پایان نامه حقوق درباره : تنبیه،

دانلود پایان نامه

توان معارض روایات قبلی دانست .بدین معنا که در این روایات از تنبیه و زدن کودکان نهی شده است روایات (منع تنبیه) را در دو گروه می توان بررسی کرد:
الف) روایاتی که از تنبیه هنگام تربیت کودکان و نیز به هنگام گریه کردن آنها نهی می کنند مانند روایت منقول از امام کاظم(ع)
« قَالَ البعُضَ شُکوَت اِلی اِبی الحَسَنِ موسی عَلیهِ السَّلامِ اِبناً لِیَ فَقالَ : لا تَضرِبِهُ و اهِجِرهُ و لا تَطُل».(شخصی نزد امام موسی کاظم (ع) شکایت فرزندش را کرد امام فرمودند : او را نزن وبا او قهر کن اما طولانی نکن)(ری شهری، محمد،1375، ج 1، ص 255)
بررسی روایت: این روایت صریح در معناست و آن اینکه امام در برابر سئوال شخصی که از فرزندش گله داشت فرمودند که اورا نزند بلکه با او قهر کند ولی طولانی نشود بنابر این حکم اولیه آن جایز نبودن تنبیه کودک است زیرا که جمله «لاتضربه» نهی است و نهی حاکی از عدم جواز است بنابراین روایت با احادیث موئد تنبیه در تعارض است و بایستی به گونه ای عمل شود تا راه حلی برای پاسخ به این دوگانگی پیدا نماییم .
در ابتدا باید گفت که این روایت نمی تواند با روایات فراوان جواز تنبیه که در مطالب پیشین به آنها اشاره شد برابری کند بنابراین برای حل این تعارض با توجه به نظر علمای اصول در این باره بایستی تا جایی که امکان دارد بین آنها جمع نمود و به هر دو گروه عمل نمود و در صورتی که جمع بین آنها ممکن نباشد به مرجحات عمل می شود در این جا می توان گفت که اصل اولیه (یعنی جواز تنبیه )با توجه به روایت های بسیار زیاد و گوناگون ،همان طور که در روایات قبلی به نمونه ای از آنها اشاره شد ،را می توان قطعی تلقی کرد وآن را پذیرفت اما این حدیث را می توان بر استحباب و امر ارشادی حمل نمود یعنی در هنگام تربیت کودک و یا خطای او بهتر است سعی شود تا حد ممکن از روشهایی غیر از تنبیه استفاده شود مانند قهر کردن و صحبت نکردن با کودک که این عمل خود می تواند نوعی تنبیه باشد و کودک را از تکرار خطای خود باز دارد و او را به زشتی آن عمل واقف نماید و بار دیگر جهت جلب رضایت والدین خود و عدم ناراحت کردن آنها از انجام عمل خطای خود پرهیز نماید بنابراین حدیث مورد بحث در این صورت جواز تنبیه را نفی نمی کند بلکه تاکید می کند که از روشهای دیگر تربیتی استفاده شود گر چه از ظاهر حدیث می توان به مکروه و ناپسند بودن تنبیه کودک قائل شده و این معنا از حدیث با نظر علمای تربیتی و عقلا و نیز جمع بین روایات معارض بهتر و سازگارتر است البته می توان گفت که در روایت مورد بحث مراد از شکایت نوعی گله باشد از رفتار فرزند از قبیل بهانه گیری و امثال آن که معمولاً در کودکان رایج است و این نوعی از رفتارهای کودک نیاز چندانی به برخورد شدید نداشته باشد البته این نظر ضعیف است زیرا که نهی مورد اشاره عام است و شامل هر نوع از رفتار ناپسند کودک باشدهمچنین می توان گفت که چون روایت در نوع خود منفرد است می تواند ناظر به یک حادثه علی حده و موردی باشد که در آن امام بر اساس حکمتی که از نظر ما پنهان است چنان حکمی را صادر نموده باشد و این نظر امام بر تمام موارد تربیتی کودک ناظر نباشد به هر حال به نظر می رسد که نظر اول در جمع بین روایات معارض بهتر و مناسب تر باشد.
ب) روایاتی که از تنبیه کودکان همنام پیامبر و سایر معصومین نهی کرده اند مانند روایت زیر:
«عَن اسِحَاقُ بِن عَمار قالَ : دَخَلتُ عَلَی اِبی عَبداللهِ فَاءخبَرَتُه اِنَّ وَلَدُ لِیَ غَلامُ! فَقالَ: الا سَمَیتَهِ مُحَمَداًً قُلتُ: قَد فَعَلَتُ. قالَ فَلا تَضربُ مُحَمَداً و لا تَشتَمِه؛ جَعَلَهُ اللهُ قُرَهً عَین لَکَ فِی حَیاتِکَ،و خَلف صَدقِ بَعدِکَ…»: اسحاق ابن عمار روایت کرده که گفت: بر امام صادق (ع) وارد شدم و به ایشان خبر دادم که صاحب پسری شدم. امام فرمودند آیا او را محمد نامیدی ؟ گفتم :بلی چنین کردم. امام فرمودند:محمد را نزن و او را دشنام نده خداوند اورا نور چشمی قرار دهد در زندگانیت، و جانشین شایستهای بعد از تو قرارش دهد ! (قمی(شیخ صدوق)، محمد بن علی بن بابویه،1386،،جلد 1 ص 530)
ط- بررسی روایات دسته دوم
روایات دسته دوم که در آنها تنبیه کودکان همنام با پیامبر (ص)و یا فاطمه زهرا (س) و سایر ائمه معصومین (س) را نهی کرده را نیز نمی توان با روایات جواز تنبیه در محل تعارض قرار داد و حداکثر این است که می توانند مقید آنها باشند و البته این حد را هم نمی توان اثبات نمود و به آن ایرادی وارد نکرده بلکه این احادیث و سایر احادیث با این مضمون معمولاً جهت بیان احترام به پیامبر (ص) و ائمه اطهار و بیان حرمت آن بزرگواران و تقدیس و تعظیم آنها می باشد یعنی اینکه ما با تنبیه نکردن کودکان همنام ایشان در حقیقت به این بزرگواران احترام گذاشته و این یک چیز مستحب و بسیار خوبی است.
2-2-4- ثبوت دیه ناشی از تنبیه کودک از نظر فقها
اگر در اثر تنبیه به کودک صدمه ای وارد شود،دیه بر اعمال کننده تنبیه نزد اکثر فقها ثابت می شود، البته عده ای هم ثبوت آن را رد کرده اند. جهت بررسی بهتر ما در اینجا این نظرات را همراه دلیل قائلین به آنها را به طور جداگانه می آوریم :
الف-اگر تنبیه کننده ولی شرعی کودک باشد
1-علمایی همچون سید محمد عاملی و فاضل هندی (رحمهم الله)ثبوت دیه را بر ولی کودک جایز نمی دانند (عاملی،جواد بن محمد حسینی،1419ه ، ج‏1،ص428)
خلاصه نظر آنان (رحمهم الله)در این زمینه عبارتند از :
1-جایز بودن تنبیه از نظر شرعی و در بعضی اوقات استحباب آن و بلکه وجوب آن در صورت یقین داشتن به صلاح کودک واین جایز بودن زمانی صحیح است که دیه ای بر وی ثابت نشود.
2-ولی به هنگام تنبیه قصد تربیت وی را دارد و این تربیت شدن به نفع کودک است بنابراین ولی در اینجا محسن است «وما علی المحسنین من سبیل»
3- اکثر علما از جمله شیخ طوسی ،شهید اول ،سبزواری،محقق حلی،گلپایگانی (رحمهم الله جمیعاً)و سایر فقها دیه در زمان فوت کودک بر ولی او واجب دانسته اند و عده ای از جمله آیت الله خویی به رجحان داشتن (اظهر)این نظریه عقیده دارند
خلاصه دلایل این گروه عبارتند:
1-اصل درصورت آسیب رساندن ثبوت دیه است .(قاعده تسبیب)
2-اجماع علماء بر ثبوت دیه در هنگام تنبیه کودکان
3-مشروع بودن تأدیب منافاتی با ضمانت ندارد چگونه تادیب مشروط به سلامت ادب شونده می باشد یعنی باید تأدیب به گونه ای انجام شود که لطمه ای به سلامت آنها نزند.
ب-اگر تنبیه کننده ولی شرعی کودک نباشد
اگر تنبیه کننده ولی شرعی کودک نباشد مانند مانند معلم ومربی تقریباً همه فقها بر ثبوت دیه اتفاق نظر دارند و این به ویژه نزد گروه دوم به طریق اولی ثابت می باشد زیرا زمانی که ولی کودک در زمان تنبیه وی ملزم به پرداخت دیه است کسی که از طرف وی اجازه تنبیه کودک را کسب نموده باشد در صورت وارد شدن صدمه به کودک یا فوت او باید دیه را پرداخت کند
نکته ای دیگری که در اینجا باید به آن اشاره کرد که در صورت ثبوت دیه(بر طبق نظردوم)آیا دیه از مال تنبیه کننده است یا از عاقله در این مورد شیخ طوسی وهمراهان او ضمان را در مال تنبیه کننده دانسته اند زیرا آن را از نوع قتل شبه عمد می دانند.
2-3- جمع بندی نظر فقها
اجماع فقها و اتفاق نظر آنان این است که حاکم شرع، ولی کودک و جد پدری او، مجاز به تنبیه کودک هستند. اما این که آیا معلم و مؤدب نیز چنین اجازه ای دارد یا نه، در میان اندیشمندان مسلمان اختلاف نظر است. برخی به طور مطلق، گفته اند که معلم و مؤدب هم چنین اجازه ای دارند و برخی آن را مشروط به اذن ولی و یا حاکم شرع کرده اند.
از روایات مذکور باب تنبیه استفاده می شود که آن بخش از روایات که مربوط به باب حد و تعزیر است، اختیار چنین کاری را فقط به عهده حاکم شرع قرار داده و اوست که مجاز به اقامه حد و یا اجرای تعزیر در برابر ارتکاب کودکان به محرمات شرعی است.
از تعدادی روایات هم استفاده می شود که فقط پدر و ولی کودک و جد پدری اجازه تنبیه کودک را دارند.
و از روایاتی که مربوط به نماز می باشند نیز استفاده می شود که فقط پدر و جد پدری مجاز به تنبیه و تأدیب کودک نه یا ده ساله، آن هم به دلیل ترک نماز هستند. همچین از برخی روایات استفاده می شود، که سرپرست یتیم نیز مجاز به تنبیه کودک می باشد؛ زیرا مسئولیت تربیت او را به عهده دارد.
بنابراین، به طور کل، می توان از روایات استنباط کرد که اولا، فقط حاکم شرع مجاز به اجرای حد و تعزیر است و در مورد کودکان، فقط تعزیر انجام می گیرد و اختلافی در این نیست.
ثانیا، پدر و جد پدری مجاز به تادیب و تنبیه کودک هستند و همه این را قبول دارند.
اما این که آیا معلم نیز مجاز به تأدیب و تنبیه است یا نه، از روایات وارد شده در این باب همانند معتبره سکونی از امام صادق(ع) و مرسله صدوق استفاده می شود که به معلم و مؤدب کودک نیز اجازه داده شده است که برای تربیت، اصلاح و هدایت او از تنبیه استفاده نماید، اما مشروط بر این که بیش از سه ضربه نزند، آن هم به طوری که منجر به سرخی یا سیاهی بدن – که موجب دیه است – نشود.
2-3-1- تنبیه از لحاظ کمی و مقدار ضرب
از لحاظ کمی با مراجعه به روایات می توان استنباط کرد که معلم و مؤدب در استفاده از تنبیه، مجاز به استفاده بیش از سه ضربه نمی باشند؛ زیرا از معتبره سکونی و مرسله صدوق (روایات 6 و 7 و 10) بیش از این تعداد استنباط نمی شود.
پدر و جد پدری با توجه به دلالت معتبره حماد بن عثمان (روایت 2) در تنبیه بدنی، مجاز به استفاده از بیش از شش ضربه نمی باشند.
حاکم شرع در تادیب افراد گوناگون – اعم از عبد و حر کودک یا بزرگ – مجاز به استفاده از بیش از ده ضربه نیست. (روایات 11 و 12)

2-3-2- کیفیت تنبیه
این بحث مهم است و از روایات این باب، می توان موارد ذیل را استفاده کرد:
– در صورتی که کودک عمل خلاف را تکرار نکرد، باید از خطا و خلاف او چشم پوشی کرد و او را مورد عفو قرار داد، همان گونه که از روایت اسد بن وداعه (روایت 6) چنین مطلبی را می توان استفاده کرد.
– در تنبیه و ضرب کودک، باید از زدن به جاهای حساس بدن مثل صورت، جدا اجتناب کرد. (روایت 6)
– در تنبیه، باید ابتدا از رفق و نرمی استفاده کرد. این مطلب از روایت حماد بن عثمان استنباط می شود. (روایت 2)
– تنبیه نباید موجب سرخ و یا کبود شدن بدن کودک شود؛ چون در این صورت، موجب پرداخت دیه به وسیله تنبیه کننده می شود، حتی اگر تنبیه کننده پدر با جد پدری او باشد. (گلپایگانی، محمد رضا، 1388، ج 3، ص 267)
– تنبیه کودک باید در مقابل عمل خلاف و یا رفتار نامطلوبی صورت گیرد که کودک مرتکب شده است و در اجرای تنبیه، باید تفاوت های فردی و سنی و شرایط جسمانی کودکان نیز مورد ملاحظه قرار گیرد، همچنین تا حدی کودکان قادر به تشخیص خیر و صلاح خود باشند و نسبت به احکام، از نظر عقلی، درک داشته باشند. محمد بن مسلم از امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) سؤال کرد که کودک چه موقع باید نماز بخواند؟ امام(ع) فرمودند: «اِذا عقلُ الصَّلوهِ »؛ وقتی کودک بتواند درک کند. از امام(ع) سؤال شد که کودک چه موقع نماز را درک می کند و نماز بر او واجب می شود؟ امام(ع) فرمودند: در نه سالگی. (عاملی، حر، 1414، ج 3، ص 12)
ج – اقسام اعمال خلاف و رفتارهای نامطلوب که موجب تادیب و تعزیر کودک می گردد

مطلب مشابه :  عوامل درونی و شخصی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

با مراجعه به روایات، می توان این قبیل اعمال و رفتار را به این ترتیب دسته بندی کرد:
– ارتکاب محرمات شرعی که اگر ملکف انجام دهد دارای حد شرعی است، کودک با ارتکاب آن ها، تعزیر می شود. (روایات 1، 3، 4، 11، 12)
– تنبیه کودک به دلیل ترک نماز فقط به وسیله ولی ویا جد پدری او باید انجام گیرد. (روایات 8 – 9)
کودک به دلیل عصیان و مخالفت امر والدین و مولی تنبیه می شود (روایت 2، 5، 6، 7، 12) همچنین برخی روایات نیز اطلاق دارند. (روایات 4، 6، 8) به طور خلاصه، می توان از مجموع این روایات استنباط کرد که تنبیه کودک برای مطلق کار خلاف تجویز شده است، البته با رعایت موارد منصوص و با اولویت و تقدم رفق و در نظر گرفتن مصالح کودک.
2-3-3- دیگر مسائل
1- استفاده از تنبیه در مواردی صورت می گیرد که تربیت کودک بر آن متوقف باشد و یا به مصلحت او باشد؛ زیرا خداوند در قرآن می فرماید: «ولا تَستَوی الحَسَنَهَ و لا السَّیَّئهُ دافِع بِالتَّیِ هِیَ اَحسَنُ.»(هرگز نیکی وبدی در جهان یکسان نیست همیشه بدی خلق رابه بهترین عمل (که خیر ونیکی است)پاداش ده
«روش احسن » در واقع، همان روش اکرام، محبت و رفق و مدارا با اطفال و متربیان است که در جهت اصلاح آنان می باشد. از این آیه استفاده می شود که روش تنبیه روش غیر احسن است. بنابراین، باید از آن اجتناب کرد، مگر در موارد منصوص و خاصی که روش احسن به نتیجه لازم نمی رسد.
2- مؤدب و معلم در مقام تعلیم و تربیت کودک، نباید بیش از سه ضربه بزند. همچنین پدر و جد پدری نیز نباید بیش از شش ضربه بزنند. بر آنان رعایت مصلحت کودک لازم است.
3- در تنبیه کودک، باید مواظب بود که به جاهایی حساس بدن مثل سر و صورت ضربه نخورد.
4- تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد. حضرت رسول(ص) در روایت اسد بن وداعه، پس از آن که سه مرتبه از تنبیه نهی کردند، سپس آن را به مقدار گناه مجاز دانستند. (عاملی، حر، 1414، ج 15، ص 197)
5- در تنبیه، باید قوت بدنی، سن و شخصیت متربی را نیز در نظر گرفت. (عاملی، حر، 1414، ج 18 ص 584 و 307)
در خصوص رعایت شخصیت افراد حضرت علی(ع) می فرماید: «عُقوبَهُ العُقَلاء التّلویحُ و عُقوبَهُ الجَهالِ التّصریحُ » (آمدی، عبدالواحدبن محمد، 1387، ج 2، ص 501) و یا فرمودند: «التعریض للعاقل اشد عقابا.» (همان، ج 1، ص 39)

6- همیشه در حال ناراحتی و خشم، باید از تنبیه اجتناب کرد. نَهیَ النبیُ(ص) عَن الاَدَّبِ عِندَ الغَضَبِ. پیامبر اکرم (ص)نهی فرمودند ازادب کردن هنگام عصبانیت وخشمگینی)(مجلسی، محمدباقر، 1388، ج 79، ص 102)
7- اگر کودک پیش از تنبیه، رفتار نامطلوب را ترک کرد و اصلاح شد، نباید او را تنبیه کرد؛ زیرا هدف از تنبیه و تادیب، اصلاح کودک است که حاصل شده است. همچنین اگر پس از تنبیه هدف محقق شد، دیگر نباید تنبیه تداوم داشته باشد.
8- در استفاده از روش تنبیه، نباید افراط یا تفریط کرد، بلکه باید اعتدال را در نظر داشت، حضرت علی(ع) می فرماید: «لاتَکثِرنَ العقابَ فاّنّهُ یُوَرِثُ الضَغینَهَ و یَدعوهَ اِلی البَغضاءِ.»(فرمود :مجازات راافزایش وزیاد نکنیددر آن افراط نکنید زیرا کینه ودشمنی رابدنبال دارد ودر حقیقت به کینه دعوت می شود در کلام دیگری فرمودند: «الافراط فی الملامه تشب نیران اللجاج.»فرمود:زیاده رویدر سرزنش ودشنام باعث برانگیخته شدن لجاجت فردمی شود همچنین فرمودند: «لا یَکونَنَ المُحسِنُ و المِسیءُ (ری شهری، محمد،1375، ج 1، ص 76) عِندَکَ بِمَنزَلَهٍ سَواءٍ فِاَنِّ فِی ذلکَ تَزهِیَداً لِاهلِ الاحِسانِ فِی الاحِسانِ و تَدریباً لِاهلِ الاسائَهِ فالزم کل واحد منهم ما الزم نفسه ادبا منک.» (مجلسی، محمدباقر، 1388، ج 77، ص 245)
9- در صورتی می توان کودک را تنبیه کرد که به خلاف بودن کار خود و کیفر داشتن آن آگاه باشد. امام صادق(ع)به محمد بن خالد در مورد غلامی که دزدی کرده بود فرمودند: «از او می پرسی: آیا می دانی که دزدی کیفر دارد؟ اگر جواب داد: بلی، می گویی: عقوبت آن چیست؟ اگر نمی دانست که کیفر آن قطع دست است، پس او را رها می کنی…» (عاملی، حر، 1414، ج 18، ص 525)
10- کودک را نباید برای تشفی خاطر و انتقام جویی تنبیه کرد، بلکه باید برای اصلاح رفتار، او را تنبیه نمود. حضرت علی(ع) فرمودند: «یَنبَغَیَ لِمُعِّلم الاطّفالِ اِنَّ یُراعِیُ مِنهُم حَتّی یَخلِصَ اَدَبَهُم لِمَنافِعِهُم و لَیسَ لِمُعَلِمِهُم فِی ذلکَ شَفاءَ مِن غَضَبِهِ و لا یَربِحُ قَلبَهُ مِن غَیظِه، فَاِنَّ ذلِکَ اِنَّ اصابَه فَاِنَما ضَربُ اَولادِ المُسلِمینَ

دیدگاهتان را بنویسید