پدیده های طبیعی

دانلود پایان نامه

ابن جوزی گفته است: همانا حجل نوعی از راه رفتن است که در حال شادی انجام میداده اند این کار از رقص نیست.
جواب داده شده به این اعتراض ها:
زبیدی گفته است: همانا آنچه که اصحاب انجام داده اند از انواع رقص است و رقص مختلف است، آیا حرکت آن ها چیزی جز نوع مخصوصی که ترتیب خاصی دارد بوده است و رقص مثل این است.
در مسند احمد بن حنبل آمده است: هانی بن هانی از علی(علیه السلام) رویات کرده که فرمود: نزد پیامبر (صلّی الله علیه و آله) جعفر و زید آمدند،آن حضرت به زید فرمود: تو دوست من هستی پس رقصی کرد سپس به جعفر فرمود: تو شبیه ترین به خلق من هستی، جعفر پشت سر زید رقصی کرد، آن حضرت به من فرمود: تو از من هستی و من از تو، پشت سر زید رقصیدم.
امام بیهقی این حدیث را در باب رخصت در رقص زمانی که در آن مستی و تکسر راه نداشته باشد، آورده و بعد از ذکر حدیث می گوید: هانی بن هانی زیاد شناخته نیست و در این حدیث اگر صحیح باشد دلالت بر جواز حجل است، پس این رقص که بر این روال می باشد جایز است و الله اعلم.
برای حدیث هانی بن هانی تابعی وجود دارد که حاکم نیشابوری در «مستدرک علی الصحیحین» و امام بیهقی در «سنن» آنرا آوردند که مقرون به «هبیره بن یریم» (لا بأس به، شیعی) می باشد. و این حدیث موافق مذهب شیعه است ولیکن برای هر سه فضیلتی که در این حدیث برای جعفر و علی (علیه السلام) و زید آمده، احادیثی دیگر برایش شاهد وجود دارد و لذا این مورد نیز محل اشکال نیست.
در روایت دیگری عاشیه گفته است : در روز عید در مسجد حبشیان آمدند در حالی که پای کوبی می کردند و مرا هم پیامبر خواست و سرم را بر دوشش گذاشتم تا به بازی آن ها نگاه کردم تا هنگامی که خودم از نگاه کردن منصرف شدم. در بعضی از طرق حدیث از ابی هریره آمده است که عمر بن خطاب داخل شد و خواست آنهارا با سنگ بزند، که پیامبر به او گفت آنها را رها کن ای عمر. و در روایت دیگری اضافه بر این آمده است که: تا یهودیان بفهمند که در دین ما آسانی است و من به دین حق مدار آسان مبعوث شدم.
وجه دلالت از آن:
این گروه به وسیله ی ابزار جنگی و سپرشان در مسجد در روز عید می رقصیدند، و عید بودن انگیزه ای برای سرور مباح است، پیامبر آنها را دید و آنها را انکار نکرد بلکه آنها را رها کرد و تشویق نمود و عمر را از اذیت کردن آنها منع کرد .
اعتراض به استدلال از این حدیث: النووی گفته است: همانا جشن در حدیث را علما حمل کرده اند بر انجام دادن بوسیله سلاح و بازی بوسیله ابزار جنگی که نزدیک به هیئت و حالت رقص کننده است. چرا که در بیشتر روایات بازی آنها بوسیله ابزار جنگی آمده است. پس سایر روایات را بر این لفظ معنا می کنیم.
جواب داده شده به این اعتراض:
زبیدی گفته است: اصل آن است که روایات تعارض نداشته باشند. و بین این روایات تعارض و مخالفت وجود ندارد. در این احادیث از بازی با ابزار جنگی که گفته اند از انواع لعب رقصی است. پس در این روایت بعضی از مجملات روشن می شود و حاصلش این است که آنها می رقصیدند و با ابزار جنگی بازی می کردند . این یک عادت از اهالی سودان است تا الان که می رقصند شمشیرها را پرتاب می کنند.
ابن حجر هیتمی گفته است : این حدیث به محل نزاع نمی رسد . همانا آنچه که اهل حبشه انجام می دادند رقص یا پاکوبیدن نبوده است ، بلکه بازی با سلاح بوده است ، تمرینی برای شکوه و ترساندن دشمن و زدن دشمن .
ابن جوزی گفته است : همانا جشن حبشه نوعی از انواع کاری است که وقتی که به صحنه جنگ می رسیدند انجام می دادند و در آن کار چیزی از رقص وجود ندارد .
قرطبی گفته است : آن کار، کاری بوده است که اهل حبشه هنگام جمع کردن برای جنگ انجام می دادند ، پس آن کاری است که به امر دینی (جهاد) بر می گردد.
در حدیث دیگری از انس بن مالک روایت شده که فرمود : حبشه ای ها در مقابل رسول الله می رقصیدند و درحالی که می رقصیدند میگفتند : محمد بنده ی صالح است ، رسول الله فرمودند : آنها چه می گویند؟ صحابه گفتند: می گویند محمد عبد صالح.
در حدیث دیگری از جعفر بن ابی طالب روایت شده که فرمود: همانا هنگامی که از حبشه بازگشت و پیامبر را در فتح خیبر دید، حجل شدیدی کرد برای رسول خدا (صلّی الله علیه و آله).
ابن مفلح گفته است: این حدیث بر فرض صحیح بودنش، صلاحیت ندارد که حجت شود بر کسی که رقص را مباح بداند. حجل برای تعظیم بوده که جعفر به آن حالت شادی آن کار را انجام داده است و سپس آن را یکباره ترک کرده است، برای انجام سنت اسلام.
2.3. تاریخچه رقص در ایران
اساساً واژه رقص، عنوانی است که پس از اسلام در ایران بکار رفته، در متون و منابع ادبی ایرانی و همچنین در گروه زبان های شفاهی مردم نواحی ایران، واژگانی چون بازی، وازی، وازیک و واژیک با ابعاد و جنبه های عام تر از رقص، حوزه ای نسبتاً وسیع، از آیینی توسعه یافته را شامل می شده اند؛ حوزه ای که علاوه بر رقص، برخی حرکات شبه ورزشی، رفتار و اعمال رزمی، پانتومیم، نمایش، شعر و موسیقی در آن جایگاهی مشخص و شناخته شده اند. در واقع بازی ها مجموعه ای کوچک تر از بالنده ترین و ماندگارترین عناصر یک آیین بوده اند و چنان که اگر برخی آداب، مناسک و مراسم، اوراد و ادعیه را برعناصر یک بازی بیفزاییم، شکلی آیینی متصور است؛ بنابراین اگر رقص را در هیأت اصلی و منشأ اولیه ی آن به عنوان جزئی از یک آیین تلقی کنیم، می توان پذیرفت که در پی تکامل و بسط و توسعه ی آیین ها، رقص و پایکوبی، شامل جنبش های موزونی شد که در آن اندام های گوناگون تن آدمی، هماهنگ با یکدیگر به حرکت در آمده و خواسته ها و هیجان های ویژه ای را بازگویی و حال های روحی معینی را بیان می کردند. از این رو، رقص و پایکوبی در میان مردمان دوره های باستانی و نوین، معنی و مفهوم و صورتهای گوناگونی از قبیل ورزشی، جنگی، جذبه ای و مذهبی، تقلیدی و نمایشی، تفریحی و شهوانی به خود گرفته، کم و بیش در میان همه مردم جهان، دوره ای دگرگونی و تکامل را پشت سر نهاده است. باید افزود که هماهنگی و هم سویی در پایکوبی و حرکات موزون، مربوط به یک آیین، نه تنها میان اعضای بدن یک فرد، بلکه بین افراد متعدد رقصنده وجود داشته است، این هماهنگی جمعی، جهت ایجاد انرژی غیر متعارف، جذبه، نشاط و دست یابی به چنان روحیه ی جمعی نافذ و عظیمی پدیدار شده است که بتوان توسط آن به دور از هرگونه تردید، بر نیروهای ناشناخته و ماوراء طبیعت و دغدغه ها و اوهام ذهنی غلبه یافت. با تعمیق فعالیت ذهنی و ارتقاء اندیشه و سطح شناخت بشر از پدیده های طبیعی و اجتماعی و دگرگونی در اعتقادات مردم بسیاری از این آیین ها نیز کارکرد خود را از دست داده و متروک مانده اند. آریاییان با آن که بسیار چیزها از فرهنگ مادی مردمان بومی و همسایگانشان فرا گرفته بودند، در کارهای معنوی و آیین ها از این مردمان پیروی نکرده و چون در آن زمان رقص و موسیقی در آیین آریاییان چندان ارجی نداشت و به کار نمی آمد، از این رو این دو هنر چنان که بایست پیشرفت نکرد. با گذشت زمان به سبب تنوع ایجاد شده ناشی از روابط اجتماعی جدیدتر و پیچیده تر، بخشی از حرکات موزون مربوط به آیین ها، که پس از اسلام با عنوان رقص شناخته شده اند، به دور از انگیزه های اولیه و در اشکال سرگرم کننده و سرور آمیز، در پاره ای از مراسم و مجالس، به حضور و حیات خود ادامه داده اند؛ فرمی که پس از اسلام نیز به شکلی کاملاً انتزاعی و مجرد، هم از سوی اعراب و هم از سوی اقوام ایرانی بطور گسترده مورد استفاده قرار می گرفت.
رفته رفته بخشی از این آیین ها که ناکار آمدی آنها مسلم گردیده بود، کنار نهاده شد و بخش های دیگری از آن به لحاظ جوهره ی هماهنگ و غنای ذاتی و تناسب با خلق و خوی اقوام، با تغییراتی مورد بهره برداری قرار گرفت. بنابراین رقص ها پاره ای جدا شده از آیین های پرشماری است که از حیات اولیه خود خارج و به اشکال دیگری بکار گرفته شدند، برخی از درون آیین های دیگر سربرآوردند و در اجزاء مناسک مذهبی یا آداب و اعمال فرق قرار گرفتند. گاه در مجموعه اجزاء یک بازی قرار گرفتند و گاه به عنوان خاطره ای قومی و سرورآمیز، به تجرد و استقلال، موجودیت خود را در فرهنگ اقوام استمرار بخشیدند. بنابراین بررسی چگونگی تحولات حرکات موزون و رقص و نمونه های مختلف آن بی کنکاش در دوره های مختلف و بویژه بدون آگاهی از تحولات اجتماعی و اعتقادی در هر مرحله از تاریخ مقدور نیست، بنابراین تاریخ رقص در ایران به سه دوره کلی، یعنی دوره آغازین عهد باستان، دوران تشکیل امپراطوری های بزرگ تا پیدایش اسلام و دوران پس از اسلام طبقه بندی نمود:
الف) دوران آغازین عهد باستان: از زمان تشکیل اولین اجتماعات بشری در فلات ایران تا زمان شکل گیری امپراطوری های بزرگ، باورهای ابتدایی و پرستش عناصر طبیعت و اجزاء و اجرام آسمانی را می توان نام برد. پس از جدا شدن دو تیره ی هند و ایرانی، پرستش دیوها به عنوان مظهر خدایان، ابعاد گسترده تری یافت و به پیدایش و تکوین شمار قابل ملاحظه ای از آیین ها منجر گردیده است که رقص ها و حرکات موزون نیز جزئی از ساختار آنها محسوب می شده است. مدارک یافته شده از این دوران، پرشمار و قابل تأملند، پاره ای از این مدارک بر سوابق شش هزار ساله رقص دلالت دارد، از همین رو رقص در این دوره باید بطور مداوم با جنبه ها و منشاء آیینی آن توأم باشد.
ب) دوران تشکیل امپراطوری های بزرگ: دوران تشکیل امپراطوری های ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی، ساسانی و حکومتهای کم اهمیت تر، به دلیل پیدایش تمدن های پیشرفته تر و بوجود آمدن شهرها، سربرآوردن مذهب زرتشت پس از لااقل هشت سده سرگردانی و عدم استقبال و پیدایش گروه های یگانه پرست و همچنین تحول در باورهای ابتدایی و محدود کردن خدایان بی شمار از ویژگی های این دوره است. در این میان آن گروه از آیین هایی که با مناسبت های خاص و خوشایند مرتبط بوده اند، توانستند به حیات خود ادامه دهند. اعمال سخت گیرانه ی روحانیون زرتشتی که بخشی از اهرم های اصلی قدرت را در دست داشته اند، اجرای بیشتر آیین ها را با انگ بددینی و بی دینی با تزلزل مواجه ساخت.
در این میان آن دسته از آیین ها، بازی ها و رقص هایی که به مراسم خاطره انگیز قومی و بخصوص اعیاد پیوستگی داشتند، توانستند با تغییراتی چند به جریان خود ادامه دهند. این تغییر مواردی مانند منفک شدن رقص ها از شماری آیین ها و کنار نهادن عامدانه ی خاستگاه اصلی و اولیه آنها، از همین رو بسیاری از حرکات موزون، به مراسم درباری و بزم ها کشیده شده و برخی رقص های مربوط به مراسم قربانی خدایان با حشو و زواید، به اعیاد و جشن ها پیوست. تأثیر منفی و زایل کننده ی زرتشت بر اینگونه مراسم از بیشتر اکتشافات مربوط به دوران اوج این کیش است. اگر از مجسمه های یافت شده از تپه های های شرق و شمال طاق کسری از زنان رقصنده را مستثنی کنیم، در هیچ کدام از سکه های دوره ساسانی و یا مدارک بدست آمده و موجود در نقش رستم، طاق بستان و تیسفون، نشانه ای از آیین ها و رقص ها یافته نشده است، و مملو از نمادهای دینی و صحنه های شکار و جنگاوری ست تا جایی که در حدّ مبالغه گفته شده است؛ نقاشی ها و حجاری های این قوم، چیزی غیر از انواع جنگ و کشتار را نشان نمی دهد. حتی آنجا که برخی از نویسندگان سده های نخستین اسلامی همچون جریر طبری، جاحظ، ابن خردادبه، ابن المقفّع و مسعودی در معرفی مندرجات این گروه از آثار بیشتر محتوی شیوه های حکومتی، موضوعات حقوقی، اندرزنامه ها، جنگ ها و خصایل پادشاهان بوده است. مسعودی نیز با این که به دستیابی و استفاده از تعدادی منابع و کتب پهلوی اذعان داشته و با توجه به دقت نظر او در پرداختن به آداب و رسوم گذشتگان از رقص های پیش از اسلام سخنی به میان نیاورده است؛ اگر چه او در جایی دیگر و در بیان آداب مردم خراسان، در زمان خلافت عباسیان، در مورد رقص های مردم خراسان، سند ارزشمندی به یادگار گذارده است. تنها سند مکتوب در مورد پایکوبی و حرکات موزون ایرانیان پیش از اسلام، برافروختن آتش و پایکوبی و سرور دسته جمعی مردم در کنار آتش است و برخی از آیین ها که مربوط به اعیاد مانند نوروز و یا ایام خاصی چون جشن آبریزگان در سی ام بهمن ماه است.

مطلب مشابه :  استراتژی ها