پایان نامه درباره فخر رازى، طلاق

امتحانشان کرد تا به سوى خدا برگردند، آن گاه فرموده: نسل‌هاى آینده نیز مانند پدرانشان میثاق خدا را نادیده گرفتند با آن‌که مى‏دانستند و نیز فرموده: از اسلاف آن‌ها نیز گروهى پاکانند و در آخر به مناسبت پیمان بنى اسرائیل به پیمان همگانى خدایى اشاره شده که به طور طبیعى از همه انسان‌ها از اول خلقت گرفته شده و انسان‌ها طورى آفریده شده‏اند که اقرار به وجود خدا و بندگى او در نهاد آن‌ها از همان زمانى که در پشت پدران بودند گذاشته شده است.
این آیه یک خبر است درباره نسل اول و یا یهودى که نزدیک به زمان موسى بودند و در عین حال حق پاکان را نادیده نگرفته است آن‌ها فرقه فرقه شده و در زمین پراکنده شدند، لفظ «دون» به معنى پائین است یعنى: گروهى پائین‏تر از صالحان بودند، آن وقت ﴿بلوناهم﴾ راجع به گروه پائین است که آزمایش شده‏اند تا به راه حق برگردند.۵۰۹ در این آیه برخورد امم در برابر آزمایش‌های الهی را ذکر می‌کند. فعل ﴿بلوناهم﴾ تکرار آزمایش را می‌رساند، چون خداوند مشتاق به بازگشت بندگانش است.
پیاپی بودن امتحان، رحمت یزدان در حق بندگان است، و یادآوری ایشان است، و پائیدن آنان از فراموشکاری و غفلتی است که منتهی به گول خوردن و نابودی می‌شود.۵۱۰
و آن‌ها را به خوشى و سختى و آسایش و ناراحتى مبتلا کردیم، زیرا نعمت‌ها انسان را به یاد خدا مى‏اندازند و بلاها انسان را وادار مى‏کنند که از خداوند در خواست نجات و آسایش کند، در نتیجه، انسان به سوى خدا بازگشت مى‏کند. ممکن است گفته شود: آن ها هرگز در راه دین نبوده‏اند که به سوى آن بازگشت کنند. پاسخ این است که چنین تعبیراتى در این موارد مانعى ندارد. چنان که به کسى که مى‏خواهد در مهلکه بیفتد، مى‏گویند: به راه راست باز گردد. برخى گویند: یعنى به اصل فطرت، بازگشت کنند.۵۱۱
۴ـ‌۴ ـ ۲ انفعالات منفی
گروه دوم از رسیدن حسنه به مسلمانان ناراحت شده و هر وقت حسنه‌ای به ایشان رسیده، آن را به خود نسبت داده‌، و سیئه را به اولیای الهی نسبت داده‌اند.
۴ـ‌۴ـ‌۲ـ‌۱ ناراحتی معاندان
﴿إِنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما یَعْمَلُونَ مُحیطٌ﴾۵۱۲
اگر برسد شما را نصرتى و غنیمتى مانند جنگ بدر، بد آید ایشان را و دلتنگ شوند. و اگر برسد شما را غمى و المى چنان که در احد واقع شد، خوشدل و شادمان شوند به آن. و این علامت کمال عداوت است که به مصیبت کسى شادمان و به شادى کسى غمناک گردند. و اگر صبر کنید اى مؤمنان بر جفاى یهود، یا کید منافقان، یا آزار منافقان، یا بر جمیع تکالیف دینیه، و بپرهیزید از مخالطه و مجالست دشمنان خدا، ضرر نرساند شما را مکر و حیله آن‌ها هیچ چیز را، و فضل الهى و حفظ و نصرت او است که وعده فرموده صابران و متقیان را به تحقیق خداى تعالى به آن‌ چه بجا مى‏آورید از صبر و تقوا، به علم ازلى، احاطه کننده است.
آیه شریفه اشعار است به آن ‌که کفار و معاندان نسبت به مسلمانان، حالشان چنین است که در مصیبت مسلمانان، شادمان و به شادى و خوشى آنان غمناک شوند. و اگر مسلمانان صبر نمایند در ناملایمات و مشقات و بپرهیزند از مخالفت فرمان الهى، هر آینه کید و مکر و حیله معاندین به ایشان ضرر نرساند و فرج را خداوند متعال ظاهر سازد.۵۱۳
پس راه حل مقابله با ناراحتی و عداوت معاندان عبارت است از: صبر و تقوا، در نتیجه مکر خداوند هویدا می‌شود.
آیه بعدی:
﴿إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصیبَهٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ﴾۵۱۴
اگر برسد تو را خیرى و نعمتى و نصرتى و غنیمتى، بد آید ایشان را و دلتنگ و غمناک شوند به سبب خیرى که به شما رسیده. اگر مصیبتى تو را رسد از قتلى و هزیمتى و آفتى در نفس و مال، مى‏گویند به تحقیق فرا گرفتیم حذر و احتراز خود را و دورى جستیم پیش از این مصیبت به سبب آن‌ که حاضر نشدیم و به خانه نشستیم. یا اخذ نمودیم امر خود را در مواضع هلکه، پس سالم ماندیم از وقوع در ورطه و برگردند به خانه‏هاى خود و حال آن که خوشحالى و شادى کنند به آن‌ چه رسیده است به مؤمنین از شدت و بلا. از ابن عباس نقل شده که مراد از حسنه، روز «بدر» و مراد از مصیبت، روز «احد» است. فخر رازى گوید: این قول اگر به خبرى، ثابت شود مقبول، و الا واجب است حمل بر هر حسنه و بر هر مصیبتى، زیرا حال منافقین معلوم باشد که به رسیدن هر حسنه و هر مصیبتى، چنین وصفى را دارا بودند. در تفسیر برهان على بن ابراهیم از ابى الجارود از حضرت باقر علیه السّلام روایت نموده در این آیه شریفه: اما حسنه، پس غنیمت و عافیت، و اما مصیبت، بلاء و شدت است.۵۱۵
۴ـ‌۴ـ‌۲ـ‌۲ نسبت دادن حسنه به خدا و نسبت دادن سیئه به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم
﴿أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدیثاً﴾۵۱۶
تفسیر آن از نظر گذشت.
﴿ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ﴾۵۱۷
به بیان حقیقت حسنات و سیئاتى که به آن جناب مى‏رسد از لحاظ مبدأ و منشا آن‌ها پرداخته، خاطر نشان ساخت که رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم فى نفسه و مستقلا خصوصیتى در این حقیقت که خود یکى از احکام وجودى و دائر بین همه و یا حداقل دائر در بین انسان‌ها است ندارد و حسنات و سیئات در بین همه انسان‌ها جریان دارد، چه مؤمن و چه کافر، چه صالح و چه طالح، چه پیغمبر و چه غیر آن.
پس حسنات که عبارت شد از امورى که انسان به حسب طبع خود آن را حسن و محبوب مى‏داند، از قبیل: عافیت و نعمت و امنیت و آسایش همه از ناحیه خداى سبحان است، و سیئات که عبارت شد از امورى که انسان از آن تنفر دارد از قبیل: مرض و ذلت و فقر و مسکنت و فتنه و ناامنى، همه و همه منشاش خود انسان‏ها هستند نه خداى سبحان، و بنا براین آیه شریفه نزدیک به معنای آیه زیر است که مى‏فرماید: ﴿ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾ ۵۱۸و این معنا که حسنات مستند به خداى تعالى و سیئات مستند به خلق باشد، منافات ندارد که از یک نظر کلى هر دو قسم مستند به خداى تعالى باشد۵۱۹.
۴ـ‌۴ـ‌۲ـ‌۳ نسبت دادن حسنه به خود و نسبت دادن سیئه به موسی علیه السلام و یارانش
﴿فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَهُ قالُوا لَنا هذِه‏ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَطَّیَّرُوا بِمُوسى‏ وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ﴾۵۲۰
پس چون آمدى بدیشان نیکویى یعنى صحت و سلامتى و ایمنى و وسعت مال گفتند: براى ماست این حسنه و ما مستحق آنیم و اگر رسیدى بدیشان بدیى یعنى جوع و خوف و مرض فال بد می‌گرفتند به ‌‌موسى و به آنان‌ که با او بودند و می‌گفتند که: این رنج و محنت به ما به شآمت ایشان رسیده است. تعریف «حسنه» با ادات تحقیق و تنکیر «سیئه» با حرف شک اشارت بر این است که حسنه مقصود بالذات و سیئه مقصود بالعرض است پس حق تعالى رد ایشان کرده فرمود: بدانید و آگاه باشید جز این نیست که سبب خیر و شر ایشان نزد خداى تعالى است یعنى به حکم و مشیت اوست چنان‌ چه حق تعالى در جایى دیگر فرموده ﴿قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾۵۲۱ نه به شآمت موسى و قوم او﴿وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ﴾ و لی بیشتر ایشان نمی‌دانند که آن ‌چه به ایشان می‌رسد به حکم الهى و مصلحت اوست که آن حقیقت جزاى عمل و شآمت کردار ایشان است‏ که از جانب خداوند به ایشان می‌رسد. گفتند فرعونیان موسى را ، هر چیزى که حاضر کنى آن را براى ما و آن نزد تو حاضر باشد بیار براى ما آن چیز را از معجزه مثل عصا و ید و بیضا و قحط و غلا. اطلاق آیه و معجزه بر آن چه موسى علیه السّلام آورد به اعتقاد موسى علیه السّلام است نه به اعتقاد قبطیان زیرا که ایشان آن را سحر و باطل می‌دانستند بنابراین گفتند: تا سحر کنى چشم‌هاى ما را به آن آیه پس نیستیم ما مر تو را ایمان آورندگان. چون فرعونیان در عناد و انکار اصرار کردند پس فرستادیم ما به ایشان بلائى را که طوف می‌کرد و فرو می‌گرفت ایشان را.۵۲۲
همان طور که دیده شد، در آیه ۷۸ سوره مبارکه نساء و آیه اخیر، معاندین و مخالفین انبیا از روی عدم تفقه و جهل، سیئه را به فرستادگان الهی و یاران ایشان نسبت داده‌اند. خداوند در هر دو آیه علت این نسبت دادن را با عبارت ﴿لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ حَدیثاً﴾ و ﴿وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ﴾ بیان فرموده است.
۴ـ ۴ـ‌۳ نتیجه گیری
در این میدان معنا‌شناسی به بررسی برخورد مخاطبین در مقابل حسنات پرداخته شد. برخورد مخاطبین دو نوع است. برخوردی مثبت که موجب حمد و ثنای الهی می‌شود. آن جا که یوسف علیه السلام به دامان خانواده اش بر می‌گردد و احسان خداوند را یاد آور شده و به حمد و ثنای خداوند می‌پردازد (یوسف/ ۱۰۰). انفعال بعدی، راجع به گروهی است که با حسنات و سیئات گوناگونی آزمایش می‌شوند تا با نعمت ها و بلاها به یاد خدا افتاده و به سوی او بازگشت کنند. پس برخوردشان در مقابل چنین حسناتی بازگشت به سوی خداوند است (اعراف/ ۱۶۸). برخورد بعدی، برخورد منفی مخاطبین نسبت به حسنات است. آن جا که معاندان از رسیدن حسنه به مسلمانان ناراحت می‌شوند، (آل عمران/ ۱۲۰ـ توبه/ ۵۰) یا حسنه رسیده به ایشان را به خدا نسبت می‌دهند تا مشمول رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشود، (نساء/ ۷۸) یا حسنه رسیده به موسی علیه السلام را به خود نسبت می‌دهند (اعراف/ ۱۳۱) در حالی که خداوند منشا همه حسنات است و خیر و نیکی در ذات اوست. از این رو حسنات خود را در این جهان با هدف رحمت یا آزمایش و یا پاداش در اختیار همگان می‌نهد.
۴ـ ۵ ویژگی‌های محسنین
۴ـ ۵ـ‌۱ شکیبایی
﴿وَ اصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ﴾۵۲۳
جمله ﴿إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ﴾۵۲۴ حاکى است که کارهاى خوب از جمله نماز، مکفر و از بین برنده گناهان است و احتیاج به توبه نیست. به نظر بعضى مراد آثار معاصى است که بر نفوس عارض مى‏شود، نماز آن‌ها را از بین مى‏برد.۵۲۵
پس از امر به نماز، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دستور مى‏دهد به صبر کردن، و در موارد دیگرى میان صبر و نماز

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهقرآن کریم، نیازمندی ها، داستان یوسف، روابط اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید