پایان نامه درباره طلاق، زنان مطلقه، اساطیر الاولین، عقد ازدواج

قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنینَ﴾۵۶۶
کلمه” مس” که در لغت به معناى تماس گرفتن دو چیز با یکدیگر است و در این جا کنایه است از عمل زناشویى، و منظور از فرض کردن فریضه‏اى براى زنان، معین کردن مهریه است. و معناى آیه این است که انجام نگرفتن عمل زناشویى و همچنین معین نکردن مهریه مانع از صحت طلاق نیست. کلمه” تمتیع” که مصدر فعل امر” متعوا” است به معناى آن است که به کسى چیزى دهى که از آن بهره‏مند گردد، و کلمه” متاع” و نیز” متعه” عبارت از همان چیز است. موسع به کسى گویند که داراى وسعت مالى باشد، و مقتر به کسى گویند که در ضیق مالى قرار داشته باشد، و کلمه قدر به فتح دال و سکون آن به یک معنا است.
و معناى آیه این است که: واجب است بر شما که همسر خود را طلاق مى‏دهید در حالى که در حین عقد ازدواجش مهرى برایش معین نکرده بودید، این ‌که چیزى به او بدهید، چیزى که عرف مردم آن را بپسندد، (البته هر کسى به اندازه توانایى خود، ثروتمند به قدر وسعش یعنى به‌ قدرى که مناسب با حالش باشد، به ‌طورى که وضع همسر مطلقه‏اش بعد از جدایى و قبل از جدایى تفاوت فاحش نداشته باشد)، و فقیر هم به قدر وسعش، البته این حکم مخصوص مطلقه‏اى است که مهریه‏اى برایش معین نشده باشد، و شامل همه زنان مطلقه نیست، و نیز مخصوص زنى است که شوهرش با او هیچ نزدیکى نکرده باشد، و دلیل این معنا آیه بعدى است که حکم مساله سایر زنان مطلقه را بیان مى‏کند. چون این حکم را حق نامیده پس حکم احسان بر محسنین که همان مردان طلاقگو باشند محقق و واجب است.۵۶۷
۴ـ ۵ـ‌۱۲ شرکت در جهاد
﴿ما کانَ لِأَهْلِ الْمَدینَهِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا یَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لا یُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَهٌ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّارَ وَ لا یَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَیْلاً إِلاَّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ﴾۵۶۸
این آیه حق تخلف از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را از اهل مدینه و اعرابى که در اطراف آن هستند سلب نموده، سپس خاطر نشان مى‏سازد که خداوند در مقابل این سلب حق، براى ایشان در برابر مصیبتى که در جهاد ببینند از قبیل گرسنگى و عطش و تعب و در برابر هر سرزمینى که بپیمایند و بدان وسیله کفار را به شدت خشم دچار سازند، و یا هر بلائى که به سر آنان بیاورند، یک عمل صالح در نامه عملشان مى‏نویسد، چون در این صورت نیکوکارند و خدا اجر محسنین را ضایع نمى‏سازد. آن گاه مى‏فرماید: هزینه‏اى که در این راه خرج مى‏کنند، چه کم و چه زیاد، و هم چنین هر وادى که طى مى‏نمایند، براى آنان نوشته مى‏شود و نزد خدا محفوظ مى‏ماند، تا به بهترین پاداش جزا داده شوند.۵۶۹
آیه ای دیگر در مورد مجاهدت:
﴿وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ﴾۵۷۰
تفسیر این آیه در مباحث قبلی از نظر گذشت.
۴ـ‌۵ـ‌۳ ۱ پیروی آیین ابراهیم علیه السلام
﴿وَ مَنْ أَحْسَنُ دیناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً﴾۵۷۱
اسلام بهترین دین است، و بهترین دین این است که انسان روى خود تسلیم خدایى کند که آن‌چه در آسمان‏ها و آن‌چه در زمین است از آن او است و در برابر او خضوع کند، خضوع عبودیت و بر طبق آن‌چه کیش و ملت حنیف ابراهیم اقتضا مى‏کند عمل نماید و کیشى که مطابق فطرت باشد همین است و به همین جهت است که خداى سبحان ابراهیم علیه السلام را که اولین کسى است که وجه خود را در حالى که نیکوکار بود تسلیم خداى تعالى نموده، ملت حنفیت را پیروى کرد، خلیل خودگرفت.۵۷۲ مقصود از «محسن» کسى است که عمل صالح انجام دهد، و مقصود از پیرو ملّت ابراهیم کسى است که به اعمال قالبى و احکام نبوى از واجبات و مستحبات عمل کند و منهیات را ترک نماید، زیرا کسى که به دست علی علیه السلام توبه کند و آداب سلوک و احکام قلب را از او بگیرد باید به احکام قالبى عمل کند، چون احکام قالبى مانند پوسته براى احکام قلبى هستند، و مادام که پوسته حفظ نشود مغز حفظ نمى‏شود.۵۷۳
۴ـ‌۵ـ‌۱۴ چنگ زننده به دستگیره محکم
﴿و مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقى‏ وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَهُ الْأُمُور﴾۵۷۴
اسلام وجه به سوى خدا، به معناى تسلیم آن براى اوست، به این معنا که انسان با همه وجودش رو به خدا کند. و او را پرستش نماید، و از ما سواى او اعراض کند، و کلمه “محسن” اسم فاعل از مصدر احسان است، و احسان به معناى به جا آوردن اعمال صالح است با داشتن یقین به آخرت، هم چنان که در اول سوره که مى‏فرماید: ﴿هُدىً وَ رَحْمَهً لِلْمُحْسِنِینَ﴾، خودش محسنین را به این معنا تفسیر کرده، فرموده: ﴿الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ﴾ کسانى که نماز مى‏خوانند و زکات مى‏دهند، و در حالى که به آخرت یقین دارند. کلمه ﴿عروه الوثقى﴾ به معناى دست‏ آویزى است که قابل جدا شدن نباشد.
جمله (دستاویز محکم) استعاره تمثیلى، از نجات و رستگارى است، مى‏گوید براى این به چنین دستاویزى چنگ زده، که منتهى به خدایى است، که وعده چنین نجات و فلاحى را داده است. ۵۷۵
۴ـ ۵ـ ۱۵ تصدیق رویا
﴿قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۵۷۶
با آن رویا، معامله رویاى راست و صادق نمودى و امرى که ما در آن رویا به تو کردیم امتثال نمودى. منظور از این کلام این است که: امرى که ما به تو کردیم براى امتحان تو و تعیین مقدار و میزان بندگى تو بوده که در امتثال چنین امرى همین که آماده شدى آن را انجام دهى، کافى است، چون همین مقدار از امتثال میزان بندگى تو را معین مى‏کند.
کلمه “کذلک” اشاره به داستان قربانى کردن اسماعیل است که در آن آزمایشى سخت و محنتى دشوار بود. و مشارالیه به کلمه ” هذا” نیز همان داستان است و مى‏خواهد شدت امر را تعلیل کند. و معنایش این است که: ما به همین منوال نیکوکاران را جزاء مى‏دهیم: نخست امتحان‏هاى به ظاهر شاق و دشوار و در واقع آسان برایشان پیش مى‏آوریم، تا وقتى به شایستگى از امتحان در آمدند، بهترین جزا را هم در دنیا و هم در آخرت به ایشان بدهیم. این را بدان دلیل مى‏گوییم که در داستان ابراهیم به روشنى دیدند که ابتلایش صرف امتحان بود و واقعیت نداشت و همان ظاهر هم بسیار شاق و ناگوار بود.۵۷۷
۴ـ ۵ـ۱۶ نتیجه گیری
برای محسنین ویژگی های زیادی ذکر شده است. بیشتر این ویژگی ها در انجام کارهای عبادی است. محسنین در برابر ناملایمت ها صابرند (هود/۱۱۵) در نتیجه به اجر بی حساب می‌رسند، در واقع آن قدر بالا می‌روند که مثل سایر مردم به حساب اعمالشان رسیدگی نمی‌شود (زمر/۱۰). محسنین در جایگاهی هستند که خداوند همراهی‌شان می‌کند. تا این که به مقام محسنین می‌رسند و آن، مقام بقای بعد از فناست (نحل/ ۱۲۸). خداوند در جایی دیگر، چنین طی مسیری را جهاد در راه خود معرفی کرده است (عنکبوت/ ۶۹). در واقع محسنین با انجام اعمال مورد رضای خداوند، مثل ایمان همراه با عمل صالح، محبوب خدا می‌شوند.
از دیگر ویژگی های ایشان، انفاق و احسان است (بقره/ ۱۹۵). چنین کسانی رشد یافته اند و می‌توانند از خطای دیگران بگذرند (آل عمران/ ۱۳۴). اول از مال خود گذشتند و بعد از خطای مردم، پس باز محبوب خدا می‌شوند (مائده/ ۱۳) و خداوند به کسی که دوستش دارد پاداش می‌دهد (آل عمران/ ۱۴۸). اینا ن چنان اند که کارهایشان از بدی پاک و سراسر نیکی است. پس به رحمت خداوند نزدیک اند (اعراف/ ۵۶).بنابراین از روی بیم و امید (اعراف/ ۵۶) از خداوند طلب مغفرت می‌کنند تا خطایایشان را بپوشاند (بقره/ ۵۸)
محسنین در زندگیشان بر طبق اراده و رضای الهی عمل می‌کنند. پس اگر بخواهند زنان خود را طلاق دهند به آنان هدیه ای در خور می‌دهند (بقره/ ۲۳۶). محسنین تسلیم محض‌اند و پیرو بهترین دین، اسلام هم بهترین دین است. آیین ابراهیمی است (نساء/ ۱۲۵) و پیرو چنین دینی به دستگیره محکمی دست یافته که نتیجه ای جز فلاح و رستگاری ندارد (لقمان/ ۲۲).
۴ـ‌۶ آثارحسنه
در این بخش به تعدادی از آثار حسنه پرداخته می‌شود. مواردی که در ویژگی های محسنین ذکر شده، در این بخش آورده نشده است.
۴ـ‌۶ـ ۱ دو چندان شدن آن و دریافت اجر عظیم
﴿إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّهٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَهً یُضاعِفْها وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً﴾۵۷۸
ذره یعنى مورچه کوچک. و گفته‏اند: هر یک از اجزاى ریز غبار که در هوا معلّق مى‏باشد «ذره» است. این آیه دلالت مى‏کند بر این که منع ثواب و کم کردن آن و یا کیفر بیش از حدّ مجرم، ظلم است. (و خداوند از ستم کردن مبرّاست‏.)
اگر کار نیکى به اندازه ذرّه‏اى باشد. کلمه ﴿مثقال﴾ به دلیل اضافه شدن به ﴿ذره﴾ کسب تأنیث کرده و مؤنث شده است. ﴿حسنه﴾ به رفع نیز قرائت شده است بنا بر این که ﴿کان﴾ تامه باشد یعنى خداوند پاداش آن را چند برابرمى‏کند. از جانب خود به صاحب کار نیک از راه تفضّل پاداش بزرگى عطا مى‏کند. و علت این که خداوند عطاى خویش را «اجر» نامیده این است که عطا و بخشش در پى برخوردار شدن از پاداش است.۵۷۹در این‌جا تفاوت بین «اجر» و «جزا» اهمیت پیدا می‌کند. واژه جزا در هر عملی چه خوب و چه بد به‌کار برده می‌شود ولی واژه اجر فقط در مزد عمل خوب چه دنیوی و چه اخروی گفته می‌شود.۵۸۰
۴ـ‌۶ـ‌۲ پاداش دنیوی و اخروی
﴿وَ قیلَ لِلَّذینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قالُوا خَیْراً لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ وَ لَدارُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقینَ﴾۵۸۱
‏و بعد از ذکر اقوال مشرکان به بیان اقوال مؤمنان می‌پردازد. هر گاه گویند مر آنان را که پرهیز کردند از شرک یعنى مؤمنان چه چیز فرستاده پروردگار شما گفتند فرستاده است نیکویى را مراد قرآن است که جامع جمیع خیرات و مستجمع جمیع حسنات و برکات است و نیکوئی‌هاى دنیا و دنیوى و خوبى‏هاى صورى و معنوى ناشى از او یعنى چون مؤمنان را از حال قرآن پرسند ایشان به انزال آن شده گویند که مجمع خیرات است که آن احکام حلال و حرام و اوامر و نواهى است بر خلاف اهل کفر که می‌گفتند که اساطیر الاولین است و مروی است که احیاى عرب در موسم کسانى فرستادند به مکه تا خبر حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تحقیق

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهاسفار اربعه

دیدگاهتان را بنویسید