پرخاشگری باس و وارن، خاشگری دانش آموزان، مزاج کودکی میانه

دانلود پایان نامه

عنوان پایان نامه:رابطهطرد-پذیرش والدین و خلق و خوی دانش آموزن دختر پایه ششم ابتدایی با رفتار پرخاشگرانه آنها در فولادشهر
استاد/ اساتیدراهنما:دکتر سیروس عالی پور بیرگانی
استاد/ اساتید مشاور:دکتر منیجه شهنی ییلاق
درجه تحصیلی:کارشناسی ارشد رشته:علوم تربیتی گرایشروانشناسی تربیتی
دانشگاه :شهید چمران اهواز دانشکده:علوم تربیتی و روانشناسی گروه :علوم تربیتی
تاریخ فارغ التحصیلی :دی 1393 تعداد صفحه:158
کلید واژه: طرد-پذیرش والدین، خلق و خو، پرخاشگری
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه طرد-پذیرش والدین و خلق و خوی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی با رفتار پرخاشگرانه آنها در شهر فولادشهر بود. روش تحقیق حاضر از نوع همبستگی بود. در این راستا 196 نفر دانش آموز دختر پایه ششم ابتدایی به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه طرد-پذیرش والدین ویژه کودکان (فرم پدر و مادر)، پرخاشگری باس و وارن و مزاج کودکی میانه استفاده شد.
یافته ها نشان دهنده آن بود که طرد-پذیرش والدین و حواسپرتی بطور معنی داری پیش بینی کننده پرخاشگری دانش آموزان است. طرد-پذیرش پدر و آستانه ی حسی پیش بین های پرخاشگری کلامی در دانش آموزان، طرد-پذیرش مادر پیش بینی کننده پرخاشگری جسمی و خصومت در دانش آموزان و طرد-پذیرش مادر و حواسپرتی پیش بینی کننده خشم در دانش آموزان بوده، طرد-پذیرش والدین پیش بینی کننده های معنی دار پرخاشگری غیر مستقیم در دانش آموزان بودند. همچنین نتایج حاکی از آن بود که طرد-پذیرش مادر، پیش بینی کننده پرخاشگری در دانش آموزان با حواسپرتی بالا و طرد-پذیرش پدر، پیش بینی کننده پرخاشگری در دانش آموزان با حواسپرتی پایین است

فصل اول
کلیات پژوهش

مقدمه
پرخاشگری یکی از شایع ترین اختلال های رفتاری دانش آموزان در مدارس می باشد که به صورت پرخاشگری فیزیکی، کلامی و رابطه ای قابل مشاهده است. آنچه باعث توجه محققان تربیتی به این اختلال رفتاری در مدارس شده است، آثار نا مطلوب آن بر حالات درونی فرد و پیرو آن رفتار بین فردی افراد است و همچنین باعث ایجاد تصویر منفی در بین همسالان و آموزگاران، طرد از سوی والدین و همسالان، افت تحصیلی،ترک تحصیل،مصرف مواد، بیماری و مشکلات دیگر می شود (شهیم، 2007).
تحقیقات صورت گرفته در زمینه اختلال های رفتاری، این نتیجه را در برداشته که در بروز این اختلال های رفتاری عواملی مثل خانواده، به ویژه الگوی رفتاری والدین و عوامل ارثی و زیستی مثل شخصیت، سن،جنس و خلق و خوی کودک موثر است.خلق و خوی کودک چه به تنهایی و چه با توجه به محیط،عامل مهمی است که به صورت روانی و رفتاری در کودک نمود پیدا می کند و در تحول اجتماعی، شخصیت و سازگاری روانی کوکان نقش ایفا می کند.
مطالعات نشان داده است که رابطه والدین با فرزندان یک عامل حیاتی برای سازگاری روان شناختی فرزندان است و رفتار پرخاشگرانه فرزندان بیشتر حاصل خانواده های مشکل دار، دارای ساختار ناسالم و ارتباط نامطلوب والدین با فرزندان است که در این خانواده ها معمولا یک محرک استرس زا مانند عدم سازگاری زناشویی، عدم پذیرش فرزندان توسط والدین (فقدان صمیمیت، محبت، عشق، مراقبت، آسایش، حمایت و دیگر تظاهرات مثبت)، طرد والدین (فقدان احساسات مثبت و حضور گسترده ای از رفتارهای آسیب زای جسمانی و روان شناختی)، رفتارهای متفاوت والدین، کنترل روانی فرزندان توسط والدین و خلق و خوی دشوار آنها وجود دارد (شایگتو ، منگلزدورف و بران ، 2014؛ اکسینر و بایدر ،2014؛ روهنر و خالقی ، 2012؛ جولی و آندر ، 2011). پس بی تردید خانواده و چگونگی روابط میان اعضای خانواده و کیفیت ارتباط والدین و فرزندان و خلق و خوی خود کودک در شکل گیری اختلاهای رفتاری نظیر پرخاشگری نقش و اهمیت به سزایی دارد. بنابرین، برقراری محیطی گرم و صمیمی در خانواده و رابطه محبت آمیز بین والدین و فرزندان باعث کاهش پرخاشگری فرزندان و رفتارهای برون ریزی شده آنها خواهد شد و توجه به خلق و خوی کودک و شناخت بهتر آن به سلامت و رشد بهینه کودکان کمک شایانی خواهد کرد.
بیان مسئله
خانواه مهم ترین و اصلی ترین نهاد تربیتی جامعه است. استحکام خانواده و روابط آن منجر به شکل گیری سلامت روانی مطلوب تر برای ورود به جامعه بزرگتر می شود. هرگونه معضل و مشکلی که استحکام خانواده را خدشه دار نماید سلامت جامعه را نیز تحت الشعاع قرار می دهد. خانواده سالم، خانواده ای است که میان اعضای آن بویژه والدین و فرزندان رابطه درست حاکم باشد) بی تردید خانواده و چگونگی روابط میان اعضای خانواده و کیفیت ارتباط والدین با فرزندان در شکل گیری شخصیت و رشد اجتماعی، عاطفی و عقلانی فرزندان نقش و اهمیت فراوانی دارد (محمودی قرابی، 1390).
یوگین ( 2003، به نقل ازحسن پور، جلالی، شعیری و خزایی، 1392) باور دارد دامنه ای از رفتارهای پرخاشگرانه که در کودکان به چشم می خورد شاید در پرتو این حقیقت قابل درک باشد که عوامل زیادی در شکل گیری این رفتارها دخالت دارند، مثل عوامل بیرونی (جامعه، محیط، خانواده، آموزش و پرورش) و عوامل درونی (شخصیت، عوامل عاطفی، شناختی و عصب زیستی).
کراپ (2006) معتقد است مشکلات رفتاری، مانند بیش فعالی، بازداری، پرخاشگری و پرخاشگری انفعالی به راحتی می تواند ابراز شود چرا که کودک یا نوجوان روش مناسب برای غلبه بر محیط و ارتباط با اطرافیان خود نداشته و در مدیریت خشم مشکل داشته، بنابراین این نوع رفتار را بروز می دهد (به نقل از حسن پور و همکاران، 1392).
فارل ، سالیوان ، اسپسیتو و مایر (2005،به نقل از لی ، 2014) بیان کردند، در سراسر فرهنگهای جهان اوایل نوجوانی دوره ای است که پرخاشگری به بالاترین سطح خود می رسد. قله پرخاشگری در اوایل نوجوانی است و پس از آن کاهش می یابد. این ممکن است به دلیل آن باشد که اوایل نوجوانی دوره بی ثباتی عاطفی، سرپیچی از چهره های اقتدار مانند پدر و مادر، ناامیدی برای رسیدن به استقلال و تجربه کردن تغییرات جسمی و روانی است. در چنین موقعیتی نمی دانند که چگونه با موقعیت های مشکل ساز برخورد و خود را کنترل کنند. این نکته توضیح می دهد که چرا آنها دست به اعمال پرخاشگرانه میزنند.
آندرسون و بوشمن (2002، به نقل از رجب پور، مکوندحسینی و رفعیی نیا، 1391) معتقدند، پرخاشگری را می توان به عنوان رفتاری تعریف کرد که منجر به آسیب یا صدمه زدن به دیگران می شود. از جمله عوامل بیرونی در بروز رفتار پرخاشگری کودکان، عامل خانواده به ویژه الگوی رفتاری والدین است. از این رو نتیجه گرفته اند که بین بد رفتاری والدین و پرخاشگری کودکان ارتباط وجود دارد. اینکه والدی نسبت به کودک خود پذیرنده؛ یعنی عشق و احساس مثبتش را هم بصورت فیزیکی و هم بصورت کلامی ابراز کند (روهنر ، 2007)، و یا طرد کننده؛ یعنی با خصومت، پرخاشگری و یا غفلت و مسامحه با کودک رفتار کند (روهنر، 2007)، همگی بر نحوه بزرگسالی که امروز کودک ما محسوب می شود تاثیرگذار است.اساس ارتباط سالم، محبت کردن، دوست داشتن و مبادله مهر و عطوفت است. محبت تقویت کننده ای مثبت است ولی باید در مورد زمان، مکان و میزان و چگونگی استفاده از آن دقت کرد.

مطلب مشابه :  ابزارها، ظرفیت شناختی سرکوب افکار ناخواسته،