فقط 10درصد چندان شاد نبودند. پژوهشگران به این نتیجه رسیدندکه هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و نژاد اصلا رابطه ای قوی با میزان شادی ندارند(آیزنک،102:1375).

مطلب مشابه :  منابع تحقیق با موضوعفرهنگ و تمدن، مرگ و زندگی، سلوک عرفانی، داستان نوح

“وینهوون و همکارانش(1994)”پس از بررسی و مرور تحقیقات انجام شده در زمینه شادی، همبستگی بین فعالیت تفریحی و شادمانی را 40 درصد برآورد کردند اما پس از کنترل اثرات متغیرهای دموگرافیکی مختلف از قبیل استخدام و طبقه اجتماعی این میزان را تا 20 درصد نزول داده است. پژوهش ها نشان داده اند که روزهای تعطیل، عاطفه مثبت را افزایش نمی دهند بلکه به طور چشمگیری عواطف منفی را کاهش می دهند(عامری زاده، 1384: 21).
“اسوالد”در تحقیق خود تحت عنوان «بررسی رابطه بین درآمد و شادی» با عنایت به مطالعات صورت گرفته در ایالات متحده و دوازده کشور اتحادیه اروپایی خاطر نشان کرد که: پول، شادی می‌آورد ولی اثر آن محدود بوده و گاه به لحاظ آماری معنی دار نیست. بیکاری افراد را ناشاد می کند. به ویژه که با از دست دادن منبع درآمد همراه باشد(همان: 21).
تحقیقی با عنوان «مردم چگونه شاد می شوند» از کشور ایرلند شمالی توسط “برواح”صورت گرفته و این پژوهش در بین 3000 شهروند بوده و به برخی از متغیرهای اجتماعی اقتصادی در تبیین وضعیت شادی و تعیین عوامل موثر بر بروز آن د
ر بین شهروندان اشاره کرده است. محقق بین عوامل عینی چون: درآمد، وضعیت ازدواج، سلامتی، کیفیت همسایگی، سن، شغل و … و عوامل ذهنی چون: نگرانی های مادی، رضایت از استانداردهای زندگی و…تفاوت قائل شده و نتیجه گرفته شد که فاکتورهای عینی در بروز شادی تاثیرگذار است اما تاثیر فاکتورهای ذهنی بیشتر قوی تراست(گنجی، 1387: 11).
“های(1982)”تحقیقی را در زمینه تاثیر ایمان و فعالیت های مذهبی بر میزان شادمانی افراد انجام داد که گزارش کرده 61 درصد کسانی که در مراسم مذهبی شرکت می کنند احساس شادمانی و آرامش دارند. در پژوهش دیگری که توسط”هالمان، هونک و دمور(1987)”انجام شد این نتیجه بدست آمد که فعالیت های مذهبی از جمله حضور در کلیسا بر شادمانی افراد می افزاید(میر شاه جعفری، 1381: 25).
تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه سن و جنسیت با شادمانی» در سال 1997 توسط”داینر و همکاران”در میان زنان و مردان گروه های سنی مختلف بین 40 کشور انجام گرفته که بر وجود رابطه ضعیف بین برخی ویژگی های دموگرافیک مانند سن و جنسیت با شادمانی تاکید کرده اند.

آن ها بیان می دارند عدم وجود تفاوت های عمده در شادمانی، محققان را بر آن داشته که در مقابل فرایندهای سازگاری و انطباق با شرایط جدید عکس العمل شدید نشان دهند. اما با گذشت زمان به آن وضعیت عادت کرده به حالت قبل برمی گردند. آنان به عنوان مثال حالت خلقی فردی که در مسابقه بخت آزمایی برنده شده را به این صورت بیان می دارند که این شخص ممکن است در آن زمان شاد شود ولی با گذشت زمان به حالت اولیه برمی گردد(آرگایل، 1383: 33).
“پونتام و همکاران”در تحقیقی که با همکاری دانشگاه هاروارد و مرکز بشر دوستی دانشگاه ایندیانا در زمینه «رابطه بین سرمایه اجتماعی و شادمانی» انجام دادند دریافتند: افرادی که از نظر روابط اجتماعی مهارت بیشتری دارند و بهتر می توانند با مردم رابطه برقرار کنند نسبت به افرادی که از نظر مالی غنی تر، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند، شادمان تر هستند. به نظر پونتام و همکاران، سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطاتی که بین مردم وجود دارد و محل زندگی آن ها را از نظر روابط غنی می سازد. آن ها معتقدند که سرمایه اجتماعی در واقع یک پیش بینی کننده قوی برای تعیین میزان شادمانی افراد و کیفیت زندگی در اجتماع است. لذا برای افزایش سطح شادمانی مردم سرمایه گذاری در سرمایه اجتماعی بسیار ارزشمندتر از سرمایه گذاری های اقتصادی است(میرشاه جعفری، 1381: 40).
“لایکن(1999)”ارتباط برونگرایی و شادمانی را با ارائه فرضیه وجود ژن شادمانی توضیح می دهد. وی معتقد است که 40 تا 50 درصد اختلافات موجود بین سطح شادمانی افراد به عوامل ژنتیکی مربوط می باشد. این گفته را می توان چنین تفسیر کرد که تقریبا نیمی از شادمانی افراد ناشی از عوامل وراثتی و نیم دیگر آن اکتسابی و مربوط به محیط و عوامل دیگر است. به اعتقاد “هیلزو و آگاریل(2001)”شادمانی با برون گرایی و روان رنجوری به خوبی مرتبط است و برون گرایی اهمیت بیشتری دارد. آنها در برخی مطالعات خود مکررا ارتباطی قوی و مثبت بین شادمانی و برون گرایی یافتند(همان: 32).
“نوجیتا، داینر، ساندویک”در سال 1991 در تحقیق خود با عنوان «بررسی رابطه جنسیت و شادی» روشن ساختند که در مجموع زنان در مقایسه با مردان عواطف منفی و مثبت بیشتر و قوی تری را تجربه می کنند. همچنین آنان دریافتند که عامل جنسیت کمتر از 1 درصد واریانس شادی را به خود اختصاص می دهد.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد دربارهسیستم عصبی، مواد غذایی، پرخاشگری، فعالیت فیزیکی

آنان پیشنهاد می کنند که زنان به لحاظ نقش اجتماعی مراقب گرانه خود در جریان اجتماعی شدن یاد می گیرند که نسبت به عواطف منفی و مثبت خود پذیراتر باشند و در مقابل ممکن است که عواطف مثبت و منفی بیشتری را تجربه کنند(عامری زاده، 1384: 17).
“لو و آرگایلدر”پژوهشی با عنوان «شادی و مشارکت» این فرضیه که مشارکت یکی از عوامل نشاط انگیز است را آزمودند. در مرحله اول پرسشنامه هایی بین 114 دانش آموز دبیرستانی توزیع شد. این پرسشنامه میزان مشارکت، شادمانی، برون گرایی و روان رنجوری را اندازه گیری کرد در مرحله دوم که شش ماه بعد انجام شد؛ ابتدا با استفاده و لذت از اوقات فراغت و سپس میزان شادمانی آنها اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده نشان داد که فراگیرانی که در مرحله اول پژوهش شادمانی کمتری را از خود نشان داده بودند ولی در خلال شش ماه گذشته از فعالیت های گروهی لذت برده اند، در مرحله دوم پژوهش، شادمانی بیشتری از خود نشان می دهند. همچنین آن دسته از فراگیرانی که در مرحله نخست پژوهش شادمانی بیشتری از خود نشان داده ولی در فعالیت های گروهی شرکت کمتری داشته اند در مرحله دوم پژوهش میزان شادمانی کمتری از خود نشان می دهند(همان: 52-51).
“هدی و همکاران(1985)”در مطالعه ای طولی در استرالیا در«رابطه با شادی و برونگرایی» نشان دادند که افراد برون گرا به احتمال خیلی زیاد رویدادهای مثبت بیشتری را در زندگی، کار و با دوستان خود تجربه می کنند. مطالعات آن ها نشان داد که افراد روان نژند نسبت به رویداد های منفی زندگی آسیب پذیر هستند و برون گرایی باعث واکنش مثبت به رویدادهای منفی زندگی می شود(مرادی، 1384: 65).
تحقیقی تحت عنوان «بررسی ثروت به عنوان یکی از عوامل شادی آفرین در بین کشورها» توسط “دیوید مایرز”صورت گرفته وی در کتاب خود «در جستجوی شادی، چه کسی شاد است و چرا» کلیه مقاله های تحقیقی ای را که در آمریکا، کانادا، کشورهای اروپای غربی و برخی دیگر از کشورها درباره شادی به چاپ رساند
ه به طور جامع این مسئله را بررسی می کند و نتیجه می گیرد که رابطه ای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را نمی توان با پول خرید؛ سن، جنسیت، موقعیت اجتماعی، محل زندگی، نژاد و سطح تحصیلات کمک موثری به شادی انسان نمی کند(طریقه دار، 1379: 28).

“برسچک(1951)”در تحقیقی تحت عنوان «موسیقی به عنوان موثرترین روش های تغییر خلق» دریافت که موسیقی مطمئنا می تواند خلق مثبت ایجاد کند و به طور مکرر موسیقی به عنوان منبع شادی دختران ذکر شده است. انواع مختلف موسیقی، حالات خلقی مختلف ایجاد می کند همچنین نتیجه گرفت که موسیقی می تواند سطح بالایی از برانگیختگی و هیجان را ایجاد کند. همان طور که موسیقی های انقلابی و جنگی این حالت را ایجاد می کنند هیجان های ایجاد شده به وسیله موسیقی می تواند بسیار قوی باشد(آرگایل، 1383: 195).
تحقیقی تحت عنوان «بررسی

دیدگاهتان را بنویسید