پایان نامه درباره اسفار اربعه

جمع کرده. و سر آن این است که هر کدام از این دو، در باب خودش مهم‏ترین ارکان هستند. آرى، در میان عبادات، نماز مهم‌ترین عبادت و در اخلاقیات صبر مهم‌ترین خلق است. اجتماع این دو، مهم‌ترین وسیله‏اى است که با آن مى‏توان بر مصائب و ناملایمات فایق آمد، چون صبر، نفس را از قلق و اضطراب و فرارى شدن نگه مى‏دارد، و نماز نفس را به سوى پروردگار توجه مى‏دهد و در نتیجه ناملایمات را از یاد آدمى مى‏برد.
از این‌ که به طور مطلق امر به صبر کرده بدست مى‏آید که منظور از آن، اعم از صبر بر عبادت و یا صبر بر معصیت و یا صبر در مصیبت است، بلکه همه آن ‌ها را شامل مى‏شود و از این‌ که صیغه امر را مفرد آورده و تنها به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم متوجه کرده بدست مى‏آید که مقصود از آن صبر، صبر مخصوصى است که مختص به آن حضرت است، و گرنه مى‏فرمود: ﴿و اصبروا﴾ مخصوصا با این‌ که سیاق امرها و نهى ‏هاى گذشته همه سیاق جمع بود، و این مطلب گفتار آن کسانى را که مى‏گویند منظور از صبر، صبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در برابر آزار مشرکین و ظلم ستمگرانشان است تایید مى‏کند.۵۲۶
آیه‌ای دیگر:
﴿قُلْ یا عِبادِ الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهٌ إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب﴾۵۲۷
تفسیر آن از نظر گذشت.
۴ـ‌۵ـ‌۲ همراهی خداوند با محسنین
﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوْا وَ الَّذینَ هُمْ مُحْسِنُونَ﴾۵۲۸
این جمله در مقام تعلیل جمله‏ى سابق است که در این صورت معناى آیه این است که: خداوند با کسانى است که از تنگى، اندوه، کینه و حقد بر بدکار پرهیز کنند، یا اشاره بر آخرین مرتبه‏ى عبودیت و تقواى حقیقى است که عبارت از فناى تام و کامل در خدا و سفر به سوى حق در حق است. خداى تعالى با بندگان و مخلوقات دو معیت دارد: یک معیت که از صفات رحمت رحمانى است و آن عام است و معیت دیگر از صفات رحمت رحیمى، که خاص است و آن‌ چه که در امثال این مقام مقصود است همین نوع اخیر از معیّت است.
آنانى که داراى حسن و کار نیکند، که همان ولایت است، یا مقصود کسانى است که بر بدکنندگان خودشان هم خوبى مى‏کنند، این آیه بر مراتب انسان از اول مقام اسلام تا کمال انسان توجه دارد و قول خداى: ﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا﴾ اشاره بر آخرین مقام تقوى است که آن مقام فناى تام است و آن فانى شدن از فنا است و قول ﴿وَ الَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ﴾ اشاره بر بالاترین و برترین مقامات انسان است که مقام بقاى بعد از فناست. آیه اشاره بر اسفار اربعه (سفرهاى چهارگانه) دارد.۵۲۹
و آیه‌ای دیگر:
﴿وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ﴾۵۳۰
معناى ﴿جاهَدُوا فِینا﴾ این است که جهادشان همواره در راه ما است، و این تعبیر کنایه از این است که: جهادشان در امورى است که متعلق به خداى تعالى است، چه جهاد در راه عقیده باشد، و چه در راه عمل، و چون جهادشان در راه خدا است هیچ عاملى ایشان را از ایمان به خدا و اطاعت اوامر و نواحى او باز نمى‏دارد. در این‌ جا خداى تعالى براى خود سبیل‏هایى نشان مى‏دهد، و راه ‏ها هر چه باشد بالآخره به درگاه او منتهى مى‏شود، براى این‌ که راه را براى این راه مى‏گویند که به سوى صاحب راه منتهى مى‏شود، و آن صاحب راه منظور اصلى از راه است.
معناى معیت، و به عبارتى دیگر بودن خدا با محسنین این است که: خدا یارى‏شان کند، و این‌ که مساله جهاد، که محتاج به نصرت است جلوتر آمده، خود قرینه است بر این که کلمه ﴿مع﴾ به همین معناى نصرتى است که گفتیم.
از این بهتر نظریه آن مفسر دیگر است که: کلمه ﴿مع﴾ را به معیت رحمت و عنایت تفسیر کرده، چون شامل نصرت و یارى او و سایر اقسام عنایات خداى سبحان با بندگان محسن او خواهد بود، چون او کمال عنایت را به ایشان دارد، و رحمتش شامل حال ایشان است، و این معیت اخص از معیت وجودى است که در جمله ﴿وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ﴾۵۳۱ آمده، براى این‌ که خدا از نظر وجود با تمامى موجودات و انسان‌ها هست، چه نیکان و چه بدان، ولى با محسنین بودنش معیت مخصوصى است که گفتیم بنا بر تفسیر اول معیت نصرت و معونت، و بنا بر تفسیر دوم معیت رحمت و عنایت است.۵۳۲
۴ـ‌۵ـ‌۳ دارای تقوا، ایمان و عمل صالح
﴿لَیْسَ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فیما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ﴾۵۳۳
آیه مورد بحث مانند آیات قبلى خود متعرض حال مسلمین است که مبتلاى به شرب خمر بوده یا گاه ‌گاهى آن را مى‏نوشیده‏اند، و از راه قمار مال بدست آورده یا از گوشت قربانیان انصاب خورده‏اند. گویا این آیه جواب است از زبان حال آن‌ ها به این‌ که حرجى بر آن‌ ها نیست، در صورتى که از مردان با ایمان و صا‌لح و با تقوا و نیکوکار باشند، با ایمان باشند، یعنى به خدا و تمامى احکامى که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده ایمان داشته باشند، صالح باشند، یعنى جز عمل نیک انجام ندهند، با تقوا باشند یعنى خود را در مسیر تقوا قرار دهند، نیکوکار باشند یعنى احسان کنند به عمل کردن بر طبق احکامى که نازل شده. حرجى نیست بر کسانى که ایمان آورده و عمل صالح کرده‏اند در آن چه که قبل از تحریم از شراب یا آن محرمات دیگر چشیده‏اند.
‏ظاهر این که فرمود: ﴿ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا﴾ این است که ایمان بعد از ایمان معتبر است، و مراد از آن همان ایمان تفصیلى است، یعنى ایمان به یک یک احکامى که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از ناحیه پروردگار خود آورده، به ‌طورى که یکى از آن ‌ها را انکار و رد نکند و در حقیقت در برابر اوامر و نواهى رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم تسلیم شود. ظاهر این ‌که فرمود: ﴿ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا﴾ این است که مى‏خواهد به حسب اعتبار ایمان بعد از ایمان را احسان بشمارد، و این اعتبار، اعتبار صحیحى است، چون احسان را دو معنا است، یکى همان انجام دادن عمل است به وجه حسن و نیکویش، و بدون این‌ که در آن هیچ گونه قصد سویى در کار باشد. چنان که در سوره کهف که مى‏فرماید: ﴿إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا﴾۵۳۴ و نیز در آل عمران که مى‏فرماید: ﴿الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ﴾۵۳۵ احسان به همین معنا استعمال شده است. دوم احسانى است که به دیگران هم مى‏رسد، و آن کارهاى پسندیده است که چیزى از آن که خوش آیند باشد عاید دیگران هم بشود. همان گونه که در آیه مورد بحث به معناى اول است، به این بیان که تقواى دینى تنها با ایمان به خدا و تصدیق به حقانیت دین و بدون ایمان تفصیلى به یک یک احکام آن، حقش آن طور که باید ادا نمى‏شود، زیرا رد کردن و نپذیرفتن یکى از احکام دین در حقیقت رد کردن اصل دین است، و این ایمان تفصیلى هم وقتى در اداى حق تقوا کفایت مى‏کند که توأم با عمل به آن احکام و به هر چه که از فعل و ترک اقتضا دارند بوده باشد، و این جرى عملى هم از راه انقیاد باشد، نه از روى نفاق، پس بر کسى که بخواهد براى آخرت خود توشه تقوا فراهم کند واجب است که ایمان به خدا آورده و عمل صا‌لح کند، و نیز به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در یک یک احکامى که آورده ایمان بیاورد، و علاوه در تمامى این مراحل سلوکش بر سبیل احسان باشد.
و اما این که سه بار تقوا را تکرار کرد و مراحل سه‏گانه ایمان و عمل صالح و احسان را به آن تقیید نمود براى این بود که تاکید کند در اشاره به لزوم مقارنت این مراحل با تقواى واقعى و این‌ که نباید در این مراحل هیچ گونه غرض غیر دینى در کار باشد، و تقوا یک مقام خاص دینى و معنوى نیست بلکه حالتى است روحى که شامل تمامى مقامات معنوى مى‏شود، به این معنا که براى هر درجه و مقامى از مقامات معنوى، تقوایى است مخصوص به خود آن مقام.۵۳۶
۴ـ‌۵ـ‌۴ اهل انفاق و احسان
﴿وَ أَنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ﴾۵۳۷
در این آیه دستور مى‏دهد براى اقامه جنگ در راه خدا مال خود را انفاق کنند. تعبیر ” دست خود به تهلکه نیفکنید ” کنایه است از این که مسلمان نباید نیرو و استطاعت خود را هدر دهد، آیه شریفه مطلق است، و در نتیجه نهى در آن نهى از تمامى رفتارهاى افراطى و تفریطى است، که یکى از مصادیق آن بخل ورزیدن و امساک از انفاق مال در هنگام جنگ است، که این بخل ورزیدن باعث بطلان نیرو و از بین رفتن قدرت است که باعث غلبه دشمن بر آنان مى‏شود، هم چنان که اسراف در انفاق و از بین بردن همه اموال باعث فقر و مسکنت و در نتیجه انحطاط حیات و بطلان مروت مى‏شود.
سپس خداى سبحان آیه را با مساله احسان ختم نموده، مى‏فرماید: ﴿وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ﴾، و منظور از احسان خوددارى و امتناع ورزیدن از قتال، و یا رأفت و مهربانى کردن با دشمنان دین و امثال این معانى نیست، بلکه منظور از احسان این است که هر عملى که انجام مى‏دهند خوب انجام دهند، اگر قتال مى‏کنند به بهترین وجه قتال کنند، و اگر دست از جنگ برمى‏دارند، باز به بهترین وجه دست بردارند، و اگر به شدت یورش مى‏برند و یا سخت‏گیرى مى‏کنند، باز به بهترین وجهش باشد و اگر عفو مى‏کنند به بهترین وجهش باشد، و اصولا غرض نهایى از همه مبارزات و جنگ‌ها و سایر واجبات دین، محبت خداست، که بر هر متدین به دین، واجب است آن محبت را از ناحیه پروردگارش به وسیله پیروى و متابعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جلب کند، هم چنان که فرمود: ﴿قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّه﴾۵۳۸ آیات مورد بحث که راجع به قتال است با نهى از اعتدا و تجاوز شروع شده و با امر به احسان و این که خدا محسنین را دوست مى‏دارد ختم گردیده، و در این نکته حلاوتى است که بر هیچ کس پوشیده نیست.۵۳۹
۴ـ‌۵ـ‌۵ انفاق در توانگری و تنگدستی، فروبردن خشم و چشم پوشی از خطای مردم
﴿الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنین﴾۵۴۰
منظور از محسنین در این آیه، مومنانی هستند که به هنگام مال داری و یا بی چیزی از آن چه دارند در راه خدا

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهآیات الهی

دیدگاهتان را بنویسید