پایان نامه با کلید واژگان نشاط اجتماعی، سلامت روان، بهداشت روان

داد که بین میزان شادمانی و کمال گرایی دانشجویان رابطه معناداری در جهت معکوس وجود دارد در حالی که شادمانی و کمال گرایی به تفکیک جنسیت تفاوت ندارد.

نقدی بر تحقیقات پیشین:

همان گونه که مشخص شد در ارتباط با موضوع نشاط و عوامل موثر بر آن تحقیقات وسیعی صورت گرفته است که نشان می دهد این موضوع در نظر بسیاری از محققان مهم تلقی شده و دغدغه ذهنی آنان بوده است. در ارتباط با پژوهش ها و تحقیقات داخلی و خارجی صورت گرفته در مورد موضوع نشاط اجتماعی که در پروژه حاضر از آن ها استفاده شد،

نتایج بررسی ها نشان می دهد که در بسیاری از تحقیقات صورت گرفته جامعه آماری مورد نظر آن ها نقش مهمی در انتخاب ابعاد موضوع داشته است. پژوهش گران به این نتیجه رسیدند که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، تحصیلات و نژاد اصلا رابطه ای قوی با میزان شادی ندارند. اما مجموعه ای از عوامل فردی و فرا فردی(مثل احساس محرومیت، ارضای نیازها، احساس مقبولیت نزد دیگران، همبستگی اجتماعی، وضعیت خانوادگی، احساس عدالت توزیعی، فضای عمومی جامعه، پایگاه اقتصادی و اجتماعی) در تقویت و یا کاهش نشاط در افراد جامعه تأثیر دارند. از مهمترین عللی که برای شاد نبودن نام بردند نداشتن انگیزه و هدفی مشخص در زندگی است. همچنین بین متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، رضایت از امکانات منطقه ای، میزان برخورداری از حقوق شهروندی، وضعیت اوقات فراغت، درآمد، میزان منزلت نقشی، دین داری، ورزش و موسیقی با احساس شادی رابطه مستقیم وجود دارد. پژوهش گران در تحقیقات تجربی پیشین به این نتیجه رسیدند که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، تحصیلات و نژاد اصلا رابطه ای قوی با میزان شادی ندارند.

2-2- نظریات مربوط به نشاط اجتماعی

در این فصل ابتدا مبانی نظری تحقیق(دیدگاه های روان شناختی و جامعه شناختی) و سپس، چارچوب نظری آن مورد بحث قرار خواهد گرفت. به این ترتیب که آراء صاحب نظران در زمینه نشاط اجتماعی مورد بررسی قرار خواهد گرفت سپس مدل و فرضیات تحقیق آن طرح خواهد شد.

2-2- 1- نظریات روان شناختی

2-2- 2- دیدگاه آلپورت2

گوردن آلپورت پدر روان‏شناسى شخصیت در سال 1961، شخصیت را این‏گونه تعریف کرده است: شخصیت عبارت است از: سازمانى پویا در درون فرد و متشکل از نظام‏هاى روانى ـ جسمانى که خصوصیات رفتار و تفکر فرد را مشخص مى‏کند. آلپورت چهره مهمى در بسط مفهوم سلامت روان به حساب مى‏آمد. آلپورت، از صاحب‌نظران علم شخصیت می‌گوید: اشخاص برخوردار از سلامت روان، فعالانه در پى هدف‌ها و امیدها و رویاهاى خویشند و رهنمون زندگى‏شان، معناجویى و ایثار و حسن تعهد است. تعقیب هدف، هیچ‏گاه پایان نمى‏پذیرد. اگر هدفى را باید کنار گذاشت، باید بی‌درنگ انگیزه تازه‌ای آفرید. (کریمی، 1388: 20).
از نظر آلپورت، جنبه اصلی شخصیت آدمی، مقاصد سنجیده و آگاه، یعنی امیدها و آرزوهای اوست. این هدف‌ها انگیزه شخصیت سالم قرار می‌گیرند. او کانون وجود آدمی را داشتن هدف‌های درازمدت می‌داند و بشر را از حیوان، سالمند را از کودک و در بسیاری موارد شخصیت سالم را از شخصیت بیمار متمایز می‌سازد.
خصوصیات و صفاتی که اشخاص بالغ از دیدگاه آلپورت دارند:
1- گسترش مفهوم خود: گسترش انگیزه های فرد در قلمرو کار، روابط خانوادگی وسیع و گسترده، دوستان زیاد، علایق و توجه به بیرون از خود.
2- ارتباط صمیمانه خود با دیگران: چنین شخصی به پدر، مادر، برادر، خواهر، فرزند، همسر، دوستان و مردم عشق می ورزد و محبت می کند و شکیبا در برابر رفتار سایرین است.
3- امنیت عاطفی و روانی: چنین شخصی امنیت عاطفی دارد خود را و ضعف های خود را پذیرفته، با ناکامی ها مدارا می کند و با استرس و تهدیدها مواجهه می شود. امنیت روانی با توجه به شناخت نقاط ضعف و قوت خود و تحمل ناکامی ها و دلسردی ها، مهار احساسات خویش و هدایت آنها در مسیر سازنده و بدون سرکوب گری بوجود می آید.
4- ادراک واقع بینانه دارد و به جهان عینی می نگرد. واقعیت ها را بدون تحریف همان گونه که هست می نگرد.
5- وظایف و مهارت ها: چنین شخصی غرق در کار است، مهارت ها را بکار معطوف می کند، احساس مسئولیت دارد.

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه درموردرهبری خدمتگزار، انتقال دانش، رهبری معنوی، مدیریت دانش

6- فعلیت بخشیدن به خود: شخص بالغ خود را شناخته و در بالفعل کردن استعدادهایش تلاش دارد. اشخاص سالم می‌خواهند در راه تلاش برای ارضای انگیزه‌هایشان به عالی‌ترین سطوح مهارت و شایستگی دست یابند.
7- شخص بالغ به جلو می نگرد، ضمن اینکه از تجربیات گذشته استفاده می کند ولی اسیر گذشته نیست و به آینده می نگرد.
8- شوخ طبع است (نه بذله گوی) هیچگاه دیگران را مورد تمسخر قرار نمی دهد زیرا که به طبیعت خود و دیگران واقف است و دیگران را همان گونه که هستند پذیرفته است.

2-2- 3- دیدگاه سلیگمن3

براساس این نظریه نشاط و خوشبختی فقط یک احساس است. زندگی شاد، لذت انسان را افزایش داده و غم انسان را کم می کند(سلیگمن،1:2002). این نظریه بر اساس نظریه فایده گرایی بتنام ارائه شده است. سلیگمن عواطف را با گذشته، حال و آینده مرتبط می داند.
عواطف مثبت مربوط به گذشته عبارتند از؛ رضایت، غرور و آرامش. عواطف مثبت مربوط به آینده شامل مواردی چون؛ خوش بینی، امید و اعتماد است. عواطف مثبت معطوف به زمان حال به دو بخش تقسیم می شوند: لذت و خوشن
ودی. سلیگمن شادی را بر حسب نیازهای انسان به دو دسته تقسیم کرده است یکی شادی هایی که از برآورده شدن نیازهای مادی انسان بدست می آید و دیگری شادی هایی که بر حسب ارضای نیازهای معنوی انسان ایجاد می شوند. بنابراین از نظر او عوامل مادی موثر بر ایجاد شادی دو دسته هستند 1. لذت های زندگی2. دلبستگی های زندگی و عوامل معنوی موثر در میزان شادی افراد، کارهای مفید هدفمند می باشد. دو مورد اول سلیقه ای هستند و به برداشت شخصی فرد از وقایع و رویدادهای زندگی بستگی دارند. اما مورد سوم به نظر سلیگمن به معنای انجام کارهایی است که به منظور دستیابی به ارزش ها صورت می گیرند و هدفی فراتر از ارضای تمایلات فردی را دنبال می کنند. خوشختی زمانی نمود پیدا می کند که فرد به این سه منبع خوشبختی دست یافته باشد.
از نظر سلیگمن نشاط عبارت است از چگونگی داوری فرد درباره نحوه گذران زندگی، این نوع داوری متاثر از ادراکات شخصی فرد و تجربه احساسات و عواطف مثبت است که بر سبک تبیین، قضاوت و تصمیم گیری او اثر می گذارد.
عواملی که نشاط را بوجود می آورند شامل احساس رضایت مندی از زندگی و فقدان عواطف منفی همچون افسردگی و لذت بردن از وقایع می باشد و یکی از علل تاثیر گذار در برقراری اصول بهداشت روانی و خوشبختی است و بر فضای شناختی و رشد آن اثر می گذارد. نشاط یکی از ابعاد اصلی تجربه بوده و معمولا در پی ایجاد پاسخ های مطلوب است که کارکرد مناسبی به جای می گذارند(سلیگمن،80:2002).

2-2-4- دیدگاه اریک فروم

اریک فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ می داند و به اعتقاد وی سلامت روان بسته به این است که جامعه تا چه اندازه ای نیازهای اساسی فرد را بر آورده می کند نه اینکه فرد تا چه اندازه ای خودش را با جامعه سازگار می کند.
جامعه سالم مردمان سالم و جامعه بیمار مردمان بیمار تحویل می دهد. از دیدگاه فروم شخص سالم عشق می ورزد، آفریننده است، قوه تعقلش را کاملا پرورانده است، جهان و خود را به طور عینی ادراک می کند، حس هویت پایداری دارد و دارای جهت گیری بارور می باشد. جهت گیری یعنی گرایش یا نگرشی که همه جنبه های زندگی را دربر می گیرد و بارور بودن یعنی به کار بستن همه قدرت ها و استعدادهای بالقوه خویشتن(خوشدل ،1385 : 76 و97).
اریک فروم مطلوب‌ترین راه را ایجاد حس برادری به همنوعان ‌می‌داند. وی معتقد است که احساس ارتباط و عشق و توجه و مشارکت در جامعه، این حس همبستگی با دیگران، نیاز ریشه داشتن، ارتباط و وابستگی به جهان را ارضا می‌کند(کریمی، 1388: 67).
فروم انگیزش شخصیت سالم را ارضای نیازهای روانی وی می داند که عبارتند از : وابستگی، تعالی، ریشه داشتن، حس هویت، گرایش و نگرش ). از دید فروم شخصیت، خواه سالم و شاد و خواه ناسالم و منزوی به فرهنگ بستگی دارد. فرهنگ مانع یا حامی رشد و تکامل مثبت انسان است.

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درموردحقوق بین الملل، حل و فصل اختلافات، دیوان بین المللی، ایالات متحده

2-2- 5- دیدگاه زیگموند فروید4

زیگموند فروید در رابطه با روان شناسی شخصیت، در سال1923 کتاب معروف خود به نام”خود و نهاد”را منتشر کرد. بنابر نظریه فروید، شخصیت انسان از سه عنصر تشکیل یافته است: نهاد، خود و فراخود. این سه عنصر در تعامل با یکدیگر، رفتارهای پیچیده انسانی را به وجود می‌آورند. خود براساس اصل واقعیت عمل می‌کند و بر آن است تا تمایلات نهاد را به شیوه‌ای واقعی‌تر و از نظر اجتماعی قابل پذیرش، برآورده سازد. اصل واقعیت، مزایا و معایب یا فایده و ضرر هر اقدام را پیش از تصمیم‌گیری به انجام یا عدم انجام آن می‌سنجد. فروید معتقد است که مشکلات روانی از تعارضات درونی سرچشمه می گیرد به نظر برخی روان کاوان، بهداشت روانی زمانی تضمین می شود که من با واقعیت سازگار شود. همچنین تکانش های غریزی نهاد به کنترل درآید(گنجی، 1376: 16). به عقیده فروید، کلید در اختیار داشتن یک شخصیت سالم و بانشاط، برقراری حفظ تعادل بین نهاد، خود و فراخود است.

2-2- 6- دیدگاه مزلو5

در سال 1954 آبراهام مزلو کتاب”انگیزه و شخصیت”را منتشر کرد و در آن نظریه معروف خود به نام سلسله مراتب نیازها را تشریح نمود. از نظر مزلو روانشناس انسان گرا، شخص سالم در حال خودشکوفایی یا تحقیق ذات است، شخصی است که شایستگی بودن و شدن را داراست.
مزلو در رابطه با سلامتی روان، نیازهای انسان را طرح می کند که بعنوان انگیزش های اساسی در انسان مطرح است(در واقع ما از دریچه نیازهاست که با جهان در ارتباط هستیم). تامین نیازها باعث سلامتی روان، شادی و نشاط و عدم تامین نیازها منجر به عدم تعادل روانی و افسردگی می گردد.
خصوصیاتی که مزلو برای انسان های خواستار تحقق خود(خواستارکمال)یا انسان های بانشاط مطرح می سازد:
1- ادراک صحیح از واقعیت دارند. شناخت این افراد عینی و براساس واقعیت است. پدیده ها را آن گونه که هست می بینند.
2- پذیرش کلی طبیعت خود و دیگران. به نقاط ضعف خود واقفند و پذیرش دارند و دیگران را آن گونه که هستند می پذیرند.
3- خود انگیخته اند. دارای حالت های بی پیرایه و بدون تظاهرند. بر طبق طبیعت خویش عمل می کنند.
4- توجه به بیرون دارند. شغل را بعنوان وسیله بالفعل کردن خویش و توانائی های خود قلمداد می کنند، وظیفه شناس و متعهد هستند.
5- خیلی نیازمند به رضایت های بیرونی نیستند.
6- رفتارشان استقلال دارد، خیلی متکی به رضایت همگان نیستند.
7- تجربه های زندگی برای آن ها تازگی دارد. هر پدیده ای برای آن ها تازه است. هر آدمی، هر درختی، هر بوته گل رزی برای آنها منحصر و یکتاست.
8- نوع دوست اند با نوع بشر ا
حساس برادری و برابری می کنند.
9- در رفتارشان نوعی طنز وجود دارد ضمن اینکه کسی را به مسخره نمی گیرند.
10- خلاق هستند، آفرینندگی دارند.
11- تغییرات محیطی آن ها را مسخ و بیگانه نمی کند، استقلال خودشان را از دست نمی دهند و مقاومت فرهنگ پذیری دارند.

2-2- 7- دیدگاه کارل راجرز6

راجرز بعنوان یک روانشناس انسان گرا در نظام شخصیتی خود به وجود یک انگیزش و یا یک نیاز اساسی یعنی صیانت، فعلیت و اعتلای تمامی جنبه های شخصیت در انسان اعتقاد دارد. بنابه نظریه راجرز، انسان مسئول رشد استعدادهای خویش است و برای شخصیت سالم، زمان حال و چگونگی ادراک آن بیش از گذشته اهمیت دارد. راجرز از انسان سالم بعنوان انسان با کنش کامل یعنی انسانی که از تمامی توانایی ها و استعدادهایش بهره می گیرد یاد می کند.
هسته مرکزی شخصیت به نظر راجرز”خود”است که مفاهیم دیگر پیرامون آن قرار می گیرند. خود با خویشتن شامل تمام افکار، ادراکات، ارزش هایی است که من را تشکیل می دهد. من

دیدگاهتان را بنویسید