پیامد تراکم سرمایه فرهنگی، انواع سرمایه فرهنگی، نابرابری های فرهنگی

دانلود پایان نامه

منابع فرهنگی که به تبع” بوردیو” سرمایه فرهنگی نامیده می شود اثر مثبت و معنی داری بر روی موفقیت تحصیلی دارد. ( عبید؛ 1240 به نقل از سمیعی 1379)
2-4-3- نابرابری های فرهنگی
“پیر بوردیو” و” ژان کلود پاسرن” ( 1997) در تحقیقی که بر اساس فرضیه عدم تساوی سرمایه فرهنگی انجام داده اند چنین نتیجه گیری می کنند که نابرابری فرهنگی فقط با رفتار و اعمال فرهنگی که برای افراد و گروهها مقدور است، مشخص می شود، تئاتر و اپرا رفتن، مجله و روزنامه خواندن، سینما رفتن، دوربین عکاسی داشتن و امثال آن می تواند به عنوان نشانه ها و امکانات سرمایه فرهنگی به شمار می اید. امکاناتی که به طور یکسان در دسترس همه نیست. در تحقیقی که بوردیو در سال 1966 درباره بازدیدکنندگان موزه های اروپا انجام داد، می نویسد که علاقه به هنر و کیفیت دلبستگی به آثار هنری ارتباط نزدیکی با موقعیت و امکانات خانوادگی و طبقاتی افراد دارد. وقتی یک گارگر، نمایشگاههای نقاشی را می بیند، غالباً به یک راهنما نیاز دارد که برای او تابلوها، سبک ها، ریزه کاری ها را توضیح دهد ولی یک تحصیل کرده نیازی به راهنما ندارد. وی نتیجه می گیرد که کشش و علاقه افراد و گروهها از منبع و میراثی بهره می گیرد که مانند یک سرمایه اختصاصی و خانوادگی حفظ شده است. در سرمایه گذاری فرهنگی تلاشی که دولت برای فراگیری نظریه ها و تکنیک ها در مدارس و دانشگاهها می نماید، مانند سرمایه گذاری اقتصادی از ثروت و ذخیره مملکت محسوب می شود که افراد به عنوان تولید کننده و مصرف کننده به آن دسترسی دارند( روح الامینی، 1365، 65)
جوامع برای تشویق افراد در احراز موقعیت های حساس اجتماعی، مزایای خاصی را در نظر می گیرند. این مزایا باید بین موقعیت های مختلف با توجه به میزان مهارت و وجهه هر موقعیت توزیع گردد. توزیع موقعیت ها، حقوق و پاداش های متناسب با آنان، به نظام قشربندی اجتماعی منجر می گردد.( ریترز، 1374)
قشر نخبه فرهنگی
قشر بانفوذ فرهنگی
قشر کمکی فرهنگی
قشرعادی فرهنگی
محرومین
شکل ( 3-2) سرمایه فرهنگی دارایی فرهنگی و یا میزان دسترسی به منابع معرفتی در جامعه است.(چلبی، 1375؛ 94)
2-4-4- سلیقه فرهنگی
بزعم “بوردیو” آثار هنری به عنوان سرمایه های نمادین تلقی می شود. قوانین حاکم بر درک آثار هنری از جمله موارد خاصی است که آشنایی با آن موجب اشاعه فرهنگ می شود. پیام اثر هر چه که باشد، خواه تبلیغ یک مذهب، خواه یک عنوان سیال و یا تصاویر هر پیام دیگری، دریافت آن به لایه های ذهنی، اندیشه و علم مخاطبان بستگی دارد. بنابراین در جامعه ای که طبقات به نحوه تمایزی وجود دارند. پیوند نزدیکی بین طبیعت و کیفیت اطلاعات منتقل شده در آن جامعه وجود دارد و درک جامعه از آن اطلاعات و تاثیر آن، در حد امکان به طور مستقیم و غیر مستقیم پاسخگوی انتظارات آشکار و پنهان جامعه باشد. بیشتر مدیون تربیت خانوادگی و محیط اجتماعی و در زمینه فرهنگ مدرسی حداقل مدیون تحصیلات مدرسه ای است.( بوردیو، 1998؛ 107 به نقل از سمیعی 1379)
افراد، سلیقه فرهنگی را برای تقویت مرزهای سمبولیک بین خودشان و طبقاتی که دوستشان ندارند استفاده می کنند. با تحقیق در مورد سلائق فرهنگی به نظر می رسد که انواع آن و تاثیر و انعکاسی از ساختار طبقاتی است. سلیقه فرهنگی به صورت تئوری به عنوان اصلی در انحصار عده ای است که در آن گروهی، گروهی دیگر را از رسیدن به منابع گرانبهای چون اعتقادات مذهبی، روابط شغلی،…… باز می دارند. طبق نظر تئورسین ها، از او پایگاههای بالای اجتماعی، فرهنگی های دیگر را ناقص، عامیانه یا غیر قابل احترام می دانند. این نظریه پردازان اظهار می کنند که هر چه موقعیت شغل بالا رود به همان نسبت اختلاف فرهنگی مرحله ای از طرد دیگر الگوهای پایین فرهنگی را سپری می کنند.( بریسون، 1996؛ 89).
2-5- پیامد تراکم سرمایه فرهنگی
نابرابری شدید در توزیع سرمایه فرهنگی می تواند دارای پیامد نامطلوب برای جامعه باشد. این پیامد ها می توانند به شرح زیر گمانه سازی شوند:
محرومیت اکثریت اعضای جامعه دردسترسی به منابع معرفتی، اولین پیامد آنی این نوع نابرابری است. دوم، امکان بسط فراگیری تعمیم یافته در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی محدود می شود، این محدودیت با عدم امکان گسترش ملاک های عقلانیت همراه است.
سوم، سطح مشارکت همگان موثر در تولیدات و خلاقیت های علمی و فرهنگی نازل است.
چهارم، گر چه امکان رسیدن به مفاهمه فرهنگی با سرمایه فرهنگی بالا تحت نظارت نخبگان اجتماعی آسانتر است، لکن این مفاهمه از نوع وفاق انفعالی است.( چلبی، 1375؛ 214) مفاهمه انفعالی، خاص جامعه انفعالی است بالعکس با سرمایه فرهنگی پایین گر چه دستیابی به مفاهمه فرهنگی مشکل تر می شود ولی در صورت دستیابی به آن امکان رشد و توسعه پایدار بیشتر می شود. در چنین شرایطی تغییرات اجتماعی کند، غیر جهت دار و غیر عقلانی خواهند بود. اکثریت افراد در تغییرات اجتماعی نقش دنباله رو را ایفا می کنند. در یک کلام، با وجود سرمایه فرهنگی بالا، جبر اجتماعی در جامعه نقش عمده را بازی می کند.
پنجم، جذب دانش های نوین و به هنگام کردن دانش در سطح جامعه مشکل می شود و امکان گردش اطلاعات به صورت افقی و عمودی در جامعه محدود می شود.
ششم، تغییر پذیری و ارزش تغییرها در جامعه کاهش می یابد.
هفتم، با افزایش سرمایه فرهنگی خصلت منزلتی آموزش افزایش می یابد و به همراه آن خصلت کاربردی و تخصصی آن کم رنگ تر می شود.
هشتم، در صورت بالا بودن سرمایه فرهنگی در سطح نظام شخصیتی، تمایل به اخلاق مسئولیت و سلوک روشمند برای اکثریت ضعیف باقی می ماند و به عبارت دیگر رشد شخصیت برای اکثریت در دامنه های محدود میسر است ( بریسون؛ 214 ) به کارگیری سرمایه فرهنگی غالباً در راستای حفظ و به دست آوردن یک موقعیت اجتماعی مطلوب می باشد. همه افراد مایلند که تحصیلات بالا با مزایای بالا داشته باشند که این مزایا علاوه بر این مسائل، شامل ارضای حس اقتدار طلبی و جنبه های منزلتی شخص می باشند.
2-6- انواع سرمایه فرهنگی
2-6-1- بازتولید فرهنگی بازتولید فرهنگی به شیوه هایی اطلاق می شود که به کمک آن مدارس همراه با نهادهای اجتماعی دیگر به دائمی کردن نابرابری های اجتماعی و اقتصادی در میان نسل ها کمک می کنند. این مفهوم معطوف به وسایل است که به کمک آن مدارس از طریق برنامه های پنهان بر یادگیری ارزش ها، نگرش ها و عادات تاثیر می گذارند. مدارس ارزش های متفاوت فرهنگی و شیوه های نگرش فرا گرفته شده در اوایل زندگی را تقویت می کند. هنگامیکه که کودکان، مدرسه را ترک می گویند. این عوامل برای برخی اثر محدود کننده های در فرصت ها دارند و برای دیگران دارای اثر تسهیل کنند هایی در فرصت ها دارند و برای دیگران دارای اثر تسهیل کننده اند. شیوه های کاربرد زبان که توسط برنشتاین( 1975) تشخیص داده شده بی گمان به این گونه تفاوت های کلی فرهنگی مربوط می شود که پایه اختلاف در علایق و سلیقه ها را تشکیل می دهند. کودکانی که از زمینه های اجتماعی و خانوادکی طبقه پایین برخاسته اند به ویژه کودکان گروههای اقلیت قومی، شیوه های گفتار و رفتاری پیدا می کنند که با شیوه گفتار و رفتار مسلط در مدرسه مغایر است( گیدنز، 1376؛ 461)
هنگامی که بولز وجنتین(1976) تاکید می کنند مدارس ، قواعد انضباط را به دانش آموزان تحمیل می کنند و اقتدار معلمان معطوف به یادگیری آموزشی است. کودکان طبقه پائین هنگامی که وارد مدرسه می شوند برخورد فرهنگی بسیار شدید تری را تجربه می کنند تا کودکانی که از خانواده های مرفه تری هستند. در واقع گروه اول خود را در یک محیط فرهنگی بیگانه می یابند. و نه تنها کمتر احتمال دارد که آنها در جهت عملکرد آموزشی بهتر برانگیخته شوند بلکه شیوه های گفتار و رفتار عادی آن ها نیز با شیوه های گفتاری و رفتاری معلمان همخوانی ندارد، حتی اگر هر یک منتهی تلاش و کوشش خود را برای برقراری ارتباط به عمل آورند.( همان ماخذ؛ 461)

مطلب مشابه :  مداخلات آموزشی غیر رسمی برای آموزش راهبردهای فراشناختی، روش تدریس مبتنی بر نظریه فراشناخت، مفاهیم اساسی روش تدریس فراشناختی