پایان نامه درباره معناشناسی، جانشینی معنا، حوزه معنایی، بافت زبانی

باشد.۹۷
۲ـ۳ـ۵ـ۲ روابط جانشینی۹۸
چنان که اشاره شد، هم نشینی و جانشینی معنایی از عوامل تأثیرگذار در ایجاد معنا در عبارت، جمله و متن هستند. تفاوت میان واحدهای زبانی به تنهایی و در حالت ترکیبی آن، در هم نشینی معنایی و اختلاف میان معنای حاصل از جای گذاری احتمالات مختلف، در جانشینی معنایی، از دلایل بروز چنین تأثیری هستند‌.۹۹
جانشینی معنایی به طور اعم و استعاره به طور اخص، انتخاب نشانه ای به جای نشانه ای دیگر برحسب تشابه است‌.۱۰۰ نمونه بارز فرآیند جانشینی معنایی، خود را در پدیده استعاره می‌نمایاند. نخستین پژوهشی که در این زمینه در اختیار است، کتاب معانی القرآن نوشته فرّاء می‌باشد. در این کتاب ، به نمونه‌هایی از استعاره در قرآن کریم اشاره شده است. فرّاء، استعاره را نامیدن چیزی جز با نام اصلی اش معرفی می‌کند.به نظر می‌رسد دقیق ترین پژوهش در زمینه استعاره را بتوان به عبدالقاهر جرجانی نسبت داد و وی، در أسرار البلاغه ، به این نکته اشاره دارد که در ساخت استعاره، نام اصلی شیء از آن جدا می‌شود و نام دومی جایگزین آن می‌شود. به اعتقاد وی در برقراری پیوند استعاره، رعایت شباهت ظاهری و ارتباط عقلی مهم است و استعاره برحسب همین تشابه پدید می‌آید. بر این اساس، استعار ه نوعی جانشینی معنایی بر حسب تشابه است.
البته باید بر این نکته اشاره کرد که آن چه تحت عناوین استعاره و مجاز از دیدگاه یاکوبسن مطرح می شود، معادل همین اصطلاحات در فن بدیع نیست. وی، استعاره را فرایندی می‌داند که صورتی را از محور جانشینی به جای صورت دیگری قرار دهد. و مجاز بر عکس، فرایندی است که بر روی محور هم‌نشینی عمل می‌کند و صورت های زبانی را کنار هم می‌نشاند.۱۰۱
در فن بیان، تشبیه در قالب جمله ای مطرح می‌شود که جمله تشبیهی نامیده می‌شود و دارای چهار جزء است: مشبه، مشبه به، وجه شبه، ادات تشبیه. تشبیه را می‌توان انتخاب دو نشانه زبان (مشبه و مشبه به) از روی محور جانشینی برحسب تشابه و ترکیب آن ها بر روی محور هم نشینی دانست. استعاره زمانی تحقق می‌یابد که پس از حذف وجه شبه و ادات تشبیه، مشبه نیز حذف و فقط مشبه به، به کار برده شود. در چنین شرایطی یک نشانه زبان به جای نشانه دیگری به کار می‌رود و بازی نشانه ها تحقق می‌یابد. در نتیجه این فرآیند، واژه ای مفهوم اولیه خود را حفظ می‌کند، ولی مفهوم ثانوی ای پیدا می‌کند که بر حسب نوعی تشابه انتخاب شده است. براساس آن چه گفته شده، این بازی نشانه های زبان، مبتنی بر جانشینی معنایی است‌.۱۰۲
جانشینی معنایی علاوه بر تشابه میان نشانه اول و دوم، برحسب عاطفی ای صورت می‌پذیرد که از طریق الگوهای شناختی ای بر این تشابه تحمیل می‌گردد و موجب می‌شود تا از میان انواع انتخاب ها، حد و مرزی بر این جانشینی سایه بیافکند‌.۱۰۳
۲ـ۳ـ ۵ـ۳ بافت یا سیاق۱۰۴
یکی از شناخته شده ترین ابزارهای درک معنا، که در روش شناسی فهم قرآن، بسیار از آن سخن رفته و در عرصه الهیات نیز فراون به کار گرفته شده است، عامل سیاق است. «سیاق» یا بافت در عرف مفسران، بر کلامی اطلاق می‌شود که مخرج واحد داشته باشد و در بردارنده یک هدف، یعنی مراد اصلی گوینده باشد و اجزاء آن در یک نظام واحد نظم یافته باشد‌.۱۰۵ ساده ترین موردی که یک آیه یا عبارت از لحاظ معنایی اعتبار پیدا می‌کند، وقتی است که معنای دقیق یک واژه به طور عینی از روی بافت آن و از راه لفظی روشن می‌گردد. این چیزی است که به خوبی می‌توان بر آن عنوان «تعریف بافتی» یا «تعریف متنی» را گذاشت‌.۱۰۶ زرکشی دلالت سیاق را بزرگ ترین راهنما برای دستیابی به مراد متکلم و نادیده گرفتن این عامل را پانهادن در مسیری غلط می‌داند‌.۱۰۷ این از آن روست که معنا همان قدر که از متن ناشی می‌شود، از «بافت» یا زمینه اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیر می‌پذیرد. در حقیقت معنا و پیام یک متن، در بین نوشته های آن متن قرار دارد‌.۱۰۸ فرث۱۰۹ از بزرگ ترین بنیان گذاران مکتب «لندن» معنا را به نقش آن در بافت منحصر می‌داند و معتقد است که معنای عبارت یا جمله، معنای تک تک آن نیست، بلکه نقشی است که گفته یا جمله در موقعیتی خاص ایفا می‌کند‌.۱۱۰
در میان قرآن پژوهان و مفسران، علامه طباطبایی رحمت الله علیه از کسانی است که برای دلالت سیاق اهمیت فراوانی قائل است و آن را بر دلالت ظاهر ترجیح می‌دهد‌.۱۱۱
بافت را می‌توان مجموعه عواملی دانست که در تعبیر معنا مؤثر است. بافت را در دو گونه زبانی و غیر زبانی از یکدیگر متمایز می‌سازند؛ بافت زبانی بر محیط زبانی یک واحد زبان، یعنی بر روابط دستوری و معنایی این واحد با دیگر واحدهای زنجیره گفتار یا متن دلالت دارد و بافت غیر زبانی، تمام اشیاء و اعمال پیرامون گوینده و شنونده را به هنگام تولید واحد زبانی مورد بحث و نیز دانش مشترک گوینده و شنونده را در بر می‌گیرد‌.۱۱۲
معنا از خلال قرار گرفتن در بافت کشف می‌شود. بیش تر واحد های معنایی در مجاورت واحدهای دیگر قرار می‌گیرند و معانی این واحدها تنها با ملاحظه واحدهای دیگری که در کنار آن ها واقع می شوند، قابل توصیف یا تعیین هستند. این واحدها را نشانه زبانی یا بافت زبانی گویند. بنابراین بررسی معانی کلمه ها، تحلیلی از بافت ها یا موقعیت هایی که در آن می‌آیند، ـ حتی بافت های غیر زبانی ـ را می‌طلبد۱۱۳. روش بافت زبانی روشی است که همواره مورد استفاده مفسران متقدم و متأخر با اصطلاح سیاق قرار گرفته است، البته با توجه به تعاریفی که معناشناسان برای بافت زبانی ارائه می‌دهند، این بافت فراتر و گسترده تر از سیاقی است که مورد استفاده مفسران بوده است.۱۱۴
۲ـ۳ـ۶ مؤلفه های معنایی۱۱۵
مشخصه هایی به حساب می‌آیند که ویژگی های ممیز مفاهیم را نشان می‌دهند. به عبارت بهتر، تشخیص معنای یک واژه از طریق عناصر یا مؤلفه های معنایی ممیزه صورت می‌پذیرد. مفهوم مؤلفه به هیچ وجه معرف نوعی رابطه جدید نیست، بلکه حاکی از ارائه نوعی چارچوب نظری به منظور بررسی تمامی روابطی است که تاکنون مورد بررسی قرار گرفته اند. این مؤلفه ها می‌تواند برای توصیف دقیق تر روابط معنایی، کارآیی مطلوب داشته باشد‌.۱۱۶ مثلا واژه «مرد» باید چه مشخصه هایی داشته باشد تا بتوان تصوری از یک مرد در ذهن پدید آورد. انسان بودن، بالغ بودن و مذکر بودن، عناصر لازم برای تعریف مرد هستند که به هریک از این مشخصه ها، یک مؤلفه معنایی می‌گویند‌.۱۱۷
۲ـ۳ـ۷ حوزه های معنایی۱۱۸
از موضوعات دیگری که در مطالعات معناشناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، مسأله حوزه های معنایی است، که با توجه به آرای هردر و هومبلت، از سوی گروهی از دانشمندان آلمانی و سوییسی با عنوان نظریه حوزه‌های معنایی یا نظریه حوزه‌ای در نیمه اول قرن بیستم انسجام یافته است۱۱۹. مقصود از حوزه معنایی، مجموعه‌ای از واژه‌هاست که به دلیل ویژگی های مشترک، به هم نزدیک شده اند و در یک محدوده معنایی قابل بررسی گردیده‌اند‌.۱۲۰ این مجموعه متشکل از کلماتی است که دلالت آن ها به هم ارتباط دارد و معمولا تحت واژه ای که آن ها را به هم پیوند می‌دهد، جای می‌گیرند؛ مانند رنگ ها که اصطلاح عام «رنگ» شامل واژگانی چون: «قرمز، سفید، سبز، زرد و… » می‌شود.۱۲۱
هدف تحلیل حوزه های معنایی، گردآوری تمام واژگانی است که به حوزه مشخصی اختصاص دارند و کشف رابطه یکی با دیگری و رابطه آن با اصطلاح عام و فرگیر است‌.
شرایط لازم و کافی، ویژگی هایی هستند که مفهوم واژه را تشکیل می دهند و وجوه اشتراک و افتراق را می‌نمایانند. اشتراک در یک شرط لازم، سبب طبقه بندی واژه ها در یک حوزه معنایی می‌گردد (قرار گرفتن گربه، سگ و اسب در گروه پستانداران). بدین ترتیب، مفهوم یک واژه برحسب شرایط لازم و کافی یا آن چه مؤلفه های معنایی یک واژه نامیده می‌شود، در حوزه های معنایی مختلفی جای می‌گیرد. اعضای یک حوزه معنایی، واحدهای یک نظام معنایی را تشکیل می‌دهند و واحدهای هم حوزه نام می‌گیرند‌.۱۲۲
۲ـ۳ـ۸ میدان معناشناسی۱۲۳
در گفتار قبل در مورد حوزه های معنایی گفته شد که مجموعه ای از واژه ها به دلیل ویژگی مشترک به هم نزدیک شده و در یک حوزه معنایی جمع می‌شوند. حوزه ها مشتمل بر عده ای از واژگان هستند و بعضی از این حوزه ها در دسته های بزرگ تری با یکدیگر در ارتباطند و هم چون جزء خاصی از یک کل بزرگتر مورد ملاحظه قرار می‌گیرند که آن را «میدان معناشناسی» می‌نامند. بدین معنا میدان معناشناسی، دستگاهی درون دستگاه دیگر است. مثلا حوزه معنایی پرندگان، پستانداران، ماهی ها و حشرات در میدان معنایی جانوران قرار می‌گیرد. در کنار این میدان، میادین معناشناسی دیگری چون گیاهان، قرار دارد که همه این ها با یکدیگر شبکه معنایی را برقرار می‌کنند‌.۱۲۴
۲ـ۳ـ۹ شبکه معنایی۱۲۵
حقیقت این است که یک واژه به ندرت می‌تواند از واژه های دیگر جدا بماند و به تنهایی به هستی خود ادامه دهد. واژه ها در همه جا گرایش شدید به ترکیب با برخی از واژه های دیگر، در بافت های کاربردی خود دارند، تا آن جا که همه واژگان یک زبان به صورت شبکه پیچیده ای از گروه بندی های معنایی بیرون می‌آید.۱۲۶
قرآن نیز یک دستگاه چند لایه است که بر روی عده ای از تقابل های تصوری و اساسی قرار گرفته است، که هر یک از آن ها یک میدان معناشاختی خاص می‌سازند. کشف روابط این میادین، منجر به ترسیم «شبکه معنایی» می‌شود.‌‌۱۲۷
۲ـ۳ـ۱۰ گذری بر انواع مکاتب معناشناسی
معناشناسی در روند شکل گیری خود، مکاتب و روش هایی پیدا کرده است که هر کدام با ابزاری خاص به کاوش معنا می‌پردازند و از زاویه ای به نقد و فهم آن می‌نگرند. یعنی هر کدام تا ژرف لایه ای از سطوح مختلف معنا پیش می‌روند و ساحتی متفاوت از دیگری را کشف می‌کنند. از سویی هر کدام از این مکاتب و روش ها، به کار دسته ای از مطالعات می‌آیند و یا آمادگی متناسب سازی با برخی مطالعات را دارند. بی گمان چنین نیست که هر ورد معناشناسی، رمز هر گنجی را باز کند و در غار معنا را بر ما گشوده سازد.
این جاست که انتخاب روشی مناسب که به کار مطالعه متنی مانند «قرآن کریم» بیاید رخ می‌نماید. اما کدام شیوه، آمادگی متناسب سازی با این دست مطالعات را داراست؟
مکتب پاریس و علاقه آن به تجزیه متن و واچینی دوباره آن، به شکلی معنادار و آمیخته با نشانه شناسی۱۲۸ که به راستی در بسیاری از مطالعات قرآنی کارآمدی دارد، به ویژه هم پوشی آن با نشانه شناسی یا مکتب مسکو و مکتب نقش گرا گونه شناختی آن ها با دیدی نقش گرایانه۱۲۹ که هم به دلیل روسی بودن زبان و عدم ترجمه آن به زبان های دم دست تر و هم به دلیل عدم تجربه قبلی استفاده آن در حوزه مطالعات قرآنی، راه چندانی بدان نیست؛ و یا مکتب

مطلب مشابه :  منبع مقاله درموردمدیریت دانش، زنجیره تأمین، فناوری اطلاعات، دانش ضمنی

دیدگاهتان را بنویسید