پایان نامه درباره چند معنایی، انتقال معنا، روابط هم نشینی، معناشناسی

ایجاد می‌شود که یک واحد زبانی از چند معنا برخوردار شود. این مسأله را «چندمعنایی» می‌نامند. چند معنایی را می‌توان در سطوح مختلفی چون تکواژه، گروه و جمله بررسی کرد‌.۶۹ واژه ها برحسب هم نشینی با یگدیگر، تحت تأثیر مفهوم هم قرار می‌گیرند، بنابراین می‌توان مدعی شد که چند معنایی در زبان، ویژگی برخی واژه ها نیست، بلکه شرایطی است که برحسب انتخاب و ترکیب، تمامی واحدهای نظام واژگانی زبان را شامل می‌شود‌.۷۰ به عنوان مثال واژه افتادن در ترکیب های مختلف، معانی متفاوتی می‌گیرد: افتادن از درس: رد شدن: افتادن عید به ماه رمضان: افتادن از نردبان: سقوط کردن.
برای چند معنایی در سطح تکواژ می‌توان پسوند «ار» را مثال زد که در هم نشینی با واژگان مختلف، معانی متفاوت می‌یابد، مانند: دیدار، گرفتار، رفتار.
چند معنایی در سطح واژه به دو گروه تقسیم می‌شود:
الف: چند معنایی همزمانی:
آن است که یک صورت زبانی در یک مقطع زمانی، از چند معنا برخوردار باشد، مانند هوای روشن، لباس آبی روشن، روشن شدن مسأله.
ب: چند معنایی در زمانی:
آن است که یک صورت زبانی در طول زمان از چند معنا برخوردار باشد، این نوع از چند معنایی مربوط به معناشناسی تاریخی و تحول معناست. به عنوان مثال واژه خسته در قدیم به معنای زخمی و اکنون به معنای ناتوان است‌.۷۱
واژه «حسنه» در قرآن معانی متفاوتی به خود گرفته است. مانند: توحید،۷۲پیروزی،۷۳حاصلخیزی و خرمی،۷۴رحمت،۷۵گذشت و سخن شایسته.۷۶
چند معنایی گروهی نیز در ترکیب های وصفی یا اضافی ایجاد می‌شود، به عنوان نمونه معنای ترکیب «بند کیف چرمی» بسته به این که کیف یا بند آن از چرم باشد تغییر می‌یابد.
چند معنایی در جملات به دلیل حذف عناصری از روی محور هم نشینی صورت می‌پذیرد که مفهوم آن به عناصر غیر محذوف انتقال نیافته باشد. مثلا جمله «سیگار ناراحتش می‌کند» چند معنایی ندارد، چون کشیدن مفهوم خود را به سیگار منتقل کرده است، اما «میهمانی ناراحتش می‌کند» چند معنایی دارد، زیرا مفهوم دادن یا گرفتن به میهمانی منتقل نشده است‌.۷۷
۲ـ۳ـ۴ـ۴ تقابل معنایی
این رابطه به هنگام بحث از واژگانی که رابطه ای معکوس با یکدیگر دارند (مفاهیم متقابل یا متضاد)، مطرح می‌شود‌.۷۸ در این جا سه گونه از تقابل مطرح است:
۲ـ ۳ـ ۴ـ ۴ـ۱ تقابل مدرج۷۹
تقابل میان صفات، نظیرتقابل بین خیر و شر، معروف و منکر و… در قالب تقابل مدرج طبقه بندی‌ می‌شود. چرا که به لحاظ کیفیت قابل درجه‌بندی‌اند‌.
۲ـ ۳ـ ۴ـ ۴ـ ۲ تقابل مکمل۸۰
گونه‌ای از تقابل است که نفی یکی از دو واژه متقابل، اثبات واژه دیگر باشد. مانند تقابل کفر و ایمان.
۲ـ ۳ـ ۴ـ ۴ـ ۳ تقابل دوسویه ۸۱
تقابل در واژه‌هایی نظیر عمل و جزاء، بیع و شراء، دنیا و آخرت وجود دارد. این دسته از متقابل‌ها در رابطه دو سویه با یکدیگرند، به این معنی که اگر عملی باشد جزائی هم است‌. اگر فروشی باشد، حتما خریدی است‌.۸۲
از نمونه واژگان متقابل که در حوزه «حسنه» قرار دارند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
﴿ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ … ﴾۸۳
﴿إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصیبَهٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ﴾۸۴
﴿وَ اکْتُبْ لَنا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْآخِرَهِ إِنَّا هُدْنا إِلَیْکَ قالَ عَذابی‏ أُصیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ الَّذینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُونَ﴾۸۵
﴿وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ﴾۸۶
﴿وَ بارَکْنا عَلَیْهِ وَ عَلى‏ إِسْحاقَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِما مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبینٌ﴾۸۷
﴿إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّی غَفُورٌ رَحیمٌ﴾۸۸
﴿أَ فَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی مَنْ یَشاء﴾۸۹
۲ـ۳ـ۵ روابط بینا‌متنی
مقصود روابطی است که از ارتباط یک واژه با سایر واژه ها پدید می‌آید و در سطح جمله و متن قابل بررسی است؛ این روابط شامل روابط هم نشینی، جانشینی و سیاق است‌.۹۰
۲ـ۳ـ ۵ـ۱ روابط هم‌نشینی۹۱
روابطی که در تار و پود واژه های زبان تنیده است و سبب می‌گردد تا الگوهای معنایی خاصی بر حضور واژه های زبان حاکم باشد۹۲. از جمله این روابط، روابط هم نشینی است. روابط هم نشینی، یکی از نشانه های زبانی است که مربوط به ترکیب کلمات در جمله یا کلام بوده و به کلماتی که در جوار یک کلمه قرار گرفته اند کلمات هم نشین آن گفته می‌شود. در معناشناسی زبانی به فرآیند هم نشین شدن واحدهای واژگانی بر روی محور هم نشینی، هم نشینی معنایی گویند. این فرآیند سبب می‌گردد تا در زبان خودکار، واحدهای هم نشین شده، تابع افزایش معنایی و کاهش معنایی قرار گیرند و یا با هم نشینی کنار هم، معانی متفاوتی بدست آورند‌.۹۳
در این فرآیند نظام حاکم بر زبان نظام «و … و» است؛ یعنی عوامل دخیل در متن و وقایع در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و امکان حذف یکی و جانشینی دیگری نیست و ارتباط بین عوامل زبانی از نوع ترکیبی یا پیوسته است. هر عامل در کنار عامل دیگر قرار می‌گیرد و سبب تکمیل شدن آن می‌شود، به همین دلیل حضور همه عوامل زبانی در کنار یکدیگر ضروری است‌.۹۴
واحد یا واحدهایی در جمله به هنگام حذف از روی محور هم نشینی، معنای خود را به واحد هم نشین انتقال می‌دهند و این انتقال معنا سبب می‌گردد تا معنای تازه ای از واحد غیر محذوف درک گردد. در چنین شرایطی است که می‌توان به شناختی از فرآیند هم نشینی معنایی دست یافت و آن را پدیده ای دانست که سبب انتقال معنای واحدهای هم نشین به یکدیگر می‌شود. این انتقال می‌تواند به حدی برسد که یک واحد، مفهوم واحد مجاور خود را در بر بگیرد و حضور آن واحد مجاور را حشو سازد. اگر این انتقال معنا از بسامد وقوع بالای برخوردار باشد، این امکان را پدید می‌آورد که واحدی به دلیل انتقال معنای خود به واحد مجاور حذف شود و واحد غیر محذوف از چند معنایی برخوردار شود. گاه این معنای ثانوی از کاربرد فراوانی برخودار می‌شود، به گونه ای که یک واحد زبان، معنای پیشین خود را از دست می‌دهد و در معنایی تازه به کار می‌رود.
نمونه بارز این انتقال معنا را می‌توان در پدیده مجاز یافت که نتیجه هم نشینی معنایی است، در حالی که در سنت مطالعه مجاز تعریفی از این پدیده بدست داده اند که گویا واژه ای در معنای واژه دیگری به کار می‌رود. انتقال از طریق هم نشینی معنایی و حشو تلقی شدن یک واحد و حذف آن، مربوط به افزایش و کاهش معنایی است.
بیان شد که حذف واژه های هم نشین می‌تواند سبب تغییر مفهوم واژه یا واژه های غیر محذوف شود. برای روشن شدن انتقال معنای واژه محذوف به واژه غیر محذوف، تحت تأثیر هم نشینی معنایی، «(کشیدن) سیگار برای سلامتی مضر است» بحث می شود. در این جمله، هم نشینی واژه های «سلامتی» و «مضر» در کنار «سیگار»، امکان انتقال معنای «کشیدن» را به «سیگار» میسر ساخته است. به همین دلیل، «سیگار» افزایش معنایی و معنای «کشیدن» را نیز در برگرفته است، در حالی که چنین افزایشی در واژه «سیگار» در جمله «برایم یک سیگار بخر» مشهود نیست و واژه های هم نشین، نمی‌توانند سبب شوند که از واژه «سیگار»، معنای «کشیدن سیگار» را استنباط کرد.
واژه های زبان در هم نشینی با یکدیگر تحت تأثیر هم قرار می‌گیرند و تغییر معنا می‌دهند، و از لحاظ نظری چینین تغییری به افزایش یا کاهش معنایی منجر خواهد شد. اگر قرار باشد بخشی از یک واحد زبانی به واحد دیگری انتقال یابد، یکی از این دو واحد از افزایش معنایی برخوردار خواهد شد و دیگری به سبب نوعی تراز، با کاهش معنایی مواجه می‌شود.
باید به این نکته نیز اشاره کرد که اگر حذف، بدون کاهش معنایی صورت پذیرد، یعنی واژه ای از روی محور هم نشینی حذف شود، بدون آن که معنایش به واژه دیگری انتقال یافته باشد، می‌تواند ایجاد ارتباط را مخدوش سازد؛ یعنی یا جمله ای پدید آید که قابل درک نیست و یا به دلالت چندگانه بیانجامد. برای مثال در جمله «سیگار برایش گران تمام می شود» هم نشینی معنایی، امکان انتقال کامل معنای «کشیدن» یا «خریدن» را به «سیگار» فراهم نمی سازد.۹۵
آن چه در سنت چند معنایی نامیده شده است، در اصل با انتقال معنای واژه هم نشین به واژه دیگر بر روی محور هم نشینی و حذف واژه ای صورت می‌پذیرد که با کاهش مطلق معنایی مواجه شده است و به همین دلیل است که معناشناسان همواره به نوعی ارتباط معنایی میان معانی مختلف یک واژه چند معنا اشاره کرده اند. این هسته مشترک معنایی در اصل همان مفهومی است که پیش از انتقال مفهوم واژه های هم نشین، برای واژه مورد بحث مطرح بوده است و به صورت سلبی در تقابل با معانی دیگر قرار دارد. برای تشخیص این مفهوم اولیه یا آن چه معنای تقابل دهنده یک مدخل واژگانی در فرهنگ لغت است، می‌توان بی نشان ترین مفهوم یک واژه را مفهوم اولیه آن واژه در نظر گرفت، زیرا افزایش معنا در هر واژه سبب نشانداری آن واژه خواهد شد. برای نمونه می توان به واژه «رفت» در جملات «علی رفت»: «علی به خواب رفت»: «حوصله ام سر رفت»: «فنر از جا در رفت» دقت کرد. مفهوم عناصر هم نشین با «رفت»، در معنای این صورت زبانی تأثیر می گذارند و سبب تغییر مفهوم «رفت» می‌شوند و گاه این تأثیر تا حدی است که به ترکیب می‌انجامد، مثل «سر رفت» و «در رفت» در جملات سوم و چهارم مثال. جمله اول نشان دهنده بی نشان ترین کاربرد معنایی صورت «رفت» است؛ زیرا افزایش معنایی در آن برحسب هم نشینی معنایی تا حد صفر است. در چنین شرایطی می‌توان مدعی شد که مفهوم اولیه یا بی نشان ترین مفهوم واژه، در کوتاه ترین زنجیره واحدهای هم نشینی قابل تعیین است‌.۹۶
۲ـ۳ـ ۵ـ ۱ـ۱ قواعد ترکیب پذیری معنایی
قواعد ترکیب پذیری معنایی مجموعه قواعدی است که باهم آیی هم نشینی واحدها را نسبت به یکدیگر محک می‌زند و این قواعد مسأله هم نشینی واژه را در سطح جمله به لحاظ معنایی و محدودیت های گزینش واژه ها را نسبت به یکدیگر، بررسی می‌نماید. از طریق این قواعد، بر اساس روابط معنایی واحدهای سازنده یک جمله و ارتباط میان اطلاعات معنایی و نحوی، بخشی از معنای جمله تعیین می‌گردد که می‌تواند در رفع ابهام، تشخیص حشو معنایی، تشخیص تضاد معنایی و جز آن کارآیی داشته

مطلب مشابه :  منابع تحقیق دربارهسیاست خارجی، روشنفکران، نظام بین الملل، جنگ جهانی اول

دیدگاهتان را بنویسید